نمیدونم تاحالا خفگی در حضور هوا رو تجربه کردید یا نه. درحالی که تمام اجزای قفسه ی سینه و ششها درست کار میکنن اما انگار نفس چیزی جز یک کلمه نیست و پشت درهای بسته ی زیادی مونده. نمیدونم.
احتمالا تجربههای مشابه زیادی با هم داشتیم و هرکس به علت خاص خودش.
اما خفگی معنای خاصی داره. خیلی ساده و بیپرده اتفاق میوفته. هیچ چیز تو وجودت نمیمونه برای چنگ زدن به این دنیا. انگار هرچقدر درونت دست و پا بزنه جسمی که چشمای اون رنجها رو دیده با مغزی که تاب آوردشون خسته شدن.
خفگی مثل یه خواب میمونه که به کابوس آغشته شده.
احتمالا تجربههای مشابه زیادی با هم داشتیم و هرکس به علت خاص خودش.
اما خفگی معنای خاصی داره. خیلی ساده و بیپرده اتفاق میوفته. هیچ چیز تو وجودت نمیمونه برای چنگ زدن به این دنیا. انگار هرچقدر درونت دست و پا بزنه جسمی که چشمای اون رنجها رو دیده با مغزی که تاب آوردشون خسته شدن.
خفگی مثل یه خواب میمونه که به کابوس آغشته شده.
Forwarded from معکوس (ننویسنده)
یه توئیت خوندم نوشته بود
تاکید روی کتابخونی به عنوان ارزش مطلق، یه قشر متوهم بیسواد پرمدعا ساخته که خطرشون از آدمای بیسواد هم بیشتره.
تاکید روی کتابخونی به عنوان ارزش مطلق، یه قشر متوهم بیسواد پرمدعا ساخته که خطرشون از آدمای بیسواد هم بیشتره.
دیشب با جناب آقای نوید کلهرودی(شاید بعضیاتون بشناسیدشون یا دیده باشین ایشون رو) راجع به دنیای نوشتن و نویسندگی و آینده صحبت کردم.
تاحدودی چیزهایی که تو ذهنم بود و ایدهآلهایی تغییر کرد که ممکنه سبک و محوریت این چنل، نوع برخورد من با نوشتههای خودم و کتابها رو تغییر بده.
امیدوارم از این تغییرات که قراره ایجاد بشه لذت ببرید و براتون غریب نشه.
کمی آهستهتر قراره قدم بردارم. کمی.
تاحدودی چیزهایی که تو ذهنم بود و ایدهآلهایی تغییر کرد که ممکنه سبک و محوریت این چنل، نوع برخورد من با نوشتههای خودم و کتابها رو تغییر بده.
امیدوارم از این تغییرات که قراره ایجاد بشه لذت ببرید و براتون غریب نشه.
کمی آهستهتر قراره قدم بردارم. کمی.
اولین سریالی که تو تابستون تموم شد
فکر کنم همتون میشناسید معرفی نمیخواد
ولی من ندیده بودمش
و چقدر کیف کردم.
#معرفی_فیلم
فکر کنم همتون میشناسید معرفی نمیخواد
ولی من ندیده بودمش
و چقدر کیف کردم.
#معرفی_فیلم