بعد از سه ساعت متوالی زل زدن به برگههای داستانی که نوشتم
فهمیدم سه ساعت گذشته و من فقط سه خط نوشتم و بقیش داشتم فکر میکردم
داشتم فرو میرفتم تو حس غریبانه ی شبم
خلاصه که سه ساعت و سه خط و هیچ!
صبح شده
بیزارم
فهمیدم سه ساعت گذشته و من فقط سه خط نوشتم و بقیش داشتم فکر میکردم
داشتم فرو میرفتم تو حس غریبانه ی شبم
خلاصه که سه ساعت و سه خط و هیچ!
صبح شده
بیزارم
اصلا لایفاستایل بعضیارو میبینم برگام میریزه از این حجم از فعالیت
من سه روز پشت هم رفتم بیرون
امروز قسم خوردم یک هفته از تختم بیرون نیام
من سه روز پشت هم رفتم بیرون
امروز قسم خوردم یک هفته از تختم بیرون نیام
معکوس
✨ این پیام بمونه یادگاری از این مینیمسابقه. سلام به شمایی که نوشتن رو دوست دارید. برای اینکه کمی داستاننویسی رو بیشتر دریابیم دوست دارم یه ماجراجویی کوچیک بین خودمون راه بندازم. شرایط این ماجرا هم به این صورت هست که شما کافیه یک داستان کوتاه بنویسید بدون…
تا الان ۵۲ تا نوشته برای من فرستاده شده.
معکوس
Photo
تنهایی اعتیاد نمیآورد. تنهایی به اندازه ی خود کافی است. برای هر فرد بندی از تنهایی -میخواهد کلفت یا نازک باشد- دور گردن آویخته شده. روزی آن را حس میکند که از مبدا خود خیلی دور شود و نخ کشیده شده، دور گردن او را برنجاند. فکر میکنم نخ من کوتاهترین نخی است که ساخته شده. بیشتر شبیه قلاده سگ.