رامین حسین پناهی
Video
در آستانه سالگرد اعدام رامین حسینپناهی
رفیق حسینپناهی، برادر جاویدنام «رامین حسینپناهی» در آستانه سالگرد قتل حکومتی این جانباخته راه آزادی با انتشار ویدئویی تحت عنوان «آخرین لبخند شیرین رامین» نوشت:
شکنجه و رنجهایی که جلادان رژیم بر رامین روا داشتند، نتوانست او را به زانو در بیاورد.
روز هفدهم شهریور، سازمان اطلاعات خانوادهام را برای آخرین دیدار با رامین به تهران فراخواند. مادر، خواهر و برادرم وارد تهران شدند. رامین نُه روز بود که اعتصاب غذا کرده و لبهایش را دوخته بود.
تنها به مادرم، «دایە شریفە»، اجازه ملاقات دادند. قبل از ملاقات، یکی از مأموران اطلاعات به مادرم گفته بود که اگر رامین اعتصاب غذایش را متوقف کند، اعدامش نمیکنیم.
مادرم را به اتاق کوچکی بردند و بعد از چند دقیقه، پسری گندمرو با جسمی نحیف و لبهای دوختهشده، با صدای زنجیرهای پاهایش همراه فریادهای مادرم، تمام زندانها را به لرزه در آورد.
مادرم از رامین میخواهد دست از اعتصاب غذا بردارد، اما رامین او را در آغوش میگیرد و اشکهایش را با دستهای بستهاش پاک میکند. در حالی که نمیتواند حرف بزند، به مادرم اشاره میکند که نامهای برایتان نوشتهام. مادرم فریاد زد و به رامین التماس کرد که لبهایش را باز کند و اعتصاب غذایش را بشکند.
رامین دستش را روی شانههای مادرم گذاشت و با اشاره خداحافظی کرد. مأموران اطلاعات درب اتاق را باز کردند و مادرم و رامین را از هم جدا کردند. ساعتی بعد، رامینمان را به دار آویختند.
فردای آن شب، مادر و خواهرم را به قبرستان بهشت زهرا در تهران بردند تا آخرین دیدار بین مادرم و رامین بیجان باشد. آن موقع بود که مادرم پیکر مطهر رامین را دید، او را در آغوش گرفت و لبهای دوختهشدهاش را باز کرد تا آخرین لبخند شیرین رامین را ببیند.
#کوردستان #کورد #سنه #شۆڕشی_ژینا #مریوان #رامین_حسین_پناهی #اعدام #زندان #فعالان_مدنی #دایه_شریفه
رفیق حسینپناهی، برادر جاویدنام «رامین حسینپناهی» در آستانه سالگرد قتل حکومتی این جانباخته راه آزادی با انتشار ویدئویی تحت عنوان «آخرین لبخند شیرین رامین» نوشت:
شکنجه و رنجهایی که جلادان رژیم بر رامین روا داشتند، نتوانست او را به زانو در بیاورد.
روز هفدهم شهریور، سازمان اطلاعات خانوادهام را برای آخرین دیدار با رامین به تهران فراخواند. مادر، خواهر و برادرم وارد تهران شدند. رامین نُه روز بود که اعتصاب غذا کرده و لبهایش را دوخته بود.
تنها به مادرم، «دایە شریفە»، اجازه ملاقات دادند. قبل از ملاقات، یکی از مأموران اطلاعات به مادرم گفته بود که اگر رامین اعتصاب غذایش را متوقف کند، اعدامش نمیکنیم.
مادرم را به اتاق کوچکی بردند و بعد از چند دقیقه، پسری گندمرو با جسمی نحیف و لبهای دوختهشده، با صدای زنجیرهای پاهایش همراه فریادهای مادرم، تمام زندانها را به لرزه در آورد.
مادرم از رامین میخواهد دست از اعتصاب غذا بردارد، اما رامین او را در آغوش میگیرد و اشکهایش را با دستهای بستهاش پاک میکند. در حالی که نمیتواند حرف بزند، به مادرم اشاره میکند که نامهای برایتان نوشتهام. مادرم فریاد زد و به رامین التماس کرد که لبهایش را باز کند و اعتصاب غذایش را بشکند.
