رامشگری واژگان
226 subscribers
92 photos
8 videos
3 files
110 links
چنلِ قبلیم:
@BlueSea_Moon
-نتیجه‌ی رقصاندن قلمم روی کاغذ:)
بات شناس:
@Moon_See_bot
بات ناشناس:
http://t.me/HidennChat_bot?start=5487332935
Download Telegram
Bazen hiçbir şey söylemeden sadece anlaşılmak istiyor insan.
🕊2
Geceye Sözüm Var (Canlı Konser)
Anatolian
Geceye sözüm var düşmem artık
💋1
درونم رو مه گرفته، مهی غلیظ که با وجودش نمیشه هیچ‌چیز رو دید.
❤‍🔥1
Forwarded from چالش
یه عشقِ آروم لای ورق‌های نوشته‌شده، با عطر بارون و نامه‌هایی که هیچ‌وقت فرستاده نشده.
https://t.me/rameshgary
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد
نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
به مثَل گفته‌ام این را و اگر نه کرَم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
- مولانا
❤‍🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید باورتون نشه ولی همین الان، تو گالریم، این ویدیو رو دیدم.
❤‍🔥2
Forwarded from PNG
🔴 امروز ۲۸ مرداد، تولد جاویدنام مهرداد مشتاقی هست.

مهرداد شدیدا آدم حسابی بود، رتبه ۲۰۰ کنکور، مهندس عمران، خوشتیپ، خوش اندام و... همه جوره این پسر کامل بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3
بچه‌های کنکوری، امیدوارم تو کنکورتون بهترین خودتون باشید و نتیجه‌ی زحماتتون رو ببینید. امیدوارم بهترین‌ها براتون اتفاق بیفته🤍
نتیجه هر چیزی که باشه چیزی از ارزش شما کم نمی‌کنه و مهم اینه که کم نیاورده باشید و تا آخر ادامه داده باشید...
💋2
Forwarded from نقاشی طوفان (Kiyan)
Forwarded from نقاشی طوفان (Kiyan)
نقاشی طوفان
Photo
بچه‌ها بیاین چنل این خانوم خوشگله
آدم رفته‌رفته فرسوده میشه، یه طوری که دیگه نشه جمعش کرد.
احتمالا فردا یه متن جدید داریم. ولی ایندفعه هم داستان نیست.
رامشگری واژگان
«در بابِ تاب و تحمل» صبر، نمناک‌ترین چیزِ دنیاست. بله، درست خواندید؛ نمناک! سرشتِ صبر با اشک خو گرفته و نم به خانه‌های روحمان تحویل می‌دهد‌. صبر را باید ساخت؛ کسی نمی‌تواند از در وارد شود و ادعا کند که بی‌هیچ زحمتی صبر را دارد؛ یا اینکه بگوید صبر را در جمعه…
«در باب ستیز»
عقربه‌ها از پی هم می‌گذشتند‌. دخترک روی تخت رها شده بود. عرق سرد پوستش را نوازش می‌کرد و قطره‌هایش تند‌تند از کنار یکدیگر پیشی می‌گرفتند. آرام به نظر می‌رسید ولی راستش را بخواهید هیچ آرام نبود. مغزش در هجوم تازیانه‌ی بی‌رحمانه‌ی افکاری قرار گرفته بود که به قصد مرگ به سمتش حمله‌ور شده بودند. گویی مغزش نفوذی و همدست دشمنش بوده که این چنین روح و جان نحیفش را آزار می‌داد‌. دخترک ترسیده بود، قلبش به سان قلب یک گنجشک می‌تپید، بهتر بگویم خود را به سینه می‌کوبید. سردرگم و تنها، بی‌پناه و آواره، در هجوم تازیانه‌های بی‌پایان و در پس خیانت‌ مغزش، کودکانه در خود جمع شده بود. دشمن قصد عقب‌نشینی نداشت، اعضای بدنش یاری نمی‌کردند و کسی برای کمک پیشش نبود. دخترک بلندپرواز بود و رویاپرداز و به شدت آینده‌نگر، ولی همین سه مقوله آتش به جانش زده بودند و زندگی از او دزدیده بودند. دخترک زور میزد که مقاومت کند، ولی قدرت دشمن به او می‌چربید. آهسته سر چرخاند و از پنجره آسمان صاف و روشن را از نظر گذراند. هوا گرم بود و پلک‌هایش سنیگن. بغض هم بیخ گلویش در حال پیشروی بود. لحظه‌ای در آبی ملایم آسمان غرق شد، حال و هوای آسمان بوی آرامش می‌داد، چیزی که با حال و هوای دخترک کاملا در تضاد بود‌. ذهنش باز خیانت کرد، حتی به آن لحظه‌ی کوتاه هم دست‌برد زد و باز مشکلات بی‌پایانش را به رخ کشید. بغض با سرعت بیشتر پیش رفت، پرده‌ی نازک اشک چشم‌هایش را پوشاند، بغض ترکید، قطره‌های درشت اشک روی گونه‌های دخترک باریدند، ابروها در هم رفتند و خطی عمیق میان پیشانی‌اش کاشتند. پلک‌های دخترک سنگین و سنگین‌تر شد، بسته شد و به خواب رفت‌. فکر می‌کرد شاید خواب نجات‌دهنده باشد، غافل از اینکه خواب فقط برایش کابوس و وحشت به همراه داشت‌.
- هاله‌ی نازان
❤‍🔥2
Forwarded from B✧ (B A H A R)
کنجد