جان کارگران در خطر است؛ بساط ناامنی را برچینید
رضا رضوی؛ روزنامه نگار
#یادداشت_روز
🔸در سالهای اخیر، حوادث ناگوار و دلخراشی در معادن و کارخانهها رخ داده است که بهخوبی نشان میدهد وضعیت ایمنی کارگران تا چه حد نگرانکننده است. با این حال، تا زمانی که تشکلهای کارگری قوی و مستقل نداشته باشیم، این روند تلخ ادامه خواهد داشت. این تشکلها باید نهتنها از سیاستزدگی دور باشند، بلکه خود کارگران نیز نقش کلیدی در تأیید و نظارت بر ایمنی محیط کار داشته باشند.
🔸علاوه بر این، نظام فعلی قراردادهای کوتاهمدت که برخی کارفرمایان آن را در کارهای طویلالمدت اعمال میکنند، بهطور جدی باید مورد بازنگری قرار گیرد. قراردادهای سهماهه و یکساله نهتنها امنیت شغلی کارگران را تهدید میکند، بلکه انگیزه برای رعایت دقیق اصول ایمنی را نیز کاهش میدهد. کارگران، در چنین وضعیتی، در برابر حوادث کاری بدون پشتوانه رها میشوند.
🔸یکی از چالشهای مهم دیگر، تمرکز قدرت و کنترل ایمنی در دست دولت و کارفرماست؛ طرفینی که به دنبال سود حداکثری و کاهش هزینهها هستند و متأسفانه ایمنی کارگران را در اولویت قرار نمیدهند. در بسیاری از موارد، کارفرمایان برای کاهش هزینههای خود از سرمایهگذاری در ایمنی شانه خالی میکنند و این عدم سرمایهگذاری در نهایت به خطر افتادن جان کارگران بیگناه میانجامد.
🔸تا زمانی که نظام نظارت بر ایمنی کار تغییر نکند و مدیریت آن به کارگران و نمایندگان واقعی آنها واگذار نشود، متأسفانه شاهد ادامهی این حوادث تلخ خواهیم بود. اکنون زمان آن است که با تقویت تشکلهای کارگری و حذف نظام قراردادهای ناپایدار، امنیت شغلی و جانی کارگران را تضمین کنیم. جان انسانها نباید در رقابت برای کسب سود بیشتر قربانی شود.
برای نشر آگاهی این مطلب را برای همه دوستانتان بفرستید.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
رضا رضوی؛ روزنامه نگار
#یادداشت_روز
🔸در سالهای اخیر، حوادث ناگوار و دلخراشی در معادن و کارخانهها رخ داده است که بهخوبی نشان میدهد وضعیت ایمنی کارگران تا چه حد نگرانکننده است. با این حال، تا زمانی که تشکلهای کارگری قوی و مستقل نداشته باشیم، این روند تلخ ادامه خواهد داشت. این تشکلها باید نهتنها از سیاستزدگی دور باشند، بلکه خود کارگران نیز نقش کلیدی در تأیید و نظارت بر ایمنی محیط کار داشته باشند.
🔸علاوه بر این، نظام فعلی قراردادهای کوتاهمدت که برخی کارفرمایان آن را در کارهای طویلالمدت اعمال میکنند، بهطور جدی باید مورد بازنگری قرار گیرد. قراردادهای سهماهه و یکساله نهتنها امنیت شغلی کارگران را تهدید میکند، بلکه انگیزه برای رعایت دقیق اصول ایمنی را نیز کاهش میدهد. کارگران، در چنین وضعیتی، در برابر حوادث کاری بدون پشتوانه رها میشوند.
🔸یکی از چالشهای مهم دیگر، تمرکز قدرت و کنترل ایمنی در دست دولت و کارفرماست؛ طرفینی که به دنبال سود حداکثری و کاهش هزینهها هستند و متأسفانه ایمنی کارگران را در اولویت قرار نمیدهند. در بسیاری از موارد، کارفرمایان برای کاهش هزینههای خود از سرمایهگذاری در ایمنی شانه خالی میکنند و این عدم سرمایهگذاری در نهایت به خطر افتادن جان کارگران بیگناه میانجامد.
🔸تا زمانی که نظام نظارت بر ایمنی کار تغییر نکند و مدیریت آن به کارگران و نمایندگان واقعی آنها واگذار نشود، متأسفانه شاهد ادامهی این حوادث تلخ خواهیم بود. اکنون زمان آن است که با تقویت تشکلهای کارگری و حذف نظام قراردادهای ناپایدار، امنیت شغلی و جانی کارگران را تضمین کنیم. جان انسانها نباید در رقابت برای کسب سود بیشتر قربانی شود.
برای نشر آگاهی این مطلب را برای همه دوستانتان بفرستید.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
👍1
سرمایهداران سود میبرند، تأمین اجتماعی تاوان میدهد؛ عدالت کجاست؟
رضا رضوی؛ کارشناس مسائل اجتماعی
🔸پیشنهاد وزیر کار مبنی بر تعطیلی سهماهه معادن پرخطر و پرداخت حقوق کارگران از محل تأمین اجتماعی، نگاهی خطرناک و ناعادلانه به حقوق کارگران و منابع عمومی است. داراییهای تأمین اجتماعی حاصل سالها اندوخته و تلاش تمامی کارگران این کشور است و نباید بهعنوان یک منبع بیپایان برای پوشش کوتاهیها و تخلفات کارفرمایان مورد استفاده قرار گیرد. چرا باید کارگران از محل اندوختههای خود تاوان اهمال و سودجوییهای معدنداران را بپردازند؟
🔸معدنداران، چه در بخش دولتی و چه خصوصی، سالها از کار سخت و بیوقفه کارگران بهرهمند شدهاند و سودهای هنگفت به جیب زدهاند. اگر اکنون لازم است معادن تعطیل شوند تا ایمنسازی انجام شود، این مسئولیت مستقیم معدنداران است که هزینههای ناشی از تعطیلی اجباری و ایمنسازی را بر عهده بگیرند. نه تنها باید حقوق کارگران را پرداخت کنند، بلکه باید جریمههایی سنگین نیز بابت سالها تعلل و بیتوجهی به ایمنی معادن بپردازند.
🔸فشار مضاعف به منابع تأمین اجتماعی، در حالی که این صندوق از پیش با مشکلات بسیاری دستوپنجه نرم میکند، تنها وضعیت اقتصادی و رفاهی کارگران را در آینده بدتر خواهد کرد. سرمایهداری نباید از داراییهای عمومی برای جبران کمکاریها و عدم مسئولیتپذیری خود استفاده کند.
🔸بهجای اینکه تأمین اجتماعی برای پوشش این تعطیلیها وارد عمل شود، باید فشار بر معدنداران افزایش یابد تا مسئولیت خود را بهدرستی ایفا کنند. کارگران ایران شایسته حمایت واقعی هستند، نه فریب با منابع خودشان.
#حقوق_کارگران #تامین_اجتماعی #عدالت_کارگری #ایمنی_معادن #نه_به_فشار_بر_تامین_اجتماعی
برای نشر آگاهی این مطلب را برای همه دوستانتان بفرستید.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
رضا رضوی؛ کارشناس مسائل اجتماعی
🔸پیشنهاد وزیر کار مبنی بر تعطیلی سهماهه معادن پرخطر و پرداخت حقوق کارگران از محل تأمین اجتماعی، نگاهی خطرناک و ناعادلانه به حقوق کارگران و منابع عمومی است. داراییهای تأمین اجتماعی حاصل سالها اندوخته و تلاش تمامی کارگران این کشور است و نباید بهعنوان یک منبع بیپایان برای پوشش کوتاهیها و تخلفات کارفرمایان مورد استفاده قرار گیرد. چرا باید کارگران از محل اندوختههای خود تاوان اهمال و سودجوییهای معدنداران را بپردازند؟
🔸معدنداران، چه در بخش دولتی و چه خصوصی، سالها از کار سخت و بیوقفه کارگران بهرهمند شدهاند و سودهای هنگفت به جیب زدهاند. اگر اکنون لازم است معادن تعطیل شوند تا ایمنسازی انجام شود، این مسئولیت مستقیم معدنداران است که هزینههای ناشی از تعطیلی اجباری و ایمنسازی را بر عهده بگیرند. نه تنها باید حقوق کارگران را پرداخت کنند، بلکه باید جریمههایی سنگین نیز بابت سالها تعلل و بیتوجهی به ایمنی معادن بپردازند.
🔸فشار مضاعف به منابع تأمین اجتماعی، در حالی که این صندوق از پیش با مشکلات بسیاری دستوپنجه نرم میکند، تنها وضعیت اقتصادی و رفاهی کارگران را در آینده بدتر خواهد کرد. سرمایهداری نباید از داراییهای عمومی برای جبران کمکاریها و عدم مسئولیتپذیری خود استفاده کند.
🔸بهجای اینکه تأمین اجتماعی برای پوشش این تعطیلیها وارد عمل شود، باید فشار بر معدنداران افزایش یابد تا مسئولیت خود را بهدرستی ایفا کنند. کارگران ایران شایسته حمایت واقعی هستند، نه فریب با منابع خودشان.
#حقوق_کارگران #تامین_اجتماعی #عدالت_کارگری #ایمنی_معادن #نه_به_فشار_بر_تامین_اجتماعی
برای نشر آگاهی این مطلب را برای همه دوستانتان بفرستید.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
دیوار ناکارآمدی و اظهارات تکراری مسئولان؛ کارگران قربانیان واقعی
رضا رضوی؛ خبرنگار ماهنامه قاصدِ امروز
🔹در شرایطی که کارگران معدن طبس به تازگی قربانی شرایط ناامن کاری شدند، اظهارات رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف، مبنی بر لزوم تامین محیط کاری امن و بیکارنکردن کارگران، تنها یک تکرار از همان حرفهای تکراری و بیعملی است که بارها از زبان مسئولان شنیدهایم. قالیباف در مراسم یادبود جانباختگان حادثه طبس، ضمن تاکید بر مشکلات تولید فولاد و محدودیتهای انرژی، از ضرورت حفظ امنیت کارگران و جلوگیری از بیکاری آنها صحبت کرد، اما چه تضمینی برای اجرایی شدن این سخنان ارائه کرد؟
🔹مشکل اصلی دقیقا همین است: سخنرانیهای پرآب و تاب مسئولان که تنها در فضای رسانهای مورد توجه قرار میگیرد اما در عمل، نتیجهای برای بهبود شرایط کارگران در بر ندارد. چرا در سالهای گذشته، هیچ اقدام مؤثری برای حل مشکلات معادن و ایجاد محیطهای کاری ایمن برای کارگران انجام نشده؟ چگونه است که با هر حادثه، مسئولان در خط مقدم سخنرانیها حاضر میشوند و از لزوم تغییر و اصلاح وضعیت صحبت میکنند، ولی در نهایت اوضاع همان است که بوده و فریادها تنها در این مراسمها شنیده میشود؟
🔹قالیباف به ناکارآمدی تولید ذغالسنگ کشور در مقایسه با سایر نقاط دنیا اشاره کرد، ولی آیا اشارهای به دلایل این ناکارآمدی و برنامهای برای رفع آن داشت؟ وقتی در سایر کشورها میلیونها تن مواد معدنی برداشت میشود و امنیت کارگران تضمین شده است، چرا در کشور ما با برداشت ناچیز و کمبود اقدامات ایمنی، کارگران هر لحظه با خطر جان باختن در محیط کار مواجهاند؟
🔹واقعیت تلخ این است که هیچ قدمی برای رفع مشکلات ساختاری و بهبود شرایط کار کارگران برداشته نمیشود. در حالی که مجلس و دولت خود را مسئول میدانند، آیا ارادهای برای ایجاد تغییر واقعی وجود دارد یا صرفا این اظهارات تکراری، راهی برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانیهای مدیریتی است؟
🔹این دیوار ناکارآمدی و گفتاردرمانی که قالیباف از آن صحبت میکند، همچنان به بالا رفتن ادامه خواهد داد و تنها چیزی که باقی میماند، قربانی شدن کارگران و خانوادههایی است که هر روز نگران امنیت و حیات عزیزانشان هستند. تا زمانی که مسئولان از اظهارات تکراری دست نکشند و وظایفشان را در عمل اجرا نکنند، این چرخه ناکارآمدی ادامه خواهد یافت و هر بار جان دیگری در این محیطهای ناامن کاری از دست خواهد رفت.
