Fossil Archive
علم، عشق و هنر فیلم جدید دنیای ژوراسیک به تازگی اکران شد. هنوز موفق به دیدن فیلم نشدهام اما با توجه به سکانس های لو رفته، تریلر ها و نظرات کاربران دیگر، حداقل برای من که با دایناسورها و شخصیتهای انسان سری فیلم های ژوراسیک خاطرات زیادی داشتم راضی کننده بود.…
۳۳ سال پیش در چنین روزی
در ۱۱ ژوئن ۱۹۹۳، استیون اسپیلبرگ برگ برندهی سینمایی خود را رو کرد. اکنون ۳۳ سال از انتشار فیلم پارک ژوراسیک میگذرد و این اثر هنری همواره به عنوان یکی از بهترین آثار علمی/تخیلی شناخته میشود. زمانی که علم و عشق و هنر با یکدیگر آمیخته شدند پارک ژوراسیک خلق شد. با وجود تمام ویژگیهای مثبت پارک ژوراسیک، دنبالهی این فیلم به اندازه نسخهی اول قدرتمند ظاهر نشد اما با این حال همه چیز تا دنیای ژوراسیک ۱ خوب پیش رفت. میتوانم بگویم دنیای ژوراسیک ۱ با بازی کریس پرت آخرین فیلم اصیل فرنچایز ژوراسیک بود.
استیون اسپیلبرگ رمان پارک ژوراسیک مایکل کرایتون را باز آفرینی کرد و جان دوباره ای به شخصیتهای داستان بخشید. دکتر آلن گرنت، یک دیرینه شناس بیزار از بچهها و البته عاشق و دلباختهی دکتر الی ساتلر دیرینهگیاهشناس دوست داشتنی. فیزیکدان و ریاضیدان کاریزماتیک و خوشپوش، یان مالکوم، به همراه جان هاموند سرمایه دار اکنون در دام Velociraptorها و Tyrannosaurus rex افتادهاند و به دنبال راه نجات میگردند. علیرغم تلاشهای موفق و هنرمندانهی اسپیلبرگ، جیمز کامرون سالها بعد گفت :
شاید اگر به جای اسپیلبرگ، کامرون مسئول ساخت پارک ژوراسیک بود اکنون خیلی از کودکان به جای دوست داشتن دایناسورها، از آنها متنفر بودند...!
به هرحال پارک ژوراسیک نوید بخش علم در فرهنگ عامه بود. با وجود تمام ایرادات علمی ریز و درشت در فلسفه و جزئیات داستان، پارک ژوراسیک تاثیرگذار ترین اثر علمی تخیلی تاریخ پس از جنگ ستارگان به حساب میآید. به لطف پارک ژوراسیک، دنیا با دایناسورها آشنا شد و بسیاری از دایناسورها به عموم مردم معرفی شدند و اکنون به اندازهی T.rex مشهور هستند. بسیاری از مردم به علومی مانند ژنتیک گرایش پیدا کردند و همهی اینها به خاطر این بود که دنیس ندری نتوانست از چنگ Dilophosaurus نجات پیدا کند.
- البرز امیدی شاهآباد
در ۱۱ ژوئن ۱۹۹۳، استیون اسپیلبرگ برگ برندهی سینمایی خود را رو کرد. اکنون ۳۳ سال از انتشار فیلم پارک ژوراسیک میگذرد و این اثر هنری همواره به عنوان یکی از بهترین آثار علمی/تخیلی شناخته میشود. زمانی که علم و عشق و هنر با یکدیگر آمیخته شدند پارک ژوراسیک خلق شد. با وجود تمام ویژگیهای مثبت پارک ژوراسیک، دنبالهی این فیلم به اندازه نسخهی اول قدرتمند ظاهر نشد اما با این حال همه چیز تا دنیای ژوراسیک ۱ خوب پیش رفت. میتوانم بگویم دنیای ژوراسیک ۱ با بازی کریس پرت آخرین فیلم اصیل فرنچایز ژوراسیک بود.
استیون اسپیلبرگ رمان پارک ژوراسیک مایکل کرایتون را باز آفرینی کرد و جان دوباره ای به شخصیتهای داستان بخشید. دکتر آلن گرنت، یک دیرینه شناس بیزار از بچهها و البته عاشق و دلباختهی دکتر الی ساتلر دیرینهگیاهشناس دوست داشتنی. فیزیکدان و ریاضیدان کاریزماتیک و خوشپوش، یان مالکوم، به همراه جان هاموند سرمایه دار اکنون در دام Velociraptorها و Tyrannosaurus rex افتادهاند و به دنبال راه نجات میگردند. علیرغم تلاشهای موفق و هنرمندانهی اسپیلبرگ، جیمز کامرون سالها بعد گفت :
میخواستم پارک ژوراسیک را ترسناک بسازم!
