Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
خدا امشب بهت میگه :
راحت بخواب ، اون موقعیت استرس زایی که توش گیر افتادی رو بسپار به من
مگر می شود زندگی مرا به هم ریخته آفریده باشد
خدای دانه های انار؟❤️
خدا امشب بهت میگه :
راحت بخواب ، اون موقعیت استرس زایی که توش گیر افتادی رو بسپار به من
مگر می شود زندگی مرا به هم ریخته آفریده باشد
خدای دانه های انار؟❤️
@zhuanchannel
وقتی کرونا آمد فهمیدم دوست خوب یعنی جلال. از وقتی مجبور شدیم کمتر همدیگر را ببینیم، پیغامهای جلال بیشتر شد. بیشتر روزها میپرسید «همه چی خوبه..؟ رو به راهی؟» و من جواب میدادم «مخلصتم، عالی». جلال هم یک علامت پیروزی با دو تا گل میفرستاد.
بعد از مدتی دیگر پیغامهای جلال را باز نمیکردم چون میدانستم میخواهد حالم را بپرسد و حالم خوب بود.
وقتی جلال زنگ میزد و میگفت «نگرانت شدم، یه هفتهست پیغامهای من رو باز هم نکردی» از خجالت آب میشدم اما خیالم راحت بود که جلال هست.
میدانستم همیشه هست و همین خیالم را راحت میکرد. گاهی برایش مینوشتم «جلال یه قراری بذاریم و همو ببینیم» و او جواب میداد «هر وقت بگی، هر جا بگی» و من هیچوقت و هیچ جا را نمیگفتم چون جلال همیشه بود.
چند روز پیش دیدم بیست و هفت پیغام باز نکرده از جلال دارم. پیغامها را باز کردم. در پیغامهای اول مثل همیشه حالم را پرسیده بود، بعد گفته بود که نگرانم شده است، بعد همانجا تماس گرفته بود، بعد نوشته بود از بچهها شنیده که حالم خوب است و خیالش راحت شده است. به جلال پیغام دادم «جلال جان نوکرتم و شرمندهام، به خدا خیلی درگیر بودم.
خوبی؟» سه روز گذشت و جلال پیغامم را باز نکرد. بعد نوشتم «جلال خواهش میکنم جواب بده»...
سه ساعت بعد جلال زنگ زد.
شیرجه زدم گوشی را برداشتم و گفتم «جلال جانم، خوبی؟» جلال گفت «این دیوانه بازیها چیه در میاری؟ این چی بود تو اینستا گذاشتی؟ کلی آدم فکر کردند من مردهام!»
گفتم «جلال کجا بودی؟ الان که زنگ زدی انگار خدا دنیا رو به من داد!» جلال گفت «من هرروز بهت پیغام میدادم حالت رو میپرسیدم تو عین خیالت نبود. پیغامها رو باز هم نمیکردی، تا نبودم عزیز شدم؟»
گفتم «من فکر میکردم هرجوری بشه تو همیشه هستی» جلال گفت «اونایی که همیشه هستند هم یه موقعهایی دیگه نیستند»
گفتم «یعنی چی؟» جلال گفت «ببین... کاکتوس اصلا آب نمیخواد ولی کاکتوس هم آب میخواد!» به جلال گفتم «تا عمر دارم این حرفت یادم نمیره.»
امروز ظهر جلال زنگ زد، توی یک موقعیت ناجوری بودم و با خودم گفتم نیم ساعت بعد زنگ خواهم زد، اما نمیدانم چرا فراموش کردم. الان جلال دوباره زنگ زد و گفت «باز هم چهار تا پیغام گذاشتم و ندیدی». بعد بدون اینکه منتظر جواب من باشد قطع کرد...
#سروش_صحت
وقتی کرونا آمد فهمیدم دوست خوب یعنی جلال. از وقتی مجبور شدیم کمتر همدیگر را ببینیم، پیغامهای جلال بیشتر شد. بیشتر روزها میپرسید «همه چی خوبه..؟ رو به راهی؟» و من جواب میدادم «مخلصتم، عالی». جلال هم یک علامت پیروزی با دو تا گل میفرستاد.
بعد از مدتی دیگر پیغامهای جلال را باز نمیکردم چون میدانستم میخواهد حالم را بپرسد و حالم خوب بود.
وقتی جلال زنگ میزد و میگفت «نگرانت شدم، یه هفتهست پیغامهای من رو باز هم نکردی» از خجالت آب میشدم اما خیالم راحت بود که جلال هست.