برای نشر آگاهی این مطلب را برای همه دوستانتان بفرستید.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
رضا رضوی؛ خبرنگار ماهنامه قاصدِ امروز
🔹در شرایطی که کارگران معدن طبس به تازگی قربانی شرایط ناامن کاری شدند، اظهارات رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف، مبنی بر لزوم تامین محیط کاری امن و بیکارنکردن کارگران، تنها یک تکرار از همان حرفهای تکراری و بیعملی است که بارها از زبان مسئولان شنیدهایم. قالیباف در مراسم یادبود جانباختگان حادثه طبس، ضمن تاکید بر مشکلات تولید فولاد و محدودیتهای انرژی، از ضرورت حفظ امنیت کارگران و جلوگیری از بیکاری آنها صحبت کرد، اما چه تضمینی برای اجرایی شدن این سخنان ارائه کرد؟
🔹مشکل اصلی دقیقا همین است: سخنرانیهای پرآب و تاب مسئولان که تنها در فضای رسانهای مورد توجه قرار میگیرد اما در عمل، نتیجهای برای بهبود شرایط کارگران در بر ندارد. چرا در سالهای گذشته، هیچ اقدام مؤثری برای حل مشکلات معادن و ایجاد محیطهای کاری ایمن برای کارگران انجام نشده؟ چگونه است که با هر حادثه، مسئولان در خط مقدم سخنرانیها حاضر میشوند و از لزوم تغییر و اصلاح وضعیت صحبت میکنند، ولی در نهایت اوضاع همان است که بوده و فریادها تنها در این مراسمها شنیده میشود؟
🔹قالیباف به ناکارآمدی تولید ذغالسنگ کشور در مقایسه با سایر نقاط دنیا اشاره کرد، ولی آیا اشارهای به دلایل این ناکارآمدی و برنامهای برای رفع آن داشت؟ وقتی در سایر کشورها میلیونها تن مواد معدنی برداشت میشود و امنیت کارگران تضمین شده است، چرا در کشور ما با برداشت ناچیز و کمبود اقدامات ایمنی، کارگران هر لحظه با خطر جان باختن در محیط کار مواجهاند؟
🔹واقعیت تلخ این است که هیچ قدمی برای رفع مشکلات ساختاری و بهبود شرایط کار کارگران برداشته نمیشود. در حالی که مجلس و دولت خود را مسئول میدانند، آیا ارادهای برای ایجاد تغییر واقعی وجود دارد یا صرفا این اظهارات تکراری، راهی برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانیهای مدیریتی است؟
🔹این دیوار ناکارآمدی و گفتاردرمانی که قالیباف از آن صحبت میکند، همچنان به بالا رفتن ادامه خواهد داد و تنها چیزی که باقی میماند، قربانی شدن کارگران و خانوادههایی است که هر روز نگران امنیت و حیات عزیزانشان هستند. تا زمانی که مسئولان از اظهارات تکراری دست نکشند و وظایفشان را در عمل اجرا نکنند، این چرخه ناکارآمدی ادامه خواهد یافت و هر بار جان دیگری در این محیطهای ناامن کاری از دست خواهد رفت.
برای نشر آگاهی این مطلب را برای همه دوستانتان بفرستید.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
لزوم صداقت در کلام سخنگوی دولت؛ راهی به سوی اعتماد عمومی
رضا رضوی
مدیرمسئول ماهنامه قاصدِ امروز
و
نامزد انتخابات نمایندگی مدیران مسئول در هیأت نظارت بر مطبوعات
🔹صداقت و شفافیت از مهمترین عواملی هستند که یک سخنگوی دولت باید برای افزایش سرمایه اجتماعی و ایجاد اعتماد پایدار در جامعه به آنها پایبند باشد. در شرایطی که اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی به دلایل مختلفی دچار تزلزل شده، شفافیت در بیان واقعیتها و پرهیز از ارائه اطلاعات نادرست، میتواند نقشی کلیدی در بازیابی این اعتماد داشته باشد.
🔹در این زمینه، سخنگوی دولت به عنوان یکی از اصلیترین سخنگویان رسمی کشور، نقشی مهم در ایجاد اعتماد ایفا میکند. سخنگویی که نتواند با صداقت و شفافیت، پاسخگوی سوالات مردم و رسانهها باشد، نه تنها سرمایه اجتماعی دولت را به خطر میاندازد، بلکه زمینهساز گسترش بیاعتمادی و بدبینی در جامعه خواهد شد. رویکردی که در هفته گذشته با ارائه دلایل مختلف برای قطعیهای برق مشاهده شد، نشان داد که فقدان صداقت در کلام مسئولین میتواند به تشدید بدبینی مردم نسبت به دولت بیانجامد.
🔹بیتوجهی به لزوم شفافسازی و بیان واقعیتها، با ارائه اطلاعات متناقض و ناکافی در موضوعی ساده مثل علت خاموشیها، نشان میدهد که تا چه حد صداقت در کلام سخنگوی دولت میتواند مانع از رشد اعتماد عمومی شود. در شرایطی که بسیاری از مردم با مشکلات معیشتی و چالشهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، اطمینان داشتن به صداقت و قابلاعتماد بودن اطلاعاتی که از سوی دولت ارائه میشود، میتواند همدلی و همراهی بیشتری را در مواجهه با مشکلات رقم بزند.
🔹بنابراین، سخنگوی دولت باید در ارائه اطلاعات و شفافیت کامل عملکردها، خود را متعهد به راستی و صداقت بداند. تنها با این رویکرد میتوان امیدوار بود که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نسبت به دولت و حاکمیت، روز به روز تقویت شود و جامعه به آرامش و ثبات بیشتری دست یابد.
#صداقت_دولت #اعتمادسازی #سرمایه_اجتماعی #خاموشی
برای نشر آگاهی این مطلب را برای همه دوستانتان بفرستید.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
رضا رضوی
مدیرمسئول ماهنامه قاصدِ امروز
و
نامزد انتخابات نمایندگی مدیران مسئول در هیأت نظارت بر مطبوعات
🔹صداقت و شفافیت از مهمترین عواملی هستند که یک سخنگوی دولت باید برای افزایش سرمایه اجتماعی و ایجاد اعتماد پایدار در جامعه به آنها پایبند باشد. در شرایطی که اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی به دلایل مختلفی دچار تزلزل شده، شفافیت در بیان واقعیتها و پرهیز از ارائه اطلاعات نادرست، میتواند نقشی کلیدی در بازیابی این اعتماد داشته باشد.
🔹در این زمینه، سخنگوی دولت به عنوان یکی از اصلیترین سخنگویان رسمی کشور، نقشی مهم در ایجاد اعتماد ایفا میکند. سخنگویی که نتواند با صداقت و شفافیت، پاسخگوی سوالات مردم و رسانهها باشد، نه تنها سرمایه اجتماعی دولت را به خطر میاندازد، بلکه زمینهساز گسترش بیاعتمادی و بدبینی در جامعه خواهد شد. رویکردی که در هفته گذشته با ارائه دلایل مختلف برای قطعیهای برق مشاهده شد، نشان داد که فقدان صداقت در کلام مسئولین میتواند به تشدید بدبینی مردم نسبت به دولت بیانجامد.
🔹بیتوجهی به لزوم شفافسازی و بیان واقعیتها، با ارائه اطلاعات متناقض و ناکافی در موضوعی ساده مثل علت خاموشیها، نشان میدهد که تا چه حد صداقت در کلام سخنگوی دولت میتواند مانع از رشد اعتماد عمومی شود. در شرایطی که بسیاری از مردم با مشکلات معیشتی و چالشهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، اطمینان داشتن به صداقت و قابلاعتماد بودن اطلاعاتی که از سوی دولت ارائه میشود، میتواند همدلی و همراهی بیشتری را در مواجهه با مشکلات رقم بزند.
🔹بنابراین، سخنگوی دولت باید در ارائه اطلاعات و شفافیت کامل عملکردها، خود را متعهد به راستی و صداقت بداند. تنها با این رویکرد میتوان امیدوار بود که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نسبت به دولت و حاکمیت، روز به روز تقویت شود و جامعه به آرامش و ثبات بیشتری دست یابد.
#صداقت_دولت #اعتمادسازی #سرمایه_اجتماعی #خاموشی
برای نشر آگاهی این مطلب را برای همه دوستانتان بفرستید.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
💢 درخواست عدالت فرهنگی برای اسلامشهر؛ بهمنظور توسعه و غنای فرهنگی نیاز به سرمایهگذاری جدی داریم
به قلم رضا رضوی؛ مدیرمسئول ماهنامه قاصدِ امروز
▪️حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عباس صالحی، در شهرستان اسلامشهر فرصت مناسبی است تا بار دیگر نیازها و ظرفیتهای فرهنگی این شهرستان مورد توجه قرار گیرد. شهرستان اسلامشهر که شامل سه شهر اسلامشهر، چهاردانگه و احمدآباد مستوفی است، علیرغم محدودیتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، در طول سالها توانسته در زمینههای فرهنگی به افتخارآفرینی بپردازد. اما این تلاشها بدون حمایت و برنامهریزی منسجم از سوی مسئولان، امکان ادامه و توسعه ندارد.
▪️یکی از اساسیترین نیازهای فرهنگی در اسلامشهر، افزایش سرانههای فرهنگی و پراکندگی مناسب مراکز فرهنگی است. در حالیکه بیش از ۲۰ سال از احداث آخرین مراکز فرهنگی در این شهرستان میگذرد، امروز تنها فرهنگسرای شهید صارمی و سینما فجر در منطقهای بالغ بر ۲۰۰ کیلومتر مربع و با جمعیت بیش از ۷۰۰ هزار نفر وجود دارند. این کمبود شدید مراکز فرهنگی در اسلامشهر، از دیدگاه بسیاری از شهروندان، نشانهای از بیتوجهی به نیازهای فرهنگی این منطقه است. برای شهرستانی که مردم آن از لحاظ اقتصادی در شرایط دشواری قرار دارند و سبد فرهنگی خانوارها به شدت محدود شده است، احداث و تجهیز مراکز فرهنگی دولتی ضروری و اجتنابناپذیر است. احداث سینما، فرهنگسرا و مجتمعهای فرهنگی در سه شهر اسلامشهر، چهاردانگه و احمدآباد مستوفی میتواند گامی موثر در راستای عدالت فرهنگی باشد و به غنای سبد فرهنگی این مردم کمک بسزایی نماید.
▪️از سوی دیگر، فعالسازی ظرفیتهای مردمی و حمایت از گروههای فرهنگی محلی از دیگر نیازهای اساسی این شهرستان در حوزه فرهنگی است. در اسلامشهر، گروهها و فعالان مردمی زیادی با انگیزه و توانایی بالا وجود دارند که در صورت دریافت حمایتهای لازم، میتوانند نقش موثری در ترویج و تقویت فرهنگ بومی و اسلامی ایفا کنند. با ایجاد سیاستهای مشوقانه و برنامهریزی برای مشارکت عمومی، میتوان بسترهای لازم برای شکوفایی این استعدادها و ظرفیتها را فراهم کرد. بیشک، مردم اسلامشهر توانایی مشارکت و تاثیرگذاری در عرصه فرهنگی را دارند، اما آنچه که نیازمندند، تنها حمایتهای جدی و ساختاری از سوی مسئولان فرهنگی است.
▪️توسعه و پیشرفت فرهنگی در اسلامشهر نیازمند توجه ویژهای از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. لازم است سید عباس صالحی و همکاران او، با بهرهگیری از این فرصت حضور در اسلامشهر، برنامهای جامع و پایدار برای حل مشکلات فرهنگی این منطقه تدوین کنند و با تخصیص بودجه و سرمایهگذاری لازم، گامهای جدیتری در جهت عدالت فرهنگی بردارند.
#عدالت_فرهنگی #اسلامشهر #وزیر_فرهنگ #فرهنگسازی #توسعه_پایدار
شما هم در انتشار آگاهی با نشر این مطلب سهیم باشید.
نشریه سیاسی و اجتماعی قاصدِ امروز
نشریه مستقل و مردمی
با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
پیوستن به کانال 👇👇
🆔https://eitaa.com/joinchat/1231159788C99317db2c6
به قلم رضا رضوی؛ مدیرمسئول ماهنامه قاصدِ امروز
▪️حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عباس صالحی، در شهرستان اسلامشهر فرصت مناسبی است تا بار دیگر نیازها و ظرفیتهای فرهنگی این شهرستان مورد توجه قرار گیرد. شهرستان اسلامشهر که شامل سه شهر اسلامشهر، چهاردانگه و احمدآباد مستوفی است، علیرغم محدودیتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، در طول سالها توانسته در زمینههای فرهنگی به افتخارآفرینی بپردازد. اما این تلاشها بدون حمایت و برنامهریزی منسجم از سوی مسئولان، امکان ادامه و توسعه ندارد.
▪️یکی از اساسیترین نیازهای فرهنگی در اسلامشهر، افزایش سرانههای فرهنگی و پراکندگی مناسب مراکز فرهنگی است. در حالیکه بیش از ۲۰ سال از احداث آخرین مراکز فرهنگی در این شهرستان میگذرد، امروز تنها فرهنگسرای شهید صارمی و سینما فجر در منطقهای بالغ بر ۲۰۰ کیلومتر مربع و با جمعیت بیش از ۷۰۰ هزار نفر وجود دارند. این کمبود شدید مراکز فرهنگی در اسلامشهر، از دیدگاه بسیاری از شهروندان، نشانهای از بیتوجهی به نیازهای فرهنگی این منطقه است. برای شهرستانی که مردم آن از لحاظ اقتصادی در شرایط دشواری قرار دارند و سبد فرهنگی خانوارها به شدت محدود شده است، احداث و تجهیز مراکز فرهنگی دولتی ضروری و اجتنابناپذیر است. احداث سینما، فرهنگسرا و مجتمعهای فرهنگی در سه شهر اسلامشهر، چهاردانگه و احمدآباد مستوفی میتواند گامی موثر در راستای عدالت فرهنگی باشد و به غنای سبد فرهنگی این مردم کمک بسزایی نماید.
▪️از سوی دیگر، فعالسازی ظرفیتهای مردمی و حمایت از گروههای فرهنگی محلی از دیگر نیازهای اساسی این شهرستان در حوزه فرهنگی است. در اسلامشهر، گروهها و فعالان مردمی زیادی با انگیزه و توانایی بالا وجود دارند که در صورت دریافت حمایتهای لازم، میتوانند نقش موثری در ترویج و تقویت فرهنگ بومی و اسلامی ایفا کنند. با ایجاد سیاستهای مشوقانه و برنامهریزی برای مشارکت عمومی، میتوان بسترهای لازم برای شکوفایی این استعدادها و ظرفیتها را فراهم کرد. بیشک، مردم اسلامشهر توانایی مشارکت و تاثیرگذاری در عرصه فرهنگی را دارند، اما آنچه که نیازمندند، تنها حمایتهای جدی و ساختاری از سوی مسئولان فرهنگی است.
