معکوس
760 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
حق؟
حق🤝
‏و بقول اخوان ثالث؛
‏دلم گهواره غم های عالم
‏ز مشرق تا به مغرب تاب میخورد...
گاهی چنان دلم گرفته و از غصه پرم که از خود می‌پرسم:
آیا مرگ مُرده است که هیچ سراغ مرا نمی گیرد؟

#محمد_صالح_علاء
انتهای رشته نفرت ما را در دل آخرین آینه ای بیابید که رو به روی آینه ای دیگر قرار گرفته
(این متن توهمی کوچک است و سال ها با یک حال خراب از یک حس گذرا فرق دارد. در خواندن آن بادقت باشید. با دقت تر از همیشه!)

تو چه فرقی با سیگار سوخته ی روی لبم داری که در زیر نبود مهتاب با شعله ی کوچکش متن هایم را می نویسم؟ تا قبل از این همه چیز با گرمای محبت تو نوشته می شد. میان استرس های جوانیِ کال، تو رسیده ترین میوه ای بودی که روحم را شفا می داد و با نبودنت در پس هوای مه گرفته اطرافم از دود، من هم روی زمین سنگی بی جان می صوم. می فهمی که خون این متن دارد فواره می کند و تا قبل از این جهش در رگ های تو جریان داشت؟ و تو نه سمبل عشق بلکه تصویری در آینه بودی و امروز تصویر من لا به لای نخ سومی است که با سرگیجه و تهوع می کشم. بدنم دوپامین کم ترشح این دنیاست. هر چه بیشتر مرا مصرف می کند بیشتر از من می خواهد و از من کمتر می ماند. می فهمی آینه؟ روز به روز کم می شوی اما ذهن روز به روز به تو محتاج تر است. سرگیجه ای هستم درکنار سوزش این ذهن همزمان با سوختن سیگار. من آخرین لبخند روی دیوارم که اشک سیاه می ریزد.
وقت ظاهر است.
من خودم را تلف میکنم...
-علیرضا روشن
Loading 80%...
از دلم خون می چکد. دست من هم که روی دل توست خونی است. فقط بیا دل هایمان را یکی کنیم تا خونی هدر نرود...
Forwarded from زندانی سلول ۸۶۳۸-
هیچ‌چیزی خطرناک‌تر از یه نویسنده که احساساتش آسیب دیده نیست.

🎬 The Wife
معکوس pinned «از دلم خون می چکد. دست من هم که روی دل توست خونی است. فقط بیا دل هایمان را یکی کنیم تا خونی هدر نرود...»
Forwarded from ☾︎セピデ☼︎ (Sepideh)
+ تو می خوای تا همیشه تنها بمونی...

- نه اینطور نیست!
تا همیشه تنها بودن خیلی ترسناکه.
دوست دارم کسی وارد زندگیم شه که با وجودش خلوتم رو هم داشته باشم، جوری که انگار دارم با خودم زندگی می‌کنم ، عقاید و علایق و افکارمون مشترکه و حتی گاهی کار ها و حرفامون همزمانه
اون شخص تنها تفاوتی که باهام داره فقط جنسیتشه

•روزبه معین
ما اگر پول خرید اسلحه داشتیم برای خودمون نون می خریدیم سروان!
دلش را در دستش گرفت و به راه افتاد. نمی‌دانست دستانش را مشت کند یا باز، تا دلش روی غبار روح آدم ها نریزد. تمام آن سرزمین پر از جنازه بود. جنازه هایی که جسم نداشتند و نشانه ای از شادی های کاذب دور دست و پایشان پیچیده بود. فقط او مانده بود و او. اویی که نمی خواست دلش را بین آدم ها هدر بدهد اما توکل به پاهایش، او را نجات نداد. و اینگونه ما دلخور شدیم...
پر از شنیدن منی جواب من نه

-حسین غیاثی
نتوانست از اشک هایش سراغی بگیرد. همه جا را دنبالشان گشت. همه چیز را با اشک هایش تجربه کرده بود. دلش برای گرما و مهربانیشان و آن لباس براق تنگ شده بود. دلش اشک هایش را می خواست. خودش را به دیوار بغض ها می کوبید اما اشک ها را پیدا نمی کرد. لا به لای غم ها، زیر خرده شکسته های دلش، پشت سنگینی نفش هایش و کنار سستی زانوهایش را گشت. اما اشک هایش را نیافت. خودش اشک شد. اما نتوانست ببارد. او اشک هایش را می خواست و بس!
من دستانم را غرق خود کردم.از آسمان دلم چنان می بارم که ابری درونم باقی نمانده. سیاهی ها از نیمه های شب درون چشمانم به براقی ستاره های بی نام و نشان پرسه می زنند. کمی هم ندانستم هایم را دورم جمع می کنم. ذهنی که طبقه بندی نمی شود و کلمات را درون خود جای نمی دهد. تابلویی سفید که هزار سرخ از آن تفسیر می شود شده ام. بی معنی بودن دقیق را با همین کلمات کوچک معنی کن. منم در همین چهارخط محدودم و انتزاع های زندگی من از آدم ها آغاز و به آدم ها ختم می شود. زنده نیستم. درست مثل متن هایم
من همیشه دوست داشتم آغوشی به بزرگی تموم ادم های تنها و ناراحت داشته باشم اما همیشه دستام برای خودم هم جا نداشت...
داشتم به این فکر می کردم که
حتی افرادی که احساس می کنند به چیزهای مهمی اهمیت می دن چقدر قراره براشون بی ارزش بشه
ما درگیر زمانیم
مکانیم
جنسیتیم
باورهاییم
و هنوز نفهمیدیم گاردهای متعددی که دربرابر حرف ها و زندگی های خودمون داریم بی معنیه
پوچ نه!
بی معنیه
چون انقدر جهان میتونه گسترده و در عین حال جمع و جور باشه که جایی برای فکر های بی ارزش و صد البته بی معنی ما نذاره
دلتنگی پیراهن نیست که عوضش کنی و حالت خوب شود، دلتنگی گاهی پوست تن آدمی‌ست...
- معصومه صابر
Channel name was changed to «Reverse.»