Forwarded from Sarah with H (Sarah)
پناه تورا قشنگ تر میکند، چه باشی برای کسی، چه کسی باشد برای تو.
بسیار خسته و رنجور و تنهام و حوصلهام نمیکشد غرهایم رو قورت دهم یا آنها را در قالب نوشته و داستان بیان کنم.
قطعا زندگی من با عروسکها گره محکمی خورده. نباید اونها رو از پسربچههای دوساله جدا کرد مخصوصا اونایی که به ماشین و تفنگ علاقهای ندارن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی تو ایران به این صورته که به یه بچه فرصت میدن. جلوی یه دروازهبان بزرگ پنالتی بزن و به آرزوت برس. آیا اون دروازهبان از سر دلسوزی اجازشو میده؟
هه!
هه!
معکوس
Googoosh – Koli
چون این تیکه شعر رو خیلی دوست داشتم وسط چرکنویسام نوشتمش بمونه. خط خوبی ندارم. حس خوبی داره
در مقطعی از زندگی انسان دلش میخواهد فریاد بزند «از همتون متنفرم. تمام آدمها»
و اگر آن زمان انسانی باشد که این فریاد را بشنود و پس از آن باصبر و سکوت همچنان تو را بخواهد و دوست داشته باشد، شاید تو خوشبخت باشی.
و اگر آن زمان انسانی باشد که این فریاد را بشنود و پس از آن باصبر و سکوت همچنان تو را بخواهد و دوست داشته باشد، شاید تو خوشبخت باشی.
اونجا که سعدی میگه:
«برگ درختان سبز درنظر هوشیار
هر ورقش دفتری است معرفت کردگار»
یا علیابن ابیطالب گفته هیچچیز رو ندیدم مگر با خدا و معرفت عمیق رو حضور خدا در هرچیز دیدن؛ احتمالا فهمیدن که که باید خدا رو تو جنگ و ویرانی و مرگ و اشک و کوفت و زهرمار هم دید.
«برگ درختان سبز درنظر هوشیار
هر ورقش دفتری است معرفت کردگار»
یا علیابن ابیطالب گفته هیچچیز رو ندیدم مگر با خدا و معرفت عمیق رو حضور خدا در هرچیز دیدن؛ احتمالا فهمیدن که که باید خدا رو تو جنگ و ویرانی و مرگ و اشک و کوفت و زهرمار هم دید.