روده و نای فسیل شده ‼️
ماهیچهها بافتهای پیچیدهای هستند که با انقباض نیرو تولید میکنند. شناخت ماهیچههای دایناسور برای درک نحوه حرکت دایناسورها بسیار مهم است. متأسفانه، ماهیچهها به ندرت فسیل میشوند. با این حال، به یاد داشته باشید که یکی از کارکردهای اصلی استخوانها، فراهم کردن سطوح اتصال و یک چارچوب سفت و سخت برای ماهیچهها است. در نتیجه، شکل استخوانها اغلب با شکلهای خاص ماهیچهها مطابقت دارد. مانند الگوی استخوانها در اسکلت، الگوی کلی چیدمان ماهیچهها تا حد زیادی در همه تتراپودها یکسان است.
🫀اطلاعات در مورد سایر بافتهای نرم در دایناسورها بسیار کمیاب است اما یک نمونه استثنایی از یک دایناسور تروپود کوچک از ایتالیا، به نام Scipionyx، در واقع بقایای معدنی شده نای در گلو و رودهها را حفظ کرده است. یک لکه قرمز در جلوی ناحیه شکم ممکن است نشان دهنده بقایای پوسیده قلب، کبد یا طحال باشد. برخی از ماهیچهها نیز حفظ شدهاند، همانطور که غلافهای کراتینی روی پنجهها نیز حفظ شدهاند.
- البرز امیدی شاهآباد
ماهیچهها بافتهای پیچیدهای هستند که با انقباض نیرو تولید میکنند. شناخت ماهیچههای دایناسور برای درک نحوه حرکت دایناسورها بسیار مهم است. متأسفانه، ماهیچهها به ندرت فسیل میشوند. با این حال، به یاد داشته باشید که یکی از کارکردهای اصلی استخوانها، فراهم کردن سطوح اتصال و یک چارچوب سفت و سخت برای ماهیچهها است. در نتیجه، شکل استخوانها اغلب با شکلهای خاص ماهیچهها مطابقت دارد. مانند الگوی استخوانها در اسکلت، الگوی کلی چیدمان ماهیچهها تا حد زیادی در همه تتراپودها یکسان است.
🫀اطلاعات در مورد سایر بافتهای نرم در دایناسورها بسیار کمیاب است اما یک نمونه استثنایی از یک دایناسور تروپود کوچک از ایتالیا، به نام Scipionyx، در واقع بقایای معدنی شده نای در گلو و رودهها را حفظ کرده است. یک لکه قرمز در جلوی ناحیه شکم ممکن است نشان دهنده بقایای پوسیده قلب، کبد یا طحال باشد. برخی از ماهیچهها نیز حفظ شدهاند، همانطور که غلافهای کراتینی روی پنجهها نیز حفظ شدهاند.
- البرز امیدی شاهآباد
جنگلهای هیرکانی: تاریخ، تکامل و اهمیت 🌳
جنگلهای هیرکانی که در امتداد ساحل جنوبی دریای خزر در ایران واقع شدهاند، یکی از قدیمی ترین و ارزشمندترین اکوسیستمهای جنگلی جهان محسوب میشوند. سابقه تکاملی این جنگل به حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون سال پیش یعنی دورهی پالئوژن از دوران سنوزوئیک برمیگردد، زمانی که جنگلهای پهنبرگ گستردگی زیادی در نواحی معتدل داشتند. متاسفانه در دورهی کواترنری با فرارسیدن عصر یخبندان، به دلیل تغییرات اقلیمی وسیع، این جنگل مانند خیلی از جنگل های دیگر در دنیا محدود شد اما هرگز تا این حد وضعیت نگران کنندهای نداشته. جنگلهای پهنبرگ و معتدل هیرکانی تا یک قرن پیش به عنوان یکی از اکوسیستمهای دست نخورده در نظر گرفته میشدند اما دیگر چنین خبری نیست.
🍃 مطالعات پالینولوژی نشان میدهد که ترکیب گیاهی در جنگل هیرکانی در طول دورهی کواترنری تغییراتی داشته، اما تعدادی از گونههای کلیدی بازماندهاند که نشاندهنده پایداری اکولوژیک طولانی است. یکی از مهمترین ویژگیهای جنگلهای هیرکانی، حضور گونههای قدیمیست که تغییر ظاهری چندانی نداشتند. (علیرغم اینکه تغییرات ژنتیکی قطعا رخ داده است. برای اطلاعات بیشتر به الگوی ایستایی در تکامل کلان مراجعه کنید) گیاهانی که نسبت به تغییرات اقلیمی مقاومت کردهاند و از دنیای ماقبل تاریخ باقیمانده اند. Parrotia persica یکی از برجستهترین گونههای هیرکانی است. فسیلهای اقوام دور و نزدیک به این گونهی گیاهی در اروپا یافت شدهاند، که نشان میدهد اجداد این درخت در گذشته در نواحی وسیعتری وجود داشتهاند.
• اگرچه تحقیقات دیرینه شناسی درمورد جنگلهای هیرکانی عمدتا درمورد گیاهان ماقبل تاریخ هستند اما این منطقه از لحاظ تنوع زیستی جانوری هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد. در این منطقه نزدیک به ۶۰ گونه پستاندار ثبت شدهاند، شامل گونههایی مثل پلنگ، خرس، گرگ، گراز و … که نشاندهنده یک اکوسیستم باثبات با شکارچیان راس هرمی است. یکی از گونههای پستاندار بسیار خاص و منحصربفرد جنگل های هیرکانی، Myotis hyrcanicus، نوعی خفاش است که تاکنون فقط در جنگلهای هیرکانی یافت شده است.
این جنگل بهعنوان بازماندهای از Arcto-Tertiary عمل کرده است و گونههایی که در جاهای دیگر منقرض شدهاند، در این منطقه زنده ماندهاند. تعاملات گیاهان و حشرات نقطه عطفی برای فهم چگونگی حفظ شبکههای زیستی تکاملی در درازمدت است. اما به دلیل آتشسوزی های اخیر، نه تنها حیات گیاهان، بلکه جانوران هم به خطر افتاده و شک نکنید که در نهایت انسان هم ضربهای میخورد چنان سنگین که دیگر نمیتواند از جایش بلند شود. با معرفی واقعیت های طبیعی و فکتهای علمی به جامعه میتوان شوق علم آموزی و حس طبیعت دوستی دیگران را برانگیخته کرد و از چنین معضلاتی جلوگیری نمود....
- البرز امیدی شاهآباد
جنگلهای هیرکانی که در امتداد ساحل جنوبی دریای خزر در ایران واقع شدهاند، یکی از قدیمی ترین و ارزشمندترین اکوسیستمهای جنگلی جهان محسوب میشوند. سابقه تکاملی این جنگل به حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون سال پیش یعنی دورهی پالئوژن از دوران سنوزوئیک برمیگردد، زمانی که جنگلهای پهنبرگ گستردگی زیادی در نواحی معتدل داشتند. متاسفانه در دورهی کواترنری با فرارسیدن عصر یخبندان، به دلیل تغییرات اقلیمی وسیع، این جنگل مانند خیلی از جنگل های دیگر در دنیا محدود شد اما هرگز تا این حد وضعیت نگران کنندهای نداشته. جنگلهای پهنبرگ و معتدل هیرکانی تا یک قرن پیش به عنوان یکی از اکوسیستمهای دست نخورده در نظر گرفته میشدند اما دیگر چنین خبری نیست.
🍃 مطالعات پالینولوژی نشان میدهد که ترکیب گیاهی در جنگل هیرکانی در طول دورهی کواترنری تغییراتی داشته، اما تعدادی از گونههای کلیدی بازماندهاند که نشاندهنده پایداری اکولوژیک طولانی است. یکی از مهمترین ویژگیهای جنگلهای هیرکانی، حضور گونههای قدیمیست که تغییر ظاهری چندانی نداشتند. (علیرغم اینکه تغییرات ژنتیکی قطعا رخ داده است. برای اطلاعات بیشتر به الگوی ایستایی در تکامل کلان مراجعه کنید) گیاهانی که نسبت به تغییرات اقلیمی مقاومت کردهاند و از دنیای ماقبل تاریخ باقیمانده اند. Parrotia persica یکی از برجستهترین گونههای هیرکانی است. فسیلهای اقوام دور و نزدیک به این گونهی گیاهی در اروپا یافت شدهاند، که نشان میدهد اجداد این درخت در گذشته در نواحی وسیعتری وجود داشتهاند.
• اگرچه تحقیقات دیرینه شناسی درمورد جنگلهای هیرکانی عمدتا درمورد گیاهان ماقبل تاریخ هستند اما این منطقه از لحاظ تنوع زیستی جانوری هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد. در این منطقه نزدیک به ۶۰ گونه پستاندار ثبت شدهاند، شامل گونههایی مثل پلنگ، خرس، گرگ، گراز و … که نشاندهنده یک اکوسیستم باثبات با شکارچیان راس هرمی است. یکی از گونههای پستاندار بسیار خاص و منحصربفرد جنگل های هیرکانی، Myotis hyrcanicus، نوعی خفاش است که تاکنون فقط در جنگلهای هیرکانی یافت شده است.
این جنگل بهعنوان بازماندهای از Arcto-Tertiary عمل کرده است و گونههایی که در جاهای دیگر منقرض شدهاند، در این منطقه زنده ماندهاند. تعاملات گیاهان و حشرات نقطه عطفی برای فهم چگونگی حفظ شبکههای زیستی تکاملی در درازمدت است. اما به دلیل آتشسوزی های اخیر، نه تنها حیات گیاهان، بلکه جانوران هم به خطر افتاده و شک نکنید که در نهایت انسان هم ضربهای میخورد چنان سنگین که دیگر نمیتواند از جایش بلند شود. با معرفی واقعیت های طبیعی و فکتهای علمی به جامعه میتوان شوق علم آموزی و حس طبیعت دوستی دیگران را برانگیخته کرد و از چنین معضلاتی جلوگیری نمود....
- البرز امیدی شاهآباد
⛈ ۲ میلیون سال باران بیوقفه در تریاس! کابوس شب و روز بسیاری از موجودات بخت برگشتهی این دوره!
