اگر قلمم را از من بگیرند
چه میماند جز تکه گوشتی وراج، روحی منزوی و سرگردان و یک مشت افکار پوسیده؟
چه میماند جز تکه گوشتی وراج، روحی منزوی و سرگردان و یک مشت افکار پوسیده؟
Forwarded from میو
آنها مردمان خداپرستی بودند.
از آسمان هشتم شاید کسی با آنها در ارتباط است.
اما خدای من آسمان هفتم ایستاده است.
آنها چه کسی را میپرستند؟ شاید توهمی از یک خدای ساختگی را...
حماقت این روزها میبارد و من عمیقا نمیدانم چه باید گفت...!
#اقیانوس [💙🌊]
@Emotional_book
از آسمان هشتم شاید کسی با آنها در ارتباط است.
اما خدای من آسمان هفتم ایستاده است.
آنها چه کسی را میپرستند؟ شاید توهمی از یک خدای ساختگی را...
حماقت این روزها میبارد و من عمیقا نمیدانم چه باید گفت...!
#اقیانوس [💙🌊]
@Emotional_book
از یه جایی به بعد تیکه کلام ها تو چت تبدیل میشه به
بیخیال
نمیدونم
باشه
و....
بیخیال
نمیدونم
باشه
و....
بلدرچین
وقتی همگان میخوابیدند بیدار میشد و نگاهش را در نگاه آسمان می انداخت و ناله می کرد. هیچ پرنده ای از صدای بلدرچین راضی نبود.
بلدرچین ایستاده همیشه دیگران را تشویق می کرد. همیشه سرش را پایین می انداخت و دانه هایش را می خورد. اوایل بلدرچین به پرواز پرندگان حسودی می کرد. به جفت هایشان. به شور و شوقشان. اما کم کم بلدرچین آرام شد. فهمید جز دلش چیز دیگری نباید پرواز کند. ماند ته قفس! بلدرچین بلدرچین تر شد. آرام تر از قبل و گرد تر. دیگر به پرواز دیگران حسرت نمی خورد و فقط به آرامی سرش را پایین می انداخت و می خوابید. چون میدانست او مدت هاست پروازش را درون خودش انجام داده.
وقتی همگان میخوابیدند بیدار میشد و نگاهش را در نگاه آسمان می انداخت و ناله می کرد. هیچ پرنده ای از صدای بلدرچین راضی نبود.
بلدرچین ایستاده همیشه دیگران را تشویق می کرد. همیشه سرش را پایین می انداخت و دانه هایش را می خورد. اوایل بلدرچین به پرواز پرندگان حسودی می کرد. به جفت هایشان. به شور و شوقشان. اما کم کم بلدرچین آرام شد. فهمید جز دلش چیز دیگری نباید پرواز کند. ماند ته قفس! بلدرچین بلدرچین تر شد. آرام تر از قبل و گرد تر. دیگر به پرواز دیگران حسرت نمی خورد و فقط به آرامی سرش را پایین می انداخت و می خوابید. چون میدانست او مدت هاست پروازش را درون خودش انجام داده.
Forwarded from زندانی سلول ۸۶۳۸- (𝑶𝒗𝒆𝒓𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒆𝒓)
-تو نمیتونی همینجوری ول کنی بری و همه رو نگران کنی.
+یوقتایی آدم باید فقط مسئولیت خوشحالی خودشو قبول کنه، حتی اگه خودخواه به نظر بیاد.
بوجک هورسمن
+یوقتایی آدم باید فقط مسئولیت خوشحالی خودشو قبول کنه، حتی اگه خودخواه به نظر بیاد.
بوجک هورسمن
بی ثبات بودن دلیل بر مودی بودن نیست
دلیل بر تغییراته
هرکسی که تفکراتش آپدیت بشه بی ثبات میشه
چه مثبت چه منفی
مراقب انسان های بی ثبات باشید
دلیل بر تغییراته
هرکسی که تفکراتش آپدیت بشه بی ثبات میشه
چه مثبت چه منفی
مراقب انسان های بی ثبات باشید
Forwarded from زندانی سلول ۸۶۳۸- (𝑶𝒗𝒆𝒓𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒆𝒓)
مثلِ یک شایعه در حسرت باور شدنم
محسن انشایی
محسن انشایی
راستش را بخواهی
شب عمق نگاهم بود در آینه
مثل دیوانه ها مجذوبش می شوم
حتی در دل ظهر
شب عمق نگاهم بود در آینه
مثل دیوانه ها مجذوبش می شوم
حتی در دل ظهر
روح ما آسیب نمی بینه
له میشه
خورد میشه
پودر میشه
چون کسی نمی بینه در حد همون اسیب دیده سطحی میمونه
له میشه
خورد میشه
پودر میشه
چون کسی نمی بینه در حد همون اسیب دیده سطحی میمونه
از دلم دور شدی فکر تو آمد به سرم
خواب می بینمت از خواب نباید بپرم
حسین افکاری
خواب می بینمت از خواب نباید بپرم
حسین افکاری
از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ کشور ساحلعاج دچار یه جنگ داخلی بزرگ شد و چنددستگی تو کشور به وجود اومد. در همون زمان مسابقات انتخابی جامجهانی ۲۰۰۶ تو آفریقا هم در حال برگزاری بود و ساحلعاج میتونست با برتری مقابل سودان در صورت تساوی مصر و کامرون برای اولین بار به جامجهانی صعود کنه. همه چیز خوب پیش رفت و با تساوی مصر و کامرون، ساحلعاج با برتری ۳-۱ مقابل سودان به جامجهانی راه پیدا کرد. بعد از بازی تو رختکن ورزشگاه المریخ سودان یه کلیپ از بازیکنان ساحلعاج بیرون اومد که دور دیدیه دروگبا حلقه زده بودن و اون این جملات رو به زبون آورد: «مردان و زنان اهل گوشه به گوشه ساحلعاج، ما امروز به شما ثابت کردیم که تمامیت این کشور میتواند در کنار هم برای هدفی مشترک بجنگد و برای آن خوشحال باشد، پس از شما درخواست میکنم که تفنگهایتان را زمین بگذارید و انتخابات را برگزار کنید.» بعد از منتشر شدن این کلیپ جنگ داخلی ۵ ساله ساحلعاج بالاخره به اتمام رسید و چنددستگی بوجود اومده تو این کشور، به یکپارچگی تبدیل شد.