لحظه‌ای بحرانی وسط ناکجا آباد.
2.27K subscribers
228 photos
16 videos
78 links
طرفدار وال‌ها، گوشه‌ها و رویاهای مُرده.
Download Telegram
هنوزم از یه حدی بیشتر که استراحت می‌کنم اضطراب می‌گیرم.
وسط سوگ، عزا، ترمیم آدمی‌زاد باید ادامه بده؛ این سخت‌ترین قسمتشه.
عزیزم من خودمم می‌دونم باید پاشم، فکرنکنم، پیچکای دورمو باز کنم، جدی نگیرم، بخندم. خودم می‌دونم باید ناراحت نباشم و چیزی نیست، می‌گذره، ای بابا، پیش میاد، خدابزرگه، قیامت که نشده، صبر کن. خودم می‌دونم همشو. ولی نمی‌تونم. می‌خوام و نمی‌تونم. اینکه نمی‌تونم رو می‌فهمی؟؟ اگر نه پس ساکت‌شو.
حتی یوزارسیف خدا هم شوگر پولدار پیدا کرد ولی تو نه.
اینجا هم عرض کنم که دوباره شنبه. همش شنبه. چشم وا می‌کنی شنبه. نفس می‌کشی شنبه. هنوز نشنستی شنبه. نکبت شنبه. خدانگهدار.
توجه‌های کوچیک، زنده نگهدار آدمی‌ان.
Sympathy
Rare Bird
گر نیامد به عیادت، به عزا می‌آید.
کمبود وقت دارم.
دلم می‌خواد مثل پیتزا کش بیام.
نیاز دارم به گم و گور شدن. به دی‌اکتیو طولانی. فراموشی و برای چند روز فکر نکردن‌.
ماشالا؛ سَر شماست؟؟ آخه تو اعضا و جوارح همه‌ی ماست.
ماشالا؛ سر شماست؟
آخه خیلی وقته جزئی از ته ماست.
تبدیل غم به چربی.💞
بارونِ پنج صبح رو هستم. آدم می‌مونه و غمشو و خداش.
هوا، هوای من و جام و می و آفرود. الباقی اضافات است.
دلم یه ذوق زیاد می‌خواد که از خوشحالی خوابم نبره و سکته کنم و بمیرم.
کاش یه بازنشسته بودم که بدوبدو و سگ‌دوهاشو زده بود و الآن ملیح داشت سر صبح تو پارک پیاده روی می‌کرد.
امروز: سوگواری برای صمیمت‌های از دست رفته.