نفس می میرد هرجا که می نشینم. فقط کافی است نگاهم را با کسی قسمت کنم تا او هم بپلاسد. نباید زنده ماند با این دستان زرد که سبزی هیچ شاخه ای را گردن نمی گیرند. نمی توانم استوار بمانم. البته شاید نیازی به قامت راست من نیست. ریه ها باید پر باشد. من خدا را بیشتر از غم هایم دوست دارم و انگار هر چیز که بیشتر دوست داری باید فاصله ات را بیشتر کنی. من متصل به تیک تاک ساعتم. می گذرم و می گذرم و می گذرم بدون اینکه تو مرا بشنوی، ببینی یا بخواهی!
حرف نزن
هیس
سکوت
ننویس
لال شو
تو اسیری
حتی اگر سیاست هم قاطی خودت نکنی باید دهنتو ببندی
ساکت
ساکت
ساکت
به خون دست و دهنت رحم کن
هیس
سکوت
ننویس
لال شو
تو اسیری
حتی اگر سیاست هم قاطی خودت نکنی باید دهنتو ببندی
ساکت
ساکت
ساکت
به خون دست و دهنت رحم کن
بیاین
میخوام همه حال های بد بی دلیل و یهویی رو تو این سن بندازم گردن بلوغ
میخوام همه حال های بد بی دلیل و یهویی رو تو این سن بندازم گردن بلوغ
معکوس
-1633149181_-210990.docx
از من خواسته شده بود که برای یه مجله نقد یه فیلم و انیمیشن رو بنویسم و بفرستم
منم گفتم چه فیلمی بهتر از لالالند
اگر دیدید بخونید
اگر ندیدید حتما ببینید💜
منم گفتم چه فیلمی بهتر از لالالند
اگر دیدید بخونید
اگر ندیدید حتما ببینید💜
زیبایی را وصف کردمت
از ترانه های خرسند
چه کرده ای با چشم های بی پرده
چه کرده ای با دل های بدون سیم خاردار
میکوبد طبل جنگ آوازت
کافی است ناشنوایی بشنودش
از ترانه های خرسند
چه کرده ای با چشم های بی پرده
چه کرده ای با دل های بدون سیم خاردار
میکوبد طبل جنگ آوازت
کافی است ناشنوایی بشنودش
اگر قلمم را از من بگیرند
چه میماند جز تکه گوشتی وراج، روحی منزوی و سرگردان و یک مشت افکار پوسیده؟
چه میماند جز تکه گوشتی وراج، روحی منزوی و سرگردان و یک مشت افکار پوسیده؟
Forwarded from میو
آنها مردمان خداپرستی بودند.
از آسمان هشتم شاید کسی با آنها در ارتباط است.
اما خدای من آسمان هفتم ایستاده است.
آنها چه کسی را میپرستند؟ شاید توهمی از یک خدای ساختگی را...
حماقت این روزها میبارد و من عمیقا نمیدانم چه باید گفت...!
#اقیانوس [💙🌊]
@Emotional_book
از آسمان هشتم شاید کسی با آنها در ارتباط است.
اما خدای من آسمان هفتم ایستاده است.
آنها چه کسی را میپرستند؟ شاید توهمی از یک خدای ساختگی را...
حماقت این روزها میبارد و من عمیقا نمیدانم چه باید گفت...!
#اقیانوس [💙🌊]
@Emotional_book
از یه جایی به بعد تیکه کلام ها تو چت تبدیل میشه به
بیخیال
نمیدونم
باشه
و....
بیخیال
نمیدونم
باشه
و....
بلدرچین
وقتی همگان میخوابیدند بیدار میشد و نگاهش را در نگاه آسمان می انداخت و ناله می کرد. هیچ پرنده ای از صدای بلدرچین راضی نبود.
بلدرچین ایستاده همیشه دیگران را تشویق می کرد. همیشه سرش را پایین می انداخت و دانه هایش را می خورد. اوایل بلدرچین به پرواز پرندگان حسودی می کرد. به جفت هایشان. به شور و شوقشان. اما کم کم بلدرچین آرام شد. فهمید جز دلش چیز دیگری نباید پرواز کند. ماند ته قفس! بلدرچین بلدرچین تر شد. آرام تر از قبل و گرد تر. دیگر به پرواز دیگران حسرت نمی خورد و فقط به آرامی سرش را پایین می انداخت و می خوابید. چون میدانست او مدت هاست پروازش را درون خودش انجام داده.
وقتی همگان میخوابیدند بیدار میشد و نگاهش را در نگاه آسمان می انداخت و ناله می کرد. هیچ پرنده ای از صدای بلدرچین راضی نبود.
بلدرچین ایستاده همیشه دیگران را تشویق می کرد. همیشه سرش را پایین می انداخت و دانه هایش را می خورد. اوایل بلدرچین به پرواز پرندگان حسودی می کرد. به جفت هایشان. به شور و شوقشان. اما کم کم بلدرچین آرام شد. فهمید جز دلش چیز دیگری نباید پرواز کند. ماند ته قفس! بلدرچین بلدرچین تر شد. آرام تر از قبل و گرد تر. دیگر به پرواز دیگران حسرت نمی خورد و فقط به آرامی سرش را پایین می انداخت و می خوابید. چون میدانست او مدت هاست پروازش را درون خودش انجام داده.
Forwarded from زندانی سلول ۸۶۳۸- (𝑶𝒗𝒆𝒓𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒆𝒓)
-تو نمیتونی همینجوری ول کنی بری و همه رو نگران کنی.
+یوقتایی آدم باید فقط مسئولیت خوشحالی خودشو قبول کنه، حتی اگه خودخواه به نظر بیاد.
بوجک هورسمن
+یوقتایی آدم باید فقط مسئولیت خوشحالی خودشو قبول کنه، حتی اگه خودخواه به نظر بیاد.
بوجک هورسمن