Forwarded from معکوس (ننویسنده)
من در طلب رها شدن
یا عزیمت میکنم به سمت مرگ
یا میدوم که جانم گره بخورد در حلقم
و سوال میکنم از تخته سنگها
که این رخوت رهایی است
یا بادی که اکنون از کنارتان گذشت؟
یا عزیمت میکنم به سمت مرگ
یا میدوم که جانم گره بخورد در حلقم
و سوال میکنم از تخته سنگها
که این رخوت رهایی است
یا بادی که اکنون از کنارتان گذشت؟
اینجا خیلی نویسندهطوری شده همه چیزش
من سعی میکنم فاصله بگیرم
کمی از «منِ بیاهمیت» برای شما بگم
ببینیم خوشمیگذره هنوزم یا خیر
من سعی میکنم فاصله بگیرم
کمی از «منِ بیاهمیت» برای شما بگم
ببینیم خوشمیگذره هنوزم یا خیر
اوه اوه
امروز سالگرد آلبوم ابراهیم چاووشیه
من با این آلبوم بزرگ شدم
زندگی کردم
پدرم دوستش داشت و همیشه توی ضبط ماشین پخش بود
زندگیم ذره ذره با کلماتش مانوس شد
و تا جایی که توی ۱۳ سالگی مدت مدیدی تنها دغدغم این بود که
«کسی نمیشنود ماه را
اگر که روی سخن داری
و درد حرف زدن داری
اگر دهان خودت هستی
اگر زبان خودت هستی
به گوش های خودت رو کن»
امروز سالگرد آلبوم ابراهیم چاووشیه
من با این آلبوم بزرگ شدم
زندگی کردم
پدرم دوستش داشت و همیشه توی ضبط ماشین پخش بود
زندگیم ذره ذره با کلماتش مانوس شد
و تا جایی که توی ۱۳ سالگی مدت مدیدی تنها دغدغم این بود که
«کسی نمیشنود ماه را
اگر که روی سخن داری
و درد حرف زدن داری
اگر دهان خودت هستی
اگر زبان خودت هستی
به گوش های خودت رو کن»