در ابتدا بیایید به این سوال بپردازیم که آیا دیرینهشناسان میتوانند حوادثی مانند سیل و اتفاقاتی مانند باران در گذشتههای دور کرهی زمین را تعیین کنند؟ دانشمندان دیرینهشناسی بهطور مستقیم نمیگویند که فلان روز باران آمده است! اما با شواهد زمینشناسی و فسیلی کاملاً مشخص و معتبر میتوانند وجود بارندگی، سیلاب، طوفان و حتی شدت آنها را در دوران ماقبل تاریخ تشخیص بدهند. ریپلمارکها یکی از آن شواهد مخصوص هستند. وقتی آب سطح رسوبات را میپوشاند، امواج کوچک ایجاد میشود. اگر بعداً رسوبات سخت شوند، این موجها حفظ میشوند. ترکهای گلی هم نشان میدهد یک سطح مرطوب بعد از باران سریع خشک شده است که حاکی از بارانهای فصلی یا کوتاهمدت میباشد. یکی از دقیقترین شواهد اثر قطرههای باران روی لایههای رسوبی است. وقتی باران روی گل نرم میبارد، فُرورفتگیهای کوچک ایجاد میشود که گاهی در سنگهای رسوبی حفظ میشود. دانشمندان از اندازه و عمق قطرهها میتوانند حتی شدت بارش را تخمین بزنند. از طرفی دیگر سیلابها رسوبهای خاصی بر جای میگذارند که لایههای سیلابی نام دارند. لایههای ناگهانی با دانههای درشت یا آوارهای حملشده مانند تختهسنگها. چینهبندی تدریجی (graded bedding) که نشاندهنده کاهش سرعت آب است نیز به دانشمندان در این مسیر کمک میکند. اگر سیل بزرگ رخ بدهد، رسوباتی با دانهبندی مخصوص تشکیل میشود که به آنها رسوبات جریانهای آشفته میگویند. در این حالت، بافت سنگ نشان میدهد آب با سرعت زیاد حرکت کرده است.
نهشتههای دلتایی و رودخانهای و تغییر ناگهانی عرض رودخانه (نشانهی طغیان) از شواهدی هستند که به تشخیص سیلابهای دورهای کمک میکنند. دانشمندان با پیدا کردن فسیلهای گیاهی حساس به رطوبت و مطالعهی گردهها و برگهای فسیل شده به نتایج مختلفی میرسند. برای مثال برگهای ضخیم نشان دهندهی آب کم، برگهای پهن با رگبرگهای خاص نشان دهندهی بارندگی زیاد هستند یا گیاهان مردابی بازگوی محیط کاملاً مرطوب میباشند و حلقههای رشد در چوب فسیل خبر از خشکسالی دارند. در مقیاس دقیق تر هم ایزوتوپهای پایدار در فسیلها به عنوان یکی از معتبرترین ابزارهای علمی به دانشمندان اجازه میدهند که نسبت ایزوتوپهای اکسیژن در پوستههای فسیل شده، دندانها، رسوبات کربناته و ... را اندازه میگیرند. کاهش یا افزایش این نسبت بهطور مستقیم نشان دهنده میزان بارش، رطوبت و دمای دوره است. اما اگر سیل یا طوفان بزرگ باشد، رسوبات آن به وضوح از بقیه لایهها متمایز است که در واقع رسوبات طوفانی هستند.
💧دانشمندان دریافتهاند که حدود ۲ میلیون سال در اواخر دوره تریاس، بارندگی شدید، آب و هوای مرطوب و طوفانی در سراسر سیاره فراگیر بوده است.
در لایههای مربوط به دوره تریاس، نسبت ایزوتوپهای اکسیژن در کربناتها، پوستهها و دندان خزندگان دریایی بهشدت کاهش پیدا میکند و کاهش آن موجب ورود مقدار زیادی آب باران کمنمک است که ناشی از بارندگی شدید و طولانی مدت میباشد. این تغییر ناگهانی در چندین قاره همزمان رخ داده. یک تغییر عظیم هم در مقادیر ایزوتوپ کربن در جهان یافت شده که نشان میدهد رطوبت جهانی افزایش یافته و پوشش گیاهی و تجزیه مواد آلی دگرگون شده. چرخه کربن بهطور جهانی تحت تأثیر بارندگی قرار گرفته بود که این تغییر تنها با دورههای بارانی بسیار طولانی سازگار است. رسوبات مردابی به شدت زیاد کشف شده و این یعنی رطوبت جهانی چند میلیون سال ادامه داشته است. در همان بازه زمانی، شواهد فسیلی از گرده و اسپورهای گیاهی نشان میدهند که تعداد گیاهان مناسب برای رشد در مناطق مرطوب بر اثر انتخاب طبیعی افزایش و از طرفی دیگر مجددا به دلیل انتخاب طبیعی، گیاهان بیابانی بسیار کاهش پیدا کردند. البته این تغییرات در طول صد سال یا هزار سال رخ نداده و حدود یک میلیون سال طول کشیده است.
دانشمندان به کمک چینهنگاری دقیق، متوجه شدند که ضخامت لایههایی که متعلق به CPE هستند در سراسر جهان یکسان است. و سن یابی اورانیوم–سرب به آنها کمک کرد تا بازه زمانی ۱.۷ تا ۲.۲ میلیون سال را تعیین کنند. در نتیجه، باران دورهی تریاس از حدود ۲۳۴ میلیون سال پیش شروع شدند و تا ۲ میلیون سال بعد ادامه داشتند.
- البرز امیدی شاهآباد
در ابتدا بیایید به این سوال بپردازیم که آیا دیرینهشناسان میتوانند حوادثی مانند سیل و اتفاقاتی مانند باران در گذشتههای دور کرهی زمین را تعیین کنند؟ دانشمندان دیرینهشناسی بهطور مستقیم نمیگویند که فلان روز باران آمده است! اما با شواهد زمینشناسی و فسیلی کاملاً مشخص و معتبر میتوانند وجود بارندگی، سیلاب، طوفان و حتی شدت آنها را در دوران ماقبل تاریخ تشخیص بدهند. ریپلمارکها یکی از آن شواهد مخصوص هستند. وقتی آب سطح رسوبات را میپوشاند، امواج کوچک ایجاد میشود. اگر بعداً رسوبات سخت شوند، این موجها حفظ میشوند. ترکهای گلی هم نشان میدهد یک سطح مرطوب بعد از باران سریع خشک شده است که حاکی از بارانهای فصلی یا کوتاهمدت میباشد. یکی از دقیقترین شواهد اثر قطرههای باران روی لایههای رسوبی است. وقتی باران روی گل نرم میبارد، فُرورفتگیهای کوچک ایجاد میشود که گاهی در سنگهای رسوبی حفظ میشود. دانشمندان از اندازه و عمق قطرهها میتوانند حتی شدت بارش را تخمین بزنند. از طرفی دیگر سیلابها رسوبهای خاصی بر جای میگذارند که لایههای سیلابی نام دارند. لایههای ناگهانی با دانههای درشت یا آوارهای حملشده مانند تختهسنگها. چینهبندی تدریجی (graded bedding) که نشاندهنده کاهش سرعت آب است نیز به دانشمندان در این مسیر کمک میکند. اگر سیل بزرگ رخ بدهد، رسوباتی با دانهبندی مخصوص تشکیل میشود که به آنها رسوبات جریانهای آشفته میگویند. در این حالت، بافت سنگ نشان میدهد آب با سرعت زیاد حرکت کرده است.
نهشتههای دلتایی و رودخانهای و تغییر ناگهانی عرض رودخانه (نشانهی طغیان) از شواهدی هستند که به تشخیص سیلابهای دورهای کمک میکنند. دانشمندان با پیدا کردن فسیلهای گیاهی حساس به رطوبت و مطالعهی گردهها و برگهای فسیل شده به نتایج مختلفی میرسند. برای مثال برگهای ضخیم نشان دهندهی آب کم، برگهای پهن با رگبرگهای خاص نشان دهندهی بارندگی زیاد هستند یا گیاهان مردابی بازگوی محیط کاملاً مرطوب میباشند و حلقههای رشد در چوب فسیل خبر از خشکسالی دارند. در مقیاس دقیق تر هم ایزوتوپهای پایدار در فسیلها به عنوان یکی از معتبرترین ابزارهای علمی به دانشمندان اجازه میدهند که نسبت ایزوتوپهای اکسیژن در پوستههای فسیل شده، دندانها، رسوبات کربناته و ... را اندازه میگیرند. کاهش یا افزایش این نسبت بهطور مستقیم نشان دهنده میزان بارش، رطوبت و دمای دوره است. اما اگر سیل یا طوفان بزرگ باشد، رسوبات آن به وضوح از بقیه لایهها متمایز است که در واقع رسوبات طوفانی هستند.
💧دانشمندان دریافتهاند که حدود ۲ میلیون سال در اواخر دوره تریاس، بارندگی شدید، آب و هوای مرطوب و طوفانی در سراسر سیاره فراگیر بوده است.
در لایههای مربوط به دوره تریاس، نسبت ایزوتوپهای اکسیژن در کربناتها، پوستهها و دندان خزندگان دریایی بهشدت کاهش پیدا میکند و کاهش آن موجب ورود مقدار زیادی آب باران کمنمک است که ناشی از بارندگی شدید و طولانی مدت میباشد. این تغییر ناگهانی در چندین قاره همزمان رخ داده. یک تغییر عظیم هم در مقادیر ایزوتوپ کربن در جهان یافت شده که نشان میدهد رطوبت جهانی افزایش یافته و پوشش گیاهی و تجزیه مواد آلی دگرگون شده. چرخه کربن بهطور جهانی تحت تأثیر بارندگی قرار گرفته بود که این تغییر تنها با دورههای بارانی بسیار طولانی سازگار است. رسوبات مردابی به شدت زیاد کشف شده و این یعنی رطوبت جهانی چند میلیون سال ادامه داشته است. در همان بازه زمانی، شواهد فسیلی از گرده و اسپورهای گیاهی نشان میدهند که تعداد گیاهان مناسب برای رشد در مناطق مرطوب بر اثر انتخاب طبیعی افزایش و از طرفی دیگر مجددا به دلیل انتخاب طبیعی، گیاهان بیابانی بسیار کاهش پیدا کردند. البته این تغییرات در طول صد سال یا هزار سال رخ نداده و حدود یک میلیون سال طول کشیده است.
