معکوس
764 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
عزیزانم
ابتذال و چسناله‌های متشکل از شکست‌های عشقی(البته اگر اسمش عشق بود که اینجوری شکسته‌هاش زیر دست و پای ما برای جلب توجه نمی‌ریخت) جای تمام هنرهاتونو پر می‌کنه
به جای تمام ارزش‌های شما، بی‌ارزشی‌های آدم‌های مفنگیِ سکس‌پرست خودنمایی می‌کنه
فدای یه تار موتون
به ارزشمند بودن ادامه بدید
Naro, Beman
Pallett
احتمالا دل‌بستگی گم‌شده‌ترین نقطه ی زندگی باشد که در من پرسه می‌زند
و شاید دل‌بسته ی این گم‌شدگی باشم.
Mosri
Safir
جمعه را گذاشتم برای خودکشی.
Qasedak
Ben
Cloudy Now
Blackfield
معکوس
جمعه را گذاشتم برای خودکشی.
این کتاب هم تموم شد.
کتابی دل‌چسب و البته متفاوت از پیمان هوشمندزاده یکی از عکاس‌های برجسته کشور.
کتاب راجع به پنج دیدگاه از ایشونه که اغلبشون دیدگاه‌های بسیار متفاوتی نسبت به چیزی هست که تا به حال شنیدید و این می‌تونه مجذوبتون کنه. شاید چون صراحت بیان و جستارنویسی هست نتونه اون اثر خیلی عمیق رو روی شما بذاره اما قطعا بعد از خوندن حتی یک صفحه از کتاب و کنار گذاشتنش میگید:«کتاب جالبی بود.»
و
با وجود این‌که جستارنویسی به این شکل و راجع به دیدگاه انسان به زندگی جرئت خیلی زیادی می‌خواد و طبعا خواننده گاهی باهاش مخالفت‌هایی رو هم می‌کنه اما من تونستم پای صحبت‌های یه عکاس باسابقه بشینم و لذت ببرم.
ختم کلام اینه که
کتاب جالبی بود.
Forwarded from سالکـ راهـ نیستیـ (Amirmohammad)
تنها راه موفق شدن دقت در انتخاب پدر و مادر است
همینقدر ناممکن
Yeki Bood
Daygard
معکوس
Daygard – Yeki Bood
کسایی که رمان من رو خوندن
این رو گوش کنن
و
خلاصه
متوجه بشید
چرا من دیگرد رو انقدر دوست دارم
شمایی که رشتتون روانشناسیه
خیلی مسئولیت‌دارید
خیلی
اگر روزی به‌خاطر کم‌کاری توی تحصیل روانشناس مزخرفی از آب دراومدید می‌تونید اعصاب دیگران رو شدیدا به هم بریزید.
چشم هایم را باز کردم
سیاهی
دست هایم را باز کردم
هیچ چیز جز بی پناهی
خط به خط اشک های ماه
پیچ و خم دست های سیاه
لا به لای ترانه ی نثر گونه ما
سفیدی جایی ندارد
ناودان قلبم به چکه چکه افتادن این بند های انسان نما
روی خوشی نشان نمی دهد
به تو
به من
به آسمان تیره ی همچون قلم من
به دلی که پشت آینه توست تا تو ادعای زیبایی کنی
به این خطوط نامنظم فکر
به آب و جارو کردن تنهایی
عادت ندارم
بی حاشیه
حس خوبی ندارم
به قدم زدن های روزانه میان سوز خورشید
به پارس باد، کنار گوش نحیفم
به دست های غرق بوسه ی تو
عادت ندارم
بی تعارف
اعتماد ندارم
به این روشنایی های پیچیده
به این حال خوب
عادت ندارم
دقیق بگویم
حسی ندارم!
Shame Akhar
Shemrooni & Matinam
Ghahghara
Bahram