----- خالق ماهگرفتگیِ اون شب لبامون بودن؛همون گناه شیرینی که شب پرستارهی مردم پاریسو به سیاهی محکوم کرد تا آوازهی چیده شدن ماه از آغوشِ آسمون،میون کوچه پس کوچههای شهر همراه با باد به رقص در بیاد
و حتی حسادت خدارم برانگیخته کنه..."
و حتی حسادت خدارم برانگیخته کنه..."
🕊5
𝖩𝗎𝗌𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝗍𝗐𝗈 𝗈𝖿 𝗎𝗌
𝘉𝘪𝘭𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩𝘦𝘳𝘴
𝖳𝗈 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗍𝗁𝗈𝗌𝖾 𝗋𝖺𝗂𝗇𝖻𝗈𝗐𝗌 𝗂𝗇 𝗆𝗒 𝗆𝗂𝗇𝖽,𝖶𝗁𝖾𝗇 𝖨 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗄 𝗈𝖿 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗂𝗆𝖾 𝖠𝗇𝖽 𝖨 𝗐𝖺𝗇𝗇𝖺 𝗌𝗉𝖾𝗇𝖽 𝗌𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖸𝖮𝖴
🕊5
----- انگشتهاش رو روی قاب عکسی که سالها از اولین روزی که مهمون میزِ کارش شد میگذشت،کشید و گونههای سرخ رنگ معشوقش رو از پشت شیشه لمس کرد.
چند سالی از روزی که به تماشای اوجگرفتن
معشوقش میون ابرهای تیرهای که قلمروی
آسمون رو فتح کردهبودن نشست،میگذشت.
چند سالی از پرپر شدن رزجاودانش میگذشت و زخمی که روی قلبش جا خوش کرده بود،هر بار مثل بغض گریبانگیرش میشد و نفسش رو میبرید.
از اون روز به بعد؛ژنرالِ دلباخته دیگه ژنرال نبود،فقط دلباخته بود و پیترهد،دیگه شهر عشق نبود!اون افسونِ دوستداشتنی سالها قبل از قلب اهالی شهر به مقصد آسمونها پرواز کرد و رفت.بعد از گذشت اونهمه سال،چیزی جز یاد و خاطره از اون افسون باقی نمونده بود؛اما قلب یکی از اهالی پیترهد هنوز هم گرفتار آسمون چشمهای معشوق بر باد رفتش بود...
ژنرالی که حالا فقط دلباخته بود،دست از نوازش کردن گونههای معشوقهی محبوس در قابش کشید،قلمش رو بار دیگه تو مرکب فروبرد و نوشت:
"𝘚𝘰 𝘪'𝘮 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘨𝘰𝘯𝘯𝘢 𝘥𝘢𝘯𝘤𝘦 𝘢𝘨𝘢𝘪𝘯
𝘛𝘩𝘦 𝘸𝘢𝘺 𝘪 𝘥𝘢𝘯𝘤𝘦𝘥 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘺𝘰𝘶..."
چند سالی از روزی که به تماشای اوجگرفتن
معشوقش میون ابرهای تیرهای که قلمروی
آسمون رو فتح کردهبودن نشست،میگذشت.
چند سالی از پرپر شدن رزجاودانش میگذشت و زخمی که روی قلبش جا خوش کرده بود،هر بار مثل بغض گریبانگیرش میشد و نفسش رو میبرید.
از اون روز به بعد؛ژنرالِ دلباخته دیگه ژنرال نبود،فقط دلباخته بود و پیترهد،دیگه شهر عشق نبود!اون افسونِ دوستداشتنی سالها قبل از قلب اهالی شهر به مقصد آسمونها پرواز کرد و رفت.بعد از گذشت اونهمه سال،چیزی جز یاد و خاطره از اون افسون باقی نمونده بود؛اما قلب یکی از اهالی پیترهد هنوز هم گرفتار آسمون چشمهای معشوق بر باد رفتش بود...
ژنرالی که حالا فقط دلباخته بود،دست از نوازش کردن گونههای معشوقهی محبوس در قابش کشید،قلمش رو بار دیگه تو مرکب فروبرد و نوشت:
"𝘚𝘰 𝘪'𝘮 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘨𝘰𝘯𝘯𝘢 𝘥𝘢𝘯𝘤𝘦 𝘢𝘨𝘢𝘪𝘯
𝘛𝘩𝘦 𝘸𝘢𝘺 𝘪 𝘥𝘢𝘯𝘤𝘦𝘥 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘺𝘰𝘶..."
🕊16
----- قرنها بعد من و تو،مایی خواهیم بود
متعلق به خاک و تکتک خستگیها،دردها،
اشکها،زخمها و تنهامون به دل زمین
بازخواهند گشت و نقش لبها،قلبها،
دستها و نفسهامون متعلق به آسمون خواهند بود و ما،کلمهای دو حرفی خواهد شد که تا ابد روی سقف آسمون،جایی که
به بوسهگاهِ عشقمون بدل شده بود،
حک خواهد شد.