رامین دستش را روی شانههای مادرم گذاشت و با اشاره خداحافظی کرد. مأموران اطلاعات درب اتاق را باز کردند و مادرم و رامین را از هم جدا کردند. ساعتی بعد، رامینمان را به دار آویختند.
فردای آن شب، مادر و خواهرم را به قبرستان بهشت زهرا در تهران بردند تا آخرین دیدار بین مادرم و رامین بیجان باشد. آن موقع بود که مادرم پیکر مطهر رامین را دید، او را در آغوش گرفت و لبهای دوختهشدهاش را باز کرد تا آخرین لبخند شیرین رامین را ببیند.
#کوردستان #کورد #سنه #شۆڕشی_ژینا #مریوان #رامین_حسین_پناهی #اعدام #زندان #فعالان_مدنی #دایه_شریفه
Forwarded from …
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حەوت ساڵ پێش و لە بەرەبەیانی ١٧ی خەرماناندا ڕامین حوسێن پەناهی ، زانیار و لوقمان مورادی و پولێك تێكۆشەری كوردستان پەیوەست بوون بەو هەزاران ئەستێرەگەشانەی ئاسمانی كوردستان و بوون بە هاوڕێ ئەو ئەستێرانەی كە هەتا شەو ڕەش و ڕەشتر بێ ئەوان گەش و گەشترن ....
بژی یاد و ناویان
بژی یاد و ناویان
رامین حسین پناهی
Photo
«خونشان بذر مقاومت شد»
هفدهم شهریور، آسمان وطن بوی خون گرفت. سه جوان با دستانی بسته و دلهایی آزاد بر دار شدند: رامین حسینپناهی، زانیار و لقمان مرادی. آنان تنها نامهایی ساده نبودند؛ فریادهای خاموش ملتی بودند که آزادی را فریاد میزد.
سه قامت استوار که بر چوبهی دار ایستادند و به جهانیان آموختند: مرگ در راه حق و عدالت رسوایی نیست، عزتی جاویدان است. اعدامشان پایان نبود، آغاز بود؛ آغازی برای موجی از خشم و آگاهی، از امید و پایداری.
آنان را کشتند تا سکوت بکارند، اما خونشان بر زمین ریخت و بذر مقاومت شد. رامین صدای زخمی کوهستان بود، زانیار تپش دل هزاران جوان تشنهی رهایی، و لقمان شعلهای که مرگ نتوانست خاموش کند؛ شعلهای که در جان خلق آتش افروخت.
آنان چراغی شدند در راهی که هنوز در ظلمت است؛ فریادی شدند که از گلوی هر زندانی، هر کارگر، هر زن و هر مرد آزادیخواه برمیخیزد.
هفدهم شهریور تنها یادآور مرگ آنان نیست؛ یادآور عهدی است که با خون خود بستند: عهد ایستادگی در برابر استبداد، عهد نترسیدن از مرگ، عهد زیستن شرافتمندانه. یادشان امروز در رگهای ماست، در قلمهای ما، در قدمهای ما، و در آتش امیدی که خاموششدنی نیست.
آنان را گرفتند، اما راهشان را نمیتوانند بگیرند. این روز، تجدید پیمان ماست.
رامین با لبهای دوختهاش معلم ماست، و زانیار و لقمان با قلبهای به دار آویختهشان تپش امید ما هستند. ما سوگوار نیستیم؛ ما ادامهدهندهایم. بر سر عهد خونین خود ایستادهایم و تا آخرین دم فریاد میزنیم:
هیچ طناب داری نمیتواند آزادی را خفه کند،
هیچ گلولهای نمیتواند آرمان عدالت را سوراخ کند،
و هیچ زندانی نمیتواند امید سرخ خلق را در بند بکشد.
