گاهی وقتها زندگی برام معناش رو از دست میده. روزها رو گم میکنم. تاریخها رو هم همینطور. یادم نمیاد قبلا موزیک قفلیم چی بود. یادم نمیاد لباسی که با ذوق برای عید میخواستم بخرم چه شکلی بود. یادم نمیاد برای رسیدن به بعضی آرزوها چقدر بیتاب بودم.
عجیبه که آدم فکر میکنه بعضی چیزها هیچوقت از یادش نمیرن. فکر میکنه این حال، این آدم، این خواستن یا این غصه تا همیشه باهاش میمونه.
اما نمیمونه. انگار ذهن ما برای ادامه دادن، مجبور میشه خیلی چیزها رو جا بذاره و رد بشه.
مامانبزرگ میگفت وقتی مرگ سراغت بیاد، هیچچیز نمیتونه جلوشو بگیره. این جمله رو توی روزهایی میگفت که از صدای هر خبری میترسیدیم. روزهایی که مدام حواسمون به اتفاق بعدی بود.
اون روزها فقط به زنده موندن فکر میکردیم.
اون موقع از این جمله میترسیدم.
اما حالا بیشتر از مرگ، از این میترسم که زندگی کردن یادم بره. اینکه انقدر درگیر دوام آوردن باشم که خودِ زندگی از بین انگشتهام رد بشه و نفهمم.
اینکه روزها فقط پشت سر هم رد بشن و من حواسم نباشه. نفهمم کی بهار تموم شد. کی آخرین بار از ته دل خندیدم. کی آخرین بار به کسی که دوستش داشتم گفتم دوستت دارم.
شاید معنای زندگی یه جواب مشخص نداشته باشه. شاید بیشتر شبیه توجه کردنه؛ به چیزهایی که هر روز از کنارشون رد میشیم چون مطمئنیم همیشه هستن.
نمیدونم. فقط میدونم یه روزهایی میترسم برسم به آخرِ یک فصل از زندگیم و تازه بفهمم که داشته اتفاق میافتاده.
|📻@radio_sky
عجیبه که آدم فکر میکنه بعضی چیزها هیچوقت از یادش نمیرن. فکر میکنه این حال، این آدم، این خواستن یا این غصه تا همیشه باهاش میمونه.
اما نمیمونه. انگار ذهن ما برای ادامه دادن، مجبور میشه خیلی چیزها رو جا بذاره و رد بشه.
مامانبزرگ میگفت وقتی مرگ سراغت بیاد، هیچچیز نمیتونه جلوشو بگیره. این جمله رو توی روزهایی میگفت که از صدای هر خبری میترسیدیم. روزهایی که مدام حواسمون به اتفاق بعدی بود.
اون روزها فقط به زنده موندن فکر میکردیم.
اون موقع از این جمله میترسیدم.
اما حالا بیشتر از مرگ، از این میترسم که زندگی کردن یادم بره. اینکه انقدر درگیر دوام آوردن باشم که خودِ زندگی از بین انگشتهام رد بشه و نفهمم.
اینکه روزها فقط پشت سر هم رد بشن و من حواسم نباشه. نفهمم کی بهار تموم شد. کی آخرین بار از ته دل خندیدم. کی آخرین بار به کسی که دوستش داشتم گفتم دوستت دارم.
شاید معنای زندگی یه جواب مشخص نداشته باشه. شاید بیشتر شبیه توجه کردنه؛ به چیزهایی که هر روز از کنارشون رد میشیم چون مطمئنیم همیشه هستن.
نمیدونم. فقط میدونم یه روزهایی میترسم برسم به آخرِ یک فصل از زندگیم و تازه بفهمم که داشته اتفاق میافتاده.
|📻@radio_sky
+ابق لطيفًا، لا تدع العالم يُغيّرك.
«مهربون بمون، نذار دنیا عوضت کنه.»
«مهربون بمون، نذار دنیا عوضت کنه.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرفایی که نمیگی و نمیگی و نمیگی، جمع میشن تو دلت، تو فکرت، تو کلّهت، تو قلبت، تو جونت؛ ریشه میدن و شاخههای تیزشون خش میندازن بهت. رسوب میکنن و لجن میشن ته وجودت. زهر میشن و جاری میشن تو رگات. پس جمع نکن. پس بگو. پس حرف بزن عزیزکم.
|📻@radio_sky
|📻@radio_sky
❤3
The Temptation to Exist
Martin Czerny
بیکلام ترکیب پیانو و ویالون یه جور دیگه آروم، زیبا و رهایی بخشه.
رادیو اسکای|𝐫𝐚𝐝𝐢𝐨 𝐬𝐤𝐲
هوای امروز تا ابد>>>>>>>>>>>>>>> ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
هوای امروزم تا ابد>>>>>>>>>>>>
۱۴۰۵/۰۶/۳۰
۱۴۰۵/۰۶/۳۰
به چرندیات امروزی گوش نکنید، بابت هر ایرادی اطرافیانتونو حذف نکنید، آدم بی ایراد پیدا نمیکنید، خودتونو تنها نکنید 🤍
|📻@radio_sky
|📻@radio_sky
رادیو اسکای|𝐫𝐚𝐝𝐢𝐨 𝐬𝐤𝐲
Photo
و من؟
شیفتهی سکوتِ خیال انگیزِ انتهایِ شبم...
شیفتهی سکوتِ خیال انگیزِ انتهایِ شبم...