GifGlass (Thinking)
وقتی یک جامعه برای مدت طولانی در فرسایشه، خطر اصلی فقط خسته شدن نیست. خطر از جایی شروع میشه که آدم، بعد از مدتها فشار، کمکم خودش رو با همون شرایطی که توش گیر افتاده تعریف میکنه. دیگه فقط توی یه وضعیت سخت زندگی نمیکنه؛ با منطق اون وضعیت زندگی میکنه. اگه…
عه دیدی چی شد؟ عرزشی فشاری رویت شد🤓
خب دیوثا ، برین همون خزعبلاتی که دوست دارین رو دنبال کنین، اینجا چه میکنین؟ برین به پستای رهبر مقواییتون ریاکت دلقکی بزنین🤷🏻♂
👏2
برا من که مهم نیست، بهقول صادق هدایت: کسی که از خدای جونداده نترسد، از بندهی کونداده نمیترسد. خودتون فشار میخورین، بعد سکته میکنین میوفتین میمیرین ما هم ذوق میکنیم😊😇
👌4
Forwarded from GifGlass (Thinking)
ایدئولوژی از یه جایی به بعد دیگه فقط یه عقیده نیست؛ میشه یه عینک که باهاش همهچی رو نگاه میکنی. مارکسیسم یه دوگانه ساخت: صاحبِ قدرت و قربانیِ قدرت. یکی بالا ایستاده، یکی پایین؛ یکی بهره میبره، یکی هزینه میده. بعد همین دوگانه شد کلید تفسیر همهچیز. چپها هم با همین عینک، آدمها رو کمکم توی اردوگاهها چیدن.
خودی خطا میکنه؟ توجیه. غریبه حق داره؟ تردید. آمریکا کاری میکنه؟ منفعت. چین کاری میکنه؟ مصلحت. آمریکا حمله میکنه؟ امپریالیسم. آمریکا دفاع میکنه؟ دخالته. دخالت نمیکنه؟ بیتفاوته. از اسرائیل حمایت میکنه؟ همدسته. اسرائیل میزنه؟ جنایت. فلسطینی میزنه؟ مقاومت. اسرائیلی کشته میشه؟ خودش مقصره. فلسطینی کشته میشه؟ بیگناهه. حقوق بشر برای دشمن؟ واجبه. برای خودی؟ بازی سیاسیه. آزادی برای یکی؟ حقه. برای اون یکی؟ پروژهٔ غربه.
یه اتفاق، دو معنا. یه جنایت، دو اسم. یه قربانی، دو ارزش. یعنی اول نتیجه رو داری، بعد واقعیت رو میبری داخل اون نتیجه. ذهن ایدئولوژیک با پیچیدگی کنار نمیاد. میگه: قربانیِ ما، انسانه؛ قربانیِ اونها، بخشی از روایته. آزمون واقعی هم همینجاست: وقتی قربانی از اردوگاه مخالفته، باز هم همونقدر برات مهمه؟ اگه نه، چیزی که داری ازش دفاع میکنی حقوق بشر نیست؛ داری از اردوگاهت با اسم حقوق بشر دفاع میکنی.
خودی خطا میکنه؟ توجیه. غریبه حق داره؟ تردید. آمریکا کاری میکنه؟ منفعت. چین کاری میکنه؟ مصلحت. آمریکا حمله میکنه؟ امپریالیسم. آمریکا دفاع میکنه؟ دخالته. دخالت نمیکنه؟ بیتفاوته. از اسرائیل حمایت میکنه؟ همدسته. اسرائیل میزنه؟ جنایت. فلسطینی میزنه؟ مقاومت. اسرائیلی کشته میشه؟ خودش مقصره. فلسطینی کشته میشه؟ بیگناهه. حقوق بشر برای دشمن؟ واجبه. برای خودی؟ بازی سیاسیه. آزادی برای یکی؟ حقه. برای اون یکی؟ پروژهٔ غربه.
یه اتفاق، دو معنا. یه جنایت، دو اسم. یه قربانی، دو ارزش. یعنی اول نتیجه رو داری، بعد واقعیت رو میبری داخل اون نتیجه. ذهن ایدئولوژیک با پیچیدگی کنار نمیاد. میگه: قربانیِ ما، انسانه؛ قربانیِ اونها، بخشی از روایته. آزمون واقعی هم همینجاست: وقتی قربانی از اردوگاه مخالفته، باز هم همونقدر برات مهمه؟ اگه نه، چیزی که داری ازش دفاع میکنی حقوق بشر نیست؛ داری از اردوگاهت با اسم حقوق بشر دفاع میکنی.
👍4
مانعی بین ما و جهانِ بیرون سر برآورده بود. این مانع هنوز شفاف بود و شیشهای، اما از همین حالا دیگر رخنه در آن امکان نداشت.
