بوی بارانی
عمری است که خاک را می بوسی
کفش هایت جنس ابر
آزادی برای قطرات
بوی بارانی
همینقدر دوست داشتنی
عمری است که خاک را می بوسی
کفش هایت جنس ابر
آزادی برای قطرات
بوی بارانی
همینقدر دوست داشتنی
پر از دود است نقش آسمانی که رنگ ندارد. عجیب بوی سیگار می دهد هوایی که نفس نمی کشم و پشت هم فندک ذهن روشن می کنم. خودم را به هم میریزم و عجیب کام های من قفل یکدیگر می شوند. کام عشق، حس و مزخرفات این چنینی که رو به افول است.
به کجا می رود دره ی احساسات؟
به کجا می رود دره ی احساسات؟