معکوس
764 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
که اتفاقا پذیرشش برای دیگران بسی سخت و دشواره
انگار نوعی صداقت از دست رفته است
اون انسانی که سادگی شخصیت داره میشه شبیه بچه‌ای که هزار بار قبلی به مادرش دروغ گفته
و بار هزار و یکم میخواد راست بگه
همونقدر ناباور
و چقدر غمگینه
از هیچکس پوشیده نیست
وقتی غمگینم
باوقارترم


-حسین صفا
Runnin Outta Time
Future & Metro Boomin
Divara
Daygard & Rokh
اینکه در خیابان راه بروی و به غریبه‌ترین‌ها بگویی «سلام هم‌وطن» ناجور جگر آدم را می‌سوزاند.
Forwarded from خنده غمگین‌ترت می‌کند (Asal)
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

#خیام
سراپا چشم خواهم شد
تا به چشم‌هایم نگاه کنی.
مجتبی خامنه‌ای کیه؟😄
hogwarts-an-unreliable-guide_[www.ketabesabz.com].pdf
2.4 MB
راهنمای نا کامل و نا معتبر هاگوارتز
جی کی رولینگ
#ننوشته


نشسته‌ا‌م کنج اتاق. دنبال کلمات نمی‌گردم. هیچ نمی‌خواهم. لیوانم سرد شده و درخاطرم نیست که شیرقهوه درست کرده بودم یا چای؛ یا مادرم برایم فراهم کرده و برای خرید به بیرون رفته. نمی‌دانم مادرم هنوز زنده‌است یا نه. من مشغول زخم روی بازویم هستم. حدود سه بند انگشت طول دارد و خسته است. کنجی افتاده روی پوست، بین موهای دست بی‌ریخت. احتمالا گاهی از خود می‌پرسد که این‌جا چه می‌کند؟ و پاسخی درنظرش نمی‌آید. چرک‌ها مثل پتوی افتاده روی پای یک پیرمرد می‌مانند؛ درانتهای تیزی زبان او. زخمی که عده‌ای می‌گفتند «آه، جالب است! از این زخم‌ها معمولا روی قفسه ی سینه یا پیشانی می‌بینیم. تو روی بازویت داری؟ حیرت آور است! دست‌هایت را می‌توانی تکان دهی؟»
جوابی ندارم. از وقتی دچار زخمم شده‌ام یا مشغول پرسش و پاسخ بوده‌ام یا مشغول ور رفتن با آن. هیچ‌وقت تکانش نداده‌ام تا ببینم تکان می‌خورد یا خیر. طبیب گفته درمان ندارد. گاهی ییلاق قشلاق عوض کنم و تپه نوردی کنم و پاچه به آب بزنم خوب است. کافی نیست اما یادم می‌رود که زخمی بر روی بازو دارم. دست را هم که نمی‌شود قطع کرد. با اینکه درد شدیدی نداشته‌ام هیچ‌گاه اما روزی پیشنهادش را به پزشک دادم. گفت پس با کدام انگشت آجر روی هم بگذاری؟ نامزدت اگر خواست جفت دستت را هنگام عشق‌بازی بگیرد چه می‌شود؟ گورپدر زخم. دست می‌خواهی تا پول بشماری. بی‌راه نمی‌گفت گرچه من خودم را کاملا بی‌راه می‌دیدم که به زور تمام راه‌های اصلی با تابلو‌های پر زرق و برق آدرس‌دهی خود، مرا نشان می‌دهند.
حالا این‌گونه با او هم‌مسیرم. طبق گفته‌های طبیبم روزهایی را در ییلاق و دورانی در قشلاقم. دریا با کف پایم شوخی می‌کند و سرگرمی‌هایی چون دیگران را دارم که می‌پرسند دستت چه شده؟ و من چند دقیقه‌ای فراموش می‌کنم حضورش را چون راجع به تاریخچه‌اش حرف می‌زنم نه دردی که می‌کشم.
و وقتی در یک بعد از ظهر، که تقویم را از یاد برده‌ام و در مبل خانه خودم را جمع کرده‌ام؛ می‌پرسم؛«من بدون زخم خود که هستم؟» دیوار جوابم نمی‌دهد. ایضا خودم.
Ay Leili
Shahin Najafi
اینکه مشغول تماشای یه سریال امریکایی تا خرخره تو
فمنیست بازی‌ها
حامیان LGBT
تفکیک نژادی(مستقیم و غیرمستقیم)
فرو میرم حالم رو به هم می‌زنه حالا هرچقدرم داستان جذاب باشه
معکوس
مجتبی خامنه‌ای کیه؟😄
استاد ملکیان بزرگوار کیه؟😄
من می‌توانستم بی‌رنج‌ترین موجود جهان باشم. اگر که در ‌خانه‌های کناری جای همسایه، درخت زیتون بود.