Forwarded from توییتر فارسی
آقای العبدی یکی از قدیمیترین کتابفروشهای مراکشه. هفتاد و یک سالشه، فقط کتاب دست دوم خرید و فروش میکنه و فرقی نمیکنه روز،عصر یا شب باشه؛ اون همیشه به همین شکل تو مغازهاش نشسته و مشغول کتاب خوندنه.
》Mostafa《
@OfficialPersianTwitter
》Mostafa《
@OfficialPersianTwitter
یه جا که بشه خوند
یه جا که بشه رقصید
یه جا که ماه روی ساحلش میخندید
یه جا که فاصله نباشه اسمش تقدیر و
هرچقدر دور شی ازم من بهت نزدیک تر
شم و تو نزدیک
مثل دو تا آینه جلوی هم
من خودمو از تو
تو خودتو از من
من خودمو از تو
نمیدیم تشخیص
دیگرد و سوال
یه جا که بشه رقصید
یه جا که ماه روی ساحلش میخندید
یه جا که فاصله نباشه اسمش تقدیر و
هرچقدر دور شی ازم من بهت نزدیک تر
شم و تو نزدیک
مثل دو تا آینه جلوی هم
من خودمو از تو
تو خودتو از من
من خودمو از تو
نمیدیم تشخیص
دیگرد و سوال
روزگار ما قطعه های گمشده ی ما بود
ما خودمان را با روزگارهای زیاد بزرگ کردیم
ما پخش بودیم
متواضع دربرابر خودمان
ما حتی به دیدگاه اصلیمان کم لطفی می کردیم
و آن چیزی جز معنایی برای زندگی نبود
هدفمان چیست؟
دنبال چه می گردیم؟
هزار سوال بی پاسخ ماند تا غذایی هضم کنیم
و ما در تب و تاب بی قید و بندی قرار نگرفتیم
اما حسرت داشتیم
گاهی حسرت ازادی گاهی محدودیت
و ما همینقدر انتزاعی هستیم
ما خودمان را با روزگارهای زیاد بزرگ کردیم
ما پخش بودیم
متواضع دربرابر خودمان
ما حتی به دیدگاه اصلیمان کم لطفی می کردیم
و آن چیزی جز معنایی برای زندگی نبود
هدفمان چیست؟
دنبال چه می گردیم؟
هزار سوال بی پاسخ ماند تا غذایی هضم کنیم
و ما در تب و تاب بی قید و بندی قرار نگرفتیم
اما حسرت داشتیم
گاهی حسرت ازادی گاهی محدودیت
و ما همینقدر انتزاعی هستیم
ما پشت سنگر جنسیت خودمون رو مخفی می کنیم درحالی که ما یادمون رفته که انسانیم
Forwarded from RapFarsNewz | رپفارس نیوز
ما نمیتونیم برای دیگران معجزه کنیم
ولی میتونیم معجزه وار دوستشون داشته باشیم
ولی میتونیم معجزه وار دوستشون داشته باشیم
Forwarded from Տᗅℌℛᗅᗅ
من و تیر چراغ برق
دردمان یکیست
شب ک میشود
سرمان تاریک
دلمان پرنور
صبح ک میشود
سرمان سنگین
دلمان خاموش ...
👩🦯👩🦯
دردمان یکیست
شب ک میشود
سرمان تاریک
دلمان پرنور
صبح ک میشود
سرمان سنگین
دلمان خاموش ...
👩🦯👩🦯
خیال بافی ات بد نیست
خیال کن که خواهی رفت
همین که رفتی و مردم
تلاش کن که برگردی
و در کمال خونسردی
مرا به خاک بسپاری
حسین صفا
فقط میتونم بگم شاهکاررررررررر
خیال کن که خواهی رفت
همین که رفتی و مردم
تلاش کن که برگردی
و در کمال خونسردی
مرا به خاک بسپاری
حسین صفا
فقط میتونم بگم شاهکاررررررررر
معکوس
خیال بافی ات بد نیست خیال کن که خواهی رفت همین که رفتی و مردم تلاش کن که برگردی و در کمال خونسردی مرا به خاک بسپاری حسین صفا فقط میتونم بگم شاهکاررررررررر
شاعر داره میگه فقط کافیه تصور کنی که میری و نمیمونی
هم میتونه رفتن باشه هم مردن*
یعنی حتی واقعا هم نیاز نیست بری
با رفتنت من هم میمیرم
حالا که من مردم دیگه از شرم راحت میشی
بیا و منی که دیگه مزاحم و کنارت نیستمو خاک کن...
هم میتونه رفتن باشه هم مردن*
یعنی حتی واقعا هم نیاز نیست بری
با رفتنت من هم میمیرم
حالا که من مردم دیگه از شرم راحت میشی
بیا و منی که دیگه مزاحم و کنارت نیستمو خاک کن...
نفس می میرد هرجا که می نشینم. فقط کافی است نگاهم را با کسی قسمت کنم تا او هم بپلاسد. نباید زنده ماند با این دستان زرد که سبزی هیچ شاخه ای را گردن نمی گیرند. نمی توانم استوار بمانم. البته شاید نیازی به قامت راست من نیست. ریه ها باید پر باشد. من خدا را بیشتر از غم هایم دوست دارم و انگار هر چیز که بیشتر دوست داری باید فاصله ات را بیشتر کنی. من متصل به تیک تاک ساعتم. می گذرم و می گذرم و می گذرم بدون اینکه تو مرا بشنوی، ببینی یا بخواهی!
حرف نزن
هیس
سکوت
ننویس
لال شو
تو اسیری
حتی اگر سیاست هم قاطی خودت نکنی باید دهنتو ببندی
ساکت
ساکت
ساکت
به خون دست و دهنت رحم کن
هیس
سکوت
ننویس
لال شو
تو اسیری
حتی اگر سیاست هم قاطی خودت نکنی باید دهنتو ببندی
ساکت
ساکت
ساکت
به خون دست و دهنت رحم کن