دانشمندان به کمک چینهنگاری دقیق، متوجه شدند که ضخامت لایههایی که متعلق به CPE هستند در سراسر جهان یکسان است. و سن یابی اورانیوم–سرب به آنها کمک کرد تا بازه زمانی ۱.۷ تا ۲.۲ میلیون سال را تعیین کنند. در نتیجه، باران دورهی تریاس از حدود ۲۳۴ میلیون سال پیش شروع شدند و تا ۲ میلیون سال بعد ادامه داشتند.
- البرز امیدی شاهآباد
نئاندرتالهای سخنگو 🗣
شامپانزه نزدیک ترین خویشاوند زندهی انسان در درخت تکامل است اما فقط یکی از این دو گونه میتواند درمورد آن یکی صحبت و تحقیق کند. چرا این اختلاف بین دو پریمات (نخستی) که هر دو Ape هستند و از یک جد مشترک تکامل پیدا کردهاند و تاریخچهی تکاملی مشترکی هم دارند مهم است؟ با ظهور شیوه های جدید برای توالی یابی سریع ژنوم ما اکنون میتوانیم پایه ژنتیکی سوالهایی مثل این را بیابیم. در این میان با ژن FOXP2 که در تلفظ آوایی نقش دارد و بین دو گونه انسان و شامپانزه متفاوت است سر و کار داریم. ژنوم شامپانزه ۲ سال بعد از توالی یابی ژنوم انسان توالی یابی شد. حال که میتوانیم ژنوم خود را باز به باز با ژنوم شامپانزه مقایسه کنیم میتوانیم به این مسئله کلی تر بپردازیم که چه تفاوت هایی در اطلاعات ژنتیکی مسئول صفات متفاوت این دو گونه پریمات هستند.
این نکته را فراموش نکنید که انسان و شامپانزه نزدیک ترین خویشاوندان زندهی یکدیگرند. آخرین جد مشترک انسان و شامپانزه حدود ۷ میلیون سال پیش زندگی میکرده و درواقع جد مشترک دو گروه بوده. یکی از گروه ها به جد مشترک شامپانزه و بونوبو منتهی میشد و دیگری روند تکامل Australopithecus را در پیش گرفت که به مرور زمان گونه های مختلف انسان تکامل پیدا کردند و در نهایت انسان خردمند حدود ۲۰۰-۳۰۰ هزار سال پیش، از جد مشترکی با نئاندرتالها تکامل پیدا کرد. هر چه توالی های ژنی و ژنوم دو گونه به هم نزدیک تر باشد این دو گونه از نظر تاریخچه تکاملی به هم نزدیک ترند. چون که برای انباشته شدن جهش ها و دیگر تغییرات، زمان به اندازه کافی نگذشته است بنابراین مقایسه ژنوم گونه های بسیار نزدیک مانند انسان و شامپانزه، یا شیر و پلنگ، رخدادهای تکاملی جدیدتر را آشکار میکند در حالی که مقایسه ژنوم گونه های با نسبت بسیار دور مانند زنبور عسل و کروکدیل آب شور، تاریخچه تکاملی نیاکان را برای ما روشن میکند.
یک گروه تحقیقاتی چند سال پیش، ژن FOXP2 را در موش با یک نسخه انسانی شده که در انسان و شامپانزه در دو آمینواسید با هم تفاوت دارند جا به جا کردند. همان ژنی که باعث توانایی تکلم در انسان میشود. اگر چه موش ها عموماً سالم بودند، صداسازی های دقیقاً متفاوتی داشتند و تغییراتی در سلولهای مغزی در مدارهای مرتبط با تکلم در مغز انسان را نشان دادند. در سال ۲۰۱۰ با استفاده از مقدار اندکی DNA که در فسیلها باقی مانده بود ژنوم نئاندرتال ها توالی یابی و در سال ۲۰۱۴ تکمیل شد. انسان خردمند و نئاندرتالها نزدیک جد مشترک را با یکدیگر داشتهاند اما با توجه به انقراض نئاندرتال ها سایر گونه های انسان، اکنون میدانیم که شامپانزه نزدیک ترین قوم زندهی انسان خردمند است. بازسازی تاریخچه تکاملی انسانها و نئاندرتال ها براساس مقایسه ژنومی میان این دو گونه نشان میدهد که بعضی از گروه های انسانها و نئاندرتالها قبل از اینکه منقرض شوند، که حدود ۳۰۰۰۰ سال پیش رخ داد با یکدیگر زندگی و حتی تولید مثل کرده بودند. نئاندرتالها گاها موجوداتی ابتدایی تصور میشوند که تنها قادر بودن صدایی مانند خُرخُر تولید کنند این در حالی است که توالی ژن FOXP2 موجود در نئاندرتالها، پروتئین کاملاً یکسانی با پروتئین موجود در انسانهای خردمند را رمز میکرده است این موضوع نشان میدهد که نئاندرتالها به گونه ای قادر به صحبت کردن بودهاند.
- البرز امیدی شاهآباد
شامپانزه نزدیک ترین خویشاوند زندهی انسان در درخت تکامل است اما فقط یکی از این دو گونه میتواند درمورد آن یکی صحبت و تحقیق کند. چرا این اختلاف بین دو پریمات (نخستی) که هر دو Ape هستند و از یک جد مشترک تکامل پیدا کردهاند و تاریخچهی تکاملی مشترکی هم دارند مهم است؟ با ظهور شیوه های جدید برای توالی یابی سریع ژنوم ما اکنون میتوانیم پایه ژنتیکی سوالهایی مثل این را بیابیم. در این میان با ژن FOXP2 که در تلفظ آوایی نقش دارد و بین دو گونه انسان و شامپانزه متفاوت است سر و کار داریم. ژنوم شامپانزه ۲ سال بعد از توالی یابی ژنوم انسان توالی یابی شد. حال که میتوانیم ژنوم خود را باز به باز با ژنوم شامپانزه مقایسه کنیم میتوانیم به این مسئله کلی تر بپردازیم که چه تفاوت هایی در اطلاعات ژنتیکی مسئول صفات متفاوت این دو گونه پریمات هستند.
این نکته را فراموش نکنید که انسان و شامپانزه نزدیک ترین خویشاوندان زندهی یکدیگرند. آخرین جد مشترک انسان و شامپانزه حدود ۷ میلیون سال پیش زندگی میکرده و درواقع جد مشترک دو گروه بوده. یکی از گروه ها به جد مشترک شامپانزه و بونوبو منتهی میشد و دیگری روند تکامل Australopithecus را در پیش گرفت که به مرور زمان گونه های مختلف انسان تکامل پیدا کردند و در نهایت انسان خردمند حدود ۲۰۰-۳۰۰ هزار سال پیش، از جد مشترکی با نئاندرتالها تکامل پیدا کرد. هر چه توالی های ژنی و ژنوم دو گونه به هم نزدیک تر باشد این دو گونه از نظر تاریخچه تکاملی به هم نزدیک ترند. چون که برای انباشته شدن جهش ها و دیگر تغییرات، زمان به اندازه کافی نگذشته است بنابراین مقایسه ژنوم گونه های بسیار نزدیک مانند انسان و شامپانزه، یا شیر و پلنگ، رخدادهای تکاملی جدیدتر را آشکار میکند در حالی که مقایسه ژنوم گونه های با نسبت بسیار دور مانند زنبور عسل و کروکدیل آب شور، تاریخچه تکاملی نیاکان را برای ما روشن میکند.
یک گروه تحقیقاتی چند سال پیش، ژن FOXP2 را در موش با یک نسخه انسانی شده که در انسان و شامپانزه در دو آمینواسید با هم تفاوت دارند جا به جا کردند. همان ژنی که باعث توانایی تکلم در انسان میشود. اگر چه موش ها عموماً سالم بودند، صداسازی های دقیقاً متفاوتی داشتند و تغییراتی در سلولهای مغزی در مدارهای مرتبط با تکلم در مغز انسان را نشان دادند. در سال ۲۰۱۰ با استفاده از مقدار اندکی DNA که در فسیلها باقی مانده بود ژنوم نئاندرتال ها توالی یابی و در سال ۲۰۱۴ تکمیل شد. انسان خردمند و نئاندرتالها نزدیک جد مشترک را با یکدیگر داشتهاند اما با توجه به انقراض نئاندرتال ها سایر گونه های انسان، اکنون میدانیم که شامپانزه نزدیک ترین قوم زندهی انسان خردمند است. بازسازی تاریخچه تکاملی انسانها و نئاندرتال ها براساس مقایسه ژنومی میان این دو گونه نشان میدهد که بعضی از گروه های انسانها و نئاندرتالها قبل از اینکه منقرض شوند، که حدود ۳۰۰۰۰ سال پیش رخ داد با یکدیگر زندگی و حتی تولید مثل کرده بودند. نئاندرتالها گاها موجوداتی ابتدایی تصور میشوند که تنها قادر بودن صدایی مانند خُرخُر تولید کنند این در حالی است که توالی ژن FOXP2 موجود در نئاندرتالها، پروتئین کاملاً یکسانی با پروتئین موجود در انسانهای خردمند را رمز میکرده است این موضوع نشان میدهد که نئاندرتالها به گونه ای قادر به صحبت کردن بودهاند.
- البرز امیدی شاهآباد
📚 رفرنس برخی از مطالب : بیولوژی کمبل
🌍 تغییرات اقلیمی نقش کلیدی در انقراض Homo floresiensis داشتند
گونهای از انسان ها به نام Homo floresiensis، این گونه کوچک جثه انسانی حدود ۱۴۰ هزار سال در غار لیانگ بوا ساکن بود اما در طول خشکسالی شدید بین ۶۱ هزار تا ۵۵ هزار سال پیش ترک کرد. دوره سکونت Homo floresiensis در ابتدا به ۹۵ هزار تا ۱۲۰ هزار سال پیش نسبت داده میشد که احتمال تعامل با انسانهای اولیه مدرن (انسان خردمند) در جزیره جنوب شرقی آسیا را افزایش میدهد و پیامدهایی برای انقراض این گونه دارد. با این حال، پس از بازنگری در چینهشناسی و سنسنجی این مکان، اکنون تمام بقایای اسکلتی Homo floresiensis به حدود ۱۰۰ هزار تا ۶۰ هزار سال پیش مربوط میشود.