▪️توسعه و پیشرفت فرهنگی در اسلامشهر نیازمند توجه ویژهای از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. لازم است سید عباس صالحی و همکاران او، با بهرهگیری از این فرصت حضور در اسلامشهر، برنامهای جامع و پایدار برای حل مشکلات فرهنگی این منطقه تدوین کنند و با تخصیص بودجه و سرمایهگذاری لازم، گامهای جدیتری در جهت عدالت فرهنگی بردارند.
#عدالت_فرهنگی #اسلامشهر #وزیر_فرهنگ #فرهنگسازی #توسعه_پایدار
شما هم در انتشار آگاهی با نشر این مطلب سهیم باشید.
نشریه سیاسی و اجتماعی قاصدِ امروز
نشریه مستقل و مردمی
با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
پیوستن به کانال 👇👇
🆔https://eitaa.com/joinchat/1231159788C99317db2c6
Eitaa
ایتا - Eitaa: Join Group Chat
پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa
❤1
Forwarded from کارزار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«نرمافزار آزاد، جامعهٔ آزاد»
⭕️ اهمیت نرمافزارهای آزاد به یاد «صابر راستیکردار»
در تاریخ بیستودوم آبانماه ۱۴۰۳ در کافهرویدادکارزار برگزار شد.
ویکیپدیا، فایرفاکس، وردپرس، لینوکس (سیستمعامل اکثر سرورها در دنیا) و هزاران محصول دیگر نرمافزارهای آزادی هستند که به صورت داوطلبانه توسط متخصصان در سرتاسر دنیا ایجاد شدهاند و به رایگان در اختیار عموم قرار گرفتهاند.
💻 جنبش نرمافزار آزاد یک جنبش اجتماعی است که هدف آن تضمین چهار آزادی بنیادی کاربران نرمافزار است:
آزادی استفاده از نرمافزار
مطالعه و بررسی آن
ویرایش کدها
توزیع مجدد کپیها، همراه با یا بدون تغییر آن
👥این دورهمی به مناسبت اولین سالگرد درگذشت صابر راستیکردار، طراح فونتهای آزاد و متنباز فارسی برگزار شد. در این نشست درباره اهمیت جنبش نرمافزار آزاد و توسعه نرمافزارهای آزاد و متنباز گفتگو کردیم.
📽 شما میتوانید برای تماشای ویدیوی کامل این نشست، روی لینک بزنید:
Aparat.com/karzar.net
#قدرت_بی_قدرتان ✌🏼
@karzarnet
⭕️ اهمیت نرمافزارهای آزاد به یاد «صابر راستیکردار»
در تاریخ بیستودوم آبانماه ۱۴۰۳ در کافهرویدادکارزار برگزار شد.
ویکیپدیا، فایرفاکس، وردپرس، لینوکس (سیستمعامل اکثر سرورها در دنیا) و هزاران محصول دیگر نرمافزارهای آزادی هستند که به صورت داوطلبانه توسط متخصصان در سرتاسر دنیا ایجاد شدهاند و به رایگان در اختیار عموم قرار گرفتهاند.
💻 جنبش نرمافزار آزاد یک جنبش اجتماعی است که هدف آن تضمین چهار آزادی بنیادی کاربران نرمافزار است:
آزادی استفاده از نرمافزار
مطالعه و بررسی آن
ویرایش کدها
توزیع مجدد کپیها، همراه با یا بدون تغییر آن
👥این دورهمی به مناسبت اولین سالگرد درگذشت صابر راستیکردار، طراح فونتهای آزاد و متنباز فارسی برگزار شد. در این نشست درباره اهمیت جنبش نرمافزار آزاد و توسعه نرمافزارهای آزاد و متنباز گفتگو کردیم.
📽 شما میتوانید برای تماشای ویدیوی کامل این نشست، روی لینک بزنید:
Aparat.com/karzar.net
#قدرت_بی_قدرتان ✌🏼
@karzarnet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ رو منتشر کرده نوشته «وقتی تو آمریکا خالی کردنِ آشغال های سطل زباله ۷۰ دلار هزینه داره، دیگه توقع داری رویاهات مجانی باشه؟!»
یعنی الان توی ایران خالی کردن سطل زباله هزینه نداره؟
عدد دقیق نداریم چون هیچ جا بودجه ها شفاف نیست اما وقتی همه پول شهر رو میریزیم توی شکم شهرداری متوجه نمیشویم چند تومن برای انتقال زباله هزینه از ما گرفته میشه!! تازه بخشی از همون زباله رو هم میفروشن از زباله ما پول در میارن.
تلویزیون هم همینطور! یعنی شما سرانه پرداختی هر ایرانی رو به رسانه خدمت عمومی ملی اگر حساب کنی متوجه میشی اگر اون پولو بگیری بری فیلیمو و یوتوب و اینها را باهاش استفاده کنی بهتر از خدماتی است که رسانه بهت نمیده. این ها نظر کارشناسی است. لزوما به این معنا نیست که تلویزیون ملی خوب نیست یا چیزی شبیه به این.
فلذا درست تبیین کنیم و گمراهی ایجاد نکنیم.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
یعنی الان توی ایران خالی کردن سطل زباله هزینه نداره؟
عدد دقیق نداریم چون هیچ جا بودجه ها شفاف نیست اما وقتی همه پول شهر رو میریزیم توی شکم شهرداری متوجه نمیشویم چند تومن برای انتقال زباله هزینه از ما گرفته میشه!! تازه بخشی از همون زباله رو هم میفروشن از زباله ما پول در میارن.
تلویزیون هم همینطور! یعنی شما سرانه پرداختی هر ایرانی رو به رسانه خدمت عمومی ملی اگر حساب کنی متوجه میشی اگر اون پولو بگیری بری فیلیمو و یوتوب و اینها را باهاش استفاده کنی بهتر از خدماتی است که رسانه بهت نمیده. این ها نظر کارشناسی است. لزوما به این معنا نیست که تلویزیون ملی خوب نیست یا چیزی شبیه به این.
فلذا درست تبیین کنیم و گمراهی ایجاد نکنیم.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
یادداشتی برای پاسخ به تحقیر سیستماتیک: وقتی ترامپ قمارباز در آینه نگاه نمیکند
رضا رضوی؛ مدیرمسئول ماهنامه قاصدِ امروز
🔹 ترامپ: کشورهای عربی بر تجارت جهانی تمرکز کردند و رهبران ایران بر دزدیدن ثروت مردمشان
این گزاره بیش از آنکه تحلیل باشد، تکرار همان روایت کلیشهای و نخنمای «خوبهای خلیج» در برابر «بدهای تهران» است. نادیده گرفتن سهم سیاستهای تحریمی آمریکا در تخریب اقتصاد ایران، فریبکاری آشکاری است. چطور میتوان از تمرکز بر تجارت جهانی گفت، وقتی ایالات متحده با اعمال تحریمهای یکجانبه، مانع تعامل ایران با همان بازار جهانی میشود؟ اتهام «دزدی ثروت مردم» نیز از زبان کسی میآید که میلیاردها دلار بدهی مالیاتی دارد و دستکم در دو پرونده فساد مالی محکوم شده است.
🔹 شما بیابان را به زمین حاصلخیز تبدیل کردید و رهبران ایران زمین سبز را به بیابان
آیا کسی که تا دیروز وجود تغییر اقلیم را انکار میکرد، اکنون نگران بیابانیشدن زمین است؟ بله، ایران با بحران آب مواجه است. اما بخش بزرگی از این بحران نه به «فساد» که به سیاستهای منطقهای (ازجمله سدسازی گسترده ترکیه و افغانستان)، تغییرات اقلیمی جهانی، و تحریمهای گسترده مربوط است. اگر امروز پروژههای آبرسانی متوقف شدهاند، بخشی از آن به دلیل بستهبودن دست دولت از سوی همان قدرتی است که ترامپ نمایندهاش بود.
🔹 ساختمانهای تاریخی در تهران در حال فروپاشی و تبدیلشدن به آوار هستند
شاید اگر ترامپ لحظهای به گتوهای فراموششده دیترویت یا پلهای در حال ریزش نیویورک نگاه میکرد، چنین سخنی نمیگفت. فروپاشی بناها، پدیدهای جهانی در نبود بودجه کافی برای نگهداری است و حاصل فشار اقتصادیای است که دولت او خود مسبب آن بود. ضمن اینکه تهران هنوز از نظر زیرساخت شهری در بسیاری از زمینهها جلوتر از برخی کلانشهرهای خاورمیانه است.
🔹 قطعیهای مکرر برق در ایران...
این یکی دیگر از مصادیق وارونهنمایی است. ایران، علیرغم تحریمهای فلجکننده، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان برق در منطقه است و سالانه برق به کشورهای همسایه صادر میکند. خاموشیها نه نشانه ورشکستگی زیرساخت، بلکه محصول کمبود منابع مالی برای نوسازی، و افزایش مصرف بیرویهاند. اگر ایران دسترسی آزاد به فناوری و سرمایه جهانی داشت، این معضلات بسیار زودتر مهار میشدند.
🔹 مافیای آب و تبدیل زمینهای سبز به بیابان خشک
درست است که سوءمدیریت وجود دارد، اما آیا ترامپ میداند که یکی از مصادیق مافیای آب در منطقه، همان پروژههای شیرینسازی آب در خلیج فارس هستند که برایشان قوانین بینالمللی زیستمحیطی نادیده گرفته شده؟ او از فجایع محیطزیستی در عربستان و امارات، از جمله تخریب بسترهای مرجانی و افزایش شوری دریا، سخنی نمیگوید. دوگانگی آشکار در روایت او مشهود است.
🔹 تمرکز کشورهای عربی بر ثبات منطقهای در برابر تامین مالی تروریسم توسط ایران
این ادعا تکراری، بیپایه و یکجانبه است. آیا ترامپ نمیداند چه کسی القاعده را به وجود آورد؟ آیا فراموش کرده که ۱۵ نفر از ۱۹ مهاجم یازده سپتامبر، تابعیت سعودی داشتند؟ کدام کشورها در لیبی و یمن، با پشتیبانی از گروههای مسلح، به ویرانی منطقه دامن زدند؟ تحریف تاریخ با این شدت، بیشتر به کار تبلیغات انتخاباتی میآید تا تحلیل سیاسی.
🔹 ایران کل منطقه را با خود به پایین کشیده است
این نوع زبان، خطرناک و نژادپرستانه است. انگار کشوری ۸۰ میلیونی تنها به عنوان باری بر دوش منطقه تصور شده است. منطقهای که آمریکا با اشغال عراق، به خاک و خون کشاندن سوریه، و فروش میلیاردها دلار سلاح به دولتهای خودکامه، سهم بزرگی در ناپایداری آن داشته، حالا قربانی معرفی میشود.
🔹 ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد، ولی آیندهای روشن دارد اگر...
این همان زبان معروف «هویج و چماق» است که بارها شکست خورده. ترامپ کسی است که برجام را بدون دلیل عقلی و حقوقی ترک کرد. حالا از آینده روشن سخن میگوید؟ روشن برای چه کسی؟ ملت ایران یا شرکتهای تسلیحاتی آمریکا؟
🔹 من به دشمنی دائمی باور ندارم و میخواهم با ایران توافق کنم
این جمله، تلخترین بخش ماجراست. زیرا درست از زبان کسی بیان میشود که فرصت بزرگ گفتوگو (برجام) را نابود کرد، سردار ایرانی را ترور کرد، اقتصاد یک کشور را هدف جنگ اقتصادی قرار داد و حالا ژست صلحطلبی میگیرد. کسی که ۴ سال در کاخ سفید بود، وقت داشت دیپلماسی کند، نه توییتهای جنگطلبانه بزند.
اظهارات ترامپ را نه باید تحلیل دانست و نه راهبرد. او یک خطیب عوامگراست که با فرافکنی و برجستهسازی شکستهای دیگران، ضعفهای خود را میپوشاند. حرفهایش علیه ایران، بخشی از همان جنگ روانیای است که دهههاست در واشنگتن علیه تهران جریان دارد. نه با هدف مردمسالاری، نه با نیت عدالت، بلکه برای بازتعریف نظم دلخواه آمریکا در منطقه.
رضا رضوی؛ مدیرمسئول ماهنامه قاصدِ امروز
🔹 ترامپ: کشورهای عربی بر تجارت جهانی تمرکز کردند و رهبران ایران بر دزدیدن ثروت مردمشان
این گزاره بیش از آنکه تحلیل باشد، تکرار همان روایت کلیشهای و نخنمای «خوبهای خلیج» در برابر «بدهای تهران» است. نادیده گرفتن سهم سیاستهای تحریمی آمریکا در تخریب اقتصاد ایران، فریبکاری آشکاری است. چطور میتوان از تمرکز بر تجارت جهانی گفت، وقتی ایالات متحده با اعمال تحریمهای یکجانبه، مانع تعامل ایران با همان بازار جهانی میشود؟ اتهام «دزدی ثروت مردم» نیز از زبان کسی میآید که میلیاردها دلار بدهی مالیاتی دارد و دستکم در دو پرونده فساد مالی محکوم شده است.
🔹 شما بیابان را به زمین حاصلخیز تبدیل کردید و رهبران ایران زمین سبز را به بیابان
آیا کسی که تا دیروز وجود تغییر اقلیم را انکار میکرد، اکنون نگران بیابانیشدن زمین است؟ بله، ایران با بحران آب مواجه است. اما بخش بزرگی از این بحران نه به «فساد» که به سیاستهای منطقهای (ازجمله سدسازی گسترده ترکیه و افغانستان)، تغییرات اقلیمی جهانی، و تحریمهای گسترده مربوط است. اگر امروز پروژههای آبرسانی متوقف شدهاند، بخشی از آن به دلیل بستهبودن دست دولت از سوی همان قدرتی است که ترامپ نمایندهاش بود.
