دولت اصلاحات جناب روحانی و ادامه دهندگان راه اون سال ۹۸ اونقدر خون و خونریزی کردن که حد و حساب نداره
جناب رئیسی هم اون دوران ریاست قوه قضائیه و مسئول اصلی صدور احکام بودن
رای دادن به افرادی که راه این دو تا رو ادامه دادن؟
چی بگم والا
پ.ن: آبان ۹۸ هزار بار خونریزتر از شهریور ۴۰۱ بود
جناب رئیسی هم اون دوران ریاست قوه قضائیه و مسئول اصلی صدور احکام بودن
رای دادن به افرادی که راه این دو تا رو ادامه دادن؟
چی بگم والا
پ.ن: آبان ۹۸ هزار بار خونریزتر از شهریور ۴۰۱ بود
معکوس
دولت اصلاحات جناب روحانی و ادامه دهندگان راه اون سال ۹۸ اونقدر خون و خونریزی کردن که حد و حساب نداره جناب رئیسی هم اون دوران ریاست قوه قضائیه و مسئول اصلی صدور احکام بودن رای دادن به افرادی که راه این دو تا رو ادامه دادن؟ چی بگم والا پ.ن: آبان ۹۸ هزار…
البته اینم اضافه کنم
که شاید یه خرابه رو این آدما نتونن بسازن
ولی کسی مثل «جلیلی» هزاربار بدتر خرابش میکنه
که شاید یه خرابه رو این آدما نتونن بسازن
ولی کسی مثل «جلیلی» هزاربار بدتر خرابش میکنه
انسانی که درگیر ادبیات و هنر شده و میگه من به مسائل سیاسی و جامعه ی درون کشورم اهمیت نمیدم ذرهای از هنر رو نفهمیده.
جنس ادبیات میان دستان من از همان جنسهایی هست که ته انباری پیدا میشود. من دلم میخواهد گاهی زنگ بزنم و بروم ته تاریکی نمدار و خاک خورده و شمایی که مرا میخوانید سر و کارتان برای زنده بودن تا پلههای انباری سرک بکشد. اصلا شاید زیبایی هر خانهای انباریاش باشد. مخصوصا آنها که زمان قدیم در پس خیالها و خاطرات، یک خروار واقعیت له و لورده آنجا کز میکرد.
در دنیای کتابها ما هیچ نمیخواهیم جز به روی زانو افتادن. تسلیم حرف اول را میزند در دنیای نوشتهها. هرکس که باشکوهتر گردن افکار ما را بزند را تاج سر مینهیم. حالا من به این فکر میکنم که اگر نوشتهها جایی سبز، به سبزی برگ چای، کم تراکم و پر از افت و خیز نبود و لم میداد به دل ما چه میشد؟
در دنیای کتابها ما هیچ نمیخواهیم جز به روی زانو افتادن. تسلیم حرف اول را میزند در دنیای نوشتهها. هرکس که باشکوهتر گردن افکار ما را بزند را تاج سر مینهیم. حالا من به این فکر میکنم که اگر نوشتهها جایی سبز، به سبزی برگ چای، کم تراکم و پر از افت و خیز نبود و لم میداد به دل ما چه میشد؟
Forwarded from ترتیزک (ذ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حس میکنم «از دست رفتگی» چیزی فراتر از تصورات من است. چیزی فراتر از بنیاد زندگی من. انقدر سنگین و سخت و والاست که در طول این عمر کوتاه هرگاه فکر میکنم تمام آن را چشیده و بدست آوردهام، مجدد بیشتر از آن چه که بود را به من نشان میدهد.