میدانستم همیشه هست و همین خیالم را راحت میکرد. گاهی برایش مینوشتم «جلال یه قراری بذاریم و همو ببینیم» و او جواب میداد «هر وقت بگی، هر جا بگی» و من هیچوقت و هیچ جا را نمیگفتم چون جلال همیشه بود.
چند روز پیش دیدم بیست و هفت پیغام باز نکرده از جلال دارم. پیغامها را باز کردم. در پیغامهای اول مثل همیشه حالم را پرسیده بود، بعد گفته بود که نگرانم شده است، بعد همانجا تماس گرفته بود، بعد نوشته بود از بچهها شنیده که حالم خوب است و خیالش راحت شده است. به جلال پیغام دادم «جلال جان نوکرتم و شرمندهام، به خدا خیلی درگیر بودم.
خوبی؟» سه روز گذشت و جلال پیغامم را باز نکرد. بعد نوشتم «جلال خواهش میکنم جواب بده»...
سه ساعت بعد جلال زنگ زد.
شیرجه زدم گوشی را برداشتم و گفتم «جلال جانم، خوبی؟» جلال گفت «این دیوانه بازیها چیه در میاری؟ این چی بود تو اینستا گذاشتی؟ کلی آدم فکر کردند من مردهام!»
گفتم «جلال کجا بودی؟ الان که زنگ زدی انگار خدا دنیا رو به من داد!» جلال گفت «من هرروز بهت پیغام میدادم حالت رو میپرسیدم تو عین خیالت نبود. پیغامها رو باز هم نمیکردی، تا نبودم عزیز شدم؟»
گفتم «من فکر میکردم هرجوری بشه تو همیشه هستی» جلال گفت «اونایی که همیشه هستند هم یه موقعهایی دیگه نیستند»
گفتم «یعنی چی؟» جلال گفت «ببین... کاکتوس اصلا آب نمیخواد ولی کاکتوس هم آب میخواد!» به جلال گفتم «تا عمر دارم این حرفت یادم نمیره.»
امروز ظهر جلال زنگ زد، توی یک موقعیت ناجوری بودم و با خودم گفتم نیم ساعت بعد زنگ خواهم زد، اما نمیدانم چرا فراموش کردم. الان جلال دوباره زنگ زد و گفت «باز هم چهار تا پیغام گذاشتم و ندیدی». بعد بدون اینکه منتظر جواب من باشد قطع کرد...
#سروش_صحت
Forwarded from و خداوند عشق را آفرید
من میخواهم بدانم که
راستی راستی زندگی یعنی اينکه
توی يک تکه جا،
هی بروی و برگردی،
تا پير بشوی و ديگر هيچ؟!
يا اينکه طور دیگری هم
توی دنيا میشود زندگی کرد؟
#صمد_بهرنگی
@Godmakelove
راستی راستی زندگی یعنی اينکه
توی يک تکه جا،
هی بروی و برگردی،
تا پير بشوی و ديگر هيچ؟!
يا اينکه طور دیگری هم
توی دنيا میشود زندگی کرد؟
#صمد_بهرنگی
@Godmakelove
کاش دنیا دست زنها بود ،
زنها که زاییدهاند ،
یعنی خلق کرده اند و
قدرِ مخلوقِ خودشان را میدانند .
قدرِ تحمل و حوصله و یکنواختی
و برای خود هیچ کاری نتوانستن را .
شاید مردها چون هیچ وقت خالق نبوده اند ،
آنقدر خود را به آب و آتش میزنند تا چیزی بیافرینند ...
اگر دنیا دست زن ها بود ،
جنگ کجا بود ؟
#سیمین_دانشور
@raghseparvane
زنها که زاییدهاند ،
یعنی خلق کرده اند و
قدرِ مخلوقِ خودشان را میدانند .
قدرِ تحمل و حوصله و یکنواختی
و برای خود هیچ کاری نتوانستن را .
شاید مردها چون هیچ وقت خالق نبوده اند ،
آنقدر خود را به آب و آتش میزنند تا چیزی بیافرینند ...
اگر دنیا دست زن ها بود ،
جنگ کجا بود ؟
#سیمین_دانشور
@raghseparvane
دوست دارم تو را
برای یک روز ،
از خدا قرض بگیرم ...!
و فردا هر چه قدر
تماس گرفت ؛
گوشی را برندارم ...!
