معکوس
762 subscribers
827 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
متاسفانه زندگی آنقدرها هم که فکر می‌کنیم فیلم سینمایی نیست که اول تا آخر ماجرا را با روندی منظم و نسبتا مناسب نشانمان دهند و درنهایت درلحظه‌ای که قرار است همه چیز تغییر کند با نور صحنه بازی کنند و موسیقی پخش کنند و بازیگر در اوج احساس خود باشد.
خیر.
زندگی را آن‌جا می‌شود فهمید که ساعت ۹ شب وقتی از در خانه بیرون می‌زنی و بیست قدم جلو می‌روی تا آشغال‌هایت را سر کوچه بیندازی داخل سطل، حین برگشتن به سمت خانه حتی با حضور صدای بلند و کرکننده ی خش‌خش دمپایی‌هایت به این فکر می‌کنی که دیگر باید قید یکی از مهم‌ترین عقاید زندگیت را بزنی.
من دلم می‌خواهد و البته فکر می‌کنم که می‌توانم ۲۵۶ صفحه راجع به تنهایی و انزوا بنویسم. اما حوصله‌ام نمی‌کشد. پس
به همین بسنده می‌کنم که انزوا برخلاف ماهیتی که دارد شبیه به «سکوت» نیست. فکر کنم مانند یک سوت یکنواخت باشد که در گوش می‌پیچد. کم نمی‌شود. صدایی به آن اضافه نمی‌شود و در لحظه‌ای قطع نمی‌شود.
سکوت خیلی قابل‌‌تحمل‌تر از یک سوت دائمی است. من سکوتی درون انزوا نمی‌بینم زیرا این انزوایی که جلوی دست و پای من ریخته هیچ‌وقت ساکت و تنها نمی‌ماند.
Audio
Yade To
Poori
از چشمان آدم‌ها بیرون بیا و در نگاه من مخفی بمان.
Sharmsari
Mohsen Chavoshi
من اخیرا احساس می‌کنم پاندای متولد شده از تو تخم بابا غازه ی پاندا کونگ‌فوکارم.
انسان بعد از مدتی حتی غمِ وجودش رنگ می‌بازه. اون موقع رنگ خاصی ندارن. وقتی کسی رنگ خاصی نداشته باشه جزو سلیقه‌ ی عموم برای شروع ارتباط و حتی ادامش قرار نمی‌گیره. گذران زندگیش آن‌چنان براش اهمیت پیدا نمی‌کنه و کم‌کم همه‌چیز این وسط گم می‌شه چون نمی‌تونه هم‌رنگ‌های خودش رو کنارش نگه داره.
بی‌رنگ‌ها موجودات کوچک و شکننده‌ای هستند. اهمیتی نداره چقدر بی‌تفاوت و قوی با شما برخورد کنند بلکه درنهایت اون‌ها حتی از نگاه‌ها رنج می‌کشند.
انسان‌های بی‌رنگ رو شما از این فاصله که ایستاده‌اید نخواهید دید.
Faghat Bash
Mahyar
دستانت که شرم می‌کنند از سرما
در خفای جیب می‌لولند
ندامت سرمای انگشتانم را
حرارت لب‌های تو می‌دانند

اگر گل نحیف سرت شرمنده‌ی باران شد
بگو ببار
حاصل سر به زیری اشکت
کسی شاداب خواهد شد
خوشا فَصلی کِه دور از غم

هَمَه کَه شُنَه وا شُنَه

دَست وا دَست ، سایَه وا سایَه

شارَفتَه خُنَه وا خُنَه

خَزُنِ زَرد ایسالُن نُوبَتی تَمُنِن

بَهار از راه اَرسیدِن زندِگی چِه جُنِن



-شاعرش نمی‌دونم چه کسیه
Norf Norf
Hiphopologist & Ashkan Kagan
همه‌جوره همه‌جا.
خرده دستاوردها و آزادی‌ها همیشه بلای جان ما بوده و هست. حتی گاهی شکست‌هایمان را این چنین جلوه می‌کنیم. یا بی‌اهمیت‌ترین‌ها را برای چنگ زدن به یک لقمه رستاخیز درخشان نشان می‌دهیم. آزادی با تقلب به دست نمی‌آید و تقلب نان شب سیاست‌مداران شده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داشتم فکر می‌کردم درحالی که من اینجا نشستم داستان‌هام تو چندتا کشور مختلف تا الان خونده شدن
هه
ذوق کردم
باانرژی برم سراغ درسام
ادبی بودن یادداشت‌ها و غیرادبی بودن سبکش هر دو محصول «آگاهی حاد» او، خصومتش با کلام دیگران و وابستگی‌اش به آن‌هاست.


ريچارد پوی یر