آشیانِ منِ بیچاره اگر سوخت چه باک؟!
فکرِ ویران شدنِ خانهی صیاد کنید...
- ملک الشعرای بهار
فکرِ ویران شدنِ خانهی صیاد کنید...
- ملک الشعرای بهار
❤5🕊2🐳1
گه مایل دنیایم وگه طالب عُقبا
انداخت خیالت زکجایم به کجاها
- بیدل دهلوی
انداخت خیالت زکجایم به کجاها
- بیدل دهلوی
❤5🕊2🐳1
تو مرا یاد کنی، یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست، اما
نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست
- سهراب سپهری
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست، اما
نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست
- سهراب سپهری
☃5🐳1
«دیوانگیهای یک نویسنده»
دوست دارم نامفهوم بنویسم! بله، درست خواندید؛ دوست دارم نامفهوم بنویسم! دوست دارم حرفهایم را پوششی در بغل بگیرد. دوست دارم جملاتم چادرپوش باشند. دوست دارم جملاتم به مانند غنچهی نشکفتهای تحت حفاظت برگهایش باشند. دوست دارم سبکی را بیافرینم که در آن، مبهمنویسی هنر باشد! دلم میخواهد نوشتههایم در این سبک برداشت آزاد باشند. در پسِ پردهی رویاهایم خواستارِ دیدن برداشتهای شخصی هر فرد بعد از خواندن کتابهایم باشم. یک جایی در آن ژرفای وجودم میخواهم جملاتم سنگین باشند. اینکه هر کسی نتواند بفهمد ژرفای سخنم چیست، یا کمی تأمل به خرجِ این نوشتهها دهد. شاید روزی وقتی روحم به ملکوتِ اعلی پیوست، روی ابرهای آسمان بنشینم و خوانندگانی را ببینم که سخت غرقِ نوشتههایم هستند. آنجاست که تبسمی عمیق بر لبانم نقش میبندد و روحم برای همیشه آرام میگیرد.
دوست دارم نامفهوم بنویسم! بله، درست خواندید؛ دوست دارم نامفهوم بنویسم! دوست دارم حرفهایم را پوششی در بغل بگیرد. دوست دارم جملاتم چادرپوش باشند. دوست دارم جملاتم به مانند غنچهی نشکفتهای تحت حفاظت برگهایش باشند. دوست دارم سبکی را بیافرینم که در آن، مبهمنویسی هنر باشد! دلم میخواهد نوشتههایم در این سبک برداشت آزاد باشند. در پسِ پردهی رویاهایم خواستارِ دیدن برداشتهای شخصی هر فرد بعد از خواندن کتابهایم باشم. یک جایی در آن ژرفای وجودم میخواهم جملاتم سنگین باشند. اینکه هر کسی نتواند بفهمد ژرفای سخنم چیست، یا کمی تأمل به خرجِ این نوشتهها دهد. شاید روزی وقتی روحم به ملکوتِ اعلی پیوست، روی ابرهای آسمان بنشینم و خوانندگانی را ببینم که سخت غرقِ نوشتههایم هستند. آنجاست که تبسمی عمیق بر لبانم نقش میبندد و روحم برای همیشه آرام میگیرد.
❤7☃1🐳1
رامشگری واژگان
«دیوانگیهای یک نویسنده» دوست دارم نامفهوم بنویسم! بله، درست خواندید؛ دوست دارم نامفهوم بنویسم! دوست دارم حرفهایم را پوششی در بغل بگیرد. دوست دارم جملاتم چادرپوش باشند. دوست دارم جملاتم به مانند غنچهی نشکفتهای تحت حفاظت برگهایش باشند. دوست دارم سبکی را…
متنِ جدید، تقدیم شما!
انتظار دارم نظر بدید پس دریغ نکنید حتی کوچکترین نظراتتون رو...
انتظار دارم نظر بدید پس دریغ نکنید حتی کوچکترین نظراتتون رو...
@Moon_See_bot
http://t.me/HidennChat_bot?start=5487332935
❤4
خب الان شماام نظر نمیدید و حمایت نمیکنید، بعد فرقتون با بقیه چیه؟!