ئاڵا_سنە
هفدهم شهریور، آسمان وطن بوی خون گرفت. سه جوان با دستانی بسته و دلهایی آزاد بر دار شدند: رامین حسینپناهی، زانیار و لقمان مرادی. آنان تنها نامهایی ساده نبودند؛ فریادهای خاموش ملتی بودند که آزادی را فریاد میزد.
سه قامت استوار که بر چوبهی دار ایستادند و به جهانیان آموختند: مرگ در راه حق و عدالت رسوایی نیست، عزتی جاویدان است. اعدامشان پایان نبود، آغاز بود؛ آغازی برای موجی از خشم و آگاهی، از امید و پایداری.
آنان را کشتند تا سکوت بکارند، اما خونشان بر زمین ریخت و بذر مقاومت شد. رامین صدای زخمی کوهستان بود، زانیار تپش دل هزاران جوان تشنهی رهایی، و لقمان شعلهای که مرگ نتوانست خاموش کند؛ شعلهای که در جان خلق آتش افروخت.
آنان چراغی شدند در راهی که هنوز در ظلمت است؛ فریادی شدند که از گلوی هر زندانی، هر کارگر، هر زن و هر مرد آزادیخواه برمیخیزد.
هفدهم شهریور تنها یادآور مرگ آنان نیست؛ یادآور عهدی است که با خون خود بستند: عهد ایستادگی در برابر استبداد، عهد نترسیدن از مرگ، عهد زیستن شرافتمندانه. یادشان امروز در رگهای ماست، در قلمهای ما، در قدمهای ما، و در آتش امیدی که خاموششدنی نیست.
آنان را گرفتند، اما راهشان را نمیتوانند بگیرند. این روز، تجدید پیمان ماست.
رامین با لبهای دوختهاش معلم ماست، و زانیار و لقمان با قلبهای به دار آویختهشان تپش امید ما هستند. ما سوگوار نیستیم؛ ما ادامهدهندهایم. بر سر عهد خونین خود ایستادهایم و تا آخرین دم فریاد میزنیم:
هیچ طناب داری نمیتواند آزادی را خفه کند،
هیچ گلولهای نمیتواند آرمان عدالت را سوراخ کند،
و هیچ زندانی نمیتواند امید سرخ خلق را در بند بکشد.
ئاڵا_سنە
رامین حسین پناهی
Ramin pdf (2).pdf
ڕامین ئەوینی نیشتمان
ئازیزان لەو ماوەیەدا کە ئەم کتێبە چاپ کراوە،
زۆرێک لە هاوڕێیان و بەڕێزان داوایان لێ کردووین کتێبەکەیان بۆ بنێرین.
کتێبی ڕامین ئەوینی نیشتمان تەنیا یەک جار و ئەویش لە ئورۆپا بە ڕێژەێکی کەم چاپ و بڵاو کراوەتەوە،
ویستمان لە ساڵیادی سێدارەدانی کاکە ڕامین دا، لە باشووری کوردستان لە چاپی بدەینەوە،
بەڵام ئەو کارە دوا خرا بۆ کاتێکیتر.
بەڵام چۆنکە هەم بەڵێنی زۆرمان بە کەس دابوو و هەمیش داواکاری زۆرە،
لێرە بۆ جارێكیتر بە شێوەی
پی دی ئێفی کتێبەکە بڵاو دەکەینەوە.
لێرەدا وێڕای ئەوەی کە بۆ خۆمان دەینێرینە خزمەت ئەو ئازیزانەی پێشووتر داوایان کردبوو،
هەر بەڕێزێکیتر ویستی
دەتوانێ لە کاناڵی تێلگرامی کەمپەینی رامین دا دەستی بکەوێت .
لە گەڵ ڕێز و سپاس
کەمپەینی رامین حسین پەناهی
ئازیزان لەو ماوەیەدا کە ئەم کتێبە چاپ کراوە،
زۆرێک لە هاوڕێیان و بەڕێزان داوایان لێ کردووین کتێبەکەیان بۆ بنێرین.