🔹 ساختمانهای تاریخی در تهران در حال فروپاشی و تبدیلشدن به آوار هستند
شاید اگر ترامپ لحظهای به گتوهای فراموششده دیترویت یا پلهای در حال ریزش نیویورک نگاه میکرد، چنین سخنی نمیگفت. فروپاشی بناها، پدیدهای جهانی در نبود بودجه کافی برای نگهداری است و حاصل فشار اقتصادیای است که دولت او خود مسبب آن بود. ضمن اینکه تهران هنوز از نظر زیرساخت شهری در بسیاری از زمینهها جلوتر از برخی کلانشهرهای خاورمیانه است.
🔹 قطعیهای مکرر برق در ایران...
این یکی دیگر از مصادیق وارونهنمایی است. ایران، علیرغم تحریمهای فلجکننده، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان برق در منطقه است و سالانه برق به کشورهای همسایه صادر میکند. خاموشیها نه نشانه ورشکستگی زیرساخت، بلکه محصول کمبود منابع مالی برای نوسازی، و افزایش مصرف بیرویهاند. اگر ایران دسترسی آزاد به فناوری و سرمایه جهانی داشت، این معضلات بسیار زودتر مهار میشدند.
🔹 مافیای آب و تبدیل زمینهای سبز به بیابان خشک
درست است که سوءمدیریت وجود دارد، اما آیا ترامپ میداند که یکی از مصادیق مافیای آب در منطقه، همان پروژههای شیرینسازی آب در خلیج فارس هستند که برایشان قوانین بینالمللی زیستمحیطی نادیده گرفته شده؟ او از فجایع محیطزیستی در عربستان و امارات، از جمله تخریب بسترهای مرجانی و افزایش شوری دریا، سخنی نمیگوید. دوگانگی آشکار در روایت او مشهود است.
🔹 تمرکز کشورهای عربی بر ثبات منطقهای در برابر تامین مالی تروریسم توسط ایران
این ادعا تکراری، بیپایه و یکجانبه است. آیا ترامپ نمیداند چه کسی القاعده را به وجود آورد؟ آیا فراموش کرده که ۱۵ نفر از ۱۹ مهاجم یازده سپتامبر، تابعیت سعودی داشتند؟ کدام کشورها در لیبی و یمن، با پشتیبانی از گروههای مسلح، به ویرانی منطقه دامن زدند؟ تحریف تاریخ با این شدت، بیشتر به کار تبلیغات انتخاباتی میآید تا تحلیل سیاسی.
🔹 ایران کل منطقه را با خود به پایین کشیده است
این نوع زبان، خطرناک و نژادپرستانه است. انگار کشوری ۸۰ میلیونی تنها به عنوان باری بر دوش منطقه تصور شده است. منطقهای که آمریکا با اشغال عراق، به خاک و خون کشاندن سوریه، و فروش میلیاردها دلار سلاح به دولتهای خودکامه، سهم بزرگی در ناپایداری آن داشته، حالا قربانی معرفی میشود.
🔹 ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد، ولی آیندهای روشن دارد اگر...
این همان زبان معروف «هویج و چماق» است که بارها شکست خورده. ترامپ کسی است که برجام را بدون دلیل عقلی و حقوقی ترک کرد. حالا از آینده روشن سخن میگوید؟ روشن برای چه کسی؟ ملت ایران یا شرکتهای تسلیحاتی آمریکا؟
🔹 من به دشمنی دائمی باور ندارم و میخواهم با ایران توافق کنم
این جمله، تلخترین بخش ماجراست. زیرا درست از زبان کسی بیان میشود که فرصت بزرگ گفتوگو (برجام) را نابود کرد، سردار ایرانی را ترور کرد، اقتصاد یک کشور را هدف جنگ اقتصادی قرار داد و حالا ژست صلحطلبی میگیرد. کسی که ۴ سال در کاخ سفید بود، وقت داشت دیپلماسی کند، نه توییتهای جنگطلبانه بزند.
اظهارات ترامپ را نه باید تحلیل دانست و نه راهبرد. او یک خطیب عوامگراست که با فرافکنی و برجستهسازی شکستهای دیگران، ضعفهای خود را میپوشاند. حرفهایش علیه ایران، بخشی از همان جنگ روانیای است که دهههاست در واشنگتن علیه تهران جریان دارد. نه با هدف مردمسالاری، نه با نیت عدالت، بلکه برای بازتعریف نظم دلخواه آمریکا در منطقه.
Eitaa
ایتا - خبرنگار بدون مرز
پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa
تحلیل این اظهارات، صرفاً یادآور یک اصل است: وقتی آینهای در کار نباشد، تحقیر دیگران تبدیل به عادت میشود.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
👍1
The West Is Rotten to the Core
Apparently, there's nothing left of logic and justice in the Western world. The Zionist regime brazenly and openly attacks the territory of the Islamic Republic of Iran, assassinates its military commanders, targets diplomatic centers — all with the practical support of the U.S., Britain, and Germany. And now that Iran has delivered a limited, proportional, and deterrent response, the German Interior Minister visits the ruins of Tel Aviv and calls it “terrorism”!
If legitimate self-defense of national sovereignty is considered terrorism, then what should we call the daily crimes of the Zionist regime in Gaza, the assassination of Iranian scientists, and the repeated violations of international law?
Mr. Dobrindt openly states that destroying Iran’s nuclear program is Israel’s right! This amounts to legitimizing aggression, endorsing preemptive war, and denying the legal rights of a sovereign nation within the framework of the NPT. Isn’t it this very supremacist and racist mindset that has turned the Middle East into a perpetual crisis zone?
The West — especially Germany — would do better to shed its crocodile tears not in the ruins of Tel Aviv, but over the rubble of Gaza, Khan Younis, and Rafah, where children covered in dust, in search of bread and shelter, are dying under the “legitimate” bombs of its allies.
History has shown that the double standards and twisted narratives of the West no longer hold any legitimacy for independent nations. Legitimate defense cannot be silenced by labeling it terrorism — and resistance cannot be brought to its knees by coercive diplomacy.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
Apparently, there's nothing left of logic and justice in the Western world. The Zionist regime brazenly and openly attacks the territory of the Islamic Republic of Iran, assassinates its military commanders, targets diplomatic centers — all with the practical support of the U.S., Britain, and Germany. And now that Iran has delivered a limited, proportional, and deterrent response, the German Interior Minister visits the ruins of Tel Aviv and calls it “terrorism”!
If legitimate self-defense of national sovereignty is considered terrorism, then what should we call the daily crimes of the Zionist regime in Gaza, the assassination of Iranian scientists, and the repeated violations of international law?
Mr. Dobrindt openly states that destroying Iran’s nuclear program is Israel’s right! This amounts to legitimizing aggression, endorsing preemptive war, and denying the legal rights of a sovereign nation within the framework of the NPT. Isn’t it this very supremacist and racist mindset that has turned the Middle East into a perpetual crisis zone?
The West — especially Germany — would do better to shed its crocodile tears not in the ruins of Tel Aviv, but over the rubble of Gaza, Khan Younis, and Rafah, where children covered in dust, in search of bread and shelter, are dying under the “legitimate” bombs of its allies.
History has shown that the double standards and twisted narratives of the West no longer hold any legitimacy for independent nations. Legitimate defense cannot be silenced by labeling it terrorism — and resistance cannot be brought to its knees by coercive diplomacy.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
پیوستن به کانال از طریق لینک عضویت
👇👇
@reporterwithoutborder
دبیر مجمع نظام مسائل اسلامشهر: طرح «سهشنبههای شفافیت» به سردرگمی خبرنگاران پایان میدهد
🔺 **دبیر مجمع مشورتی نظام مسائل شهرستان اسلامشهر، با اشاره به چالشهای ساختاری اهالی رسانه در دسترسی به مسئولین، پیشنهاد اجرای طرح هفتگی «سهشنبههای پاسخگویی و شفافیت» را به عنوان راهکاری عملی برای ایجاد یک پل ارتباطی ثابت میان مدیران و رسانهها مطرح کرد.
🔺 رضا رضوی، دبیر مجمع مشورتی نظام مسائل شهرستان اسلامشهر، به تشریح یکی از ریشهایترین مشکلات جامعه رسانهای شهرستان پرداخت.
🔺 وی گفت: «اگر بخواهیم از تعارفات عبور کنیم، بزرگترین چالش خبرنگار در سطح شهرستان، سردرگمی در تعقیب پاسخگویی است. خبرنگار نماینده افکار عمومی است اما وقتی برای یک سوال ساده یا پیگیری یک معضل مردمی، باید روزها و هفتهها دنبال یک پاسخ بدود و در نهایت هم به جواب شفافی نرسد، دچار فرسایش و دلسردی میشود.»
🔺 رضوی این چرخه را معیوب توصیف کرد و افزود: «مدیری که در دسترس نباشد، پاسخگو هم نخواهد بود و رسانهای که پاسخ نمیگیرد، نمیتواند ناظر مؤثری باشد. این مسئله که در سند نظام مسائل خبرنگاران شهرستان نیز به آن اشاره شده، مادر بسیاری از مشکلات دیگر از جمله رواج شایعات و کاهش اعتماد عمومی است.»
🔺 دبیر مجمع نظام مسائل اسلامشهر در پاسخ به این سوال که این مشکل چگونه بر کیفیت اطلاعرسانی اثر گذاشته است، اظهار داشت: «این وضعیت تأثیر مستقیم و ویرانگری دارد. اولاً، اخبار به جای اینکه تحلیلی و پیگیرانه باشند، به پوشش صرفاً مناسبتی جلسات مدیران و بازدیدها و امثال آن محدود میشوند. ثانیاً، خبرنگار مجبور میشود برای کسب اطلاعات به منابع غیررسمی روی بیاورد که دقت خبر را به خطر میاندازد.»
🔺 وی افزود:«مهمتر از همه، مردم حس میکنند که صدایشان از طریق رسانهها به گوش مسئولین نمیرسد و این یعنی تضعیف مهمترین کارکرد رسانه. این وضعیت نه به نفع مردم است، نه به نفع رسانهها و نه حتی به نفع مدیران دلسوزی که میخواهند عملکردشان به درستی دیده شود.»
🔺 رضوی با تاکید بر لزوم عبور از کلیگویی و حرکت به سمت راهکارهای عملی، از طرح پیشنهادی این مجمع رونمایی کرد. وی گفت: «پیشنهاد مشخص ما، اجرای طرح «سهشنبههای پاسخگویی و شفافیت» است. این طرح بسیار ساده اما فوقالعاده مؤثر است و بر اساس آن، روز سهشنبه هر هفته به عنوان زمان ثابت نشست خبری مدیران شهرستان با اصحاب رسانه تعیین میشود.»
او در تشریح جزئیات این راهکار افزود: «بر اساس یک جدول زمانبندی مشخص، هر سهشنبه مدیر یک دستگاه اجرایی کلیدی موظف به حضور در این نشست خواهد بود تا ضمن ارائه گزارش، به صورت مستقیم و بدون واسطه به تمامی سؤالات خبرنگاران پاسخ دهد. این طرح بازی را برای همه شفاف میکند.»
دبیر مجمع مشورتی نظام مسائل شهرستان اسلامشهر در پایان، ضمن اعلام آمادگی این مجمع برای همکاری در تدوین شیوهنامه اجرایی این طرح، گفت: «ما آمادگی کامل خود را برای ارائه جزئیات این طرح به دستگاههای ذیصلاح، به ویژه فرمانداری محترم و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعلام میکنیم. انتظار داریم این پیشنهاد به عنوان یک راهکار راهبردی برای ارتقای شفافیت و پاسخگویی نگریسته شود و تصویب آن، بهترین هدیه مسئولین به مردم و اصحاب رسانه در هفته خبرنگار باشد.»
🔺 **دبیر مجمع مشورتی نظام مسائل شهرستان اسلامشهر، با اشاره به چالشهای ساختاری اهالی رسانه در دسترسی به مسئولین، پیشنهاد اجرای طرح هفتگی «سهشنبههای پاسخگویی و شفافیت» را به عنوان راهکاری عملی برای ایجاد یک پل ارتباطی ثابت میان مدیران و رسانهها مطرح کرد.
🔺 رضا رضوی، دبیر مجمع مشورتی نظام مسائل شهرستان اسلامشهر، به تشریح یکی از ریشهایترین مشکلات جامعه رسانهای شهرستان پرداخت.
🔺 وی گفت: «اگر بخواهیم از تعارفات عبور کنیم، بزرگترین چالش خبرنگار در سطح شهرستان، سردرگمی در تعقیب پاسخگویی است. خبرنگار نماینده افکار عمومی است اما وقتی برای یک سوال ساده یا پیگیری یک معضل مردمی، باید روزها و هفتهها دنبال یک پاسخ بدود و در نهایت هم به جواب شفافی نرسد، دچار فرسایش و دلسردی میشود.»
🔺 رضوی این چرخه را معیوب توصیف کرد و افزود: «مدیری که در دسترس نباشد، پاسخگو هم نخواهد بود و رسانهای که پاسخ نمیگیرد، نمیتواند ناظر مؤثری باشد. این مسئله که در سند نظام مسائل خبرنگاران شهرستان نیز به آن اشاره شده، مادر بسیاری از مشکلات دیگر از جمله رواج شایعات و کاهش اعتماد عمومی است.»
🔺 دبیر مجمع نظام مسائل اسلامشهر در پاسخ به این سوال که این مشکل چگونه بر کیفیت اطلاعرسانی اثر گذاشته است، اظهار داشت: «این وضعیت تأثیر مستقیم و ویرانگری دارد. اولاً، اخبار به جای اینکه تحلیلی و پیگیرانه باشند، به پوشش صرفاً مناسبتی جلسات مدیران و بازدیدها و امثال آن محدود میشوند. ثانیاً، خبرنگار مجبور میشود برای کسب اطلاعات به منابع غیررسمی روی بیاورد که دقت خبر را به خطر میاندازد.»