شاید اگر به جای اسپیلبرگ، کامرون مسئول ساخت پارک ژوراسیک بود اکنون خیلی از کودکان به جای دوست داشتن دایناسورها، از آنها متنفر بودند...!
به هرحال پارک ژوراسیک نوید بخش علم در فرهنگ عامه بود. با وجود تمام ایرادات علمی ریز و درشت در فلسفه و جزئیات داستان، پارک ژوراسیک تاثیرگذار ترین اثر علمی تخیلی تاریخ پس از جنگ ستارگان به حساب میآید. به لطف پارک ژوراسیک، دنیا با دایناسورها آشنا شد و بسیاری از دایناسورها به عموم مردم معرفی شدند و اکنون به اندازهی T.rex مشهور هستند. بسیاری از مردم به علومی مانند ژنتیک گرایش پیدا کردند و همهی اینها به خاطر این بود که دنیس ندری نتوانست از چنگ Dilophosaurus نجات پیدا کند.
- البرز امیدی شاهآباد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سم نیل که ایفا کنندهی نقش دکتر آلن گرانت در سری فیلمهای پارک ژوراسیک بود در سن ۷۸ سالگی درگذشت🥀
اخبار جنجالی و مهم دیرینه شناسی و تکامل طی چند وقت اخیر :
⭕️ رد دندانها پرده از لاشهخواری T.Rex برداشت : Tyrannosaurus rex در وایومینگ ماقبل تاریخ از لاشه دیناسورهای Hadrosaur تغذیه میکرده است.
هزاران قطعه استخوان فسیلشده در یک سایت حفاری متعلق به دوره کرتاسه در وایومینگ، شواهد فیزیکی نادری را ارائه میدهد که نشان دهنده تغذیه Tyrannosaurus rex از لاشهی Edmontosaurus است. شناسایی منشا خراشها و سوراخهای روی استخوانهای فسیلشده اغلب کار دشواری است و بسیاری از آنها، با وجود علل موجهتر و محتملتر، صرفاً به عنوان رد دندان تلقی میشوند اما تشخیص اشتباه رد دندانها منجر به تفسیرهای نادرست از رفتار حیوانات ماقبل تاریخ شده است.
⭕️ فسیلهای کشف شده در یک معدن سنگ در آلمان، زیرگونه جدیدی از پلنگ اروپایی را معرفی میکنند.
زیرگونه Panthera pardus burgtonnae در آلمان امروزی و حدود ۱۳۰ تا ۱۱۵ هزار سال پیش زندگی میکرده. توصیف علمی این زیرگونه بر پایه بخشی از فک پایین، یک دندان و چند استخوان متعلق به اندام های حرکتی انجام شده است. بقایای این زیرگونه جدید در سال ۱۹۹۳ توسط لیندنر در جنوبیترین بخش از گودال جنوبی بورگتونا پیدا شد و به گفته دیرینهشناسان، بقایای بورگتونا متعلق به پلنگی با فک باریک اما جثهای قوی و تنومند (احتمالاً ماده) بوده است. سایش اندک دندانهای آن نشان میدهد که با فردی نسبتاً جوان روبهرو هستیم.
⭕️ احتمالاً یک سنگ فضایی بسیار نادر دایناسورها را به کام انقراض کشانده است
پژوهشگران با تحلیل ایزوتوپهای نیکل باقی مانده در رسوبات ۶۶ میلیون سالهای که از برخورد سیارک چیشولوب بر جای مانده، به این نتیجه رسیدهاند که سیارک عامل آخرین انقراض بزرگ روی زمین، به احتمال زیاد متعلق به ردهای فوقالعاده نادر از شهابسنگهای اولیه به نام کندریتهای کربندار نوع اورنان (کندریتهای CO) بوده است.
- البرز امیدی شاهآباد
⭕️ رد دندانها پرده از لاشهخواری T.Rex برداشت : Tyrannosaurus rex در وایومینگ ماقبل تاریخ از لاشه دیناسورهای Hadrosaur تغذیه میکرده است.