سابقه ابزار سنگی مرتبط و مجموعه جانوران بزرگ که معمولاً با Homo floresiensis یافت میشوند، به حدود ۵۰ هزار سال پیش بر میگردند. هرچند که فسیلهای Homo floresiensis قدمت بیشتری از اولین شواهد انسانهای مدرن در فلورس دارند، Homo sapiens تقریباً همزمان با ناپدید شدن هابیتها در حال عبور از مجمعالجزایر اندونزی بودند. این احتمال وجود دارد که هنگام حرکت هابیتها در جستجوی آب و طعمه، با انسانهای مدرن روبرو شده باشند. از این نظر، تغییرات اقلیمی ممکن است زمینه را برای ناپدید شدن نهایی آنها فراهم کرده باشد.
- البرز امیدی شاهآباد
گونهای از انسان ها به نام Homo floresiensis، این گونه کوچک جثه انسانی حدود ۱۴۰ هزار سال در غار لیانگ بوا ساکن بود اما در طول خشکسالی شدید بین ۶۱ هزار تا ۵۵ هزار سال پیش ترک کرد. دوره سکونت Homo floresiensis در ابتدا به ۹۵ هزار تا ۱۲۰ هزار سال پیش نسبت داده میشد که احتمال تعامل با انسانهای اولیه مدرن (انسان خردمند) در جزیره جنوب شرقی آسیا را افزایش میدهد و پیامدهایی برای انقراض این گونه دارد. با این حال، پس از بازنگری در چینهشناسی و سنسنجی این مکان، اکنون تمام بقایای اسکلتی Homo floresiensis به حدود ۱۰۰ هزار تا ۶۰ هزار سال پیش مربوط میشود.
سابقه ابزار سنگی مرتبط و مجموعه جانوران بزرگ که معمولاً با Homo floresiensis یافت میشوند، به حدود ۵۰ هزار سال پیش بر میگردند. هرچند که فسیلهای Homo floresiensis قدمت بیشتری از اولین شواهد انسانهای مدرن در فلورس دارند، Homo sapiens تقریباً همزمان با ناپدید شدن هابیتها در حال عبور از مجمعالجزایر اندونزی بودند. این احتمال وجود دارد که هنگام حرکت هابیتها در جستجوی آب و طعمه، با انسانهای مدرن روبرو شده باشند. از این نظر، تغییرات اقلیمی ممکن است زمینه را برای ناپدید شدن نهایی آنها فراهم کرده باشد.
- البرز امیدی شاهآباد
Fossil Archive
🌍 تغییرات اقلیمی نقش کلیدی در انقراض Homo floresiensis داشتند گونهای از انسان ها به نام Homo floresiensis، این گونه کوچک جثه انسانی حدود ۱۴۰ هزار سال در غار لیانگ بوا ساکن بود اما در طول خشکسالی شدید بین ۶۱ هزار تا ۵۵ هزار سال پیش ترک کرد. دوره سکونت Homo…
s43247-025-02961-3.pdf
3.3 MB
مقالهی مربوط👆
Fossil Archive
https://youtu.be/t1sWBD26b-I?si=Mp2bf7mWYFK6kFhp فقط علم فرار از مدرسه، اشتیاق به علم 📓 دکتر عرفان خسروی با حضور محمدعلی جعفری
https://youtu.be/BmRFuKRtRos?si=OTyyG7yP2xf403ci
فقط علم
گسترهی تخیل و بنیاد علم زیر ذرهبین 🛸
دکتر عرفان خسروی
با حضور سمیه کرمی
YouTube
قسمت ۴۱ فقط علم: گستره تخیل و بنیاد علم زیر ذرهبین عرفان خسروی 🔍
✴️میزبانِ برنامه:
عرفان خسروی
✴️مهمان این قسمت:
سمیه کرمی، مترجم و پژوهشگر ادبیات گمانهزن
او را با ترجمهی کتابهایی چون «گستره»، «آخرین کتاب جهان»، «نبرد کالیبان» و... میشناسیم.
«گستره»
داستان این رمان که نوشتهی جیمز اس ای کوریست، آیندهی انسان در…
عرفان خسروی
✴️مهمان این قسمت:
سمیه کرمی، مترجم و پژوهشگر ادبیات گمانهزن
او را با ترجمهی کتابهایی چون «گستره»، «آخرین کتاب جهان»، «نبرد کالیبان» و... میشناسیم.
«گستره»
داستان این رمان که نوشتهی جیمز اس ای کوریست، آیندهی انسان در…
دیرینهشناسان فسیلهای ۱۶۰ میلیون ساله Anchiornis، گونهای از دایناسورهای تروپود از اواخر ژوراسیک در چین را بررسی کرده و دریافتهاند که این دایناسورها توانایی پرواز را از دست دادهاند. 🪶
این یک یافته بسیار نادر است که نگاهی اجمالی به عملکرد موجوداتی که ۱۶۰ میلیون سال پیش زندگی میکردند و تأثیر آنها بر تکامل پرواز در دایناسورها و پرندگان ارائه میدهد. حدود ۱۷۵ میلیون سال پیش، دودمانی از دایناسورهای پردار به نام penaraptora یا همان Maniraptora پدیدار شدند که اجداد دور پرندگان امروزی و تنها دودمانی از دایناسورها که از انقراض ۶۶ میلیون سال پیش جان سالم به در بردند. درواقع پرندگان هم گروهی از این دایناسورهای تروپود بودند. (گروه Maniraptora خودش از گروه بزرگتری از دایناسورهای تروپود یعنی Coelurosauria بود.)
تا آنجا که میدانیم، گونههای مربوط به گروه Maniraptora پرهایی برای پرواز ایجاد کردند، اما این احتمال وجود دارد که با تغییر شرایط محیطی، برخی از این دایناسورها از قبیل Dromaeosauridهای بزرگتر و Therizinosaurus توانایی پرواز خود را از دست دادهاند درست مانند شترمرغها و پنگوئنهای امروزی. پس از بررسی های دقیقی که بر روی فسیل Anchiornis (که از Maniraptora بود) انجام شد دانشمندان دریافتند که پرهای این گونه مانند پر برخی پرندگان امروزی به مدت دو تا سه هفته رشد میکردند. با رسیدن به اندازه نهایی خود، از رگهای خونی که در طول رشد به آنها غذا میدادند جدا میشوند و به مادهای مرده تبدیل میشوند.
با گذشت زمان، فرسوده میشوند و پرهای جدید جایگزین آنها میشوند. پرندگانی که به پرواز وابسته هستند و بنابراین به پرهایی که آنها را قادر به پرواز میکند، وابستهاند، در یک فرآیند منظم و تدریجی پوستاندازی میکنند که تقارن بین بالها را حفظ میکند و به آنها اجازه میدهد در طول پوستاندازی به پرواز ادامه دهند. از طرف دیگر، در پرندگانی که توانایی پرواز ندارند، پوستاندازی تصادفیتر و نامنظمتر است. در نتیجه، الگوی پوستاندازی به ما میگوید که آیا یک موجود بالدار خاص قادر به پرواز بوده است یا خیر!
ساختار حفظشدهی پرها در فسیلهای دایناسورهای چینی به محققان این امکان را داد تا ساختار بال را شناسایی کنند، که لبهی آن دارای یک خط پیوسته از لکههای سیاه بود. محققان توانستند پرهای جدیدی را که هنوز رشدشان کامل نشده بود، تشخیص دهند، زیرا لکههای سیاه آنها از خط سیاه منحرف شده بود. بررسی کامل پرهای جدید در چند نمونهی فسیل نشان داد که پوست اندازی در یک فرآیند منظم رخ نداده است. بر اساس دانش جانور شناسی درمورد پرندگان مدرن، دیرینه شناسان الگوی پوستاندازی را شناسایی کردند که نشان میدهد برخی از این دایناسورها احتمالا قادر به پرواز نبودهاند و نوادگان آنها چندین میلیون سال بعد، توانایی پرواز را پیدا کردند. Anchiornis اکنون به فهرست دایناسورهایی میپیوندد که پوشیده از پر بودند اما قادر به پرواز نبودند، که نشان میدهد تکامل بال واقعاً چقدر پیچیده و متنوع بوده است.
- البرز امیدی شاهآباد
این یک یافته بسیار نادر است که نگاهی اجمالی به عملکرد موجوداتی که ۱۶۰ میلیون سال پیش زندگی میکردند و تأثیر آنها بر تکامل پرواز در دایناسورها و پرندگان ارائه میدهد. حدود ۱۷۵ میلیون سال پیش، دودمانی از دایناسورهای پردار به نام penaraptora یا همان Maniraptora پدیدار شدند که اجداد دور پرندگان امروزی و تنها دودمانی از دایناسورها که از انقراض ۶۶ میلیون سال پیش جان سالم به در بردند. درواقع پرندگان هم گروهی از این دایناسورهای تروپود بودند. (گروه Maniraptora خودش از گروه بزرگتری از دایناسورهای تروپود یعنی Coelurosauria بود.)
تا آنجا که میدانیم، گونههای مربوط به گروه Maniraptora پرهایی برای پرواز ایجاد کردند، اما این احتمال وجود دارد که با تغییر شرایط محیطی، برخی از این دایناسورها از قبیل Dromaeosauridهای بزرگتر و Therizinosaurus توانایی پرواز خود را از دست دادهاند درست مانند شترمرغها و پنگوئنهای امروزی. پس از بررسی های دقیقی که بر روی فسیل Anchiornis (که از Maniraptora بود) انجام شد دانشمندان دریافتند که پرهای این گونه مانند پر برخی پرندگان امروزی به مدت دو تا سه هفته رشد میکردند. با رسیدن به اندازه نهایی خود، از رگهای خونی که در طول رشد به آنها غذا میدادند جدا میشوند و به مادهای مرده تبدیل میشوند.
