لکان‌خوانی
2.92K subscribers
115 photos
2 files
15 links
فاطمه احمدیان، روان‌درمانگر تحلیلی، روانشناس بالینی
@Fahmadianpsy
جهت رزرو وقت پیام دهید☝️

#ناخودآگاه می‌داند، پیش از آنکه من بدانم...
Download Telegram
#فروید در نامه‌ای به انیشتین تاکید می‌کند که #غریزه‌_مرگ هرگز از بین نمی‌رود، پس امید به صلح کامل، گرچه ارزشمند است، اما ممکن است همیشه در حد آرمان باقی بماند.
💔20👍1310😢5
وظیفه‌ی روانی که هر فرد می‌تواند و باید بر عهده‌ی خود بگذارد، این نیست که به دنبال احساس امنیت باشد، بلکه این است که قدرت تاب آوردن و کنار آمدن با ناامنی را در خود پرورش دهد.

#اریک_فروم


فروم در این دیدگاه، بر مفاهیم عاملیت و بلوغ روانی تمرکز دارد. او معتقد است که جست‌ و جوی امنیت مطلق، تلاشی واهی و گاهی کاذب است که مانع از رشد فردی می‌شود. در مقابل، پذیرش ابهام و تحمل ناامنی به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از هستی، نشانه‌ی سلامت روان و قدرت میل به زندگی اصیل است.

تحمل ناامنی به معنای انفعال نیست، بلکه به معنای توانایی اقدام و حرکت با وجود فقدان قطعیت است.

#فروم این موضوع را نه یک انتخاب تفننی، بلکه یک ضرورت اخلاقی برای انسانیت مدرن می‌داند.

در این روزهای ناامنی و تردید، وظیفه‌ی خود را فراموش نکنید.
41🔥2💯1
هنگامی که فرد بر اثر حادثه، قربانی خشونت شدن یا بیماری آسیب می‌بیند، سوگواری برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی امری ضروری است.

#نانسی_مک_ویلیامز

پس از مواجهه با فقدان، خشونت و رنج، انسان به سوگواری نیاز دارد تا در دام #افسردگی نیفتد.

سوگواری در اینجا یعنی زمان دادن به خود برای پردازش فقدان و از دست دادن حس کنترل و تمامیت. افسردگی در این چارچوب، واکنشی به عدم پذیرش این فقدان است.

اگر سوژه این فقدان را سوگواری نکند، انکار یا سرکوبش کند، انرژی روانی او در قالب افسردگی، احساس بی‌ارزشی، بی‌حسی یا خودکم‌بینی ظاهر می‌شود.

به #غم، #اضطراب، #خشم و هر احساس ناخوشایندی که دارید زمان بدهید و بابت تحمل آن‌ها شرمگین نباشید. تنها در صورت معتبر دانستن این احساسات است که ظرف روان گنجایش آن‌ها را پیدا می‌کند و فرصت حل و فصل آ‌ن‌ها را پیدا می‌کند.
30🔥11👍1
وطن برای شما چه معنایی دارد آقای پرفسور گادامر؟ آیا فقط یک محدوده‌ی جغرافیایی است؟

- نه! وطن دوران کودکی‌ است که تا انتها، آدمی را دنبال می‌کند... .
💔2314👍5😢5🔥1
طبیعتاً سوژه‌ای [کودکی] که پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارد، نمی‌داند که بزرگسالان هیچ نمی‌دانند.

#لکان، #سمینار_ششم


این جمله از لکان، در ظاهر ساده است، اما در سطح ساختاری، کنایه‌ای است به توهم دانش در دیگری.

کودک نحیف و کوچک، در ابتدا باور دارد که والدین او از هر چیزی خبر دارند، راه و رسم زندگی را می‌دانند، آن‌ها برای او قهرمان‌های زندگی هستند. او در طول تجربه کم‌ کم کشف می‌کند که دیگری هم نمی‌داند! این لحظه، یک فروپاشی نمادین اتفاق می‌افتد.

او می‌فهمد بزرگسالان هم هیچ نمی‌دانند! بزرگسالان هم خودشان دچار فقدان هستند.

سوژه بالغ، دیر یا زود، با آن مواجه می‌شود و در نهایت بلوغ روانی یعنی توانایی زیستن بدون این توهم که جایی کسی هست که حقیقت را می‌داند.
27👍5🔥2
در #ایلیاد روایت می‌شود که #آگاممنون، فرمانروای سپاه یونان، کسی که باید نگهبان نظم و قانون باشد، همان کسی که انتظار می‌رود عدالت را برقرار کند و مجری قانون باشد، خلاف آن عمل می‌کند.

