لحظه‌ای بحرانی وسط ناکجا آباد.
2.27K subscribers
228 photos
16 videos
78 links
طرفدار وال‌ها، گوشه‌ها و رویاهای مُرده.
Download Telegram
تا از منطقه‌ی امنت خارج نشی نمی‌فهمی کی هستی.
یه خوشحالی می‌خوام مثل وقتی که اسممو تو قبولیهای سمپاد دیدم.
یه خوشحالی مثل اولین باری که پیتزا خوردم.
مثل وقتی که فکر می‌کردم بابابزرگا همیشه زنده می‌مونن.
این سری تاریک نیست. من گُم شدم.
اشترودل گرفتم پونزده تومن، دیگه قطعاً توش گربه‌س.
تتو روی ترقوه خیلی زیباست. ملیح، شکری، خوشگل‌موشگل.😭
هنوزم از یه حدی بیشتر که استراحت می‌کنم اضطراب می‌گیرم.
وسط سوگ، عزا، ترمیم آدمی‌زاد باید ادامه بده؛ این سخت‌ترین قسمتشه.
عزیزم من خودمم می‌دونم باید پاشم، فکرنکنم، پیچکای دورمو باز کنم، جدی نگیرم، بخندم. خودم می‌دونم باید ناراحت نباشم و چیزی نیست، می‌گذره، ای بابا، پیش میاد، خدابزرگه، قیامت که نشده، صبر کن. خودم می‌دونم همشو. ولی نمی‌تونم. می‌خوام و نمی‌تونم. اینکه نمی‌تونم رو می‌فهمی؟؟ اگر نه پس ساکت‌شو.
حتی یوزارسیف خدا هم شوگر پولدار پیدا کرد ولی تو نه.
اینجا هم عرض کنم که دوباره شنبه. همش شنبه. چشم وا می‌کنی شنبه. نفس می‌کشی شنبه. هنوز نشنستی شنبه. نکبت شنبه. خدانگهدار.
توجه‌های کوچیک، زنده نگهدار آدمی‌ان.
Sympathy
Rare Bird
گر نیامد به عیادت، به عزا می‌آید.
کمبود وقت دارم.
دلم می‌خواد مثل پیتزا کش بیام.
نیاز دارم به گم و گور شدن. به دی‌اکتیو طولانی. فراموشی و برای چند روز فکر نکردن‌.
ماشالا؛ سَر شماست؟؟ آخه تو اعضا و جوارح همه‌ی ماست.