با گذشت زمان، فرسوده میشوند و پرهای جدید جایگزین آنها میشوند. پرندگانی که به پرواز وابسته هستند و بنابراین به پرهایی که آنها را قادر به پرواز میکند، وابستهاند، در یک فرآیند منظم و تدریجی پوستاندازی میکنند که تقارن بین بالها را حفظ میکند و به آنها اجازه میدهد در طول پوستاندازی به پرواز ادامه دهند. از طرف دیگر، در پرندگانی که توانایی پرواز ندارند، پوستاندازی تصادفیتر و نامنظمتر است. در نتیجه، الگوی پوستاندازی به ما میگوید که آیا یک موجود بالدار خاص قادر به پرواز بوده است یا خیر!
ساختار حفظشدهی پرها در فسیلهای دایناسورهای چینی به محققان این امکان را داد تا ساختار بال را شناسایی کنند، که لبهی آن دارای یک خط پیوسته از لکههای سیاه بود. محققان توانستند پرهای جدیدی را که هنوز رشدشان کامل نشده بود، تشخیص دهند، زیرا لکههای سیاه آنها از خط سیاه منحرف شده بود. بررسی کامل پرهای جدید در چند نمونهی فسیل نشان داد که پوست اندازی در یک فرآیند منظم رخ نداده است. بر اساس دانش جانور شناسی درمورد پرندگان مدرن، دیرینه شناسان الگوی پوستاندازی را شناسایی کردند که نشان میدهد برخی از این دایناسورها احتمالا قادر به پرواز نبودهاند و نوادگان آنها چندین میلیون سال بعد، توانایی پرواز را پیدا کردند. Anchiornis اکنون به فهرست دایناسورهایی میپیوندد که پوشیده از پر بودند اما قادر به پرواز نبودند، که نشان میدهد تکامل بال واقعاً چقدر پیچیده و متنوع بوده است.
- البرز امیدی شاهآباد
Fossil Archive
دیرینهشناسان فسیلهای ۱۶۰ میلیون ساله Anchiornis، گونهای از دایناسورهای تروپود از اواخر ژوراسیک در چین را بررسی کرده و دریافتهاند که این دایناسورها توانایی پرواز را از دست دادهاند. 🪶 این یک یافته بسیار نادر است که نگاهی اجمالی به عملکرد موجوداتی که ۱۶۰…
یکی از فسیل های مورد بررسی از Anchiornis
Happy new year 🎊
Welcome to 2026
مهم ترین اخبار دیرینه شناسی در سال ۲۰۲۵ (نظر شخصی)👇
پلنگ های برفی چندین بار از فلات تبت پراکنده شدند
https://t.me/referenceevolution/190
تکامل دندان خنجریها در پستانداران
https://t.me/referenceevolution/183
قدیمی ترین مسابقهی تسلیحاتی
https://t.me/referenceevolution/170
کلاژن اصلی در فسیل Edmontosaurus
https://t.me/referenceevolution/224
استخراج DNA میکروبی از بقایای ماموت پشمالو
https://t.me/referenceevolution/466
اکوسیستم های استوایی پس از انقراض پرمین
https://t.me/referenceevolution/255
انفجار کامبرین زمان کافی را داشته!
https://t.me/referenceevolution/390
بازگشت گرگ وحشت از انقراض ؟؟؟
https://t.me/referenceevolution/319
بالاخره! Nanotyrannus، یک گونهی جدا!
https://t.me/referenceevolution/520
تغییرات اقلیمی و انقراض هابیتها
https://t.me/referenceevolution/538
بعد از مدتی قطعی گستردهی اینترنت....
⁉️ سوال شما : چرا فرهنگ نگهداری از حیوانات خانگی مهم است؟ آیا هر حیوانی باید در طبیعت باشد؟ 👇
نگهداری از حیوانات خانگی اعم از سگ، گربه، طوطی و ... یکی از بهترین فعالیتهای ممکن است چرا که حس طبیعت دوستی و احترام به طبیعت را پرورش میدهد. توانایی رسیدگی به یک موجود زنده و ایجاد احساس وابستگی دو طرفه میتواند معنای زندگی را برای خیلی از افراد تغییر دهد. علیرغم استفاده از سگها در مأموریت های مختلف آتشنشانی یا استفاده از آنها در پایگاه های پلیس، سگ ها به عنوان حیوانات خانگی یاری دهنده نیز شناخته میشوند و حتی برخی سگ ها به صورت اختصاصی برای کمک کردن به بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی آموزش دیدهاند. به طور کلی اکثر حیوانات خانگی مانند سگها و گربهها میتوانند به کودکان و بزرگسالان تنها یا افسرده دلایلی برای تلاش و فعالیت روزافزون هدیه کنند چون به مرور سرپرست حیوانات به خوبی این را درک میکند که زندگی یک موجود زندهی دیگر، به او وابسته است.⁉️ سوال شما : چطور میتوان فرنچایز ژوراسیک را احیا کرد؟👇
چنین احساساتی نه تنها تلاش برای رسیدن به اهداف ریز و درشت را بیشتر میکند بلکه احساس مسئولیت پذیری در کنار احترام به طبیعت را تقویت میکند. متاسفانه بخاطر مخالفت های اشتباه و غیر علمی، برخی افراد تصور میکنند که نگهداری از حیوانات خانگی میتواند خطرناک باشد و یکی از دلایل اصلی آنها بحث بیماری هاست. حقیقت این است که همهی حیوانات به بیماریها آلوده نیستند و میتوان از وقوع بیماری در آنها به کمک واکسن و ... جلوگیری کرد. برخی حیوانات مانند خزندگان خانگی هم بیماری های مشترک بسیار کمی با انسانها دارند. بیماری سالمونلا تنها بیماری مشترک بین انسان و خزندگان است که معمولا خطرناک نیست.
اما رها کردن حیوانات اهلی (چه دامی چه خانگی) میتواند منجر به مرگ آنها شود. حیوانات اهلی به مرور در کنار انسان تکامل پیدا کردهاند و نمیتوانند در طبیعت وحشی زندگی کنند و اگر هم بتوانند دوام بیاورند به عنوان گونهی مهاجم شناخته میشوند و بلای جان گونه های مختلف در طبیعت خواهند شد و حتی برخی گونههای خزندگان هم برای زندگی در کنار انسان پرورش یافتهاند. بنابراین حیوانات خانگی باید در کنار انسان زندگی کنند نه در طبیعت.
تولد دوبارهی دنیای ژوراسیک علیرغم پیام و مفهوم زیبایش و اینکه ارزش چند بار دیدن را داشت، برخلاف انتظارات نه به اصالت پارک ژوراسیک نزدیک بود نه به حماسه و هیجان دنیای ژوراسیک! بهترین فیلمهای فرنچایز ژوراسیک، به ترتیب «پارک ژوراسیک ۱» و «دنیای ژوراسیک ۱» بودند اما با این حال یونیورسال قصد دارد که این فرنچایز را ادامه دهد و به همین دلیل اخیرا احتمال ساخت قسمت پنجم دنیای ژوراسیک با عنوانی که هنوز مشخص نیست، بسیار بالا رفته. کریس پرت بازیگر تاثیر گذار سه گانهی اول دنیای ژوراسیک تاکید کرد که فقط در صورتی به پروژهی بعدی دنیای ژوراسیک میپیوندد که فیلمنامه به پارک ژوراسیک استیون اسپیلبرگ، و رمان مایکل کرایتون احترام گذاشته باشد و رسم وفاداری را به جا آورد. بیشک کریس پرت میتواند جان تازهای به دنیای ژوراسیک ببخشد و در کنار اسکارلت جوهانسون سکانسهای اکشن و هیجانانگیزی را خلق کند.⁉️ سوال شما : آیا ترویج علم از طریق سینما امکان پذیر است؟👇
حالا که همه جا بحث آثار سینمایی در سال ۲۰۲۶ مطرح است به خوبی میدانم که کارکنان سینماهای جهان، امسال بسیار پر مشغله هستند. از طرفی ماجراجویی «مندلورین» در کهکشان خیلی دور و از طرفی دیگر «مرد عنکبوتی» با زندگی جدیدش به سینما بازگشته تا راه را برای روز قیامت «انتقامجویان» باز کند. هیچ کدام از این آثار تنها با هدف نشر علم ساخته نشدند اما ذهن خلاق سازندگان باعث میشود که سینما و بازیهای ویدیویی بهترین راههای ترویج علم و علمگرایی باشند. «دنیای ژوراسیک» برای من الهام بخش بود. رمان و فیلم «پارک ژوراسیک» هم افراد زیادی را در سرتاسر دنیا به سمت علم دیرینه شناسی هدایت کرده و مشابه آن برای بسیاری از افراد علاقمند به ستاره شناسی و فیلمهای «جنگ ستارگان» هم اتفاق افتاده است.
اکثر آثار تخیلی، برخی واقعیت های علمی را با هیجان بیشتری بازگو میکنند. «میان ستارهای» و «سیاره میمونها» به ترتیب از واقعیت های فیزیک و بیولوژی الهام گرفتهاند اما نه به شکل اصلی! فیلمها رفرنس علمی نیستند اما میتوانند علاقه و کنجکاوی بیننده را شکوفا کنند. ترویج علم به کمک سینما امکان پذیر است. بسیاری از قهرمانان Marvel و DC نابغه، دانشمند و یا مخترع هستند و این باور درست که تنها راه نجات، در علم نهفته است را در ذهن بیننده پرورش میدهند. حالا دیگر همهی ما به خوبی درک کردهایم که تنها نگهبان بشریت در مقابل بیماریها، تغییرات اقلیمی، یا حتی برخورد یک سیارک به زمین، علم (science) است.
- البرز امیدی شاهآباد
Fossil Archive
بخشی از دستاوردهای تکامل، در زیست شناسی مدرن پیش از این راجع به اهمیت مطالعهی علم دیرین شناسی و تکامل گفته بودم. اما حالا زمانش رسیده تا راجع به دستاوردهای زیست شناسی تکاملی بگویم. انتخاب طبیعی و تکامل، اکنون ارکان اصلی علم زیست شناسی هستند. میتوانم با…
چرا دیرینه شناسی و دیگر علوم پایه در ایران جدی گرفته نمیشوند؟
با نگاهی به ژورنال های علمی و صفحات ترویج علم میتوانید به خوبی متوجه اهمیت و پویایی دیرینه شناسی شوید. دیرینه شناسی و تکامل، پایه و بنیاد تمام علوم زیستی هستند و هیچ چیز در زیست شناسی معنا ندارد مگر در پرتو تکامل! برخلاف چیزی که برخی افراد تصور میکنند، تکامل هرگز رد نشده و هر روز محکم تر از دیروز به راه خود ادامه میدهد. اما متاسفانه علم دیرینه شناسی به عنوان علمی که به بررسی تاریخ حیات و روند تکامل میپردازد گاهی به درد نخور یا کودکانه خطاب میشود. علم دیرینه شناسی تنها سلاح بشریت در مقابل تغییرات اقلیمی و مشکلات زمین شناختی به حساب میآید. علیرغم اینکه در کشورهای پیشرفته، ارزش و اهمیت این علم به خوبی درک شده، دیرینه شناسی هرگز در کشور ایران مورد توجه قرار نگرفت.