هزاران قطعه استخوان فسیلشده در یک سایت حفاری متعلق به دوره کرتاسه در وایومینگ، شواهد فیزیکی نادری را ارائه میدهد که نشان دهنده تغذیه Tyrannosaurus rex از لاشهی Edmontosaurus است. شناسایی منشا خراشها و سوراخهای روی استخوانهای فسیلشده اغلب کار دشواری است و بسیاری از آنها، با وجود علل موجهتر و محتملتر، صرفاً به عنوان رد دندان تلقی میشوند اما تشخیص اشتباه رد دندانها منجر به تفسیرهای نادرست از رفتار حیوانات ماقبل تاریخ شده است.
رفرنس 📚
https://journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0351939
⭕️ فسیلهای کشف شده در یک معدن سنگ در آلمان، زیرگونه جدیدی از پلنگ اروپایی را معرفی میکنند.
زیرگونه Panthera pardus burgtonnae در آلمان امروزی و حدود ۱۳۰ تا ۱۱۵ هزار سال پیش زندگی میکرده. توصیف علمی این زیرگونه بر پایه بخشی از فک پایین، یک دندان و چند استخوان متعلق به اندام های حرکتی انجام شده است. بقایای این زیرگونه جدید در سال ۱۹۹۳ توسط لیندنر در جنوبیترین بخش از گودال جنوبی بورگتونا پیدا شد و به گفته دیرینهشناسان، بقایای بورگتونا متعلق به پلنگی با فک باریک اما جثهای قوی و تنومند (احتمالاً ماده) بوده است. سایش اندک دندانهای آن نشان میدهد که با فردی نسبتاً جوان روبهرو هستیم.
رفرنس 📚
https://link.springer.com/article/10.1007/s12549-026-00702-8
⭕️ احتمالاً یک سنگ فضایی بسیار نادر دایناسورها را به کام انقراض کشانده است
پژوهشگران با تحلیل ایزوتوپهای نیکل باقی مانده در رسوبات ۶۶ میلیون سالهای که از برخورد سیارک چیشولوب بر جای مانده، به این نتیجه رسیدهاند که سیارک عامل آخرین انقراض بزرگ روی زمین، به احتمال زیاد متعلق به ردهای فوقالعاده نادر از شهابسنگهای اولیه به نام کندریتهای کربندار نوع اورنان (کندریتهای CO) بوده است.
رفرنس 📚
https://www.science.org/doi/10.1126/sciadv.aef4858
- البرز امیدی شاهآباد
گونهی جدیدی از دایناسورهای Troodontidae از روی فسیلی که سالها پیش کشف شده بود شناسایی شد.
دانشمندان این گونه را Dinevenator robustus نامگذاری کردند و تخمین زدند که این گونه احتمالا حدود ۲/۵ تا ۳ متر طول و نزدیک به ۱۴۰ کیلوگرم وزن داشته. آنها نشان دادند که این پژوهش جدید ماهیت پویا و تحولپذیر مطالعات دایناسورها را نمایان میکند، زیرا دانشمندان همچنان آنچه را که فکر میکنند میدانند، به چالش کشیده و آزمایش میکنند.
نمونهی اولیهی فسیل این دایناسور در سال ۲۰۰۵ در نیومکزیکو کشف شد و در سال ۲۰۰۶ به عنوان گونهای از Dromaeosauridها طبقه بندی شد اما در سال ۲۰۱۴ مورد بازنگری قرار گرفت. حتی پس از این تغییر، برخی از دانشمندان این گونه را گونهای نامعتبر میدانستند. اما جمجمهی ضخیم و منحصر به فرد این جانور اکنون به دانشمندان کمک کرد تا ماهیت این نمونه را تعیین کنند.
- البرز امیدی شاه آباد
دانشمندان این گونه را Dinevenator robustus نامگذاری کردند و تخمین زدند که این گونه احتمالا حدود ۲/۵ تا ۳ متر طول و نزدیک به ۱۴۰ کیلوگرم وزن داشته. آنها نشان دادند که این پژوهش جدید ماهیت پویا و تحولپذیر مطالعات دایناسورها را نمایان میکند، زیرا دانشمندان همچنان آنچه را که فکر میکنند میدانند، به چالش کشیده و آزمایش میکنند.
نمونهی اولیهی فسیل این دایناسور در سال ۲۰۰۵ در نیومکزیکو کشف شد و در سال ۲۰۰۶ به عنوان گونهای از Dromaeosauridها طبقه بندی شد اما در سال ۲۰۱۴ مورد بازنگری قرار گرفت. حتی پس از این تغییر، برخی از دانشمندان این گونه را گونهای نامعتبر میدانستند. اما جمجمهی ضخیم و منحصر به فرد این جانور اکنون به دانشمندان کمک کرد تا ماهیت این نمونه را تعیین کنند.