کتێبی ڕامین ئەوینی نیشتمان تەنیا یەک جار و ئەویش لە ئورۆپا بە ڕێژەێکی کەم چاپ و بڵاو کراوەتەوە،
ویستمان لە ساڵیادی سێدارەدانی کاکە ڕامین دا، لە باشووری کوردستان لە چاپی بدەینەوە،
بەڵام ئەو کارە دوا خرا بۆ کاتێکیتر.
بەڵام چۆنکە هەم بەڵێنی زۆرمان بە کەس دابوو و هەمیش داواکاری زۆرە،
لێرە بۆ جارێكیتر بە شێوەی
پی دی ئێفی کتێبەکە بڵاو دەکەینەوە.
لێرەدا وێڕای ئەوەی کە بۆ خۆمان دەینێرینە خزمەت ئەو ئازیزانەی پێشووتر داوایان کردبوو،
هەر بەڕێزێکیتر ویستی
دەتوانێ لە کاناڵی تێلگرامی کەمپەینی رامین دا دەستی بکەوێت .
لە گەڵ ڕێز و سپاس
کەمپەینی رامین حسین پەناهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ئەمجەد حوسێن پەناهی : ئەمڕۆ لەگەڵ دایە ئامنە لە حەوتمین ساڵیادی لە سێدارە دانی ڕامین ، زانیار و لوقمان، چووینە سەر گڵکۆی شەهید ئێقبال مورادی و لەوێ لەگەل کۆمەڵێکیتر لە بنەماڵەو تێکۆشەر ، وێڕای دووپاتکردنەوەی پەیمان لەگەل شەهیدان و بنەماڵەکانیان، ڕێزمان گرت لە ئەو سێ شەهیدەو هەموو شەهیدانی ڕێگای ئازادی کوردستان
یادیان بەرز و بەڕێز بێت.
یادیان بەرز و بەڕێز بێت.
از صحفهی کاک سردار پاشایی عزیز،
.
دایه شریفه فقط مادر چهار داغ نیست؛ او زنیست که رنجش را به کنش تبدیل کرد و صرفاً مادری قربانی نماند.
او ادامهی سنتیست که قرنها در این جغرافیا نفس کشیده.
کردستان، سرزمینی که مقاومت را بخشی از زندگی میداند؛ جایی که زنان همیشه در صف نخست مبارزه بودهاند. دایه شریفه امروز میراثدار همین تاریخ است. در تجمعها، در کمپینهای ضد اعدام، در کنار خانوادههای دادخواه. به همین خاطر است که حکومت از او بیشتر از بسیاری از فعالین سیاسی میترسد. دایه شریفه زنی با گلی سرخ در دست که مقاومت را زندگی میکند.
#دایه_شریفه #رامین_حسین_پناهی
.
دایه شریفه فقط مادر چهار داغ نیست؛ او زنیست که رنجش را به کنش تبدیل کرد و صرفاً مادری قربانی نماند.
او ادامهی سنتیست که قرنها در این جغرافیا نفس کشیده.
کردستان، سرزمینی که مقاومت را بخشی از زندگی میداند؛ جایی که زنان همیشه در صف نخست مبارزه بودهاند. دایه شریفه امروز میراثدار همین تاریخ است. در تجمعها، در کمپینهای ضد اعدام، در کنار خانوادههای دادخواه. به همین خاطر است که حکومت از او بیشتر از بسیاری از فعالین سیاسی میترسد. دایه شریفه زنی با گلی سرخ در دست که مقاومت را زندگی میکند.
#دایه_شریفه #رامین_حسین_پناهی
دایه شریفه مادر رامین حسین پناهی زندانی سیاسی اعدام شده در پیامی خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و همه بازداشت شدگان مراسم خسرو علی ،کردی وکیل دادگستری جان باخته در مشهد شد.
