رَوّاد
جانی بگیر و در عوض هیچ نده؛ عُشاق با معامله های گران خوش اند.
من میروم گم بشوم،
نمیخواهم جز تو کسی مرا پیدا کند؛
نمیخواهم جز تو کسی مرا پیدا کند؛
Forwarded from •𝘀𝘁𝗼𝗿𝗺• (ᴢᴇʏɴᴀʙ)
یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست؛
درد آن بود که از پا درمان من بیفتد
یک عمر گریه کردم ای آسمان روا[د] نیست
دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد
ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من
ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد
از گوهر مرادم چشم امید بسته است
این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد
من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامان من بیفتد
خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا
گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست؛
درد آن بود که از پا درمان من بیفتد
یک عمر گریه کردم ای آسمان روا[د] نیست
دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد
ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من
ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد
از گوهر مرادم چشم امید بسته است
این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد
من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامان من بیفتد
خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا
گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد
_تقدیم به رَوّاد
رَوّاد
نگاهت حملهی هوایی بود. قلب من هم پدافندِ ایرانی؛
هدف از خلقت این عضو فقط دیدن بود!
ظاهرا چشم شما میل به کشتن دارد؛
ظاهرا چشم شما میل به کشتن دارد؛
Forwarded from S. Abolfazl M.
مدعی را هنری نیست بجز دعویِ کذب
هنر آن است قیامت کنی و دم نزنی
هنر آن است قیامت کنی و دم نزنی