کاش پوست ذهنم روی تمام لحظهها، احساسات، نگاهها، رنگها و حرفها دست نمیکشید.
به این موضوع باور دارم که خاطرات وسیعتر از اونن که تو قاب دوربین جا بشن و اگر با عکس گرفتن ثبتشون کنم انگار تو وجودم لگدمال شدن.
بسیار پیشتر از امروز دوستت داشتم
در گذشتههای دور
آنقدر دور که هروقت بهیاد میآورم
پارچ بلور کنار سفرهی من اِبریق میشود
کلاه کَپی من، دستار
کت و شلوارم، ردای سفید
کراواتم، زنّار
اتاق، همین اتاق زیرشیروانی ما، غار
غاری پر از تاریک و صدای بوسههای ما
و قرنهای بعد تو را همچنان دوست خواهم داشت
آنقدر که در خیالبافی آنهمه عشق تو در سفینهای نزدیک من من در سفینهای دیگر، بسیار نزدیکتر از خودم با تو دست میکشیم به گونههای هم بر صفحهی تلویزیون.
بیژن نجدی
در گذشتههای دور
آنقدر دور که هروقت بهیاد میآورم
پارچ بلور کنار سفرهی من اِبریق میشود
کلاه کَپی من، دستار
کت و شلوارم، ردای سفید
کراواتم، زنّار
اتاق، همین اتاق زیرشیروانی ما، غار
غاری پر از تاریک و صدای بوسههای ما
و قرنهای بعد تو را همچنان دوست خواهم داشت
آنقدر که در خیالبافی آنهمه عشق تو در سفینهای نزدیک من من در سفینهای دیگر، بسیار نزدیکتر از خودم با تو دست میکشیم به گونههای هم بر صفحهی تلویزیون.
بیژن نجدی
معکوس
قمارباز
از اون کتابا بود که پنجاه صفحه اولش رو باید بریزی دور از صفحه پنجاه شروع کنی
ولی بقیش عالیه
صد صفحه آخر که بینظیر بود
ولی بقیش عالیه
صد صفحه آخر که بینظیر بود
اگر دنبال کتابهای ترجمه شده ی کمسانسور میگردید
کتابهایی که بین سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ چاپ شدن آزادی بیان بیشتری دارن و تو این ۸ سال کتابهایی چاپ شد که قبل و بعدش اجازه نداشت
کتابهایی که بین سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ چاپ شدن آزادی بیان بیشتری دارن و تو این ۸ سال کتابهایی چاپ شد که قبل و بعدش اجازه نداشت
Forwarded from آخرین نوار من (Mahdi tapdoghi)
این پیامو فوروارد کنید بگم وایب کدوم هنرمند رو میدید
پرایوت ها ناشناس
پرایوت ها ناشناس
معکوس
قمارباز
و اما قمارباز
شاهکاری هولهولکی و شروع عصری تازه در جهان نویسندگان!
داستایوفسکی مقدمهای وسیع برای کتاب ۲۰۰ و خردهای صفحهای خودش مینویسه ولی از اونجایی که سردبیر از او کار رو سریعتر میخواد(برای پرداخت بدهی قمار) اون بدون اینکه از اون مقدمه کم کنه یا به حجم تنه ی متن اضافه کنه تحویلمون میده که واقعا خستهکننده است و به شدت گیج کننده. من به شخصه هیچ الزامی نمیدیدم که اونقدر گنگ داستان پیش بره و تازه وسط کتاب بفهمم موضوع از چه قراره
داستایوفسکی عزیز وقتی موضوعی رو در اواسط داستان(بعد از داستان خاله ی بزرگ) جلو میبره بخاطر محدودیت توی زمان نوشتار موضوع انگار یه دفعه دست و پاش میشکنه و درکوتاهترین زمان ممکن رها میشه که این هم خوشایند نبود.
جز این دو مورد
این کتاب فوقالعاده بود. قمارباز صرفا یک سنبل نشد بلکه معنای زندگی هرکس براساس قمار بود. یگانه معنای تمام داستانهای این کتاب که خود شخص ایوانوویچ هم درپایان بهش مبتلا میشه و چه ابتلای زیبایی!
و شاید کمتر کسی فکر میکرد که یک قمارباز بتونه این چنین داستان نویسی اگزیستانسیال رو گامها با یک کتاب دست و پا شکسته از نظر ساختار بالا ببره اما داستایوفسکی با جسارت مثالزدنی این کار رو کرد.
خلاصه که کیف کردم با خوندنش.
شاهکاری هولهولکی و شروع عصری تازه در جهان نویسندگان!
داستایوفسکی مقدمهای وسیع برای کتاب ۲۰۰ و خردهای صفحهای خودش مینویسه ولی از اونجایی که سردبیر از او کار رو سریعتر میخواد(برای پرداخت بدهی قمار) اون بدون اینکه از اون مقدمه کم کنه یا به حجم تنه ی متن اضافه کنه تحویلمون میده که واقعا خستهکننده است و به شدت گیج کننده. من به شخصه هیچ الزامی نمیدیدم که اونقدر گنگ داستان پیش بره و تازه وسط کتاب بفهمم موضوع از چه قراره
داستایوفسکی عزیز وقتی موضوعی رو در اواسط داستان(بعد از داستان خاله ی بزرگ) جلو میبره بخاطر محدودیت توی زمان نوشتار موضوع انگار یه دفعه دست و پاش میشکنه و درکوتاهترین زمان ممکن رها میشه که این هم خوشایند نبود.
جز این دو مورد
این کتاب فوقالعاده بود. قمارباز صرفا یک سنبل نشد بلکه معنای زندگی هرکس براساس قمار بود. یگانه معنای تمام داستانهای این کتاب که خود شخص ایوانوویچ هم درپایان بهش مبتلا میشه و چه ابتلای زیبایی!
و شاید کمتر کسی فکر میکرد که یک قمارباز بتونه این چنین داستان نویسی اگزیستانسیال رو گامها با یک کتاب دست و پا شکسته از نظر ساختار بالا ببره اما داستایوفسکی با جسارت مثالزدنی این کار رو کرد.
خلاصه که کیف کردم با خوندنش.
معکوس
Photo
ادبیات فارسی دوست دارید؟
مصطفی مستور هم مثل تمام نویسندههای دیگه ایرانی شما رو در غم ایرانی خودش فرو میبره.
کتابی که پاورقیهاش به ادبیات مزخرف پرفروش امروز میارزه و جناب مستور عزیزم به وجد میارتتون.
مصطفی مستور هم مثل تمام نویسندههای دیگه ایرانی شما رو در غم ایرانی خودش فرو میبره.
کتابی که پاورقیهاش به ادبیات مزخرف پرفروش امروز میارزه و جناب مستور عزیزم به وجد میارتتون.
Forwarded from "دیوان های چند دیوانه"
آن ها که مدارک تحسین برانگیز اری دارند بیشتر تمایل دارند آن را توی کشوی میز تحریرشان پنهان کنند.🌚
گلههای گذاف از زندگی همان نوشتههای نفرتانگیزی است که زیاد میبینم و تنها چشمانم را بابت خواندنشان خسته میکنم.
Forwarded from زَردِقَـــناری (The_B3)
هنر، اگرچه نان نمیشود؛
اما شراب زندگیست.
اما شراب زندگیست.
ژان پل سارتر