او در پیامی نوشت نرگس محمدی برنده جایزه نوبل صلح یار خانواده ما و همه خانواده های دادخواه همچنین سپیده قلیان عالیه مطلب زاده و چند عزیز دیگر در مشهد در مراسم یادبود وكيل حقوق بشری خسرو علیکردی بازداشت شدند به عنوان مادری دادخواه در کنار خانواده هایشان هستم و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و همه بازداشت شدگان هستم همچنین همراه با تمامی داغدیدهگان تا رسیدن به عدالت و آزادی به دادخواهی ادامه خواهیم داد.»
۲۹ آذر ۱۴۰۴
او در پیامی نوشت نرگس محمدی برنده جایزه نوبل صلح یار خانواده ما و همه خانواده های دادخواه همچنین سپیده قلیان عالیه مطلب زاده و چند عزیز دیگر در مشهد در مراسم یادبود وكيل حقوق بشری خسرو علیکردی بازداشت شدند به عنوان مادری دادخواه در کنار خانواده هایشان هستم و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و همه بازداشت شدگان هستم همچنین همراه با تمامی داغدیدهگان تا رسیدن به عدالت و آزادی به دادخواهی ادامه خواهیم داد.»
۲۹ آذر ۱۴۰۴
Forwarded from AVATODAY
دایه شریفه، مادر جاویدنام رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد که در سال ۱۳۹۷ اعدام شد، در پیامی خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، و همه بازداشتشدگان مراسم یادبود جاویدنام خسرو علیکردی شد.
دایه شریفه در این پیام نوشت:
«نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، یار خانواده ما و همه خانوادههای دادخواه، همچنین سپیده قلیان، عالیه مطلبزاده و چند عزیز دیگر در مشهد در مراسم یادبود وکیل حقوق بشری، خسرو علیکردی بازداشت شدند. بهعنوان مادری دادخواه در کنار خانوادههایشان هستم و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و همه بازداشتشدگان هستم، همچنین همراه با تمامی داغدیدگان تا رسیدن به عدالت و آزادی به دادخواهی ادامه خواهیم داد.»
دایه شریفه به عنوان نمادی از مادران دادخواه در کُردستان، بارها صدای اعتراض به سرکوب و اعدامهای سیاسی بوده است.
🆔 @javanmardi77
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بازداشت مجدد افشین حسین پناهی، برادر رامین حسین پناهی، توسط نیروهای امنیتی
افشین حسین پناهی، فعال مدنی و محیطزیستی و برادر زندهیاد رامین حسین پناهی ـ فعال سرشناس کُرد که در سال ۱۳۹۷ اعدام شد ـ امروز بار دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بر اساس این گزارش، این بازداشت در ادامه روند برخوردهای امنیتی با فعالان مدنی صورت گرفته و تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره محل نگهداری و دلیل بازداشت او اعلام نشده است.
افشین حسین پناهی پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و اجتماعی بازداشت شده و چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده است. بازداشت مجدد او نگرانیهای جدی درباره امنیت، سلامت و وضعیت حقوقی وی ایجاد کرده است.
خانواده و نزدیکان او مسئولیت کامل جان و سلامت افشین حسین پناهی را متوجه نهادهای امنیتی میدانند و خواستار شفافسازی فوری درباره وضعیت و محل نگهداری او هستند.
افشین حسین پناهی، فعال مدنی و محیطزیستی و برادر زندهیاد رامین حسین پناهی ـ فعال سرشناس کُرد که در سال ۱۳۹۷ اعدام شد ـ امروز بار دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بر اساس این گزارش، این بازداشت در ادامه روند برخوردهای امنیتی با فعالان مدنی صورت گرفته و تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره محل نگهداری و دلیل بازداشت او اعلام نشده است.
افشین حسین پناهی پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و اجتماعی بازداشت شده و چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده است. بازداشت مجدد او نگرانیهای جدی درباره امنیت، سلامت و وضعیت حقوقی وی ایجاد کرده است.
خانواده و نزدیکان او مسئولیت کامل جان و سلامت افشین حسین پناهی را متوجه نهادهای امنیتی میدانند و خواستار شفافسازی فوری درباره وضعیت و محل نگهداری او هستند.