- دژاوو
متعلق به خاک و تکتک خستگیها،دردها،
اشکها،زخمها و تنهامون به دل زمین
بازخواهند گشت و نقش لبها،قلبها،
دستها و نفسهامون متعلق به آسمون خواهند بود و ما،کلمهای دو حرفی خواهد شد که تا ابد روی سقف آسمون،جایی که
به بوسهگاهِ عشقمون بدل شده بود،
حک خواهد شد.
- دژاوو
🕊11
----- Slaughterhouse -----
My eyes are field with emotions
But i can't turn them to words
Feelings can cause destruction
It's what i've always been told
-
Now what i am?mom, please
Nothing but your plaything
-
My heart has always been filled with blood
Cause it's the slaughterhouse of my thoughts
Dreams that been dead long last nights
Those bloody hands belong to my mom
-
They stole my wings and said it's over
All of your dreams are so dumb
Now i'm trying to get over
Pretend i'm fine with this life
-
Now all i know is pain
I'm afraid to lost again
-
My heart has always been filled with blood
Cause it's the slaughterhouse of my thoughts
Dreams that been dead long last nights
Those bloody hands belong to my mom
-
My heart has always been filled with blood
Cause it's the slaughterhouse of my thoughts
Dreams that been dead long last nights
Those bloody hands belong to my mom
My eyes are field with emotions
But i can't turn them to words
Feelings can cause destruction
It's what i've always been told
-
Now what i am?mom, please
Nothing but your plaything
-
My heart has always been filled with blood
Cause it's the slaughterhouse of my thoughts
Dreams that been dead long last nights
Those bloody hands belong to my mom
-
They stole my wings and said it's over
All of your dreams are so dumb
Now i'm trying to get over
Pretend i'm fine with this life
-
Now all i know is pain
I'm afraid to lost again
-
My heart has always been filled with blood
Cause it's the slaughterhouse of my thoughts
Dreams that been dead long last nights
Those bloody hands belong to my mom
-
My heart has always been filled with blood
Cause it's the slaughterhouse of my thoughts
Dreams that been dead long last nights
Those bloody hands belong to my mom
🕊11
----- منِ لعنتی لبهی یه پرتگاه فاکیم و دارم با زندگیم دست و پنجه نرم میکنم کیم؛میفهمی؟!
مرد بزرگتر دستش رو با خشم روی دیوار کوبید و تن پسر رو بین بدن ورزیدهی خودش و دیوار سرد مقابلش حبس کرد.
"برای من بجنگ جئون..."
پسرک بازدم لرزونش رو بیرون داد و درحالی که با نگاهی سرکش،لبهای تهیونگش رو زیر نظر گرفته بود،زمزمه کرد:
"اگه افتادم چی...؟"
دست مرد بلافاصله دور کمر جونگکوک حلقه شد و لبهاش در یک نفسیِ بوسهای هوسانگیز زمزمه کردن:
"اگه افتادی تن پرستیدنیتو به آغوش میکشم،باهات سقوط میکنم و قبل از این که چشمامونو برای همیشه رو به این جهنم ببندیم انقدر میبوسمت تا جاودانه شیم."
- دژاوو
مرد بزرگتر دستش رو با خشم روی دیوار کوبید و تن پسر رو بین بدن ورزیدهی خودش و دیوار سرد مقابلش حبس کرد.
"برای من بجنگ جئون..."
پسرک بازدم لرزونش رو بیرون داد و درحالی که با نگاهی سرکش،لبهای تهیونگش رو زیر نظر گرفته بود،زمزمه کرد:
"اگه افتادم چی...؟"
دست مرد بلافاصله دور کمر جونگکوک حلقه شد و لبهاش در یک نفسیِ بوسهای هوسانگیز زمزمه کردن:
"اگه افتادی تن پرستیدنیتو به آغوش میکشم،باهات سقوط میکنم و قبل از این که چشمامونو برای همیشه رو به این جهنم ببندیم انقدر میبوسمت تا جاودانه شیم."
- دژاوو
🕊3
陰┊𝖠𝖬𝖸𝖦𝖣𝖠𝖫𝖠
----- گایز؛چنل به اینجا منتقل شد.🤍 خوشحال میشم کنارم داشته باشمتون!
ایگنور نکنید لطفا!میخام ممبرا رو ریموو بزنم و چنلمو پرایو کنم؛سو...اگه میخواید همچنان کنارم باشید لطفا جوین شید تو اون چنل!
🕊7
陰┊𝖠𝖬𝖸𝖦𝖣𝖠𝖫𝖠 pinned «ایگنور نکنید لطفا!میخام ممبرا رو ریموو بزنم و چنلمو پرایو کنم؛سو...اگه میخواید همچنان کنارم باشید لطفا جوین شید تو اون چنل!»