🔺 وی افزود:«مهمتر از همه، مردم حس میکنند که صدایشان از طریق رسانهها به گوش مسئولین نمیرسد و این یعنی تضعیف مهمترین کارکرد رسانه. این وضعیت نه به نفع مردم است، نه به نفع رسانهها و نه حتی به نفع مدیران دلسوزی که میخواهند عملکردشان به درستی دیده شود.»
🔺 رضوی با تاکید بر لزوم عبور از کلیگویی و حرکت به سمت راهکارهای عملی، از طرح پیشنهادی این مجمع رونمایی کرد. وی گفت: «پیشنهاد مشخص ما، اجرای طرح «سهشنبههای پاسخگویی و شفافیت» است. این طرح بسیار ساده اما فوقالعاده مؤثر است و بر اساس آن، روز سهشنبه هر هفته به عنوان زمان ثابت نشست خبری مدیران شهرستان با اصحاب رسانه تعیین میشود.»
او در تشریح جزئیات این راهکار افزود: «بر اساس یک جدول زمانبندی مشخص، هر سهشنبه مدیر یک دستگاه اجرایی کلیدی موظف به حضور در این نشست خواهد بود تا ضمن ارائه گزارش، به صورت مستقیم و بدون واسطه به تمامی سؤالات خبرنگاران پاسخ دهد. این طرح بازی را برای همه شفاف میکند.»
دبیر مجمع مشورتی نظام مسائل شهرستان اسلامشهر در پایان، ضمن اعلام آمادگی این مجمع برای همکاری در تدوین شیوهنامه اجرایی این طرح، گفت: «ما آمادگی کامل خود را برای ارائه جزئیات این طرح به دستگاههای ذیصلاح، به ویژه فرمانداری محترم و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعلام میکنیم. انتظار داریم این پیشنهاد به عنوان یک راهکار راهبردی برای ارتقای شفافیت و پاسخگویی نگریسته شود و تصویب آن، بهترین هدیه مسئولین به مردم و اصحاب رسانه در هفته خبرنگار باشد.»
❤3
تحلیل توافق قفقاز از منظر امنیت ملی و منافع راهبردی ایران
✍ رضا رضوی؛ روزنامه نگار
🔺امضای "بیانیه مشترک" میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در واشنگتن، که با حضور و شهادت رئیسجمهور آمریکا رسمیت یافته، علیرغم ظاهر صلحجویانه و پایان دادن به یک مناقشه دیرینه، از منظر منافع راهبردی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، رویدادی عمیقاً نگرانکننده و حاوی پیامدهای ژئوپلیتیکی خطیری است. این سند، بیش از آنکه یک معاهده صلح دوجانبه باشد، به نظر میرسد اعلام رسمی تغییر معماری امنیتی قفقاز جنوبی به رهبری ایالات متحده و در جهت تضعیف و به حاشیه راندن بازیگران سنتی منطقه، از جمله ایران و روسیه، است.
🔺مهمترین و حساسترین بخش این بیانیه برای تهران، بند سوم آن است که به "اتصال بدون مانع" بین بخش اصلی خاک آذربایجان و نخجوان از طریق خاک ارمنستان اشاره دارد. اگرچه در متن با عبارات دیپلماتیک مانند "احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی" پوشانده شده، اما این بند در عمل چیزی جز تحقق "کریدور زنگزور" به شکلی که باکو و آنکارا به دنبال آن بودند، نیست. از دیدگاه ایران، مرز مشترک با ارمنستان نه یک مرز عادی، بلکه یک شریان حیاتی و راهبردی است که عمق استراتژیک ایران را به قفقاز و از آنجا به دریای سیاه و اروپا متصل میکند. ایجاد هرگونه کریدور خارج از حاکمیت کامل ارمنستان که این اتصال تاریخی و ژئوپلیتیکی را قطع یا محدود کند، یک "خط قرمز" مسلم برای امنیت ملی ایران محسوب میشود. این توافق، این خط قرمز را به طور جدی به چالش میکشد و خطر انسداد ژئوپلیتیکی ایران از شمال و تکمیل حلقه محاصره توسط محور ترکیه-آذربایجان را به واقعیت نزدیکتر میکند.
🔺نکته دوم، نقشآفرینی محوری و علنی ایالات متحده در این توافق است. حذف رسمی "گروه مینسک" که روسیه در آن نقش کلیدی داشت، و جایگزینی آن با میانجیگری مستقیم واشنگتن، یک شکست استراتژیک برای دیپلماسی منطقهای ایران و روسیه به شمار میرود. این به معنای استقرار یک بازیگر فرامنطقهای متخاصم در حیاط خلوت شمالی ایران است. حضور آمریکا به عنوان ضامن و ناظر این صلح، نفوذ این کشور را در هر دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان به شکل بیسابقهای افزایش میدهد. این امر میتواند به تعمیق همکاریهای نظامی-امنیتی آذربایجان با آمریکا و بهویژه رژیم صهیونیستی منجر شود که حضور فعال آن در مرزهای شمالی، تهدیدی مستقیم برای ایران است.
🔺معرفی پروژه "مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی" (TRIPP) در بند چهارم، وجه دیگری از این پازل راهبردی است. این پروژه در ظاهر یک طرح اقتصادی برای ارمنستان است، اما در باطن، تلاشی برای ایجاد یک کریدور ترانزیتی شرق به غرب است که ایران را به طور کامل دور میزند. این مسیر، رقیبی جدی برای کریدور شمال-جنوب (INSTC) و دیگر مسیرهای ترانزیتی عبوری از ایران خواهد بود و در بلندمدت، جایگاه ژئواکونومیک ایران را در منطقه تضعیف میکند. در حقیقت، آمریکا با سرمایهگذاری در ارمنستان، این کشور را از وابستگی سنتی به ایران و روسیه خارج کرده و آن را به نظم اقتصادی تحت رهبری غرب پیوند میزند.
🔺بنظر میرسد این توافق در حالی بر "تمامیت ارضی" و "اعلامیه آلماتی" تأکید میکند که در عمل، با ایجاد یک کریدور ویژه، مفهوم کلاسیک حاکمیت را به چالش میکشد. برای ایران، این توافق یک پیروزی برای محور پانترکیسم، یک گام بلند برای نفوذ آمریکا و اسرائیل در قفقاز، و یک زنگ خطر جدی برای انزوای ژئوپلیتیکی و اقتصادی است. این تحول، دیپلماسی ایران را در برابر یک واقعیت جدید و دشوار قرار میدهد و ضرورت اتخاذ رویکردی فعالانهتر، هوشمندانهتر و قاطعانهتر را برای حفاظت از منافع حیاتی خود در مرزهای شمالی، بیش از هر زمان دیگری آشکار میسازد. دوران نظارهگری در قفقاز به پایان رسیده و ایران نیازمند کنشگری مؤثر برای مقابله با نظم جدیدی است که بدون حضور و برخلاف منافع آن در حال شکلگیری است.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
✍ رضا رضوی؛ روزنامه نگار
🔺امضای "بیانیه مشترک" میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در واشنگتن، که با حضور و شهادت رئیسجمهور آمریکا رسمیت یافته، علیرغم ظاهر صلحجویانه و پایان دادن به یک مناقشه دیرینه، از منظر منافع راهبردی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، رویدادی عمیقاً نگرانکننده و حاوی پیامدهای ژئوپلیتیکی خطیری است. این سند، بیش از آنکه یک معاهده صلح دوجانبه باشد، به نظر میرسد اعلام رسمی تغییر معماری امنیتی قفقاز جنوبی به رهبری ایالات متحده و در جهت تضعیف و به حاشیه راندن بازیگران سنتی منطقه، از جمله ایران و روسیه، است.
🔺مهمترین و حساسترین بخش این بیانیه برای تهران، بند سوم آن است که به "اتصال بدون مانع" بین بخش اصلی خاک آذربایجان و نخجوان از طریق خاک ارمنستان اشاره دارد. اگرچه در متن با عبارات دیپلماتیک مانند "احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی" پوشانده شده، اما این بند در عمل چیزی جز تحقق "کریدور زنگزور" به شکلی که باکو و آنکارا به دنبال آن بودند، نیست. از دیدگاه ایران، مرز مشترک با ارمنستان نه یک مرز عادی، بلکه یک شریان حیاتی و راهبردی است که عمق استراتژیک ایران را به قفقاز و از آنجا به دریای سیاه و اروپا متصل میکند. ایجاد هرگونه کریدور خارج از حاکمیت کامل ارمنستان که این اتصال تاریخی و ژئوپلیتیکی را قطع یا محدود کند، یک "خط قرمز" مسلم برای امنیت ملی ایران محسوب میشود. این توافق، این خط قرمز را به طور جدی به چالش میکشد و خطر انسداد ژئوپلیتیکی ایران از شمال و تکمیل حلقه محاصره توسط محور ترکیه-آذربایجان را به واقعیت نزدیکتر میکند.
🔺نکته دوم، نقشآفرینی محوری و علنی ایالات متحده در این توافق است. حذف رسمی "گروه مینسک" که روسیه در آن نقش کلیدی داشت، و جایگزینی آن با میانجیگری مستقیم واشنگتن، یک شکست استراتژیک برای دیپلماسی منطقهای ایران و روسیه به شمار میرود. این به معنای استقرار یک بازیگر فرامنطقهای متخاصم در حیاط خلوت شمالی ایران است. حضور آمریکا به عنوان ضامن و ناظر این صلح، نفوذ این کشور را در هر دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان به شکل بیسابقهای افزایش میدهد. این امر میتواند به تعمیق همکاریهای نظامی-امنیتی آذربایجان با آمریکا و بهویژه رژیم صهیونیستی منجر شود که حضور فعال آن در مرزهای شمالی، تهدیدی مستقیم برای ایران است.
🔺معرفی پروژه "مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی" (TRIPP) در بند چهارم، وجه دیگری از این پازل راهبردی است. این پروژه در ظاهر یک طرح اقتصادی برای ارمنستان است، اما در باطن، تلاشی برای ایجاد یک کریدور ترانزیتی شرق به غرب است که ایران را به طور کامل دور میزند. این مسیر، رقیبی جدی برای کریدور شمال-جنوب (INSTC) و دیگر مسیرهای ترانزیتی عبوری از ایران خواهد بود و در بلندمدت، جایگاه ژئواکونومیک ایران را در منطقه تضعیف میکند. در حقیقت، آمریکا با سرمایهگذاری در ارمنستان، این کشور را از وابستگی سنتی به ایران و روسیه خارج کرده و آن را به نظم اقتصادی تحت رهبری غرب پیوند میزند.
🔺بنظر میرسد این توافق در حالی بر "تمامیت ارضی" و "اعلامیه آلماتی" تأکید میکند که در عمل، با ایجاد یک کریدور ویژه، مفهوم کلاسیک حاکمیت را به چالش میکشد. برای ایران، این توافق یک پیروزی برای محور پانترکیسم، یک گام بلند برای نفوذ آمریکا و اسرائیل در قفقاز، و یک زنگ خطر جدی برای انزوای ژئوپلیتیکی و اقتصادی است. این تحول، دیپلماسی ایران را در برابر یک واقعیت جدید و دشوار قرار میدهد و ضرورت اتخاذ رویکردی فعالانهتر، هوشمندانهتر و قاطعانهتر را برای حفاظت از منافع حیاتی خود در مرزهای شمالی، بیش از هر زمان دیگری آشکار میسازد. دوران نظارهگری در قفقاز به پایان رسیده و ایران نیازمند کنشگری مؤثر برای مقابله با نظم جدیدی است که بدون حضور و برخلاف منافع آن در حال شکلگیری است.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
هاآرتص و معمای بقا: چرا راه حل ایران، تنها پاسخ راهبردی است؟
رضا رضوی؛ روزنامه نگار
🔸یادداشت اخیر روزنامه صهیونیستی هاآرتص مبنی بر اینکه «به رسمیت شناختن کشور فلسطینی هدیهای بزرگ برای اسرائیل است»، بیش از آنکه یک تحلیل سیاسی ساده باشد، یک اعتراف دیرهنگام و ناگزیر به معمای وجودی و بنبست راهبردی است که رژیم صهیونیستی در آن گرفتار شده است. این تحلیل، ناخواسته پرده از منطقی برمیدارد که جمهوری اسلامی ایران از دهه ها پیش بر آن تأکید داشته و راهحل نهایی را بر اساس آن پیشنهاد کرده است. برای رمزگشایی از این "هدیه بزرگ"، باید به هراس استراتژیک این رژیم از "بمب ساعتی جمعیت" توجه کرد. پاسخ در عبارتی کلیدی در همان یادداشت نهفته است: «اگر کشور فلسطینی وجود نداشته باشد، هیچ راهی وجود ندارد که اسرائیل بتواند به عنوان سرزمین قوم یهود باقی بماند.» تحلیلگران هاآرتص و نخبگان واقعگرای صهیونیست به خوبی میدانند که در سرزمینهای تحت کنترل این رژیم، نرخ رشد جمعیت فلسطینیان از یهودیان پیشی گرفته و تداوم این روند، یهودیان را در آیندهای نه چندان دور به اقلیت تبدیل خواهد کرد. در آن نقطه، رژیم صهیونیستی بر سر دوراهی مرگبار قرار میگیرد: یا با پذیرش دموکراسی، ماهیت "یهودی" خود را از دست بدهد و یا با انکار حقوق شهروندی میلیونها فلسطینی، رسماً به یک رژیم آپارتاید تبدیل شود. بنابراین، طرح دو دولتی از دیدگاه آنها، یک سپر دفاعی برای حفظ هویت نژادی-مذهبی رژیم صهیونیستی و تلاشی برای محصور کردن "مشکل جمعیتی" است.