او دختر کاهن معبد آپولو را به اسارات می‌برد. کاهن به اردوگاه می‌آید، با دست‌هایی پر از هدیه، با خواهشی روشن و انسانی که دخترم را بازگردانید. این درخواست، در چارچوب قانون است. اما آگاممنون نه‌ تنها این خواهش را رد می‌کند، بلکه کاهن را تحقیر کرده و از خود می‌راند.

از همین‌ جا چیزی می‌شکند، همان نظمی که باید همه‌ چیز را در جای خود نگاه دارد. پس از آن، آپولو خشمگین می‌شود و بلا بر سپاه یونان نازل می‌کند. بیماری و مرگ، بی‌ هیچ توضیح روشنی، در میان سربازان می‌پیچد. تیرهای او، در روایت، به بدن‌ها می‌نشینند، اما در معنایی عمیق‌تر، این رنج همان چیزی است که دیگر در کلمات جا نمی‌شود.

روز دهم، #آشیل همه را گرد هم می‌آورد تا بفهمند چه بر سرشان آمده است. پیشگو می‌گوید: «این رنج، بی‌دلیل نیست. تا وقتی دختر کاهن بازنگردد و این بی‌حرمتی جبران نشود، این بلا ادامه خواهد داشت.»

این داستان به‌ سادگی یک درس عمیق را نشان می‌دهد، وقتی کسی که باید قانون را نگه دارد، خودش آن را زیر پا می‌گذارد، جهان از تعادل خارج می‌شود. بی‌نظمی فقط در سطح تصمیم‌ها باقی نمی‌ماند، به زندگی‌ها نفوذ می‌کند، به بدن‌ها، به رنج‌هایی که دیگر نمی‌توان برایشان کلمه‌ای پیدا کرد. گویی چیزی از کنترل خارج می‌شود، چیزی خام، بی‌واسطه و دردناک، همان چیزی که #لکان از آن به عنوان #امر_واقع نام می‌برد.

تا زمانی که آنچه شکسته شده ترمیم نشود، رنج ادامه دارد و شاید این، حقیقتی باشد که نه فقط در #اسطوره‌ها، بلکه در زندگی روزمره نیز بارها تکرار می‌شود. آنجا که عدالت خاموش شود، درد جای آن را می‌گیرد.

#ایلیاد_و_اودیسه
#روانکاوی
12👍3🔥3👌1💯1
🎨 by Edvard Munch
هرکسی که به سراغ خواندن متون #فروید می‌آید با یک سوال شخصی آمده است.
16👍3🔥2
و دشوار بتوان نادیده گرفت که یک عاطفه‌ی بنیادین همچون خشم، چیزی جز این است: یعنی #امر_واقع که درست در لحظه‌ای فرا می‌رسد که ما چارچوب نمادین بسیار آراسته‌ای بنا کرده‌ایم، آنجا که همه چیز به نیکی پیش می‌رود، نظم، قانون، شایستگی و حسن نیت ما. ناگهان آدمی متوجه می‌شود که امور با هم نمی‌خوانند. این سازوکار معمول عاطفه‌ی خشم است: ... همه چیز مساعد به نظر می‌رسد، اما ناگهان طوفانی برمی‌خیزد که دریا را متلاطم می‌کند... خشم همواره مساله‌ی متلاطم کردن دریا است.

📚 #ژک_لکان، #سمینار_ششم
14🔥3👍1
هر انسانی یک سناریوی فانتزی دارد که جایگاه او را در جهان تثبیت می‌کند.

برای برخی، این سناریو حول «نرسیدن»، «ناتمام ماندن»، یا «در آستانه بودن» شکل گرفته است.

#فانتزی #لکان #روانکاوی
17👍5🔥2😢2💔2
وقتی روان احساس بی‌پناهی می‌کند، بدن باید سیگنال امنیت بگیرد. چیزهایی مثل پیچیدن خود در پتو، دوش آب گرم یا حتی نگه داشتن خودت با دست‌هایت، در آغوش گرفتن حیوان خانگی‌ات، ممکن است ساده به نظر برسند، اما از نظر عصبی، پیام امنیت را منتقل می‌کنند.
23👍8👌2
در سنت #اساطیر یونانی، #سیزیف پادشاهی بود زیرک، فریبکار و سرکش در برابر خدایان.

وقتی #زئوس از گستاخی‌ها و خیانت‌های سیزیف به ستوه آمد، #تاناتوس را فرستاد تا او را به جهان زیرین ببرد. اما سیزیف، که با دال‌ مرگ بازی می‌کرد، با نیرنگ خود مرگ را به دام انداخت. او از تاناتوس، ایزد مرگ، خواست تا نحوه‌ی استفاده از زنجیرها را به او نشان دهد و در لحظه‌ای که مرگ سرگرم توضیح بود، او را با همان زنجیرها بست.

