معکوس
جمعه را گذاشتم برای خودکشی.
این کتاب هم تموم شد.
کتابی دلچسب و البته متفاوت از پیمان هوشمندزاده یکی از عکاسهای برجسته کشور.
کتاب راجع به پنج دیدگاه از ایشونه که اغلبشون دیدگاههای بسیار متفاوتی نسبت به چیزی هست که تا به حال شنیدید و این میتونه مجذوبتون کنه. شاید چون صراحت بیان و جستارنویسی هست نتونه اون اثر خیلی عمیق رو روی شما بذاره اما قطعا بعد از خوندن حتی یک صفحه از کتاب و کنار گذاشتنش میگید:«کتاب جالبی بود.»
و
با وجود اینکه جستارنویسی به این شکل و راجع به دیدگاه انسان به زندگی جرئت خیلی زیادی میخواد و طبعا خواننده گاهی باهاش مخالفتهایی رو هم میکنه اما من تونستم پای صحبتهای یه عکاس باسابقه بشینم و لذت ببرم.
ختم کلام اینه که
کتاب جالبی بود.
کتابی دلچسب و البته متفاوت از پیمان هوشمندزاده یکی از عکاسهای برجسته کشور.
کتاب راجع به پنج دیدگاه از ایشونه که اغلبشون دیدگاههای بسیار متفاوتی نسبت به چیزی هست که تا به حال شنیدید و این میتونه مجذوبتون کنه. شاید چون صراحت بیان و جستارنویسی هست نتونه اون اثر خیلی عمیق رو روی شما بذاره اما قطعا بعد از خوندن حتی یک صفحه از کتاب و کنار گذاشتنش میگید:«کتاب جالبی بود.»
و
با وجود اینکه جستارنویسی به این شکل و راجع به دیدگاه انسان به زندگی جرئت خیلی زیادی میخواد و طبعا خواننده گاهی باهاش مخالفتهایی رو هم میکنه اما من تونستم پای صحبتهای یه عکاس باسابقه بشینم و لذت ببرم.
ختم کلام اینه که
کتاب جالبی بود.
Forwarded from سالکـ راهـ نیستیـ (Amirmohammad)
تنها راه موفق شدن دقت در انتخاب پدر و مادر است
همینقدر ناممکن
همینقدر ناممکن
معکوس
Daygard – Yeki Bood
کسایی که رمان من رو خوندن
این رو گوش کنن
و
خلاصه
متوجه بشید
چرا من دیگرد رو انقدر دوست دارم
این رو گوش کنن
و
خلاصه
متوجه بشید
چرا من دیگرد رو انقدر دوست دارم
شمایی که رشتتون روانشناسیه
خیلی مسئولیتدارید
خیلی
اگر روزی بهخاطر کمکاری توی تحصیل روانشناس مزخرفی از آب دراومدید میتونید اعصاب دیگران رو شدیدا به هم بریزید.
خیلی مسئولیتدارید
خیلی
اگر روزی بهخاطر کمکاری توی تحصیل روانشناس مزخرفی از آب دراومدید میتونید اعصاب دیگران رو شدیدا به هم بریزید.
چشم هایم را باز کردم
سیاهی
دست هایم را باز کردم
هیچ چیز جز بی پناهی
خط به خط اشک های ماه
پیچ و خم دست های سیاه
لا به لای ترانه ی نثر گونه ما
سفیدی جایی ندارد
ناودان قلبم به چکه چکه افتادن این بند های انسان نما
روی خوشی نشان نمی دهد
به تو
به من
به آسمان تیره ی همچون قلم من
به دلی که پشت آینه توست تا تو ادعای زیبایی کنی
به این خطوط نامنظم فکر
به آب و جارو کردن تنهایی
عادت ندارم
بی حاشیه
حس خوبی ندارم
به قدم زدن های روزانه میان سوز خورشید
به پارس باد، کنار گوش نحیفم
به دست های غرق بوسه ی تو
عادت ندارم
بی تعارف
اعتماد ندارم
به این روشنایی های پیچیده
به این حال خوب
عادت ندارم
دقیق بگویم
حسی ندارم!
سیاهی
دست هایم را باز کردم
هیچ چیز جز بی پناهی
خط به خط اشک های ماه
پیچ و خم دست های سیاه
لا به لای ترانه ی نثر گونه ما
سفیدی جایی ندارد
ناودان قلبم به چکه چکه افتادن این بند های انسان نما
روی خوشی نشان نمی دهد
به تو
به من
به آسمان تیره ی همچون قلم من
به دلی که پشت آینه توست تا تو ادعای زیبایی کنی
به این خطوط نامنظم فکر
به آب و جارو کردن تنهایی
عادت ندارم
بی حاشیه
حس خوبی ندارم
به قدم زدن های روزانه میان سوز خورشید
به پارس باد، کنار گوش نحیفم
به دست های غرق بوسه ی تو
عادت ندارم
بی تعارف
اعتماد ندارم
به این روشنایی های پیچیده
به این حال خوب
عادت ندارم
دقیق بگویم
حسی ندارم!
الان نزدیک به یک ساعته دارم برای مامانم موسیقیای مختلف رپ رو میذارم و براش توضیح میدم هرکدوم چی به چیه و حقیقتا یکی تز بهترین لحظات زندگیم شد
معکوس
سلام اینجا دنیای ساده منه ... خوش اومدید
سلام
امروز اینجا دوساله شد.
دو سال!
و این به من یه حس خیلی عجیبی میده
یه حس تعلق و بخشی از وجود شدن
خلاصه
خوشحالم که اینجایید
اینجا زندگی من رو عوض کرده.
امروز اینجا دوساله شد.
دو سال!
و این به من یه حس خیلی عجیبی میده
یه حس تعلق و بخشی از وجود شدن
خلاصه
خوشحالم که اینجایید
اینجا زندگی من رو عوض کرده.