شاید بازگشتن و مجدد نگاه کردن به زندگی و آن را نقد کردن و برای آن نامه نوشتن شیرینترین کار برای یک نویسنده باشد.
شب به شب قوچی از این دهکده گم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
-حامد عسگری
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
-حامد عسگری
Forwarded from Mesestahlson🗽 (Soorena🗽)
صحبت کتابی از یه فرد در دید بقیه یه آدم منطقی و گاد میسازه و یه جورایی مغزشون بهشون القا میشه که بابا این یارو یه چی قطعا میدونه(حالا چه بدونه چه ندونه) و حرفاش قطعا درسته و بیشتر مورد قبول قرار میگیره!
و ما ذره ذره، ذره میشویم
و آدم از ابهت خویش چیزی نمیگذارد
و ربطی به خوی درویشی هم ندارد
انسان ذاتا به سکوت پیوند میخورد
به بغل گرفتن زانو
نیازی هم نیست حتما زانوی غم باشد
و لعنت میفرستد
به گذران عمر
به وقتهای کم و تنفسهای اضافه
و آدم از ابهت خویش چیزی نمیگذارد
و ربطی به خوی درویشی هم ندارد
انسان ذاتا به سکوت پیوند میخورد
به بغل گرفتن زانو
نیازی هم نیست حتما زانوی غم باشد
و لعنت میفرستد
به گذران عمر
به وقتهای کم و تنفسهای اضافه
Gheyre Ine Mage
Bahram
شاید همه ی دستاوردات اتفاق بوده
واسه اینکه بهشون کنی افتخار زوده
بذار نقصات ویژگیت باشه
بگو اشتبات خوبه
واسه اینکه بهشون کنی افتخار زوده
بذار نقصات ویژگیت باشه
بگو اشتبات خوبه
Forwarded from حضور (نوشتههای امیرعلی بنیاسدی)
اوایل انقلاب روزنامهها یا میگفتند شاه سابق، یا شاه مخلوع. در همان کودکی مانده بودم مخلوع بدتر است یا سابق؟ هنوز نمیدانم چه وقتهایی کدام پسوند دردناکتر است، اینکه آدم را از وضعیتی خلع و برکنار کرده باشند، یا خودش به هر دلیلی سابق شده باشد؟ اینکه مثلا کسی را از خانهای بیرون کرده باشند یا خودش چمدانش را بسته باشد و بیصدا ترک خانه کرده باشد؟ اینکه کسی با داد و بیداد متارکه کرده باشد یا دوستانه رفته باشد پی کارش؟ اینکه ثروت آدم را ربوده باشند یا خودش در قمار ببازد؟ اینکه زیر قطار برود یا به مرگ طبیعی ترک دنیا کند؟ اینکه خبرش همه جا بپیچد یا اینکه بیخبر برود؟ اینکه یک روز وقت خداحافظی همه را جمع کند یا اینکه پاورجین پاورچین از در پشتی برود؟ اینکه اصلا در خیالش رفتن و آمدن را جدی بگیرد یا اینکه به همه رفت و آمدهای جهان بخندد؟ اینکه به پسوندها و پیشوندهای جهان دل ببندد یا نه؟ اینکه اصلا سابق بودن و مخلوع بودن برایش فرقی بکند یا نه؟
اگر فقط به مطالعه کتابهای رایج که همه آدمها میخوانند اکتفا کنی، تو هم مانند آنها فکر خواهی کرد.
هاروکی موراکامی
هاروکی موراکامی