پیش از این راجع به کاربرد علم دیرینه شناسی و دستاوردهای زیست شناسی تکاملی مطالبی نوشته بودم اما اگر هم این علوم هیچ کاربردی نداشته باشند نمیتوان به آنها نپرداخت! فراموش نکنید که قرار نیست همه چیز برای زندگی روزمرهی انسان سودی داشته باشد! فقط زمانی میتوان چنین دیدگاهی داشت، که یک انسان به جای خورشید در مرکز منظومهی شمسی قرار بگیرد و سیارهها به دور او بچرخند. در مقایسه با سایر موجودات، انسان درک عمیق تری نسبت به دنیای اطراف خود و طبیعت دارد بنابراین علومی مانند دیرینه شناسی و ستاره شناسی از دلایل اصلی پیشرفت بشر به حساب میآیند. با این حال متاسفانه این علوم در ایران مورد کم لطفی واقع شدهاند و در طی چند سال اخیر با گسترش مشکلاتی مانند خشکی دریاچه ارومیه، وضعیت رو به انقراض گونههای جانوری، آتشسوزی جنگلهای هیرکانی، کمبود منابع آبی، قطعی مکرر برق و گاز و دیگر آسیبهای ناشی از عدم اهمیت به علوم پایه را تجربه کردیم.
دلیل دیدگاه های اشتباه عموم مردم و عدم اهمیت سازمانها به علومی مانند دیرینهشناسی و ستارهشناسی، از سیستم آموزشی اشتباه در کشور ایران نشأت میگیرد. سیستم آموزشی که تماما برای منافع افراد سودجو بنا شده که رشتههای علمی را بیارزش جلوه میدهند و با مطرح کردن یک آیندهی تاریک و تخیلی از آینده کاری این رشتهها، سعی در فریب ذهن مخاطب و کسب درآمد بیشتر دارند. به جز چند اشارهی کوتاه (به همراه اشتباهات زیاد) آن هم بنابر اجبار علمی، در کتابهای درسی به موضوعات علمی حائز اهمیتی مانند تکامل، بیگبنگ، دایناسورها و سیارات پرداخته نمیشود. همزمان با پیشرفتهای چشمگیر در زمینهی ستارهشناسی و دیرینهشناسی در آمریکا، کانادا، چین و ... متاسفانه این علوم در کشور ما مورد اهمیت قرار نمیگیرند.
- البرز امیدی شاهآباد
با نگاهی به ژورنال های علمی و صفحات ترویج علم میتوانید به خوبی متوجه اهمیت و پویایی دیرینه شناسی شوید. دیرینه شناسی و تکامل، پایه و بنیاد تمام علوم زیستی هستند و هیچ چیز در زیست شناسی معنا ندارد مگر در پرتو تکامل! برخلاف چیزی که برخی افراد تصور میکنند، تکامل هرگز رد نشده و هر روز محکم تر از دیروز به راه خود ادامه میدهد. اما متاسفانه علم دیرینه شناسی به عنوان علمی که به بررسی تاریخ حیات و روند تکامل میپردازد گاهی به درد نخور یا کودکانه خطاب میشود. علم دیرینه شناسی تنها سلاح بشریت در مقابل تغییرات اقلیمی و مشکلات زمین شناختی به حساب میآید. علیرغم اینکه در کشورهای پیشرفته، ارزش و اهمیت این علم به خوبی درک شده، دیرینه شناسی هرگز در کشور ایران مورد توجه قرار نگرفت.
پیش از این راجع به کاربرد علم دیرینه شناسی و دستاوردهای زیست شناسی تکاملی مطالبی نوشته بودم اما اگر هم این علوم هیچ کاربردی نداشته باشند نمیتوان به آنها نپرداخت! فراموش نکنید که قرار نیست همه چیز برای زندگی روزمرهی انسان سودی داشته باشد! فقط زمانی میتوان چنین دیدگاهی داشت، که یک انسان به جای خورشید در مرکز منظومهی شمسی قرار بگیرد و سیارهها به دور او بچرخند. در مقایسه با سایر موجودات، انسان درک عمیق تری نسبت به دنیای اطراف خود و طبیعت دارد بنابراین علومی مانند دیرینه شناسی و ستاره شناسی از دلایل اصلی پیشرفت بشر به حساب میآیند. با این حال متاسفانه این علوم در ایران مورد کم لطفی واقع شدهاند و در طی چند سال اخیر با گسترش مشکلاتی مانند خشکی دریاچه ارومیه، وضعیت رو به انقراض گونههای جانوری، آتشسوزی جنگلهای هیرکانی، کمبود منابع آبی، قطعی مکرر برق و گاز و دیگر آسیبهای ناشی از عدم اهمیت به علوم پایه را تجربه کردیم.
دلیل دیدگاه های اشتباه عموم مردم و عدم اهمیت سازمانها به علومی مانند دیرینهشناسی و ستارهشناسی، از سیستم آموزشی اشتباه در کشور ایران نشأت میگیرد. سیستم آموزشی که تماما برای منافع افراد سودجو بنا شده که رشتههای علمی را بیارزش جلوه میدهند و با مطرح کردن یک آیندهی تاریک و تخیلی از آینده کاری این رشتهها، سعی در فریب ذهن مخاطب و کسب درآمد بیشتر دارند. به جز چند اشارهی کوتاه (به همراه اشتباهات زیاد) آن هم بنابر اجبار علمی، در کتابهای درسی به موضوعات علمی حائز اهمیتی مانند تکامل، بیگبنگ، دایناسورها و سیارات پرداخته نمیشود. همزمان با پیشرفتهای چشمگیر در زمینهی ستارهشناسی و دیرینهشناسی در آمریکا، کانادا، چین و ... متاسفانه این علوم در کشور ما مورد اهمیت قرار نمیگیرند.
- البرز امیدی شاهآباد
پروتوتاکسیت، عجیب ترین موجود تاریخ زمین (🍄؟)
بیش از ۱۶۵ سال است که اولین موجودی که از زمینهای خشن سر بر آورده سوالاتی را با خود به همراه داشته است. این موجود ستون مانند و بلند قامت که با نام پروتوتاکسیت شناخته میشود، بیش از ۴۰۰ میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی میکرده و قبل از اینکه درختان تکامل پیدا کنند، به ارتفاع تا ۸ متر میرسید. یک مطالعهی جدید که توسط دیرینهشناسان دانشگاه ادینبورگ و موزههای اسکاتلند انجام شد، بیان میکند که این موجود زندهی مرموز، برخلاف تصور پیشین دانشمندان، یک قارچ عظیم نبوده.
بلکه به یک دودمان کاملاً منقرضشده از حیات پیچیده تعلق داشته است. پروتوتاکسیت موجودی زنده بود اما نه آنطور که اکنون میشناسیم، ویژگیهای آناتومیکی و شیمیایی متمایزی از حیات قارچی یا گیاهی را نشان میدهند و بنابراین متعلق به یک شاخهی تکاملی کاملاً منقرضشده از حیات هستند. پروتوتاکسیتها را نمیتوان در گروه قارچها قرار داد. محققان قبلی آنها را از سایر گروهها مستثنی کردهاند، اکنون دانشمندان به این نتیجه رسیدند که پروتوتاکسیتها متعلق به یک دودمان جداگانه و کاملاً منقرض شده هستند.
- البرز امیدی شاهآباد
بیش از ۱۶۵ سال است که اولین موجودی که از زمینهای خشن سر بر آورده سوالاتی را با خود به همراه داشته است. این موجود ستون مانند و بلند قامت که با نام پروتوتاکسیت شناخته میشود، بیش از ۴۰۰ میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی میکرده و قبل از اینکه درختان تکامل پیدا کنند، به ارتفاع تا ۸ متر میرسید. یک مطالعهی جدید که توسط دیرینهشناسان دانشگاه ادینبورگ و موزههای اسکاتلند انجام شد، بیان میکند که این موجود زندهی مرموز، برخلاف تصور پیشین دانشمندان، یک قارچ عظیم نبوده.
بلکه به یک دودمان کاملاً منقرضشده از حیات پیچیده تعلق داشته است. پروتوتاکسیت موجودی زنده بود اما نه آنطور که اکنون میشناسیم، ویژگیهای آناتومیکی و شیمیایی متمایزی از حیات قارچی یا گیاهی را نشان میدهند و بنابراین متعلق به یک شاخهی تکاملی کاملاً منقرضشده از حیات هستند. پروتوتاکسیتها را نمیتوان در گروه قارچها قرار داد. محققان قبلی آنها را از سایر گروهها مستثنی کردهاند، اکنون دانشمندان به این نتیجه رسیدند که پروتوتاکسیتها متعلق به یک دودمان جداگانه و کاملاً منقرض شده هستند.
- البرز امیدی شاهآباد
بررسی اظهارات کتاب عیار تجربه (بخش اول)
- البرز امیدی شاهآباد
معرفی کتاب در سایتهای موجود : کتاب عیار تجربه تلاشی است برای دست یافتن به نگاه عقلانی دقیق در بررسی ماهیت تجربی و حدود استفاده از آن؛عیار تجربی سفری است که از “ماجرای علم” آغاز می شود و در ضمن بررسی ابزارهای مختلف شناخت واقعیت، نظریات جنجالی علوم تجربی مانند بیگ بنگ و تکامل(فرگشت) را مورد تحلیل قرار می دهد.تنها کتابی که منتقدین ساینس آن را تمام و کمال مطالعه کردهاند، کتابی پر از اشتباهات علمی به نام عیار تجربه است که در جهت نقد ساینس نوشته شده. نویسندهی این کتاب ظاهراً حتی وجود ستارهها و سیارات را هم پذیرا نیست! مشخصا تکامل نیز در این کتاب مورد نقد قرار گرفته و من منحصرا به آن میپردازم و پاسخ به نقدهای وارد شده به علوم دیگر را به دوستانم که در زمینه ستاره شناسی و فیزیک فعالیت میکنند میسپارم. اما پیش از هرچیز باید تاکید کنم که این کتاب سراسر بهانه تراشی فلسفی برای نپذیرفتن واقعیتهاست! و همچنین باید تاکید کنم که عقلانیتی که وجود جن و روح را میپذیرد اما با وجود دایناسور مشکل دارد هیچ نسبتی با عقل ندارد!
