بر این شب اعتماد نیست
یارا
رُخ پیش آر
تا بوسه بیشمار کنیم
ور نه
چندان سپیده بیاید
که نه تو باشی و
نه من!
عیدی نعمتی
@rendaneh14
یارا
رُخ پیش آر
تا بوسه بیشمار کنیم
ور نه
چندان سپیده بیاید
که نه تو باشی و
نه من!
عیدی نعمتی
@rendaneh14
آیا شما که صورتتان را
در سایهٔ نقاب غمانگیز زندگی
مخفی نمودهاید
گاهی به این حقیقت یأسآور
اندیشه میکنید
که زندههای امروزی
چیزی بجز تفالهٔ یک زنده نیستند؟
فروغ فرخزاد
@rendaneh14
در سایهٔ نقاب غمانگیز زندگی
مخفی نمودهاید
گاهی به این حقیقت یأسآور
اندیشه میکنید
که زندههای امروزی
چیزی بجز تفالهٔ یک زنده نیستند؟
فروغ فرخزاد
@rendaneh14
«نگفته بود دوستش دارد اما دستش را گرفته بود. فکر کرد خوشبختی همین است»
- ويرجينيا وولف (خانم دالووی)
عکس: تختجمشید
@rendaneh14
- ويرجينيا وولف (خانم دالووی)
عکس: تختجمشید
@rendaneh14
وقتی که شما از کشتنِ ما فارغ شدهاید
وقتی که دیگر پاهای ما از چوبهیدار آویزان نیست
وقتی که در برابر جوخههای اعدام دیگر چشمِ بستهای نیست
شما چه خواهید کرد
ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
وقتی که ما را دسته دسته چال کنند
وقتی که ما دیگر اعتراف نمیتوانیم کردن
وقتی که نه ناخن، نه دندان، نه پا و نه دستی از ما باقی است تا شما را سرگرم کند
شما چه خواهید کرد
ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
تمام قدرت پیامبری و پیشبینی انسان،
به شما که میاندیشد، عقیم میشود
انسان در برابر شما میپژمرد،
مثل گلی که به ناگهان بپژمرد
به ما بگویید
وقتی که ما مردهایم و شما هنوز زندهاید
شما چه خواهید کرد
ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
رضا براهنی
@rendaneh14
وقتی که دیگر پاهای ما از چوبهیدار آویزان نیست
وقتی که در برابر جوخههای اعدام دیگر چشمِ بستهای نیست
شما چه خواهید کرد
ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
وقتی که ما را دسته دسته چال کنند
وقتی که ما دیگر اعتراف نمیتوانیم کردن
وقتی که نه ناخن، نه دندان، نه پا و نه دستی از ما باقی است تا شما را سرگرم کند
شما چه خواهید کرد
ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
تمام قدرت پیامبری و پیشبینی انسان،
به شما که میاندیشد، عقیم میشود
انسان در برابر شما میپژمرد،
مثل گلی که به ناگهان بپژمرد
به ما بگویید
وقتی که ما مردهایم و شما هنوز زندهاید
شما چه خواهید کرد
ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
رضا براهنی
@rendaneh14
چند بار بهتان گفتم که اشتباهِ اساسی شما
کم بها دادن به اهمیت چشم است.
زبان آدمی شاید بتواند حقیقت را کتمان کند
ولی چشمها هرگز!
مرشد و مارگریتا
میخائیل_بولگاکف
@rendaneh14
کم بها دادن به اهمیت چشم است.
زبان آدمی شاید بتواند حقیقت را کتمان کند
ولی چشمها هرگز!
مرشد و مارگریتا
میخائیل_بولگاکف
@rendaneh14
سرانجام خدا چهره پنهان میکند.
روز در برابرِ من است، شب پشتِ سرم، بر فرازِ سرم آسمان؛و امواجِ دریا در زیرِ پایم - رؤیای زیبایی است، تا هر زمان که دوام آورد! ولی افسوس! تن، برای همراه بودن در پروازِ سریعِ جان، بال ندارد.
فاوست/ گوته
@rendaneh14
روز در برابرِ من است، شب پشتِ سرم، بر فرازِ سرم آسمان؛و امواجِ دریا در زیرِ پایم - رؤیای زیبایی است، تا هر زمان که دوام آورد! ولی افسوس! تن، برای همراه بودن در پروازِ سریعِ جان، بال ندارد.