❤4
رامشگری واژگان
«دیوانگیهای یک نویسنده» دوست دارم نامفهوم بنویسم! بله، درست خواندید؛ دوست دارم نامفهوم بنویسم! دوست دارم حرفهایم را پوششی در بغل بگیرد. دوست دارم جملاتم چادرپوش باشند. دوست دارم جملاتم به مانند غنچهی نشکفتهای تحت حفاظت برگهایش باشند. دوست دارم سبکی را…
این رو نظر بدید که امشب متن جدید داریم
رامشگری واژگان
این رو نظر بدید که امشب متن جدید داریم
همچین دیشب یادم رفت بزارم بچهها🦦
<در باب عشق>
دوستش دارم. این جمله بار معنایی و معنوی سنگینی را بر دوشم میگذارد. برای منی که عشق همیشه و حتی از خردسالی برایم بتی مقدس بوده، گفتن این جمله کمی سخت است. ذهن و قلبم همیشه در حال محاسبهی احساسات بوده. همیشه دنبال این بوده که ببیند کجا بوی عشق میشنود و برود سراغ تجزیه و تحلیل. نمیدانم چرا و حتی چگونه من به سمت و سوی عشق کشیده شدم! هر چه که هست از زمانی که یاد دادم به دنبال آن بودهام، حالا چه فهمیدنِ ماهیتش باشد، چه راه و رسم بهترین بودن در راه عشق.
حال به گمانم میتوانید حدس بزنید که دلیل جملهی دوم این متن چه بود. دوست داشتن سخت، سنگین، زیبا، لطیف و والاست. نمیتوان علاقه را توصیف و تعریف کرد. به نظرم دیوانگیست که چیزی به این عظمت را بخواهیم فقط با کلمات_ که منکر ارزش والایشان نمیشوم_ بیان کنیم! عشق چیزی ورایِ این دنیاست. علاقه الفبای خاصِ خودش را دارد، رنگ و بوی خودش را دارد، مزهی خودش را دارد و دنیای بزرگ و قشنگ خودش را دارد. دنیای زندگی و دنیای دوست داشتن دو چیز جدا از هم است. اگر نظرِ مرا بخواهند میگویم که اگر کسی دنیای عشق را تجربه نکند؛ زندگی نکرده است! دوست داشتن، زیباست، دشوار است و در عین حال پر از لذت.
دوستش دارم. این جمله بار معنایی و معنوی سنگینی را بر دوشم میگذارد. برای منی که عشق همیشه و حتی از خردسالی برایم بتی مقدس بوده، گفتن این جمله کمی سخت است. ذهن و قلبم همیشه در حال محاسبهی احساسات بوده. همیشه دنبال این بوده که ببیند کجا بوی عشق میشنود و برود سراغ تجزیه و تحلیل. نمیدانم چرا و حتی چگونه من به سمت و سوی عشق کشیده شدم! هر چه که هست از زمانی که یاد دادم به دنبال آن بودهام، حالا چه فهمیدنِ ماهیتش باشد، چه راه و رسم بهترین بودن در راه عشق.
حال به گمانم میتوانید حدس بزنید که دلیل جملهی دوم این متن چه بود. دوست داشتن سخت، سنگین، زیبا، لطیف و والاست. نمیتوان علاقه را توصیف و تعریف کرد. به نظرم دیوانگیست که چیزی به این عظمت را بخواهیم فقط با کلمات_ که منکر ارزش والایشان نمیشوم_ بیان کنیم! عشق چیزی ورایِ این دنیاست. علاقه الفبای خاصِ خودش را دارد، رنگ و بوی خودش را دارد، مزهی خودش را دارد و دنیای بزرگ و قشنگ خودش را دارد. دنیای زندگی و دنیای دوست داشتن دو چیز جدا از هم است. اگر نظرِ مرا بخواهند میگویم که اگر کسی دنیای عشق را تجربه نکند؛ زندگی نکرده است! دوست داشتن، زیباست، دشوار است و در عین حال پر از لذت.
❤🔥10
رامشگری واژگان
<در باب عشق> دوستش دارم. این جمله بار معنایی و معنوی سنگینی را بر دوشم میگذارد. برای منی که عشق همیشه و حتی از خردسالی برایم بتی مقدس بوده، گفتن این جمله کمی سخت است. ذهن و قلبم همیشه در حال محاسبهی احساسات بوده. همیشه دنبال این بوده که ببیند کجا بوی عشق…
متنِ جدید، تقدیم شما!
انتظار دارم نظر بدید پس دریغ نکنید حتی کوچکترین نظراتتون رو...
@Moon_See_bot
http://t.me/HidennChat_bot?start=5487332935
ممکنه یکم ایراد داشته باشه، از این بابت عذرخواهم🥲
انتظار دارم نظر بدید پس دریغ نکنید حتی کوچکترین نظراتتون رو...
