لحظه‌ای بحرانی وسط ناکجا آباد.
2.27K subscribers
228 photos
16 videos
78 links
طرفدار وال‌ها، گوشه‌ها و رویاهای مُرده.
Download Telegram
زندگیم رو تکراره
اتندمون کرم داره.
حقوقم‌‌ یجوری زود به زود تموم می‌شه که انگار هفت، هشتا بچه دارم.
هوا گرمه لطفاً مهمانی نیایید.
کاش می‌تونستیم بمیریم و هیچوقت از اول هیچی رو شروع نکنیم.
کم‌کم دارم می‌پذیرم شاید هیچوقت اونقدر پولدار نشم که غصه پول رو نخورم.
نمی‌دونم چندبار دیگه باید خراب کنی تا به خودت بیای.
یهو می‌بینی مردم درباره‌ی اینکه بیست و پنج سالگی سن زیادیه صحبت می‌کنن.
چه پول‌هایی که با دندون‌ درآوردیم و خرج کیا کردیم.
تو زیبایی حتی اگه اشتباه کنی.
مردا اون قسمتی که رو مخن رو بفهمن و حرف نزنن یه شیش، هفت‌تا کات جلو می‌افتن.
Forwarded from ع‌ج؛
خیلی دوست داشتم بعدش مثل رامبد جوان داد می‌زدم «شد. شد‌. شد‌. شد»؛ ولی من هم نمی‌دونم چرا هی نمی‌شه آقای رضاییان.
آدم تا ازدواج نکنه نمی‌فهمه چقدر شوهریه.
نتونستن‌هات رو گردن بقیه ننداز.
به استراحت و مردن نیاز دارم.
خیلی گرمه. کاش مردها جلو چشممون نیان.
توی سیکل اینکه توی شیفت‌ها کارا رو انجام میدم پس کل کارارو روی دوش من انداخته‌ن افتاده‌م. حتی توان ندارم نفس بکشم.
پزشکی خوندن اونجاش قشنگه که انصراف می‌دی.