👤 رسول ادهمی
@raghseparvane
برای یک روز ،
از خدا قرض بگیرم ...!
و فردا هر چه قدر
تماس گرفت ؛
گوشی را برندارم ...!
👤 رسول ادهمی
@raghseparvane
🌾
@raghseparvane
شنیدم مصرعی شیوا،
که شیرین بود مضمونش
« منم مجنون آن لیلا
که صد لیلاست مجنونش »
#فریدون_مشیری
💫🌾
@raghseparvane
شنیدم مصرعی شیوا،
که شیرین بود مضمونش
« منم مجنون آن لیلا
که صد لیلاست مجنونش »
#فریدون_مشیری
💫🌾
دوران کودکی ات رو بخاطر آور
همان زمان هایی که در کوچه بازی می کردی
یخمک و بستنی می خریدی
دنبال یک راهی بودی که سر ظهر که خانواده اصرار برخوابیدنت داشت از خانه به کوچه بزنی و کلی شیطونی کنی
آن زمانی که اگر پسر بودی تک چرخ و اگر دختر بودی با عروسک و وسیله های آشپزخانه عروسکی بازی می کردی
رهاااا
آزاد ...
فارغ از همه چی
اینقدری حال دلت خوب
بود که اصلا متوجه گذر زمان نمیشدی و تا
نمیآمدن دنبالت نمی رفتی خونه ...
خلاصه که فکر کردن به
هیچ دورانی به اندازه دوران
کودکی حال دلم رو
خوب نمیکنه ....
امیدوارم حال دلتون خوب باشه❤
.
.
#شهرزاد_ملکی
@raghseparvane
همان زمان هایی که در کوچه بازی می کردی
یخمک و بستنی می خریدی
دنبال یک راهی بودی که سر ظهر که خانواده اصرار برخوابیدنت داشت از خانه به کوچه بزنی و کلی شیطونی کنی
آن زمانی که اگر پسر بودی تک چرخ و اگر دختر بودی با عروسک و وسیله های آشپزخانه عروسکی بازی می کردی
رهاااا
آزاد ...
فارغ از همه چی
اینقدری حال دلت خوب
بود که اصلا متوجه گذر زمان نمیشدی و تا
نمیآمدن دنبالت نمی رفتی خونه ...
خلاصه که فکر کردن به
هیچ دورانی به اندازه دوران
کودکی حال دلم رو
خوب نمیکنه ....
امیدوارم حال دلتون خوب باشه❤
.
.
#شهرزاد_ملکی
@raghseparvane
اینکه شما خودت رو همینی که هستی پذیرفتی و دوست داری دلیل نمیشه که:
۱. دیگران هم چیزی که هستی رو دوست داشته باشن؛
۲. چیزی که هستی چیز خوبی باشه؛
۳. وظیفه نداشته باشی در جهت بهبودش تلاش کنی.
۱. دیگران هم چیزی که هستی رو دوست داشته باشن؛
۲. چیزی که هستی چیز خوبی باشه؛
۳. وظیفه نداشته باشی در جهت بهبودش تلاش کنی.
وقتى مريض شدم توقع داشتم همه حواسشون فقط به من باشه!
ولی بعد فهمیدم آدما باید زندگی خودشون رو بکنن و اگه شد و دوست داشتن گاهی کنارم باشن.
کنارم باشن و بیحوصِله باشن
کنارم باشن و دعوا کنن
کنارم باشن و شادباشن
کنارم باشن و زندگی معمولیشون رو بکنن
کنارم باشن...همینکه گاهی باشن بسه
📽جهان با من برقص
@raghseparvane
ولی بعد فهمیدم آدما باید زندگی خودشون رو بکنن و اگه شد و دوست داشتن گاهی کنارم باشن.
کنارم باشن و بیحوصِله باشن
کنارم باشن و دعوا کنن
کنارم باشن و شادباشن
کنارم باشن و زندگی معمولیشون رو بکنن
کنارم باشن...همینکه گاهی باشن بسه
📽جهان با من برقص
@raghseparvane
تقدیر؛ شادمهر عقیلی.
@monadchannel
کی با یک جمله مثل من
میتونه آرومت کنه ...
میتونه آرومت کنه ...
Forwarded from هرچه از دل بر آید...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای اینکه یادمون نره خواننده این آهنگ را بازداشت کردند!
Forwarded from هرچه از دل بر آید...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم بمان
گفتی نگو...وقتی نمی مانم...
گفتی نگو...وقتی نمی مانم...