#نادژدا_ماندلشتام
#امید_علیه_امید
#نادژدا_ماندلشتام
#امید_علیه_امید
𝗥𝗮𝗻𝗷𝗼𝗼𝗿
در برابر سرنوشت حتی هراس هم رنگ میبازد. هراس سوسویی از امید، شوق زندگی و ابراز وجود در خود دارد. احساسی عمیقاً اروپایی است و پروردهٔ عزتنفس، حسی که میگوید تو ارزشمندی، حق و حقوق، نیازها و آرزوهایی داری. آدمی به آنچه به او تعلق دارد میچسبد و میترسد مبادا از دستش بدهد. هراس و امید به یکدیگر پیوند خوردهاند. امید که از دست برود، هراس هم از بین میرود، دیگر چیزی نیست که بخواهی از آن بترسی.
#نادژدا_ماندلشتام
#امید_علیه_امید
#نادژدا_ماندلشتام
#امید_علیه_امید
𝗥𝗮𝗻𝗷𝗼𝗼𝗿
👍2
❲ رنــجـور ❳
هراس سوسویی از امید، شوق زندگی و ابراز وجود در خود دارد.
#مارک_منسون تو کتاب #همهچی_به_گا_رفته میگه:
نقطه مقابل شادکامی، عصبانیت یا غصه نیست. اگر تو عصبانی یا غمگین هستی یعنی هنوز چیزی هست که براش تَره خُرد میکنی. یعنی هنوز یهچیزی برات اهمیت داره. یعنی هنوز امید داری.
وجود احساس خشم، غم یا هراس، یعنی شما داری بهچیزی اهمیت میدین، یعنی هنوز امیدی هست به اینکه وضعیت و شرایط تغییر کنه. ناامیدی میشه نقطه مقابلِ این، که بهقول منسون یعنی یک افق خاکستریِ بیپایان از درماندگی و بیتفاوتی. این اعتقاد که همهچی بهگا رفته، پس جرا عاقل کند کاری؟
نقطه مقابل شادکامی، عصبانیت یا غصه نیست. اگر تو عصبانی یا غمگین هستی یعنی هنوز چیزی هست که براش تَره خُرد میکنی. یعنی هنوز یهچیزی برات اهمیت داره. یعنی هنوز امید داری.
وجود احساس خشم، غم یا هراس، یعنی شما داری بهچیزی اهمیت میدین، یعنی هنوز امیدی هست به اینکه وضعیت و شرایط تغییر کنه. ناامیدی میشه نقطه مقابلِ این، که بهقول منسون یعنی یک افق خاکستریِ بیپایان از درماندگی و بیتفاوتی. این اعتقاد که همهچی بهگا رفته، پس جرا عاقل کند کاری؟
𝗥𝗮𝗻𝗷𝗼𝗼𝗿
👍3
لحظاتی که حواسم پرت میشود (حین سخن گفتن، حتی هنگامی که مجبور به بذلهگویی هستم) _ و به نوعی خشک و عقیم میشوم _ با هجوم ناگهانی و بیرحمانه عواطف به گریستن منجر میشوند. بلاتکلیفیِ احساسات: یکنفر هم میتواند بگوید من انسانی فاقد احساساتم و در برابر تصویری جدی از اندوه «واقعی» تسلیمِ نوعی عواطف زنانهی «سطحی» ظاهری شدهام؛ و یا اینکه بگوید من عمیقاً ناامیدم، و سعی میکنم پنهانش کنم تا هرچیزِ پیرامونم را به تاریکی نکشانم، ولی در لحظههای معینی از تحملش ناتوان میشوم و «فرو میریزم»
#رولان_بارت
#خاطرات_سوگواری
#سوگ
#رولان_بارت
#خاطرات_سوگواری
𝗥𝗮𝗻𝗷𝗼𝗼𝗿
#سوگ
1👍3
هوای شمال اینجوریه که یهو از وسط تابستون، به وسط پاییز تغییر کاربری میده؛ همینقدر غیرقابل پیشبینی.
❤1
❲ رنــجـور ❳
لحظاتی که حواسم پرت میشود (حین سخن گفتن، حتی هنگامی که مجبور به بذلهگویی هستم) _ و به نوعی خشک و عقیم میشوم _ با هجوم ناگهانی و بیرحمانه عواطف به گریستن منجر میشوند. بلاتکلیفیِ احساسات: یکنفر هم میتواند بگوید من انسانی فاقد احساساتم و در برابر تصویری…
دست اون کسی رو که استار زده را بوسه میزنم.
❤1
❲ رنــجـور ❳
دست اون کسی رو که استار زده را بوسه میزنم.
شخص مورد نظر اومد پیوی و خواستار بوسیدن دستش شد همی. (دختر بود 🫠)
1🤣3
❲ رنــجـور ❳
شخص مورد نظر اومد پیوی و خواستار بوسیدن دستش شد همی. (دختر بود 🫠)
میگن فلانی دست بزن داره، این عزیزمون دست بزنش استار داره.
🤓1