در نتیجه شکافی در نظم کیهانی به وجود آمد، هیچ انسانی نمی‌مرد! جنگ‌ها بی‌ پایان می‌شدند، بدن‌ها زخمی می‌شدند اما نمی‌مردند، #امر_واقع مرگ، به تعویق افتاده بود.

این وضعیت، خدایان را به بحران کشاند. #آرس، که جنگ بدون مرگ را بی‌ معنا می‌دید، تاناتوس را آزاد کرد و نظم مرگ را بازگرداند.

سیزیف، دستگیر شد و به جهان زیرین فرستاده شد. اما حتی در آنجا نیز، از فریب دست نکشید، پیش از مرگ، به همسرش گفته بود که برایش مراسم تدفین برگزار نکند. وقتی به دنیای مردگان رسید، به #پرسفون شکایت کرد که همسرش آیین‌های لازم را انجام نداده و از او خواست موقتاً به دنیای زندگان بازگردد تا این بی‌ حرمتی را اصلاح کند.

این درخواست پذیرفته شد، اما سیزیف دیگر به دنیای زیرین بازنگشت. او سال‌های دیگری نیز در جهان زندگان ماند تا سرانجام دوباره به اجبار به زیرزمین بازگردانده شد.

مجازات نهایی او این بود که تخته‌ سنگی عظیم را تا بالای کوه بغلتاند، اما هر بار، سنگ پیش از رسیدن به قله فرو می‌غلتید. این چرخه‌ی بی‌ پایان، فقط کیفر فریب خدایان نبود، بلکه تمثیلی از وضعیت انسان در برابر مرگ و معنا است.

سیزیف کسی است که می‌کوشد دال مرگ را مهار کند، آن را به تعویق بیندازد، یا حتی آن را در زنجیر کند. اما بازگشت تاناتوس نشان می‌دهد که امر واقع، هرگز به‌طور کامل سرکوب‌ پذیر نیست. مرگ، همچون نقطه‌ای خارج از #امر_نمادین، همواره بازمی‌گردد.

این اسطوره صرفاً درباره‌ی فریب مرگ نیست. درباره‌ی ناتوانی انسان در حذف مرگ از ساختار هستی است. هر تلاشی برای به زنجیر کشیدن تاناتوس، در نهایت به تکراری بی‌پایان و یک کار بی‌فرجام، تبدیل می‌شود، همان‌ طور که سنگ سیزیف هر بار فرو می‌غلتد.

ترس از #مرگ می‌تواند خود را به شکل #اضطراب، حملات #پنیک، اضطراب سلامتی، فوبیاهای خاص، رفتارهای کنترل‌گرانه، #کمال‌گرایی افراطی، اجتناب از زندگی،‌ اشتغال فکری با بی معنایی یا #پوچی، #افسردگی و بی‌ انگیزگی و ... نشان دهد. مشکلاتی که مانند غلتاندن سنگ سیزیف در چرخه‌ای فرساینده و بی‌ پایان تکرار می‌شوند.
18🔥12🤔1👌1
باید بگویم اگر قرار بود کتابی را به عنوان یک پیش‌درآمد به کسی توصیه کنم که سودای #روانپزشکی یا #روانکاوی کودکان را در سر دارد، بیش از کتاب‌های جناب #پیاژه، به او اندرز می‌دادم که مطالعه را با آلیس در سرزمین عجایب آغاز کند.

📚 #لکان #سمینار_ششم
13🔥4👍2💯1
لکان‌خوانی
باید بگویم اگر قرار بود کتابی را به عنوان یک پیش‌درآمد به کسی توصیه کنم که سودای #روانپزشکی یا #روانکاوی کودکان را در سر دارد، بیش از کتاب‌های جناب #پیاژه، به او اندرز می‌دادم که مطالعه را با آلیس در سرزمین عجایب آغاز کند. 📚 #لکان #سمینار_ششم
چرا خواندن ادبیات واجب است؟


در سرزمین عجایب، همه‌چیز ناپایدار است، کلمات مدام معنایشان را عوض می‌کنند، هویت‌ها ثابت نیستند، اندازه‌ی بدن تغییر می‌کند، زمان از نظم عادی خارج می‌شود، قانون‌ها لغزنده‌ هستند و زبان، به‌ جای انتقال شفاف معنا، خودش تبدیل به میدان بازی و سوءتفاهم می‌شود.


این دقیقاً همان چیزی است که لکان در ناخودآگاه می‌بیند.

#پیاژه کودک را عمدتاً از منظر رشد شناختی مطالعه می‌کند، در دستگاه پیاژه، کودک موجودی است که به‌ تدریج به عقلانیت می‌رسد. اما #لکان معتقد است اگر کسی بخواهد واقعاً روان کودک را بفهمد، باید پیش از هر چیز با منطق ناخودآگاه آشنا شود و ناخودآگاه، بیشتر شبیه جهان آلیس است تا یک آزمایشگاه شناختی.


