لحظه‌ای بحرانی وسط ناکجا آباد.
2.27K subscribers
228 photos
16 videos
78 links
طرفدار وال‌ها، گوشه‌ها و رویاهای مُرده.
Download Telegram
ماشالا؛ سر شماست؟
آخه خیلی وقته جزئی از ته ماست.
تبدیل غم به چربی.💞
بارونِ پنج صبح رو هستم. آدم می‌مونه و غمشو و خداش.
هوا، هوای من و جام و می و آفرود. الباقی اضافات است.
دلم یه ذوق زیاد می‌خواد که از خوشحالی خوابم نبره و سکته کنم و بمیرم.
کاش یه بازنشسته بودم که بدوبدو و سگ‌دوهاشو زده بود و الآن ملیح داشت سر صبح تو پارک پیاده روی می‌کرد.
امروز: سوگواری برای صمیمت‌های از دست رفته.
من نصیحتت نمی‌کنم. دارم خودِ گذشته‌م رو نجات می‌دم.
"همه رو گذاشتی کلوز فرندت، جز خودت."
اون ذوق چشمای مامان و بابا به همشون می‌ارزه. تلاش کن.
باید ترکشون کنی تا خودت رو به دست بیاری.
If the World Was Ending
Kurt Hugo Schneider
"پناه ببر از ازدحام بیهودهٔ صداها، به آن صدای گرم و مهربان که نام کوچکت را به شعر مبدل می‌کند؛ حتی اگر هرگز صدایت نکرده‌ باشد."
زندگی رو دور تنده و من فقط دلم می‌خواد چند دقیقه بدون اینکه زمان بگذره یکجا وایستم.
احساساتی که بروز داده نمی‌شن گوله‌ی خشم می‌شن یا گوله‌ی اضطراب یا مریضی.
Donya
Habib
حبیب دوسنداری؟ هیهات.
دلم ازون خوابای خونه‌ی مامان بزرگ می‌خواد. چراغ نفتی، صدای جیرجیرک، پاهای سردی که به لحاف بزرگ و پشمی و سنگین می‌خوره. بوی نون، شیر، تیک‌تاک ساعت. ازون خوابا که قبلش همه دور هم بین تاریکی و نور جمع می‌شدیم و ریزریز می‌خندیدیم. خیال خوش. دستای چروکت و آلبوم عکسات.
متأسفانه از دست دادن بخشی از فهمیدنه.
اینسری دیگه همه می‌گن یه درصدم نمی‌تونی. منم که کله‌م خراب‌ واسه همون یه درصد.