فاوست/ گوته
@rendaneh14
نفسِ عمیق کشیدم و تو تاریکی نشستم به تماشای بیرون. بعد از پنج روز ، اولین بار بود که با خودم خلوت می کردم. من به تنهایی معتاد شده بودم. اگر تنهایی را اَزم می گرفتند، عین آدمی می شدم که آب و خوراکش را ازش گرفته باشند. اگر هر روز یک کمی با خودم خلوت نمی کردم، مثل این بود که ضعیف تر می شدم. چیزی نبود که فکر کنید بِهِش افتخار می کردم. اما بدجوری وابسته اش شده بودم. تاریکی تویِ اتاق، برایم مثل نور آفتاب بود.
هزار پیشه
چارلز_بوکوفسکی
@rendaneh14
هزار پیشه
چارلز_بوکوفسکی
@rendaneh14
فقط کافی است در برابر آدم های خوب دور و برت مدارا و عقب نشینی را کنار بگذاری و یک روز روی حقوق خودت پا فشاری کنی آنگاه خواهی فهمید با چه هیولاهایی زندگی می کنی .
نشانه هایی از زندگی احمق ها
مهدی میرگلوی بیات
@rendaneh14
نشانه هایی از زندگی احمق ها
مهدی میرگلوی بیات
@rendaneh14
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگذرد در شب آیینهٔ رود
خفته هزاران گل در سینهٔ رود
گلبن لبخند فردایی موج
سرزده از اشک سیمینهٔ رود
فرازِ رودِ نغمهخوان
شکفته باغِ کهکشان
میسوزد شب در این میان
رود و سرودش
اوج و فرودش
میرود تا دریای دور
باغِ آیینه
دارد در سینه
میرود تا ژرفای دور
موجی در موجی میبندد
بر افسون شب میخندد
با آبیها میپیوندد
فردا رودِ افشانِ ابریشم
در دریا میخوابد
خورشید از باغ خاور میروید
بر دریا میتابد
موجی در موجی میبندد
بر افسون شب میخندد
با آبیها میپیوندد.
ترانهی رود از
«سعید سلطانپور»
@rendaneh14
خفته هزاران گل در سینهٔ رود
گلبن لبخند فردایی موج
سرزده از اشک سیمینهٔ رود
فرازِ رودِ نغمهخوان
شکفته باغِ کهکشان
میسوزد شب در این میان
رود و سرودش
اوج و فرودش
میرود تا دریای دور
باغِ آیینه
دارد در سینه
میرود تا ژرفای دور
موجی در موجی میبندد
بر افسون شب میخندد
با آبیها میپیوندد
فردا رودِ افشانِ ابریشم
در دریا میخوابد
خورشید از باغ خاور میروید
بر دریا میتابد
موجی در موجی میبندد
بر افسون شب میخندد
با آبیها میپیوندد.
ترانهی رود از
«سعید سلطانپور»
@rendaneh14
انسانی که در عمرش داستان نمیخواند، فقط یک زندگی را زیسته است، اما کسی که داستان میخواند؛ پنج هزار سال زندگی کرده است. خواندن، جاودانگی معکوس است.
امبرتو اکو
@rendaneh14
امبرتو اکو
@rendaneh14
«یاد بگیر گاهی آرام و متین تو چشمهای طرفت نگاه کنی و بگویی: نه! نمیروم، نه نمیخواهم، نمیکنم، نمیخورم و... . نه گفتن موهبت بزرگیست که جهان را امنتر میکند و روانت را آسودهتر.»
- از کتاب «یادداشتهای یک دیوانه»، نیکلای گوگول
@rendaneh14
- از کتاب «یادداشتهای یک دیوانه»، نیکلای گوگول
@rendaneh14
Forwarded from رندانه
مگر دیگر فروغ ایزدی آذر مقدس نیست ؟
مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست ؟
زمین گندید ، آیا بر فراز آسمان کس نیست ؟
گسسته است زنجیر هزار اهریمنیتر
زآنکه در بند دماوندست؟
پشوتن مرده
است آیا ؟
و برف جاودان بارنده سام گرد را
سنگ سیاهی کرده است آیا ؟
سخن می گفت ، سر در غار کرده ،
شهریار شهر سنگستان،
سخن می گفت با تاریکی خلوت،
تو پنداری مغی دلمرده در آتشگهی خاموش،
ز بیداد انیران شکوهها میکرد
ستمهای فرنگ و ترک و تازی را
شکایت با
شکسته بازوان میترا میکرد،
غمان قرنها را زار مینالید،
حزین آوای او در غار میگشت
و صدا میکرد؛
غم دل با تو گویم ، غار
بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست ؟
صدا نالنده پاسخ داد:
آری نیست ...