@Moon_See_bot
http://t.me/HidennChat_bot?start=5487332935
🔥2
Hidden Chat
یه بیوگرافی از خودت بده چند سالته و.. این چیزا
من فاطمهام (اسم کاملم فاطمه زهراست) ۱۵ سالمه کلاس دهم تجربیام، یک سال و چند ماه هست که نویسندگی رو شروع کردم.
دیگه چی بگم؟
دیگه چی بگم؟
🕊2
Forwarded from مُحَرِرالحنّاٰن؛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☁️🪴
عشق باید مواظبت شود عزیزمن. نگهداری میخواهد و مراقبت فراوان. انگار که گیاهیست نازک و لطیف، بینورِ بوسه و در نبود تربت گرمِ اغوش ملول و پژمرده، آرام آرام میمیمرد. عشق را بایستی بین دو بازوی امنیت حفظ کرد تا قد بکشد، شکوفه دهد، به ثمر بنشیند نه اینکه ایستاد و نگاه کرد که در گرداب روزمرگی بیوفتد و به تدریج غرق شود. عشق مواظبت میخواهد که تا ابد آتش شیفتگیاش اَلو بگیرید و جنونش افسانه شود. باید تا زمان پیری و سالخوردگی هم تر و تازه بماند، ناب باشد و پر دوام. مثل شرابی صد ساله، مست کند و هوش از سر ببرد.
آدمها...همین مردم بی دست و پایِ مغرور، عشق را نمیشناسنند، قدر این موهبت را نمیدانند و همیشهی خدا به جان روزگار نق میزنند. به گمانم همین فرهاد هم که قرنهاست قصهی مادران شده، اگر به وصال میرسید در گیر و دار رسیدن به جرعهای آب و قرص نان عشق را فراموش میکرد و از یاد میبرد هرزگاهی به شیرین شوریده بخت دوستت دارم بگوید یا پیش از خواب سیب گونهاش را بچیند. آدمها نمیدانند این سگ دو زدنها، دوییدنها همه باید به نیت به سامان رسیدن عشق باشد، برای ساختن آجر های کاشانهای که جنون ستون اولش است.
عشق باید مواظبت شود عزیزمن. نگهداری میخواهد و مراقبت فراوان. انگار که گیاهیست نازک و لطیف، بینورِ بوسه و در نبود تربت گرمِ اغوش ملول و پژمرده، آرام آرام میمیمرد. عشق را بایستی بین دو بازوی امنیت حفظ کرد تا قد بکشد، شکوفه دهد، به ثمر بنشیند نه اینکه ایستاد و نگاه کرد که در گرداب روزمرگی بیوفتد و به تدریج غرق شود. عشق مواظبت میخواهد که تا ابد آتش شیفتگیاش اَلو بگیرید و جنونش افسانه شود. باید تا زمان پیری و سالخوردگی هم تر و تازه بماند، ناب باشد و پر دوام. مثل شرابی صد ساله، مست کند و هوش از سر ببرد.
آدمها...همین مردم بی دست و پایِ مغرور، عشق را نمیشناسنند، قدر این موهبت را نمیدانند و همیشهی خدا به جان روزگار نق میزنند. به گمانم همین فرهاد هم که قرنهاست قصهی مادران شده، اگر به وصال میرسید در گیر و دار رسیدن به جرعهای آب و قرص نان عشق را فراموش میکرد و از یاد میبرد هرزگاهی به شیرین شوریده بخت دوستت دارم بگوید یا پیش از خواب سیب گونهاش را بچیند. آدمها نمیدانند این سگ دو زدنها، دوییدنها همه باید به نیت به سامان رسیدن عشق باشد، برای ساختن آجر های کاشانهای که جنون ستون اولش است.
Forwarded from مهِ معمولی (MDW)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
As long as I'm with you I've got a smile on my face💘-
💘3
مهِ معمولی
As long as I'm with you I've got a smile on my face💘-
ایشون و پارتنرشون باعث میشن یه لبخند بزرگ بیاد رو لباتون، انقدر که خودشون و حسشون قشنگ و عمیقه🤌
💘2
رامشگری واژگان
<در باب عشق> دوستش دارم. این جمله بار معنایی و معنوی سنگینی را بر دوشم میگذارد. برای منی که عشق همیشه و حتی از خردسالی برایم بتی مقدس بوده، گفتن این جمله کمی سخت است. ذهن و قلبم همیشه در حال محاسبهی احساسات بوده. همیشه دنبال این بوده که ببیند کجا بوی عشق…
دلم میخواد امروز روز عشق باشه تو چنلمون، به مناسبت این متن