از این زاویه، آلیس نه تنها یک داستان کودکانه است، بلکه تقریباً یک متن روانکاوانه است. #لوییس_کارول جهانی خلق می‌کند که در آن زبان از کنترل عقل فرار می‌کند، معنا دائماً لغزش دارد و سوژه نمی‌داند دقیقاً چه کسی است.

در واقع، لکان در این جمله از ادبیات دفاع می‌کند، چون ادبیات اغلب ساختار ناخودآگاه را بهتر از روان‌شناسی توصیفی نشان می‌دهد.

به همین دلیل است که در سنت لکانی، خواندن #ادبیات، #اسطوره، #تراژدی و حتی لطیفه، راهی برای نزدیک شدن به منطق #ناخودآگاه است.
12👍4🔥1🤔1💯1
می‌توان حدس زد که تاسیس خانواده مربوط به این واقعیت بوده است که که نیاز به ارضای تناسلی دیگر مانند مهمانی نبوده است ناگهان از راه می‌رسد و پس از آنکه رفت، مدت‌ها از او خبری نمی‌آید، بلکه مانند مستاجری دائمی نزد شخص مستقر شده بود، از این رو این انگیزه در جنس نر ایجاد شده بود که ماده را، یا کلی‌تر بگویم، ابژه جنسی را، نزد خود نگاه دارند و ماده‌ها که نمی‌خواستند از کودکان بی‌پناهشان جدا شوند باید به خاطر کودکان نزد نرهایی که قوی‌تر بودند می‌ماندند.

📚 تمدن و ملالت‌های آن
#زیگموند_فروید
14👍8👌3👎1
در مقاله‌ی «صورت‌بندی دو اصل حاکم بر عملکرد ذهن»، #فروید می‌گوید انسان اغلب ترجیح می‌دهد به جای روابط واقعی، ناکامی واقعی و تلاش واقعی، در سطح #فانتزی باقی بماند، چون فانتزی ارضایی سریع‌تر، امن‌تر و کم‌هزینه‌تر را فراهم می‌کند.

در جهان فانتزی #میل می‌تواند بدون محدودیت حرکت کند، فروید می‌گوید فانتزی ویژگی مهمی دارد، فرد دیگر مجبور نیست از واقعیت تبعیت کند.

خیال‌پردازی‌‌ درباره موفقیت، آسان‌تر از تلاش واقعی برای موفق شدن است، رویای عشق کامل، راحت‌تر از مواجهه با محدودیت‌های رابطه واقعی است، فانتزی قدرت کم‌هزینه‌تر از مواجهه با محدودیت‌های زندگی است.
19🔥2😢1
از نگاه #لکان #فانتزی ساختاری است که #میل را حفظ می‌کند.

یعنی اگر میل واقعاً به طور کامل ارضا شود، ممکن است فرو بپاشد. پس بعضی افراد #ناخودآگاه خواستن را بیشتر از داشتن دوست دارند.

پس بجای داشتن واقعی، به فانتزی یا خیال داشتن پناه می‌برند و در اینجا است که رویاپردازی بر عمل‌گرایی سبقت می‌گیرد.
22👍3😢1
مردانی که عملاً دست به تجاوز می‌زنند درباره‌ی تجاوز به زنان #فانتزی نمی‌بافند، برعکس، خیال‌پردازی‌های آنان‌ درباره‌ی یافتن یک شریک جنسی نجیب و دوست‌داشتنی است. تجاوز را برای آن‌ها باید از مقوله‌ی عمل‌ کردنی دانست که ناشی از ناتوانی آن‌ها در یافتن چنین شریکی در زندگی واقعی است.

📚 چگونه لکان بخوانیم، #اسلاوی_ژیژک، ترجمه علی بهروزی
👍125🤔5😡1
Pompeo Batoni (1708–1787), Aeneas Fleeing from Troy

در اهمیت #نام_پدر

در سقوط تروا، آئنیاس پدر پیرش را بر دوش می‌گیرد و از شهر در حال سوختن فرار می‌کنند، تصویری که بعدها به یکی از مشهورترین نمادهای انتقال سنت، حافظه و میراث تمدنی بدل شد.

از منظر نمادین، انکیز پدری است حامل گذشته، او با بدنی پیر و آسیب‌پذیر باید حمل شود تا تاریخ و نام خاندان نابود نشود. به همین دلیل، رابطه‌ی آئنیاس و انکیز در ادبیات کلاسیک اغلب تصویری از انتقال میراث، قانون و حافظه در میان نسل‌ها تلقی می‌شود.
9🔥5👍2
بهایی که برای پیشرفت تمدن می‌پردازیم، کاهش سعادت انسان به واسطه‌ی افزایش احساس گناه است.

📚 تمدن و ملالت‌های آن، #فروید
14👍5🤔2