رفرنس 📚
https://www.mdpi.com/2813-6284/4/3/21
- البرز امیدی شاه آباد
🟨 به بهانهی روز یوزپلنگ ایرانی
متاسفانه یوزپلنگ ایرانی به عنوان اخرین بازمانده از یوزپلنگهای آسیایی از وضعیف حفاظتی نامناسبی برخوردار است که بقای این گونهی به خصوص را دچار اختلال کرده. دلایل مختلفی مانند شکار بیرویه، تصادف با ماشینها، مورد حمله قرار گرفتن توسط سگهای ولگرد یا مردم، و از دست دادن زیستگاه موجب سرعت بخشیدن به روند انقراض یوزپلنگ ایرانی شده.
یوزپلنگ ایرانی به طور معمول از یوزپلنگ آفریقایی کوچکتر است و با توجه طعمههای کوچکتری که برایش وجود دارد چنین تفاوتی اثرات منفی ندارد و نوعی سازگاری منتخب انتخاب طبیعی به حساب میآید. همچنین برخلاف همتای افریقایی خود که در مناطق گرمسیر زندگی میکند، ممکن است مجبور به دست و پنجه نرم کردن با اب و هوای سرد برخی مناطق کوهستانی ایران شود و به همین دلیل خز ضخیم تری دارد.
از لحاظ اندازه میتوان یوزپلنگ را به عنوان یکی از گربهسانان بزرگ معرفی کرد که حتی از پلنگ و جگوار هم قد بلند تر است اما در واقع اسکلت و ژنوم این گونه چیزی دیگر را بیان میکنند و این نشان میدهد که نمیتوان یوزپلنگ را به عنوان یکی از گربه سانان بزرگ جنس Panthera طبقه بندی کرد. برای مثال، تفاوت های آناتومی جگوار (به عنوان یک panthera) یوزپلنگ علاوه بر تفاوت های اسکلت جانبی و کشیدگی بیشتر پاها در یوزپلنگ، بیشتر در جمجمه دیده میشود. در جگوار نمای پشتی جمجمه در نیمرخ نسبتاً صاف است در حالی که جمجمه یوزپلنگ در این ناحیه گنبدی تر است. یا اینکه استخوانهای پیشانی یوزپلنگ در نمای نیمرخ مرتفع ترین بخش جمجمه هستند در حالی که این استخوانها برای جگوار برجستگی واضحی ندارند.
از طرفی ستون مهرههای یوزپلنگ به نوعی تکامل یافته که موجب افزایش طول گامهای این جانور میشود و با وجود پاهای بلند و کشیدهاش سرعت این جانور به طرز چشمگیری زیاد میشود. اما ستون مهرهی گربه سانان بزرگی مانند شیر، ببر یا جگوار به اندازهی یوزپلنگ انعطاف پذیر نیست.
- البرز امیدی شاه آباد
متاسفانه یوزپلنگ ایرانی به عنوان اخرین بازمانده از یوزپلنگهای آسیایی از وضعیف حفاظتی نامناسبی برخوردار است که بقای این گونهی به خصوص را دچار اختلال کرده. دلایل مختلفی مانند شکار بیرویه، تصادف با ماشینها، مورد حمله قرار گرفتن توسط سگهای ولگرد یا مردم، و از دست دادن زیستگاه موجب سرعت بخشیدن به روند انقراض یوزپلنگ ایرانی شده.
یوزپلنگ ایرانی به طور معمول از یوزپلنگ آفریقایی کوچکتر است و با توجه طعمههای کوچکتری که برایش وجود دارد چنین تفاوتی اثرات منفی ندارد و نوعی سازگاری منتخب انتخاب طبیعی به حساب میآید. همچنین برخلاف همتای افریقایی خود که در مناطق گرمسیر زندگی میکند، ممکن است مجبور به دست و پنجه نرم کردن با اب و هوای سرد برخی مناطق کوهستانی ایران شود و به همین دلیل خز ضخیم تری دارد.
از لحاظ اندازه میتوان یوزپلنگ را به عنوان یکی از گربهسانان بزرگ معرفی کرد که حتی از پلنگ و جگوار هم قد بلند تر است اما در واقع اسکلت و ژنوم این گونه چیزی دیگر را بیان میکنند و این نشان میدهد که نمیتوان یوزپلنگ را به عنوان یکی از گربه سانان بزرگ جنس Panthera طبقه بندی کرد. برای مثال، تفاوت های آناتومی جگوار (به عنوان یک panthera) یوزپلنگ علاوه بر تفاوت های اسکلت جانبی و کشیدگی بیشتر پاها در یوزپلنگ، بیشتر در جمجمه دیده میشود. در جگوار نمای پشتی جمجمه در نیمرخ نسبتاً صاف است در حالی که جمجمه یوزپلنگ در این ناحیه گنبدی تر است. یا اینکه استخوانهای پیشانی یوزپلنگ در نمای نیمرخ مرتفع ترین بخش جمجمه هستند در حالی که این استخوانها برای جگوار برجستگی واضحی ندارند.