🔸مشکل اساسی طرح دو دولتی که غرب و محافل صهیونیستی مروج آن هستند، نادیده گرفتن ریشههای بحران است. این طرح در بهترین حالت، به دنبال ایجاد یک دولت فلسطینی تکهتکه، بدون حاکمیت واقعی و مهمتر از همه، بدون حل مسئله آوارگان فلسطینی است. حق بازگشت میلیونها فلسطینی، بزرگترین تهدید برای ماهیت یهودی رژیم صهیونیستی است و به همین دلیل خط قرمز این رژیم بوده است. و دقیقاً به همین دلیل است که پیشنهاد راهبردی جمهوری اسلامی ایران از ابتدا، برگزاری یک همهپرسی آزاد با حضور همه ساکنان اصلی فلسطین بوده است. این طرح، بر خلاف راهکارهای مهندسیشده و مبتنی بر تفکیک نژادی، مستقیماً به قلب مسئله میزند و بر دو اصل بنیادین استوار است: عدالت تاریخی و اصالت دموکراسی. طرح ایران با تأکید بر حضور «همه فلسطینیان از اقوام و ادیان مختلف (مسلمان، مسیحی و یهودی) و همچنین همه آوارگان فلسطینی»، ریشه اصلی منازعه یعنی آوارهسازی یک ملت را به رسمیت میشناسد و تصمیمگیری در مورد نوع حکومت آینده را به رأی و اراده تمام ساکنان اصلی آن واگذار میکند.
🔸در نهایت، یادداشت هاآرتص یک زنگ خطر برای خود رژیم صهیونیستی و یک سند تأیید برای رویکرد ایران است. این روزنامه اعتراف میکند که پروژه صهیونیسم در حال بلعیدن خود است و برای بقا، نیازمند جداسازی و محصورسازی فلسطینیان است. در مقابل، طرح ایران نشان میدهد که تنها راه برونرفت از این چرخه خشونت، نه ساختن دیوارهای جدید، بلکه بازگشت به اصول اولیه حقوق بشر و دموکراسی یعنی حق تعیین سرنوشت به دست تمام مردمی است که آن سرزمین به آنها تعلق دارد. اعتراف هاآرتص ثابت میکند که راهکارهای موقت و مبتنی بر حفظ یک هویت نژادی-مذهبی شکست خورده و جهان باید به منطقیترین و عادلانهترین گزینه، یعنی همهپرسی، به عنوان تنها راهحل واقعی نگاه کند.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
رضا رضوی؛ روزنامه نگار
🔸یادداشت اخیر روزنامه صهیونیستی هاآرتص مبنی بر اینکه «به رسمیت شناختن کشور فلسطینی هدیهای بزرگ برای اسرائیل است»، بیش از آنکه یک تحلیل سیاسی ساده باشد، یک اعتراف دیرهنگام و ناگزیر به معمای وجودی و بنبست راهبردی است که رژیم صهیونیستی در آن گرفتار شده است. این تحلیل، ناخواسته پرده از منطقی برمیدارد که جمهوری اسلامی ایران از دهه ها پیش بر آن تأکید داشته و راهحل نهایی را بر اساس آن پیشنهاد کرده است. برای رمزگشایی از این "هدیه بزرگ"، باید به هراس استراتژیک این رژیم از "بمب ساعتی جمعیت" توجه کرد. پاسخ در عبارتی کلیدی در همان یادداشت نهفته است: «اگر کشور فلسطینی وجود نداشته باشد، هیچ راهی وجود ندارد که اسرائیل بتواند به عنوان سرزمین قوم یهود باقی بماند.» تحلیلگران هاآرتص و نخبگان واقعگرای صهیونیست به خوبی میدانند که در سرزمینهای تحت کنترل این رژیم، نرخ رشد جمعیت فلسطینیان از یهودیان پیشی گرفته و تداوم این روند، یهودیان را در آیندهای نه چندان دور به اقلیت تبدیل خواهد کرد. در آن نقطه، رژیم صهیونیستی بر سر دوراهی مرگبار قرار میگیرد: یا با پذیرش دموکراسی، ماهیت "یهودی" خود را از دست بدهد و یا با انکار حقوق شهروندی میلیونها فلسطینی، رسماً به یک رژیم آپارتاید تبدیل شود. بنابراین، طرح دو دولتی از دیدگاه آنها، یک سپر دفاعی برای حفظ هویت نژادی-مذهبی رژیم صهیونیستی و تلاشی برای محصور کردن "مشکل جمعیتی" است.
🔸مشکل اساسی طرح دو دولتی که غرب و محافل صهیونیستی مروج آن هستند، نادیده گرفتن ریشههای بحران است. این طرح در بهترین حالت، به دنبال ایجاد یک دولت فلسطینی تکهتکه، بدون حاکمیت واقعی و مهمتر از همه، بدون حل مسئله آوارگان فلسطینی است. حق بازگشت میلیونها فلسطینی، بزرگترین تهدید برای ماهیت یهودی رژیم صهیونیستی است و به همین دلیل خط قرمز این رژیم بوده است. و دقیقاً به همین دلیل است که پیشنهاد راهبردی جمهوری اسلامی ایران از ابتدا، برگزاری یک همهپرسی آزاد با حضور همه ساکنان اصلی فلسطین بوده است. این طرح، بر خلاف راهکارهای مهندسیشده و مبتنی بر تفکیک نژادی، مستقیماً به قلب مسئله میزند و بر دو اصل بنیادین استوار است: عدالت تاریخی و اصالت دموکراسی. طرح ایران با تأکید بر حضور «همه فلسطینیان از اقوام و ادیان مختلف (مسلمان، مسیحی و یهودی) و همچنین همه آوارگان فلسطینی»، ریشه اصلی منازعه یعنی آوارهسازی یک ملت را به رسمیت میشناسد و تصمیمگیری در مورد نوع حکومت آینده را به رأی و اراده تمام ساکنان اصلی آن واگذار میکند.
🔸در نهایت، یادداشت هاآرتص یک زنگ خطر برای خود رژیم صهیونیستی و یک سند تأیید برای رویکرد ایران است. این روزنامه اعتراف میکند که پروژه صهیونیسم در حال بلعیدن خود است و برای بقا، نیازمند جداسازی و محصورسازی فلسطینیان است. در مقابل، طرح ایران نشان میدهد که تنها راه برونرفت از این چرخه خشونت، نه ساختن دیوارهای جدید، بلکه بازگشت به اصول اولیه حقوق بشر و دموکراسی یعنی حق تعیین سرنوشت به دست تمام مردمی است که آن سرزمین به آنها تعلق دارد. اعتراف هاآرتص ثابت میکند که راهکارهای موقت و مبتنی بر حفظ یک هویت نژادی-مذهبی شکست خورده و جهان باید به منطقیترین و عادلانهترین گزینه، یعنی همهپرسی، به عنوان تنها راهحل واقعی نگاه کند.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
تفکیک «حاکمیت» و «دولت»؛ کلید فهم رابطه مردم و نظام
رضا رضوی؛ روزنامه نگار
🔸نشست اخیر «همبستگی اجتماعی و دفاع ملی» با موضوع «نظام اداری در شرایط جنگ» و اظهارات جناب آقای علی ربیعی، وزیر پیشین و دستیار اجتماعی رئیسجمهور، حاوی نکات قابل تأملی است که نیازمند واکاوی و نگاهی دقیقتر است. هرچند اصل برگزاری چنین نشستهایی برای بررسی تابآوری ملی و درسآموزی از بحرانها امری پسندیده است، اما تحلیلهای ارائهشده، بهویژه در باب نسبت مردم با دولت و حاکمیت، میتواند با تفسیرهای متفاوتی نیز همراه شود.
🔸در ابتدا باید بر نقاط قوت تحلیل ارائه شده صحه گذاشت. اشاره به «تابآوری ساختار اداری» در دوران بحران، بهخصوص در مقایسه با کشورهای دیگر، واقعیتی انکارناپذیر است. اینکه زیرساختهای خدماتی و دولتی کشور علیرغم فشارهای بیسابقه نظامی و تحریمی توانستهاند سرپا بمانند و خدمات ضروری را به مردم ارائه دهند، نشان از یک ظرفیت درونی و یک شالوده مستحکم دارد که نباید نادیده گرفته شود. همچنین، تأکید بر نقش «عامل اجتماعی» و «همراهی مردم» به عنوان اصلیترین مؤلفه بازدارندگی و ایستادگی، یک تشخیص استراتژیک و دقیق است. بدون شک، هیچ قدرتی، اعم از نظامی یا اقتصادی، بدون پشتوانه افکار عمومی و همبستگی ملی، پایدار نخواهد بود.
🔸نقطه کانونی نقد این یادداشت، به بخشی از اظهارات آقای ربیعی باز میگردد که بیان میدارد: «نسبت دولت باید با جامعه دوباره بازتعریف شود و این رابطهای با نسبت جامعه با حاکمیت دارد.» این گزاره، هرچند در ظاهر درست است، اما با ادغام «دولت» و «حاکمیت» در یک مفهوم واحد، ممکن است به یک خطای تحلیلی استراتژیک منجر شود. از قضا، آنچه در بطن جامعه ایران جریان دارد، نه یک گسست یا تقابل با اصل «حاکمیت»، بلکه یک گلایهمندی عمیق و تاریخی از «دولتها» به معنای قوه مجریه و دستگاههای بوروکراتیک است. مردم ایران در بزنگاههای تاریخی و لحظات حساس ملی، از جمله دفاع مقدس، فتنههای داخلی و خارجی، و همین بحران اخیر در تقابل با رژیم صهیونیستی، همواره نشان دادهاند که پیوندی مستحکم با آرمانهای کلی نظام، تمامیت ارضی، امنیت ملی و اصول بنیادین انقلاب دارند. مشارکتهای مردم در راهپیماییهای کلان، تشییع پیکر شهدا (نمونه بارز آن، بدرقه میلیونی شهید سلیمانی) و همراهی در شرایط تهدید خارجی، همگی گواهی بر این مدعاست که مردم حساب «حاکمیت» را از «دولتها» جدا میکنند.
🔸گلایهها و نارضایتیهای موجود در جامعه که گاه در قالب اعتراضات یا کاهش مشارکت در برخی انتخاباتها بروز میکند، اصولاً متوجه عملکردهاست، نه آرمانها. ریشه این گلایهمندیها را باید در کمکاریها و کوتاهیها جستجو کرد. این نارضایتیها از ناکارآمدی بوروکراتیک و یک سیستم اداری کند، پیچیده و گاه فسادآلود نشأت میگیرد که به جای حل مشکلات مردم، خود به مانعی بر سر راه آنها تبدیل میشود. علاوه بر این، سوءمدیریت اقتصادی، تصمیمگیریهای ضعیف، تورم لجامگسیخته، نوسانات ارزی و کوچک شدن سفره مردم که مستقیماً به عملکرد دولتها و تیمهای اقتصادی آنها مربوط است، این نارضایتی را تشدید میکند. این وضعیت با فاصله گرفتن برخی مسئولان دولتی از بطن جامعه پس از قرار گرفتن در مسند قدرت، وخیمتر میشود، چرا که دیگر درک درستی از مشکلات روزمره شهروندان ندارند. در نهایت، این چرخه با وعدههای انتخاباتی که پس از پیروزی به دست فراموشی سپرده میشوند تکمیل شده و اعتماد عمومی به کارگزاران اجرایی را به شدت خدشهدار میکند. این موارد، همگی انتقاداتی به «عملکرد دولتها» هستند، نه تقابل با «ساختار حاکمیت». مردم از اینکه میبینند ظرفیتهای عظیم کشور به دلیل کمکاری، کوتاهی و یا سوءتدبیر برخی مدیران به هدر میرود، گلهمندند. آنها خواهان دولتی چابک، کارآمد، پاسخگو و مردمی هستند که بتواند آرمانهای حاکمیت را به بهترین شکل در عرصه اجرا محقق سازد.
🔸بنابراین، به نظر میرسد تحلیلی که شکاف را میان «مردم و حاکمیت» جستجو میکند، آدرس را اشتباهی میدهد. مشکل اصلی در «رابطه دولت و مردم» است. این دولتها هستند که به عنوان نماینده اجرایی حاکمیت، باید خود را با خواستهها و انتظارات بهحق مردم تطبیق دهند. «فروتنی دولت» که آقای ربیعی به درستی به آن اشاره کردند، نباید یک تاکتیک موقت در شرایط بحران باشد، بلکه باید به یک راهبرد دائمی در حکمرانی تبدیل شود. تابآوری بالای مردم در شرایط سخت، نه از سر رضایت از عملکرد دولتها، بلکه به پشتوانه اعتقاد به مبانی و اعتماد به رهبری و کلیت نظام بوده است. مردم میدانند که در نهایت، این حاکمیت است که حافظ امنیت و کیان کشور در برابر تهدیدات خارجی است.
رضا رضوی؛ روزنامه نگار
🔸نشست اخیر «همبستگی اجتماعی و دفاع ملی» با موضوع «نظام اداری در شرایط جنگ» و اظهارات جناب آقای علی ربیعی، وزیر پیشین و دستیار اجتماعی رئیسجمهور، حاوی نکات قابل تأملی است که نیازمند واکاوی و نگاهی دقیقتر است. هرچند اصل برگزاری چنین نشستهایی برای بررسی تابآوری ملی و درسآموزی از بحرانها امری پسندیده است، اما تحلیلهای ارائهشده، بهویژه در باب نسبت مردم با دولت و حاکمیت، میتواند با تفسیرهای متفاوتی نیز همراه شود.