متن کتاب صفحه ۱۸۸ : باستان شناسی و گذشته های دور : سالیانی است که جمعی از دانشمندان آمار و ارقام عجیبی از عمر کره خاکی ارائه میدهند و مثلاً عمر آن را حدود چهارونیم میلیارد سال می شمرند. البته شنیدن این اعداد و ارقام ساده است ولی اگر کمی بدان دقت کنیم آن قدر زیاد است که انسان را گیج میکند.تیتر اشتباه است. باستان شناسان درمورد سن زمین و دایناسورها تحقیق نمیکنند و وظیفهی بررسی تمدنهای باستانی بشر را بر عهده دارند. بررسی سن زمین و فسیلهای مختلف توسط دیرینهشناسان صورت میگیرد. اما در ادامه فراموش نکنید که نیم عمر و سرعت تجزیه اتمها ثابت است و ارتباطی با شرایط محیطی ندارد. دانشمندان هم به کمک تحقیقات دیرینه شناسی به خوبی تعیین کردهاند که شرایط در طول تاریخ زمین هرگز یکسان نبوده اما تاثیری بر نیم عمر عناصر نمیگذارد.
در ادامه : ۱. چه دلیلی داریم که مواد رادیواکتیویته در وضعیتهای یکسان سرعت تجزیه یکسانی دارند؟
۲. آیا شرایط در طول تمام این چندین میلیارد سال یکسان بوده است؟
متن کتاب صفحه ۱۹۰ : روش تعیین سن فسیلها و قصه و تاریخچه دایناسورها نیز وضعیتی بهتر از تعیین سن زمین ندارد و همگی چیزی نیستند جز فرضیه هایی اثبات ناشده و زمانهایی که با روشی کاملاً غیر علمی تعیین میشوند. یادمان باشد علم تجربی هماره باید از چیزی سخن بگوید که یا خودش به چنگ تجربه می آید یا چیزی که اثبات کرده ایم با او یکسان است. سخن گفتن درباره گذشته های کاملاً مجهول چند هزار یا چند میلیون یا میلیارد سال یا درباره آسمانهای کاملاً ناشناس به طور کل بیرون رفتن از عرصه تجربه است.تعیین سن چه برای سنگها چه برای فسیلها بسیار دقیق و معتبر بوده و هیچ نقضی برای آن وجود ندارد. دایناسورها و سایر موجودات ماقبل تاریخ هم فرضیه نیستند! علم بر اساس دیدنی ها نیست! علم مبتنی بر شواهد است و شواهد وجود دایناسورها، فسیلهای بسیار زیادی هستند که تقریبا هر روز کشف میشوند و مورد بررسی قرار میگیرند. اما برای من جای تعجب دارد چطور افرادی که به عالم فرامادی و ماوراءطبیعه باور دارند، دایناسورها و کهکشانها را "ناشناس" میدانند در حالی که برای اجنه ویژگی تعیین میکنند؟
متن کتاب صفحه ۱۹۱ : نظریه تکامل هم به همین درد دچار است؛ ادعاهایی درباره پدیده هایی در گذشته ای بسیار دور که هرگز در دست تجربه قرار نمی گیرد و البته در زمان حال نیز هیچگاه نظیر آن تجربه نشده است. تکامل گرایان هر چه تلاش کنند اگر بتوانند از همه مشکلات عبور کنند نهایت تلاششان بدین جا می رسد که تکامل هم شدنی است؛ اما هیچ وقت راهی ندارند اثبات کنند تکامل واقعاً بوده است؛ چون علم تجربی، قضاوت قاطعی درباره گذشته ها عرضه نکرده است.علم بر اساس شواهد است نه تجربیات و دیدنیها. شواهد فسیلی، ژنتیکی، اکولوژی، هومولوژی، آنالوژی و ... از تکامل پشتیبانی میکنند. فراموش نکنید که تکامل اصل بنیادین علوم زیستی بوده و یک واقعیت علمی و جاری در طبیعت است که در زمان حال نیز ثبت شده! گونهزاییهای متعدد در میگوها، مارمولکها، پشه ماهیها، حتی کرگدنها و ... و همچنین مقاوم شدن باکتریها نسبت به آنتیبیوتیک، از معروف ترین نمونههای تکامل در زمان حال هستند. در صورتی که فسیلها را بر اساس قدمت در کنار یکدیگر قرار دهیم به وضوح میبینیم که آنها در حال تکامل و تغییر هستند و شباهت های آناتومی و ژنتیکی نیز ارتباط بین گونهها را تعیین میکنند. توصیف قاطعانهی ساینس از گذشته هم مشخص است.
- البرز امیدی شاهآباد
بررسی اظهارات کتاب عیار تجربه (بخش دوم)
ژنها از نسل پیشین به ارث میرسند بنابراین شباهتهای ژنتیکی ناشی از خویشاوندی و وجود جد مشترک هستند. شباهت های آناتومی هم بر اساس نوع ساختار و محل قرارگیری چنین نتایجی را نشان میدهند و البته این موارد هیچ ارتباطی با عوالم فرامادی (؟؟؟) ندارند.
- البرز امیدی شاهآباد
متن کتاب صفحه ۱۹۲ : نکته دیگر درباره تکامل که به این فصل مربوط است این است که میدانیم نظریه تکامل از تغییر یک گونه به گونه دیگر سخن می گوید. احتمال این تغییر آن قدر ضعیف است که برای فرض آن باید چند هزار سال بگذرد و فرایندی طولانی طی شود تا چنین چیزی اتفاق بیفتد. تبدیل شدن موجودی تک یاخته به انسان پیچیده و هوشمند محتاج هزاران جهش ژنتیکی و تبدیل گونه ای است و به همین دلیل اگر از همه اشکالات دیگر تکامل بگذریم با نگاه ابتدایی احتمال چنین چیزی تقریباً صفر است.گونهها به یکدیگر تبدیل نمیشوند! درواقع تکامل به انشعاب گونهها بر اساس گونه زایی و انتخاب طبیعی میپردازد که این روند، فرآیندی یک روزه نیست. بیش از ۳/۵ میلیارد سال است که حیات در حال تکامل است و این زمان برای این پیچیدگیها کافیست. و فراموش نکنید که تک سلولیها به انسانها تبدیل نشدند و درواقع در طی میلیونها سال تکامل به ترتیب چند سلولیها از تک سلولیها جدا شدند و میلیونها سال بعد جانوران مهرهدار به وجود آمدند. تتراپودها از فیشوپودها منشعب شدند و زمینه ساز ظهور آمنیوتها شدند. سیناپسیدها از جد مشترکی با خزندگان تکامل پیدا کردند و در دورهی تریاس سینودونتهای پستاندار به وجود آمدند.
متن کتاب صفحه ۱۹۲ : تکامل گرایان مجبورند برای محتمل جلوه دادن این مسئله نه برای اثبات آن که راهی برای اثباتش وجود ندارد عمری دورودر از برای کره خاکی فرض کنند تا نظریه محال تکامل شدنی جلوه کند. ولی با کمی تأمل میتوان فهمید برای اثبات عمر در از زمین راهی نداریم و عمر طولانی زمین فقط احتمال و فرض اثبات نشدنی است و نمیتوان با آن تأیید و تقویت احتمال نظریه تکامل اثبات کرد.زمانی که داروین و والاس نظریه تکامل را ارائه دادند تصور میشد که سن زمین تنها ۶ هزار سال است و انسان اولین موجود بر روی زمین بود! با اینکه داروین نمیتوانست سن فسیلها را اندازه بگیرد اما بیان کرد که با توجه به این فسیلها ممکن نیست که سن زمین فقط ۶ هزار سال باشد. داروین باور داشت که زمین میلیونها سال سن دارد و اکنون میدانیم که زمین میلیاردها سال سن دارد. همانطور که در بخش قبلی هم گفتم این محاسبات بسیار دقیق و معتبر هستند و نقضی برای آنها وجود ندارد.
متن کتاب صفحه ۱۵۹ : گذشته از همه اشکالاتی که در نمونه های ارائه شده برای تکامل بیان شده است؛ این استدلال از جهت روشی خطاست؛ زیرا پایه نظریه تکامل بر یافتن مجموعه ای مشابهت هاست که احتمال پیوند خانوادگی میان موجودات جاندار را زیاد میکند ولی این شباهتها به تنهایی توان توجیه این پیوند خانوادگی را ندارد؛ چرا که اگر با عوالم فرامادی آشنا باشیم میفهمیم آنچه در این عالم وجود دارد.....تا به امروز هیچ نقدی به نظریه تکامل وارد نشده و هیچ مثال نقضی برای آن کشف نشده. تنها در صورتی تکامل رد میشود که یکی از دروازههای فیلم دکتر استرنج در آسمان ظاهر شود و موجودی متفاوت از تمام موجودات دیگر بر زمین فرود بیاید!
ژنها از نسل پیشین به ارث میرسند بنابراین شباهتهای ژنتیکی ناشی از خویشاوندی و وجود جد مشترک هستند. شباهت های آناتومی هم بر اساس نوع ساختار و محل قرارگیری چنین نتایجی را نشان میدهند و البته این موارد هیچ ارتباطی با عوالم فرامادی (؟؟؟) ندارند.