بخش پایانی شعر قصه شهر سنگستان
مهدی اخوان ثالث
@rendaneh14
مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست ؟
زمین گندید ، آیا بر فراز آسمان کس نیست ؟
گسسته است زنجیر هزار اهریمنیتر
زآنکه در بند دماوندست؟
پشوتن مرده
است آیا ؟
و برف جاودان بارنده سام گرد را
سنگ سیاهی کرده است آیا ؟
سخن می گفت ، سر در غار کرده ،
شهریار شهر سنگستان،
سخن می گفت با تاریکی خلوت،
تو پنداری مغی دلمرده در آتشگهی خاموش،
ز بیداد انیران شکوهها میکرد
ستمهای فرنگ و ترک و تازی را
شکایت با
شکسته بازوان میترا میکرد،
غمان قرنها را زار مینالید،
حزین آوای او در غار میگشت
و صدا میکرد؛
غم دل با تو گویم ، غار
بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست ؟
صدا نالنده پاسخ داد:
آری نیست ...
بخش پایانی شعر قصه شهر سنگستان
مهدی اخوان ثالث
@rendaneh14
Forwarded from رندانه
….
حالا تقدس بوسیدن را
رازگونه به خوابم خواهم برد
آنک چیزی جز
ضربههای شیرین تو نیست
و صدای دل تو در ساعت هفت و پنج دقیقه
که مثل دانههای مروارید در کف دست من میریخت.
کاش در همان لحظهی داغ،
در تشنج خیس، تندیس میشدیم
کاش تندیس میشدیم
در ساعت هفت...
بیژن_نجدی
@rendaneh14
حالا تقدس بوسیدن را
رازگونه به خوابم خواهم برد
آنک چیزی جز
ضربههای شیرین تو نیست
و صدای دل تو در ساعت هفت و پنج دقیقه
که مثل دانههای مروارید در کف دست من میریخت.
کاش در همان لحظهی داغ،
در تشنج خیس، تندیس میشدیم
کاش تندیس میشدیم
در ساعت هفت...
بیژن_نجدی
@rendaneh14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین بوسه ضبط شده در 7 سپتامبر 1899 در نیویورک رخ داد.
با بازی می ایروین-جان سی رایس
این بوسه ی کوتاه شرم اگین در آن زمان جنجال ها برانگيخت.
کارگردان: ویلیام هیس
بازیگران: می ایروین/ جان سی. رایس
مدت زمان: 18 ثانيه
@rendaneh14
با بازی می ایروین-جان سی رایس
این بوسه ی کوتاه شرم اگین در آن زمان جنجال ها برانگيخت.
کارگردان: ویلیام هیس
بازیگران: می ایروین/ جان سی. رایس
مدت زمان: 18 ثانيه
@rendaneh14
دلهرهی من با کشف زمان آغاز شد
لحظهای که فهمیدم
هر لذتی در نهاد خود
راهی به نیستی باز میکند...
اوژن_یونسکو
@rendaneh14
لحظهای که فهمیدم
هر لذتی در نهاد خود
راهی به نیستی باز میکند...
اوژن_یونسکو
@rendaneh14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف «ترک چشم» از «عارف قزوینی»
ما چه هستیم
عجب بی پا و دستیم
چه شد مخمور و مستیم
همه عاجزکش و دشمنپرستیم
ز نادانی و غفلت زیر دستیم
به رغم دوست با دشمن نشستیم
@rendaneh14
ما چه هستیم
عجب بی پا و دستیم
چه شد مخمور و مستیم
همه عاجزکش و دشمنپرستیم
ز نادانی و غفلت زیر دستیم
به رغم دوست با دشمن نشستیم
@rendaneh14
- میدونی مکزیکیها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟
- نـه
- میگن هیچ گذشتهای نداره
این دقیقا همون جاییه که من میخوام زندگی کنم
یه جای گرم بدون هیچ خاطره ای!
📽 The Shawshank Redemption
@rendaneh14
- نـه
- میگن هیچ گذشتهای نداره
این دقیقا همون جاییه که من میخوام زندگی کنم
یه جای گرم بدون هیچ خاطره ای!
📽 The Shawshank Redemption
@rendaneh14