🔸در ابتدا باید بر نقاط قوت تحلیل ارائه شده صحه گذاشت. اشاره به «تابآوری ساختار اداری» در دوران بحران، بهخصوص در مقایسه با کشورهای دیگر، واقعیتی انکارناپذیر است. اینکه زیرساختهای خدماتی و دولتی کشور علیرغم فشارهای بیسابقه نظامی و تحریمی توانستهاند سرپا بمانند و خدمات ضروری را به مردم ارائه دهند، نشان از یک ظرفیت درونی و یک شالوده مستحکم دارد که نباید نادیده گرفته شود. همچنین، تأکید بر نقش «عامل اجتماعی» و «همراهی مردم» به عنوان اصلیترین مؤلفه بازدارندگی و ایستادگی، یک تشخیص استراتژیک و دقیق است. بدون شک، هیچ قدرتی، اعم از نظامی یا اقتصادی، بدون پشتوانه افکار عمومی و همبستگی ملی، پایدار نخواهد بود.
🔸نقطه کانونی نقد این یادداشت، به بخشی از اظهارات آقای ربیعی باز میگردد که بیان میدارد: «نسبت دولت باید با جامعه دوباره بازتعریف شود و این رابطهای با نسبت جامعه با حاکمیت دارد.» این گزاره، هرچند در ظاهر درست است، اما با ادغام «دولت» و «حاکمیت» در یک مفهوم واحد، ممکن است به یک خطای تحلیلی استراتژیک منجر شود. از قضا، آنچه در بطن جامعه ایران جریان دارد، نه یک گسست یا تقابل با اصل «حاکمیت»، بلکه یک گلایهمندی عمیق و تاریخی از «دولتها» به معنای قوه مجریه و دستگاههای بوروکراتیک است. مردم ایران در بزنگاههای تاریخی و لحظات حساس ملی، از جمله دفاع مقدس، فتنههای داخلی و خارجی، و همین بحران اخیر در تقابل با رژیم صهیونیستی، همواره نشان دادهاند که پیوندی مستحکم با آرمانهای کلی نظام، تمامیت ارضی، امنیت ملی و اصول بنیادین انقلاب دارند. مشارکتهای مردم در راهپیماییهای کلان، تشییع پیکر شهدا (نمونه بارز آن، بدرقه میلیونی شهید سلیمانی) و همراهی در شرایط تهدید خارجی، همگی گواهی بر این مدعاست که مردم حساب «حاکمیت» را از «دولتها» جدا میکنند.
🔸گلایهها و نارضایتیهای موجود در جامعه که گاه در قالب اعتراضات یا کاهش مشارکت در برخی انتخاباتها بروز میکند، اصولاً متوجه عملکردهاست، نه آرمانها. ریشه این گلایهمندیها را باید در کمکاریها و کوتاهیها جستجو کرد. این نارضایتیها از ناکارآمدی بوروکراتیک و یک سیستم اداری کند، پیچیده و گاه فسادآلود نشأت میگیرد که به جای حل مشکلات مردم، خود به مانعی بر سر راه آنها تبدیل میشود. علاوه بر این، سوءمدیریت اقتصادی، تصمیمگیریهای ضعیف، تورم لجامگسیخته، نوسانات ارزی و کوچک شدن سفره مردم که مستقیماً به عملکرد دولتها و تیمهای اقتصادی آنها مربوط است، این نارضایتی را تشدید میکند. این وضعیت با فاصله گرفتن برخی مسئولان دولتی از بطن جامعه پس از قرار گرفتن در مسند قدرت، وخیمتر میشود، چرا که دیگر درک درستی از مشکلات روزمره شهروندان ندارند. در نهایت، این چرخه با وعدههای انتخاباتی که پس از پیروزی به دست فراموشی سپرده میشوند تکمیل شده و اعتماد عمومی به کارگزاران اجرایی را به شدت خدشهدار میکند. این موارد، همگی انتقاداتی به «عملکرد دولتها» هستند، نه تقابل با «ساختار حاکمیت». مردم از اینکه میبینند ظرفیتهای عظیم کشور به دلیل کمکاری، کوتاهی و یا سوءتدبیر برخی مدیران به هدر میرود، گلهمندند. آنها خواهان دولتی چابک، کارآمد، پاسخگو و مردمی هستند که بتواند آرمانهای حاکمیت را به بهترین شکل در عرصه اجرا محقق سازد.
🔸بنابراین، به نظر میرسد تحلیلی که شکاف را میان «مردم و حاکمیت» جستجو میکند، آدرس را اشتباهی میدهد. مشکل اصلی در «رابطه دولت و مردم» است. این دولتها هستند که به عنوان نماینده اجرایی حاکمیت، باید خود را با خواستهها و انتظارات بهحق مردم تطبیق دهند. «فروتنی دولت» که آقای ربیعی به درستی به آن اشاره کردند، نباید یک تاکتیک موقت در شرایط بحران باشد، بلکه باید به یک راهبرد دائمی در حکمرانی تبدیل شود. تابآوری بالای مردم در شرایط سخت، نه از سر رضایت از عملکرد دولتها، بلکه به پشتوانه اعتقاد به مبانی و اعتماد به رهبری و کلیت نظام بوده است. مردم میدانند که در نهایت، این حاکمیت است که حافظ امنیت و کیان کشور در برابر تهدیدات خارجی است.
آنها از دولتها انتظار دارند که با کار و تلاش جهادی، این همبستگی و اعتماد را قدر بدانند و با رفع مشکلات معیشتی و اصلاح ساختارهای ناکارآمد، زمینه را برای تقویت هرچه بیشتر این پیوند مبارک فراهم آورند. به جای بازتعریف رابطه جامعه با حاکمیت، این «دولتها» هستند که باید نسبت خود را با مردم بازتعریف کنند و از جایگاه یک نهاد بالادستی، به جایگاه یک «کارگزار امین و خدمتگزار صدیق» برای ملت تغییر موضع دهند. در این صورت، نه تنها تابآوری در شرایط جنگ، که پیشرفت و تعالی در دوران صلح نیز تضمین خواهد شد.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
بد است که «گزارشِ کار» جای «کار» را میگیرد
✍ رضا رضوی؛ کارشناس فرهنگ و رسانه
🔹یک قاب عکس تکراری در حافظه جمعی ما ثبت شده است: مدیران و مسئولان، با ژستهایی کموبیش یکسان، پشت میزهای جلسات نشستهاند. دوربینها ثبت میکنند، روابط عمومیها گزارش میدهند و در نهایت، خروجی این همایشها و نشستها، جز چند بیانیه کلی و تصاویری برای بایگانی، تأثیر ملموسی بر زندگی روزمره مردم نمیگذارد. این یک واقعیت تلخ است؛ شهروندان دیگر علاقهای به تماشای این نمایش ندارند.
🔹این پدیده، یک اشتباه سهوی نیست، بلکه یک سازوکار معیوب است. در این سازوکار، «تظاهر به فعالیت» به مراتب مهمتر از «خودِ فعالیت» شده است. مدیری که زمان و منابع عمومی را صرف برگزاری جلسات بیحاصل و انتشار تصاویر تبلیغاتی میکند، در ذهن خود مشغول انجام یک وظیفه مقدس است: «گزارش دادن به مردم». اما او متوجه نیست که مردم، حساب کار را از گزارش کار جدا کردهاند. آنها به جای شنیدن وعده حل مشکل، به دنبال دیدن نتایج واقعی هستند.
🔹این چرخه معیوب در پروژههای عمرانی به اوج خود میرسد. کلنگ یک پروژه با بودجه عمومی به زمین زده میشود و پس از آن، به یک منبع بیپایان برای تولید محتوای تبلیغاتی تبدیل میگردد. هر چند درصد پیشرفت فیزیکی، فرصتی است برای حضور یک مدیر جدید، گرفتن عکس یادگاری و ارائه گزارشی امیدوارکننده. پروژه آنقدر طولانی میشود که چندین نسل از مدیران از آن بهرهبرداری رسانهای میکنند، در حالی که شهروندان همچنان منتظر بهرهبرداری واقعی از آن هستند. در این میان، آنچه فراموش میشود، هدف اصلی پروژه یعنی خدمت به مردم است.
🔹مسئله این نیست که مسئولان نباید گزارش دهند؛ مسئله این است که شاخص موفقیت تغییر کرده است. به جای آنکه «اتمام یک پل» یا «حل یک معضل ترافیکی» معیار ارزیابی باشد، «تعداد بازدید از پروژه» و «میزان پوشش خبری» به شاخص کلیدی عملکرد تبدیل شده است. این رویکرد، اعتماد عمومی را به شکل خطرناکی فرسایش میدهد. وقتی ارتباط میان حاکمیت و مردم به یک مونولوگ تبلیغاتی یکطرفه تبدیل شود، شهروندان میآموزند که گوش خود را بر آن ببندند.
🔹در نهایت، اعتبار یک مدیر نه در قاب عکسهای متعدد، که در کارنامه کاری او نهفته است. مردم به دنبال قهرمانان روابط عمومی نیستند؛ آنها به دنبال کارگزاران صادق و کارآمدی هستند که میدانند مشروعیت حقیقی، از حل مشکلات جامعه سرچشمه میگیرد، نه از نمایش حل کردن آنها.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
✍ رضا رضوی؛ کارشناس فرهنگ و رسانه
🔹یک قاب عکس تکراری در حافظه جمعی ما ثبت شده است: مدیران و مسئولان، با ژستهایی کموبیش یکسان، پشت میزهای جلسات نشستهاند. دوربینها ثبت میکنند، روابط عمومیها گزارش میدهند و در نهایت، خروجی این همایشها و نشستها، جز چند بیانیه کلی و تصاویری برای بایگانی، تأثیر ملموسی بر زندگی روزمره مردم نمیگذارد. این یک واقعیت تلخ است؛ شهروندان دیگر علاقهای به تماشای این نمایش ندارند.
🔹این پدیده، یک اشتباه سهوی نیست، بلکه یک سازوکار معیوب است. در این سازوکار، «تظاهر به فعالیت» به مراتب مهمتر از «خودِ فعالیت» شده است. مدیری که زمان و منابع عمومی را صرف برگزاری جلسات بیحاصل و انتشار تصاویر تبلیغاتی میکند، در ذهن خود مشغول انجام یک وظیفه مقدس است: «گزارش دادن به مردم». اما او متوجه نیست که مردم، حساب کار را از گزارش کار جدا کردهاند. آنها به جای شنیدن وعده حل مشکل، به دنبال دیدن نتایج واقعی هستند.
🔹این چرخه معیوب در پروژههای عمرانی به اوج خود میرسد. کلنگ یک پروژه با بودجه عمومی به زمین زده میشود و پس از آن، به یک منبع بیپایان برای تولید محتوای تبلیغاتی تبدیل میگردد. هر چند درصد پیشرفت فیزیکی، فرصتی است برای حضور یک مدیر جدید، گرفتن عکس یادگاری و ارائه گزارشی امیدوارکننده. پروژه آنقدر طولانی میشود که چندین نسل از مدیران از آن بهرهبرداری رسانهای میکنند، در حالی که شهروندان همچنان منتظر بهرهبرداری واقعی از آن هستند. در این میان، آنچه فراموش میشود، هدف اصلی پروژه یعنی خدمت به مردم است.
🔹مسئله این نیست که مسئولان نباید گزارش دهند؛ مسئله این است که شاخص موفقیت تغییر کرده است. به جای آنکه «اتمام یک پل» یا «حل یک معضل ترافیکی» معیار ارزیابی باشد، «تعداد بازدید از پروژه» و «میزان پوشش خبری» به شاخص کلیدی عملکرد تبدیل شده است. این رویکرد، اعتماد عمومی را به شکل خطرناکی فرسایش میدهد. وقتی ارتباط میان حاکمیت و مردم به یک مونولوگ تبلیغاتی یکطرفه تبدیل شود، شهروندان میآموزند که گوش خود را بر آن ببندند.
🔹در نهایت، اعتبار یک مدیر نه در قاب عکسهای متعدد، که در کارنامه کاری او نهفته است. مردم به دنبال قهرمانان روابط عمومی نیستند؛ آنها به دنبال کارگزاران صادق و کارآمدی هستند که میدانند مشروعیت حقیقی، از حل مشکلات جامعه سرچشمه میگیرد، نه از نمایش حل کردن آنها.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
توییت کن قربان، خون هنوز داغ است!
✍ رضا رضوی؛ کارشناس فرهنگ و رسانه
▪️در سیرک باشکوه رسانهای عصر ما، جایی که سرعت بر عمق و نمایش بر حقیقت چیره شده، سیاست به یک مسابقه اینفلوئنسری مبتذل تقلیل یافته است. ماجرای یادداشت عجولانه مارکو روبیو به دونالد ترامپ، که از او میخواست پیش از هرکس دیگری خبر آتشبس در غزه را در توییتر جار بزند، نمایشی تلخ از این واقعیت است. در این تئاتر ابزورد، صلح دیگر یک آرمان انسانی نیست؛ یک «محتوا» است، یک کالای دیجیتال که باید برای «اسکوپ خبری» و لایک بیشتر، حراج شود. مهم نیست صلح واقعاً برقرار شده باشد یا نه؛ مهم این است که چه کسی اولین پست را منتشر میکند.
ژان بودریاراگر امروز زنده بود، به این نمایش میخندید و میگفت: «به جهان وانمودههای من خوش آمدید». این دیگر تقدم «نقشه بر قلمرو» نیست؛ این پایکوبی نقشه بر روی جنازه قلمرو است. در حالی که اجساد بیشمار در میدان واقعی جنگ (قلمرو) روی هم انباشته میشوند، در دنیای مجازی (نقشه)، سیاستمداران برای تصاحب «روایت صلح» با هم رقابت میکنند. آن یادداشت کوچک، فریاد از روی درماندگی یک استراتژیست رسانهای بود: «قربان، زودباش! بگذارید ما برنده روایت شویم، حتی اگر همه در واقعیت باخته باشند.»