متن کتاب صفحه ۹۴ : مثلاً کسی که میگوید هر آهنی در اثر حرارت منبسط میشود سخنش را میتوان با ارزیابی ابطالی رد است؛ یعنی میتوان آن را آزمایش و برای ابطالش تلاش کرد ولی کسی که میگوید دایناسورها به علت سرما منقرض شدند ادعایی ابراز کرده است که نه فقط اثبات پذیر نیست هرگز ابطال پذیر هم نیست؛ چون گذشته ها به دست مشاهده و تجربه نمی افتند.ابطال پذیری سیستم کلی و حاکم بر ساینس نیست و نقدهای زیادی آن را به چالش کشیدهاند. و لازم است خاطرنشان کنم که دایناسورهای غیر پرنده به علت برخورد سیارک به زمین منقرض شدند نه به علت سرما! با توجه به بررسیهای ایزوتوپ اکسیژن، دیرینه شناسان دریافتند که دایناسورها خونگرم بودند بنابراین مشکلی با زندگی در مناطق سردسیر و برفی نداشتند. کارل پودر در ابتدا باور داشت که تکامل ابطال پذیر نیست اما در نهایت به اشتباه خود پی برد و نظرش را تغییر داد. با آنکه ابطال پذیری یک اصل قاطعانه در ساینس نیست اما در صورتی که ابطال پذیری را به عنوان یک اصل بپذیریم هم نباید فراموش کنیم که ابطال پذیری مخصوص نظریات علمیست نه فکت های جاری در طبیعت. برای مثال زلزله ابطال پذیر نیست اما توصیف ما از زلزله ابطال پذیر است. یا وجود دایناسور ابطال پذیر نیست اما توصیف ما از ظاهر آنها دستخوش تغییر میشود و با شواهد بیشتر دقیقتر میشود.
- البرز امیدی شاهآباد
بررسی اظهارات کتاب عیار تجربه (بخش سوم)
فسیل دایناسورها همواره برای تحقیقات علمی توسط موزهها در اختیار محققان و دانشجویان و دانشمندان دیرینه شناسی قرار داده شدند و تقریبا هرکسی که به موزه رفته باشد آنها را دیده است! ناسا هم یک سازمان دیرینه شناسی نیست و در جهت تحقیقات ستاره شناسی و هوافضا تاسیس شده بنابراین کار ناسا ارتباطی با فسیل دایناسورها و سایر موجودات ماقبل تاریخ ندارد!
- البرز امیدی شاهآباد
متن کتاب صفحه ۲۳۵ : بگذریم از ده ها دروغی که برای اثبات همین مطالب غیر واقعی گفته میشود؛ مانند فسیلهایی که هیچ کس جز یکی دو نفر مدعی آن را ندیده اند و باید حتماً در موزه های کشورهای استعمارگر نگهداری شود و به هیچ محققی هم به دلیل نفیس بودن نشان داده نشود یا عکسهایی که تنها در دسترس ناساست و هیچ منبع دیگری از آن گزارش نمیکند و کسی نیز حق ندارد در حوزه تخصصی ناسا و بررسی صدق و کذب گزارشهای آن را وارد شودبیشک بسیاری از دیدگاههای مطرح شده توسط نویسندگان در این کتاب ناشی از باور به داستان های توطئه آمیز است. برای پیدا کردن فسیل کافیست چشمان خود را باز کنید و زیر پایتان را با دقت بیشتری نگاه کنید. بسیاری از فسیلهای واقعی در موزههای بزرگ جهان قابل دسترسی هستند. فسیل sue و سایر دایناسورهای بزرگ و کوچک در موزهی تاریخ طبیعی فیلد شیکاگو که هر روز صدها گردشگر از آن ها بازدید میکنند. فسیل انسان تباران اولیه در موزههای ملی گرجستان و اتیوپی، فسیل پستانداران ایرانی در موزهی فسیل شناسی مراغه و موزهی قلعهی فلکالافلاک. فسیلها در تمام کشورهای دنیا یافت میشوند! Spinosaurus در مراکش، Globidens در سوریه، Velociraptor در مغولستان، Woolly mammoth در روسیه، psittacosaurus در چین، Neanderthal در آلمان و ... تنها چند نمونه از فسیلهای معروفی هستند که در کشورهای مختلف یافت شدهاند (البته اگر سوریه را هم به عنوان یک کشور استعمارگر در نظر نگیرید!!!)
فسیل دایناسورها همواره برای تحقیقات علمی توسط موزهها در اختیار محققان و دانشجویان و دانشمندان دیرینه شناسی قرار داده شدند و تقریبا هرکسی که به موزه رفته باشد آنها را دیده است! ناسا هم یک سازمان دیرینه شناسی نیست و در جهت تحقیقات ستاره شناسی و هوافضا تاسیس شده بنابراین کار ناسا ارتباطی با فسیل دایناسورها و سایر موجودات ماقبل تاریخ ندارد!
متن کتاب صفحه ۲۳۷ : نظریــۀ «طراحــی هوشــمند» نظریــه ای اســت کــه سال هاســت در مقابــل نظریــه تکامــل و انتخــاب طبیعــی دارویــن، بــه عنــوان یــک نظریــۀ علمــی مطــرح شــده اســت و در میــان دانشــمندان علــوم طبیعــی و زیست شناســی، طرفــداران خــود را دارد؛ اقتضــای انصــاف و شــعار های آزادی اندیشــه غربــی ایــن اســت کــه ایــن نظریــه در مجامــع علمــی بــه بحــث گذاشــته شــود، دفاعیــات و...طراحی هوشمند به عنوان یک شبه علم، نه تنها قابل آزمایش نیست بلکه شواهد علمی هم برخلاف آن هستند. همچنین طراحی هوشمند از متد علمی پیروی نمیکند و پس از مشاهده و طرح پرسش، تنها یک فرضیهی تخیلی را ارائه میکند! همچنین دادگاه Kitzmiller v. Dover (2005) بهطور قانونی اعلام کرد طراحی هوشمند یک نظریهی علمی نیست و در محافل جدی علم زیست شناسی جایگاهی ندارد. مایکل بهی در کتاب جعبه سیاه داروین، ادعا میکند که برخی ساختارها در موجودات زنده به قدری پیچیده هستند که تکامل و انتخاب طبیعی نمیتوانند آنها را توجیه کنند! طرفداران او سعی دارند تا با بیش از حد پیچیده جلوه دادن برخی ساختارها، ذهن مخاطب را فریب دهند و انتخاب طبیعی را ناکافی معرفی کنند. اما فراموش نکنید که انتخاب طبیعی در طی میلیون ها سال زمان کافی برای این کار را داشته و تکامل exaptation میتواند پیچیدگی های [به ظاهر] تقلیل ناپذیر را توجیه کند! چرا که برخی ساختار ها تغییر کاربری میدهند. طراحی هوشمند بر اساس خلط "نمیدانم" است! طراحی هوشمند از شکافهای دانستههای علمی سوءاستفاده میکند و اگر ما هنوز کاملاً نمیدانیم چگونه چیزی تکامل یافته، آن را به طراحی نسبت میدهند. این به نام استدلال از نادانی (argument from ignorance) شناخته میشود.
متن کتاب صفحه ۲۳۹ : دکتــر کارولیــن کراکــر اســتاد دانشــگاه جــورج ماســون آمریــکا نیــز می گویــد: «[بعــد از مطــرح شــدن عنــوان طراحــی هوشــمند در کلاس درس] مدیــر گــروه مــن را بــه دفتــرش دعــوت کــرد؛ او گفــت: شـما توبیـخ می شـوید، بـه خاطـر اینکـه این را تدریـس کرده ایــد. مــن گفتــم: فقــط اشــاره ای بــه تئــوری طراحــی هوشــمند بــه همــراه چنــد اســلاید داشــتم امــا...اگر واقعا طرفداران طراحی هوشمند از دانشگاه اخراج میشدند جای خوشحالی داشت چون دانشگاه مکانی برای تدریس شبه علم و عقاید شخصی بی مبنا نیست! اما برخی افراد ادعا میکنند که به دلیل مخالفت با نظریه تکامل از دانشگاه اخراج شدند. قرار داد دکتر کارولین کراکر در سال ۲۰۰۵ با دانشگاه تمام شد اما برای تمدید قراردادش با دانشگاه حضور پیدا نکرد و دکتر ریچارد استرنبرگ هم به درخواست خود از دانشگاه استعفا داد اما هردوی آنها ادعا کردند که اخراج شدند.
- البرز امیدی شاهآباد
🌍 گذری بر اخبار علمی همزمان با خاموشی دیجیتال و قطعی گستردهی اینترنت در ایران
• ناسا آرتمیس ۲ را آمادهی پرتاب به ماه کرد.
• برای اولین بار یک فضانورد برای درمان به زمین بازگشت.
• تلسکوپ جدید ناسا به فضا پرتاب شد.
• مشخص شد که مریخ میلیونها سال قبل اقیانوسی بزرگ داشته.
• بزرگترین فوران خورشیدی دو دههی اخیر به زمین رسید.
• قدیمی ترین آثار هنری انسان بر روی سنگها کشف شد.
• اولین معاهدهی جهانی برای حفاظت از دریا ها لازم الاجرا شد.
• فسیلی از اجداد بسیار قدیمی Triceratops کشف شد.
• تحقیقات جدید، پرده از رازهای انقراض اردوویسین برداشت.
• ناسا آرتمیس ۲ را آمادهی پرتاب به ماه کرد.
• برای اولین بار یک فضانورد برای درمان به زمین بازگشت.
• تلسکوپ جدید ناسا به فضا پرتاب شد.
• مشخص شد که مریخ میلیونها سال قبل اقیانوسی بزرگ داشته.
• بزرگترین فوران خورشیدی دو دههی اخیر به زمین رسید.
• قدیمی ترین آثار هنری انسان بر روی سنگها کشف شد.
• اولین معاهدهی جهانی برای حفاظت از دریا ها لازم الاجرا شد.
• فسیلی از اجداد بسیار قدیمی Triceratops کشف شد.
• تحقیقات جدید، پرده از رازهای انقراض اردوویسین برداشت.
تصویر : فضانوردان ناسا برای مأموریت آرتمیس ۲
انسان از نسل شامپانزه؟
<unknown>
جد مشترک انسان و سایر Apeها 🦧
- البرز امیدی شاهآباد
• انسان و شامپانزه جد مشترک داشتند
• انسان و شامپانزه Ape هستند
• جد مشترک آنها نیز یک Ape بود
• تمام Apeها جزو Primateها هستند
• انسان و شامپانزه Primate هستند
- البرز امیدی شاهآباد