از طرفی ستون مهرههای یوزپلنگ به نوعی تکامل یافته که موجب افزایش طول گامهای این جانور میشود و با وجود پاهای بلند و کشیدهاش سرعت این جانور به طرز چشمگیری زیاد میشود. اما ستون مهرهی گربه سانان بزرگی مانند شیر، ببر یا جگوار به اندازهی یوزپلنگ انعطاف پذیر نیست.
شناختن بیشتر یوزپلنگ ها میتواند به افزایش درک عمومی از جنبه های مختلف زندگی یوزپلنگ و در نتیجه حفاظت از این گربه سان استثنایی کمک کند. 🐆
- البرز امیدی شاه آباد
تیغ اوکام و آناتومی دایناسورها
پیش از این مفاهیمی مانند تکامل، جد مشترک و تکامل همگرا را معرفی کرده بودم. برخی ویژگیهای مشابه جانوران ناشی از وجود جد مشترک نیست و به دلیل تکامل همگرا به صورت مستقل در دو گونه که جد مشترک نزدیکی ندارند شکل گرفتهاند. گاهی اوقات در شرایط محیطی مشابه، موجودات ساختار های مشابهی را تکامل میدهتد تا یک نیاز مشترک را برطرف کنند.
برای مثال Spinosaurus و Ouranosaurus دو گونه دایناسور با مهرههای برجسته هستند که ساختاری بادبان مانند را برای انها ایجاد کرده. اما یکی از انها یک گونه از دایناسورهای تروپود و دیگری از دایناسورهای اورنیتیشیان است. انها ویژگیهای مشترک یک دایناسور را دارند اما چرا آنها را به دلیل بادبان روی کمرشان از یک گروه نمیدانیم؟ برای مثال چرا Spinosaurus را به عنوان یک iguanodont طبقه بندی نمیکنیم؟
اصل سادگی یا پارسیمونی که به عنوان تیغ اوکام نیز شناخته میشود چنین بیان میکند که در شرایط یکسان، معمولا ساده ترین پاسخ درست است. بنابرین اینکه فقط بادباک حاصل تکامل همگرا باشد، منطقیتر است تا اینکه تعداد بسیار زیادی از ویژگیهای مشترک Ouranosaurus و iguanodontها را همگی حاصل تکامل همگرا بدانیم.
برای طبقه بندی جانوران وقتی تعداد گونه ها زیاد باشد، دانشمندان ابتدا فهرستی از صفات را تعیین میکنند و در قالب character matrix قرار میدهند. سپس کامپیوتر بر اساس اصل پارسیمونی ارایشی از نسبیت جانوران را پیدا میکند که کمترین نیاز را به تکامل همگرا داشته باشد. بدین ترتیب درختهای فیلوژنی تعیین میشوند.
- البرز امیدی شاهآباد
پیش از این مفاهیمی مانند تکامل، جد مشترک و تکامل همگرا را معرفی کرده بودم. برخی ویژگیهای مشابه جانوران ناشی از وجود جد مشترک نیست و به دلیل تکامل همگرا به صورت مستقل در دو گونه که جد مشترک نزدیکی ندارند شکل گرفتهاند. گاهی اوقات در شرایط محیطی مشابه، موجودات ساختار های مشابهی را تکامل میدهتد تا یک نیاز مشترک را برطرف کنند.
برای مثال Spinosaurus و Ouranosaurus دو گونه دایناسور با مهرههای برجسته هستند که ساختاری بادبان مانند را برای انها ایجاد کرده. اما یکی از انها یک گونه از دایناسورهای تروپود و دیگری از دایناسورهای اورنیتیشیان است. انها ویژگیهای مشترک یک دایناسور را دارند اما چرا آنها را به دلیل بادبان روی کمرشان از یک گروه نمیدانیم؟ برای مثال چرا Spinosaurus را به عنوان یک iguanodont طبقه بندی نمیکنیم؟
اصل سادگی یا پارسیمونی که به عنوان تیغ اوکام نیز شناخته میشود چنین بیان میکند که در شرایط یکسان، معمولا ساده ترین پاسخ درست است. بنابرین اینکه فقط بادباک حاصل تکامل همگرا باشد، منطقیتر است تا اینکه تعداد بسیار زیادی از ویژگیهای مشترک Ouranosaurus و iguanodontها را همگی حاصل تکامل همگرا بدانیم.
برای طبقه بندی جانوران وقتی تعداد گونه ها زیاد باشد، دانشمندان ابتدا فهرستی از صفات را تعیین میکنند و در قالب character matrix قرار میدهند. سپس کامپیوتر بر اساس اصل پارسیمونی ارایشی از نسبیت جانوران را پیدا میکند که کمترین نیاز را به تکامل همگرا داشته باشد. بدین ترتیب درختهای فیلوژنی تعیین میشوند.
- البرز امیدی شاهآباد
Fossil Archive
تیغ اوکام و آناتومی دایناسورها پیش از این مفاهیمی مانند تکامل، جد مشترک و تکامل همگرا را معرفی کرده بودم. برخی ویژگیهای مشابه جانوران ناشی از وجود جد مشترک نیست و به دلیل تکامل همگرا به صورت مستقل در دو گونه که جد مشترک نزدیکی ندارند شکل گرفتهاند. گاهی…
بازسازی هنری از Ouranosaurus در کنار Spinosaurus
دندان T Rex دمای بدن این دایناسور را آشکار کرد 🦷
دانشمندان اکنون میدانند که دمای بدن Tyrannosaurus rex شبیه به دمای بدن پستانداران بوده. سالیان سال دانشمندان تصور میکردند که دایناسورها سیستم متابولیکی شبیه به کروکدیلها و سایر خزندگان مدرن داشتند. اما با وجود اینکه بسیاری از دایناسورها بدن های پوشیده از پر داشتند، استخوانهای انها به سرعت رشد میکرد و اینکه برخی از آنها در مناطق سردسیر و قطبی زندگی میکردند این ایده مطرح شد که احتمالا متابولیسم دایناسورها بیشتر شبیه به پرندگان و پستانداران بوده تا خزندگانی مانند کروکدیل.
آنالیزهای جدیدی که بر روی دندان Tyrannosaurus rex صورت گرفته نشان میدهد که دمای بدن این دایناسور حدود ۳۶.۳ درجه سلسیوس (۹۷.۳ درجه فارنهایت) بوده که این دما تقریبا برابر با دمای بدن فیلهای آفریقایی و آسیایی میباشد. محققان دانشگاه کالیفرنیا با استفاده از تکنیک clumped isotope paleothermometry سه دندان کشف شده از سازند نهر جهنم را آنالیز و بررسی کردند. تکنیک مذکور، الگوی پیوند های بین اکسیژن و کربن را در مینای دندان مورد بررسی قرار میدهد تا دما را تشخیص دهد. دمای بدن فیلها معمولا بین ۳۶ تا ۳۶.۲ درجه سلسیوس است و دمای بدن Tyrannosaurus rex تفاوت بسیار کمی با آنها دارد. این در حالی است که دندان های کروکدیلهایی که در کنار این دایناسور زندگی میکردند و دندانهایشان در سازند نهر جهنم کشف شده احتمالا دمایی کمتر از ۳۲ درجه سلسیوس داشتند (حدود ۳۰.۹ درجه سلسیوس) که کاملا با دمای بدن و سبک زندگی کروکدیل های امروز مطابقت دارد.
- البرز امیدی شاهآباد
دانشمندان اکنون میدانند که دمای بدن Tyrannosaurus rex شبیه به دمای بدن پستانداران بوده. سالیان سال دانشمندان تصور میکردند که دایناسورها سیستم متابولیکی شبیه به کروکدیلها و سایر خزندگان مدرن داشتند. اما با وجود اینکه بسیاری از دایناسورها بدن های پوشیده از پر داشتند، استخوانهای انها به سرعت رشد میکرد و اینکه برخی از آنها در مناطق سردسیر و قطبی زندگی میکردند این ایده مطرح شد که احتمالا متابولیسم دایناسورها بیشتر شبیه به پرندگان و پستانداران بوده تا خزندگانی مانند کروکدیل.
آنالیزهای جدیدی که بر روی دندان Tyrannosaurus rex صورت گرفته نشان میدهد که دمای بدن این دایناسور حدود ۳۶.۳ درجه سلسیوس (۹۷.۳ درجه فارنهایت) بوده که این دما تقریبا برابر با دمای بدن فیلهای آفریقایی و آسیایی میباشد. محققان دانشگاه کالیفرنیا با استفاده از تکنیک clumped isotope paleothermometry سه دندان کشف شده از سازند نهر جهنم را آنالیز و بررسی کردند. تکنیک مذکور، الگوی پیوند های بین اکسیژن و کربن را در مینای دندان مورد بررسی قرار میدهد تا دما را تشخیص دهد. دمای بدن فیلها معمولا بین ۳۶ تا ۳۶.۲ درجه سلسیوس است و دمای بدن Tyrannosaurus rex تفاوت بسیار کمی با آنها دارد. این در حالی است که دندان های کروکدیلهایی که در کنار این دایناسور زندگی میکردند و دندانهایشان در سازند نهر جهنم کشف شده احتمالا دمایی کمتر از ۳۲ درجه سلسیوس داشتند (حدود ۳۰.۹ درجه سلسیوس) که کاملا با دمای بدن و سبک زندگی کروکدیل های امروز مطابقت دارد.
🟥 بدیهیات : خونسرد و خونگرم بودن یک صفت ژنتیکی نیست بنابرین نمیتوان از چنین تحقیقی نتیجه گرفت که خویشاوندی tyranosaurus rex با فیل نزدیک تر بوده تا کروکدیل
- البرز امیدی شاهآباد
Fossil Archive
انتهای خیابان آوک : بهتر از پارک ژوراسیک؟ نقدی کوتاه و بدون اسپویل بر یکی از فیلمهای علمی تخیلی ۲۰۲۶
بهترین اثر دایناسور محور بعد از پارک ژوراسیک؟
بله این لقبیست که بسیاری از خبرگزاریها برای فیلم جدید the End of the Oak Street انتخاب کردند. اما آیا این اثر واقعا میتواند لایق چنین عنوانی باشد؟ به هر حال این عنوان همچنان برتری پارک ژوراسیک به بسیاری از آثار علمی تخیلی را ثابت میکند و مجددا این حقیقت را بازگو میکند که پارک ژوراسیک نه تنها یک شاهکار هنری، بلکه یکی از تاثیر گذار ترین آثار علمی تخیلی تاریخ است.
با وجود ضعف غیر قابل انکار دنبالهی دنیای ژوراسیک، طبیعی و واضح است که راه برای فرنچایزهای دیگر هموار تر شده. سال پیش فیلم primitive war که اقتباسی از رمان "دایناسورها در جنگ ویتنام" بود اکران شد و سازندهی آن اکنون دایناسورها را به غرب وحشی روانه کرده و سال های سال بعد از "دایناسورها در مقابل کابویها"، روی پرده سینما کابوی ها دوباره سوار بر دایناسورها دیده خواهند شد.
اما the End of the Oak Street از خیلی جهات برتری بی چون و چرایی نسبت به primitive war و jurassic world rebirth دارد. تیم بازیگران این فیلم به اندازهی دنیای ژوراسیک شناخته شده نیست چون این فیلم بازیگران کمتری دارد اما نمیتوان از بازیگری چشمگیر ایوان مک گرگور، بازیگر نقش اوبیوانکنوبی در سری فیلم های جنگ ستارگان چشمپوشی کرد. داستان اینگونه است که طی یک رویداد کیهانی ناشناخته خیابان اوک از سال های دهه هشتاد میلادی به دوران دایناسورها پرتاب میشود. the End of the Oak Street برخلاف primitive war از منطق داستانی بهتری برخوردار است (هرچند که به اندازهی پارک ژوراسیک واقعگرایانه نیست یا میتوانم بگویم اصلا واقعگرایانه نیست)
طراحی دایناسورها و تروسورها آنقدر که انتظار داشتم علمی نبود. با اینکه این بار دایناسورهایی بسیار شبیه به واقعیت را میبینیم که بعضی از آنها بدن هایی پوشیده از کرکپرها دارند، اما وجود پر روی بدن Spinosaurus و Brachiosaurus زیاده روی بود. حضور همزمان Allosaurus و Stegosaurus از دورهی ژوراسیک و Spinosaurus دوره کرتاسه غیر منتظره و غیر منطقی است.
در پایان باید بگویم که the End of the Oak Street یک اثر سینمایی دل نواز بود که میتوانست بهتر باشد. و علیرغم میل باطنی باید اعتراف کنم از دنبالهی دنیای ژوراسیک قدرتمند تر ظاهر شد و نمرات بهتری نیز دریافت کرد و حتی توجه خود من را هم بیشتر از jurassic world rebirth به خود جلب کرد. the End of the Oak Street شاید واقعا بهترین اثر سینمایی دایناسور محور طی چند سال اخیر باشد اما تحت هیچ عنوانی قابل قیاس با پارک ژوراسیک نخواهد بود چراکه پارک ژوراسیک تمام رسالت خود را به عنوان یک فیلم علمی تخیلی به جا اورد و چه از لحاظ محتوا چه از لحاظ نمرات همچنان بی رقیب در اوج ادامه میدهد. در نهایت نمره من به این فیلم جدید و دوست داشتنی ۷ از ۱۰ بود در حالی که پارک ژوراسیک را یک اثر سینمایی با نمره ۱۰ از ۱۰ میدانم.
- البرز امیدی شاه آباد
بله این لقبیست که بسیاری از خبرگزاریها برای فیلم جدید the End of the Oak Street انتخاب کردند. اما آیا این اثر واقعا میتواند لایق چنین عنوانی باشد؟ به هر حال این عنوان همچنان برتری پارک ژوراسیک به بسیاری از آثار علمی تخیلی را ثابت میکند و مجددا این حقیقت را بازگو میکند که پارک ژوراسیک نه تنها یک شاهکار هنری، بلکه یکی از تاثیر گذار ترین آثار علمی تخیلی تاریخ است.
با وجود ضعف غیر قابل انکار دنبالهی دنیای ژوراسیک، طبیعی و واضح است که راه برای فرنچایزهای دیگر هموار تر شده. سال پیش فیلم primitive war که اقتباسی از رمان "دایناسورها در جنگ ویتنام" بود اکران شد و سازندهی آن اکنون دایناسورها را به غرب وحشی روانه کرده و سال های سال بعد از "دایناسورها در مقابل کابویها"، روی پرده سینما کابوی ها دوباره سوار بر دایناسورها دیده خواهند شد.
اما the End of the Oak Street از خیلی جهات برتری بی چون و چرایی نسبت به primitive war و jurassic world rebirth دارد. تیم بازیگران این فیلم به اندازهی دنیای ژوراسیک شناخته شده نیست چون این فیلم بازیگران کمتری دارد اما نمیتوان از بازیگری چشمگیر ایوان مک گرگور، بازیگر نقش اوبیوانکنوبی در سری فیلم های جنگ ستارگان چشمپوشی کرد. داستان اینگونه است که طی یک رویداد کیهانی ناشناخته خیابان اوک از سال های دهه هشتاد میلادی به دوران دایناسورها پرتاب میشود. the End of the Oak Street برخلاف primitive war از منطق داستانی بهتری برخوردار است (هرچند که به اندازهی پارک ژوراسیک واقعگرایانه نیست یا میتوانم بگویم اصلا واقعگرایانه نیست)
طراحی دایناسورها و تروسورها آنقدر که انتظار داشتم علمی نبود. با اینکه این بار دایناسورهایی بسیار شبیه به واقعیت را میبینیم که بعضی از آنها بدن هایی پوشیده از کرکپرها دارند، اما وجود پر روی بدن Spinosaurus و Brachiosaurus زیاده روی بود. حضور همزمان Allosaurus و Stegosaurus از دورهی ژوراسیک و Spinosaurus دوره کرتاسه غیر منتظره و غیر منطقی است.
در پایان باید بگویم که the End of the Oak Street یک اثر سینمایی دل نواز بود که میتوانست بهتر باشد. و علیرغم میل باطنی باید اعتراف کنم از دنبالهی دنیای ژوراسیک قدرتمند تر ظاهر شد و نمرات بهتری نیز دریافت کرد و حتی توجه خود من را هم بیشتر از jurassic world rebirth به خود جلب کرد. the End of the Oak Street شاید واقعا بهترین اثر سینمایی دایناسور محور طی چند سال اخیر باشد اما تحت هیچ عنوانی قابل قیاس با پارک ژوراسیک نخواهد بود چراکه پارک ژوراسیک تمام رسالت خود را به عنوان یک فیلم علمی تخیلی به جا اورد و چه از لحاظ محتوا چه از لحاظ نمرات همچنان بی رقیب در اوج ادامه میدهد. در نهایت نمره من به این فیلم جدید و دوست داشتنی ۷ از ۱۰ بود در حالی که پارک ژوراسیک را یک اثر سینمایی با نمره ۱۰ از ۱۰ میدانم.
- البرز امیدی شاه آباد
شما قطعا از دیدن این فیلم لذت خواهید برد. اما فراموش نکنید که دایناسورها هم حیوان بودند، نه هیولا!