▪️این پدیده، عصاره «اقتصاد توجه» است که هربرت سایمون از آن سخن گفت، اما در مبتذلترین شکل خود. توجه، آن طلای جدید، با خون سنجیده میشود. هر کشتهای، هر خانهای که ویران میشود، پتانسیل یک پست دراماتیک را افزایش میدهد. و بعد، در بزنگاهی مناسب، یک نفر باید بیاید و با اعلام «صلح» (حتی اگر دروغین یا شکننده باشد)، تمام آن توجه جمعشده را درو کند و به سبد سرمایه سیاسی خود بریزد. حالا با صراحت بیشتری میتوان سیاست را به صحنه تئاتر تشبیه کرد، اما فراموش نکنیم که بگوییم که در نسخه معاصر این نمایش، بازیگران روی اجساد واقعی میرقصند.
▪️این دیگر «قاببندی» یک رویداد نیست، این قاب گرفتن یک پوچی بزرگ است. وقتی سیاستمدار تبدیل به اینفلوئنسر میشود، صلح از یک فرآیند پیچیده و دردناک دیپلماتیک به یک هشتگ ترندینگ تقلیل مییابد. چه اهمیتی دارد که هزاران نفر کشته شدهاند؟ مهم این است که فالوورها شاهد «لحظه تاریخی» اعلام صلح توسط «قهرمان» ما باشند. آنها لایک میکنند، به اشتراک میگذارند و به خواب میروند، در حالی که در دنیای واقعی، شاید هنوز صدای شلیک قطع نشده باشد.
▪️این بزرگترین تمسخر تاریخ است: زندگی و مرگ انسانها به ماده خامی برای تولید محتوا در شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. و پیروز این میدان، نه آنکه صلح را میسازد، بلکه کسی است که روایت آن را زودتر و با لایک بیشتری میفروشد. در این بازار مکاره، خون ارزانترین کالا و «اعلام صلح» پرسودترین تجارت است.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
✍ رضا رضوی؛ کارشناس فرهنگ و رسانه
▪️در سیرک باشکوه رسانهای عصر ما، جایی که سرعت بر عمق و نمایش بر حقیقت چیره شده، سیاست به یک مسابقه اینفلوئنسری مبتذل تقلیل یافته است. ماجرای یادداشت عجولانه مارکو روبیو به دونالد ترامپ، که از او میخواست پیش از هرکس دیگری خبر آتشبس در غزه را در توییتر جار بزند، نمایشی تلخ از این واقعیت است. در این تئاتر ابزورد، صلح دیگر یک آرمان انسانی نیست؛ یک «محتوا» است، یک کالای دیجیتال که باید برای «اسکوپ خبری» و لایک بیشتر، حراج شود. مهم نیست صلح واقعاً برقرار شده باشد یا نه؛ مهم این است که چه کسی اولین پست را منتشر میکند.
ژان بودریاراگر امروز زنده بود، به این نمایش میخندید و میگفت: «به جهان وانمودههای من خوش آمدید». این دیگر تقدم «نقشه بر قلمرو» نیست؛ این پایکوبی نقشه بر روی جنازه قلمرو است. در حالی که اجساد بیشمار در میدان واقعی جنگ (قلمرو) روی هم انباشته میشوند، در دنیای مجازی (نقشه)، سیاستمداران برای تصاحب «روایت صلح» با هم رقابت میکنند. آن یادداشت کوچک، فریاد از روی درماندگی یک استراتژیست رسانهای بود: «قربان، زودباش! بگذارید ما برنده روایت شویم، حتی اگر همه در واقعیت باخته باشند.»
▪️این پدیده، عصاره «اقتصاد توجه» است که هربرت سایمون از آن سخن گفت، اما در مبتذلترین شکل خود. توجه، آن طلای جدید، با خون سنجیده میشود. هر کشتهای، هر خانهای که ویران میشود، پتانسیل یک پست دراماتیک را افزایش میدهد. و بعد، در بزنگاهی مناسب، یک نفر باید بیاید و با اعلام «صلح» (حتی اگر دروغین یا شکننده باشد)، تمام آن توجه جمعشده را درو کند و به سبد سرمایه سیاسی خود بریزد. حالا با صراحت بیشتری میتوان سیاست را به صحنه تئاتر تشبیه کرد، اما فراموش نکنیم که بگوییم که در نسخه معاصر این نمایش، بازیگران روی اجساد واقعی میرقصند.
▪️این دیگر «قاببندی» یک رویداد نیست، این قاب گرفتن یک پوچی بزرگ است. وقتی سیاستمدار تبدیل به اینفلوئنسر میشود، صلح از یک فرآیند پیچیده و دردناک دیپلماتیک به یک هشتگ ترندینگ تقلیل مییابد. چه اهمیتی دارد که هزاران نفر کشته شدهاند؟ مهم این است که فالوورها شاهد «لحظه تاریخی» اعلام صلح توسط «قهرمان» ما باشند. آنها لایک میکنند، به اشتراک میگذارند و به خواب میروند، در حالی که در دنیای واقعی، شاید هنوز صدای شلیک قطع نشده باشد.
▪️این بزرگترین تمسخر تاریخ است: زندگی و مرگ انسانها به ماده خامی برای تولید محتوا در شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. و پیروز این میدان، نه آنکه صلح را میسازد، بلکه کسی است که روایت آن را زودتر و با لایک بیشتری میفروشد. در این بازار مکاره، خون ارزانترین کالا و «اعلام صلح» پرسودترین تجارت است.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
❤1
نامه سرگشاده به سران و فعالان احزاب سیاسی در شهرستان اسلامشهر
عزیزان، رهبران و دستاندرکاران محترم جریانات و احزاب سیاسی اسلامشهر،
با سلام و عرض ادب؛
▪️این سطور را نه از سر گلایه، که از روی دغدغهای عمیق برای آینده مشترکمان در اسلامشهر مینویسم. این نامه، صدای شهروندی است که چون هزاران همشهری دیگر، از تکرار یک چرخه معیوب خسته است: چرخهای که با تب و تاب انتخاباتی و جلسات شبانه آغاز میشود، با لیستها و ائتلافها به اوج میرسد و پس از اعلام نتایج، به سکوتی چند ساله و فاصلهای عمیق میان شما و مردم ختم میشود. بیایید برای یک بار هم که شده، دست از این فعالیت موسمی و بیحاصل برداریم.
▪️ما شهروندان اسلامشهر هر روز با چالشهای ملموسی چون ترافیک سرسامآور، کمبود فضاهای فرهنگی و تفریحی، وضعیت نامناسب برخی معابر و پروژههای عمرانی به تعویق افتاده، حراج هوای شهر برای تامین هزینهها، بیبرنامگی برای جلب سرمایه گذاری بخش خصوصی، مسائل فزاینده بهداشتی و درمانی و آموزشی و ... روبرو هستیم. مردم انتظار دارند. این انتظار، صرفاً انداختن یک رأی در صندوق نیست؛ انتظارِ پاسخگویی و مسئولیتپذیری است.
▪️وقت آن است که مسئولیت انتخابها و فعالیتهای خود را بپذیریم. اگر فرد یا لیستی را به مردم معرفی کردهاید و با حمایت شما بر کرسی شورای شهر یا مجلس تکیه زدهاند، شما ضامن عملکرد آنها هستید. شما باید در طول چهار سال مسئولیتشان، چشم بینا و زبان گویای مردم باشید. سکوت شما پس از پیروزی، شانه خالی کردن از بار مسئولیتی است که خود پذیرفتهاید. شما باید پاسخگوی مردم باشید.
▪️و اگر در اردوگاه منتقد قرار دارید، وظیفهتان سنگینتر است. نقش شما صرفاً اعلام شکست و انتظار برای فرصت بعدی نیست. شما باید به «اهالی مطالبهگر» فعال و دائمی تبدیل شوید. به جای نقدهای کلی، باید به شکل مستمر، مستند و کارشناسیشده، عملکرد مدیران شهری را رصد کرده و حق مردم را از آنها مطالبه کنید.
برای خروج از این وضعیت و حرکت به سوی تحزب واقعی و مؤثر، چند راهکار عملی پیشنهاد میشود:
۱. ایجاد دفاتر ارتباط مردمی دائمی: احزاب و جریانات به جای ستادهای انتخاباتی موقت، دفاتری دائمی برای شنیدن صدای مردم، دریافت شکایات و پیشنهادات در محلات مختلف شهر، از مرکز گرفته تا قائمیه و واوان، تأسیس کنند و گزارش پیگیریهای خود را به صورت عمومی منتشر نمایند.
۲. انتشار گزارشهای نظارتی فصلی: هر جریان سیاسی، چه حامی مسئولان مستقر و چه منتقد آنها، موظف باشد هر سه ماه یکبار، گزارشی شفاف از ارزیابی عملکرد مدیران و فعالیتهای مطالباتی خود برای حل مشکلات اسلامشهر منتشر کند.
۳. برنامهمحوری به جای شخصمحوری: به جای سرمایهگذاری تمام اعتبار خود بر روی افراد، بر روی تدوین برنامههای عملیاتی و دقیق برای حل مشکلات اساسی شهرستان (مانند حملونقل، آلودگی، سرانههای خدماتی) تمرکز کنید و خود را ضامن اجرای آن برنامهها بدانید.
▪️آینده اسلامشهر در گرو تعهد، پاسخگویی و مطالبهگری مستمر ماست، نه هیاهوی چند ماهه انتخاباتی. بیایید این رویه را تغییر دهیم.
با احترام
رضا رضوی
یک شهروند دغدغهمند اسلامشهر
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
عزیزان، رهبران و دستاندرکاران محترم جریانات و احزاب سیاسی اسلامشهر،
با سلام و عرض ادب؛
▪️این سطور را نه از سر گلایه، که از روی دغدغهای عمیق برای آینده مشترکمان در اسلامشهر مینویسم. این نامه، صدای شهروندی است که چون هزاران همشهری دیگر، از تکرار یک چرخه معیوب خسته است: چرخهای که با تب و تاب انتخاباتی و جلسات شبانه آغاز میشود، با لیستها و ائتلافها به اوج میرسد و پس از اعلام نتایج، به سکوتی چند ساله و فاصلهای عمیق میان شما و مردم ختم میشود. بیایید برای یک بار هم که شده، دست از این فعالیت موسمی و بیحاصل برداریم.
▪️ما شهروندان اسلامشهر هر روز با چالشهای ملموسی چون ترافیک سرسامآور، کمبود فضاهای فرهنگی و تفریحی، وضعیت نامناسب برخی معابر و پروژههای عمرانی به تعویق افتاده، حراج هوای شهر برای تامین هزینهها، بیبرنامگی برای جلب سرمایه گذاری بخش خصوصی، مسائل فزاینده بهداشتی و درمانی و آموزشی و ... روبرو هستیم. مردم انتظار دارند. این انتظار، صرفاً انداختن یک رأی در صندوق نیست؛ انتظارِ پاسخگویی و مسئولیتپذیری است.
▪️وقت آن است که مسئولیت انتخابها و فعالیتهای خود را بپذیریم. اگر فرد یا لیستی را به مردم معرفی کردهاید و با حمایت شما بر کرسی شورای شهر یا مجلس تکیه زدهاند، شما ضامن عملکرد آنها هستید. شما باید در طول چهار سال مسئولیتشان، چشم بینا و زبان گویای مردم باشید. سکوت شما پس از پیروزی، شانه خالی کردن از بار مسئولیتی است که خود پذیرفتهاید. شما باید پاسخگوی مردم باشید.
▪️و اگر در اردوگاه منتقد قرار دارید، وظیفهتان سنگینتر است. نقش شما صرفاً اعلام شکست و انتظار برای فرصت بعدی نیست. شما باید به «اهالی مطالبهگر» فعال و دائمی تبدیل شوید. به جای نقدهای کلی، باید به شکل مستمر، مستند و کارشناسیشده، عملکرد مدیران شهری را رصد کرده و حق مردم را از آنها مطالبه کنید.
برای خروج از این وضعیت و حرکت به سوی تحزب واقعی و مؤثر، چند راهکار عملی پیشنهاد میشود:
۱. ایجاد دفاتر ارتباط مردمی دائمی: احزاب و جریانات به جای ستادهای انتخاباتی موقت، دفاتری دائمی برای شنیدن صدای مردم، دریافت شکایات و پیشنهادات در محلات مختلف شهر، از مرکز گرفته تا قائمیه و واوان، تأسیس کنند و گزارش پیگیریهای خود را به صورت عمومی منتشر نمایند.
۲. انتشار گزارشهای نظارتی فصلی: هر جریان سیاسی، چه حامی مسئولان مستقر و چه منتقد آنها، موظف باشد هر سه ماه یکبار، گزارشی شفاف از ارزیابی عملکرد مدیران و فعالیتهای مطالباتی خود برای حل مشکلات اسلامشهر منتشر کند.
۳. برنامهمحوری به جای شخصمحوری: به جای سرمایهگذاری تمام اعتبار خود بر روی افراد، بر روی تدوین برنامههای عملیاتی و دقیق برای حل مشکلات اساسی شهرستان (مانند حملونقل، آلودگی، سرانههای خدماتی) تمرکز کنید و خود را ضامن اجرای آن برنامهها بدانید.
▪️آینده اسلامشهر در گرو تعهد، پاسخگویی و مطالبهگری مستمر ماست، نه هیاهوی چند ماهه انتخاباتی. بیایید این رویه را تغییر دهیم.
با احترام
رضا رضوی
یک شهروند دغدغهمند اسلامشهر
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder