رامشگری واژگان
225 subscribers
92 photos
8 videos
3 files
110 links
چنلِ قبلیم:
@BlueSea_Moon
-نتیجه‌ی رقصاندن قلمم روی کاغذ:)
بات شناس:
@Moon_See_bot
بات ناشناس:
http://t.me/HidennChat_bot?start=5487332935
Download Telegram
دلم را به که دادم؟
Forwarded from سرمست• (غَین.)
«خودتو دوست داشته باش، یاد بگیر رها کنی چون هیچی ماندگار نیست، اگر هم باشه تو تغییر کردی! از تنهاییت لذت ببر و از تنها موندن و تنها بودن نترس.»
سرمست•
«خودتو دوست داشته باش، یاد بگیر رها کنی چون هیچی ماندگار نیست، اگر هم باشه تو تغییر کردی! از تنهاییت لذت ببر و از تنها موندن و تنها بودن نترس.»
«ما فقط یک بار به دنیا میایم و یک بار زندگی می‌کنیم، پس هیچ چیزی تو این زندگی مهم‌تر از آرامش و آزاد بودن نیست. همیشه و همه‌جا تو زندگیت دنبال آرامش باش و آزاد باش و آزاد زندگی کن.»
«دو کلام دردودل»
برای زندگی مردم نسخه‌ی آرامش می‌پیچم؛ در حالی‌که در زندگی خود جای سوزن انداختن نیز ندارم چه برسد به آرامش. از زمانی که یادم می‌آید تا به این سن که رسیده‌ام همیشه دنبال آرامش بوده‌ام، من به دنبال آرامش و آرامش از من فراری. نمی‌دانم در این سال‌ها آیا دلش ذره‌ای به حالم نسوخت که سراغی از من نگرفت و یا گرفت و من آنقدر سرگرم کارهایم بودم که درکی از وجودِ او نداشتم؟ حالم به مانند اعضای کشتی به گل نشسته‌ای‌ست که بی آب و غذا در جزیره‌ای دور افتاده گم شده‌اند؛ نه امیدی به زندگی دارند نه انگیزه‌ای برای تلاش! من دور افتاده‌ام؛ از معنای حقیقی زندگی دور افتاده‌ام و فقط غرق در دریای بی‌رحمی‌هایش مدام دست و پا می‌زنم. گه‌گاهی غرق می‌شوم و گه‌گاهی از غرق شدن نجات می‌یابم، شدم بازیچه‌ی دست زندگی؛ شدم وسیله‌ی سرگرمی‌اش. جالب اینجاست که در این زندگی کسی حتی دلش به حالم نمی‌سوزد، نمی‌گوید: «قیافه‌ی بدبخت‌اش را ببین! این دیگر ظرفیتی برای بدبخت‌تر‌شدن ندارد...». اتفاقا هر کس که مرا می‌بیند گویا شور و شعفی پیدا می‌کند برای آزار دادن من و روح من، وسیله‌اش مهم نیست، هر طوری که بتواند این کار را انجام می‌دهد و از کوچک‌ترین تلاشی دریغ نمی‌کند. نمی‌دانم چطور در این گودالِ سنگ‌دلی افتاده‌ام و کسی حتی جرعت نمی‌کند دستی برای کمک به سویم دراز کند، می‌ترسند آنها را نیز با خودم به اعماقِ سنگ‌دلی بکشانم. می‌خندم، ولی خنده‌ای ظاهری؛ گویا دلم آرام نیست، روحم آشوب دارد. نفس می‌کشم و گویا به این زندگی کردن می‌گویند، ولی آیا واقعا این زندگی کردن است؟ نمی‌نویسم، با خودم و دنیای خودم قهر کرده‌ام آخر می‌دانید چیست؟ فرصتی برای خودم ندارم، من اگر حواسم به اطرافیانم باشد هنر کردم، خودم که پیش‌کش! بگذریم، سخن را کوتاه می‌کنم؛ دلِ پر کر مرا وادار به روده‌درازی می‌کند. عفو بفرمایید، قربانِ شما و نگاه‌های پرمهرتان. تاز مزاحمتی دیگر بدرود.
🕊3
ولی من آهنگِ دلگیرِ عرفان طهماسبی رو با هیچی عوض نمی‌کنم...
می‌تونم با اون آهنگ بمیرم!
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نِمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها
به بویِ نافه‌ای کآخر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزلِ جانان چه اَمنِ عیش، چون هر دَم
جَرَس فریاد می‌دارد که بَربندید مَحمِل‌ها
به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید
که سالِک بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها
شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحل‌ها
همه‌کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفِل‌ها
حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها
- حافظ، غزل شمارهٔ یک
دیشب خواب دیدم که اینجا سیصد نفری شده...
عجیب بود برام که چرا باید همچین خوابی ببینم...
https://decomytree.com/home?hashedId=mUHYKB7tVrGk
بهم نامه‌ی کریسمس بدید تا روز کریسمس با خوندنشون خوشحال بشم🥲
راستی فردا روز نامه نوشتنِ، خوشحال میشم که برام نامه بنویسید...
🍓4
جالب میشه...
این پیام رو فوروارد کنید تا به مناسبت روز نامه نوشتن(که فرداست) براتون نامه بنویسم🥲🥂
ظرفیت ۱۵ چنل🪐 تمام🥲
- پرایوت‌ها لینک بدین...

- حواستون باشه پیام خط نخورده باشه.

- خوشحال میشم به جمع‌مون بپیوندید:)
رامشگری واژگان pinned «این پیام رو فوروارد کنید تا به مناسبت روز نامه نوشتن(که فرداست) براتون نامه بنویسم🥲🥂 ظرفیت ۱۵ چنل🪐 تمام🥲 - پرایوت‌ها لینک بدین... - حواستون باشه پیام خط نخورده باشه. - خوشحال میشم به جمع‌مون بپیوندید:)»
میزارم این سه نفر رو بقیه رو هم تا فردا شب می‌نویسم میزارم🥲
4
اِمی بانوی زیبای من، خوش‌قلمِ بی‌همتا؛ به گمانم تا به حال چندین بار به گوش تو رسانده‌ام که بوی خوش شیرینی‌های قلمت مرا مدهوش می‌کند و آن تزئیناتِ خوش آب و رنگش کرا از خود به خود می‌سازد اما این را باید همگان بدانند...
دخترِ زیبای خوش ذوق از اینکه با تو به واسطه‌ی ارتباطِ مقدسِ «نویسندگی» آشنا شدم بسیار شادمانم. گاهی با خود می‌گویم کاش زودتر تو را پیدا کرده بودم و بیشتر از نوشته‌های گلگونت که بوی بهار و زندگی می‌دهند بهره می‌بردم.
زیبای خالق، سخن را کوتاه می‌کنم؛ برای پایان سخن از تو خواهشی دارم، اینکه تا همیشه بنویسی! من بی‌صبرانه منتظر هستم تا در آینده‌ای نزدیک در حال خواندن کتابِ تو باشم. هیچ‌وقت ما را از قلمِ بی‌همتایت دریغ نکن...
- از طرفِ هاله‌ی نازان برای زیبای خالق:
https://t.me/hamneshine_aramesh
❤‍🔥2
سبزِ خوش‌صدا، صدای دلنشینت چونان آبی‌ خنک که روح تشنه را سیراب می‌کند؛ روح ناآرام ما را نیز جلا می‌بخشد. می‌دانی تو یکی از فرشته‌های خدا روی زمین هستی؟ فرشته‌ای که خدا حنجره‌اش را غرق بوسه کرده و پژواک صداهایت به ما بندگان زمینی رسیده. ملکه‌ی خوش‌صدا؛ بابت یادآوری‌هایی که برایمان داری از تو ممنونم. گاهی زندگی به قدری ما آدم‌ها را در خود می‌بلعد و ما را در هم می‌شکند که حواسمان از ماهیتِ اصلی آن پرت می‌شود و چه خوب است که فرشته‌هایی مثل تو زندگی را به ما یادآور می‌شوند. بانوی سبز، برایت آرزوی زندگی‌ای پر از آرامش و آزادی دارم. سبز بمان.
- از طرف هاله‌ی نازان برای بانوی سبز:
https://t.me/Be_yourself_babay
🍓2