یادداشت‌های روانکاوانه
222 subscribers
33 links
یادداشت‌های روانکاوانه در روز بخش‌هایی کوتاه و قابل تأمل از کتاب‌ها و مقالات #روانکاوی را به اشتراک می‌گذارد.

میثم میناخانی کاندیدای رواندرمانی تحلیلی
@meysamminakhany
Download Telegram
به محض اینکه نوزاد از نیازش به پستان آگاه می‌شود، رشک پستان خوب به دلیل داشتن منبعی ضروری برای بقا را احساس می‌کند.

#ملانی_کلاین
@PsychoanalyticNote
👍2🔥1
سایکوز نتیجهٔ شکست در همانندسازی فرافکنانه است.

#ملانی_کلاین
@PsychoanalyticNote
👍3👏1
تقاضاها و انتظارات مفرط و ناتوانی برای جدایی، که مشخصهٔ آسیب‌شناسی شدید شخصیت در بیماران مرزی است، ریشه در تلاش مفرط برای کنترل پرخاشگری فرافکنی شده به سوی دیگری دارد.

#ملانی_کلاین
@PsychoanalyticNote
👍3👏3🔥1
وقتی نوزاد از این واقعیت آگاه می‌شود که اُبژه‌ای که از آن متنفر بود و می‌خواست به آن آسیب بزند و آن را تخریب کند، با اُبژه‌ای که به آن عشق می‌ورزید و برای ارضا به آن وابسته بود، یکی است، حرکت از سطح «پاره اُبژه» در روابط اُبژه به سمت تجربهٔ اُبژهٔ یکپارچه آغاز می‌شود.

#ملانی_کلاین
@PsychoanalyticNote
❤3👏2
در نخستین مراحل تحول، ایگو یکسره در حال تغییر است و در سیلانی دائم به سر می‌برد و درجه انسجام آن از روزی به روز دیگر یا حتی از لحظه‌ای به لحظه دیگر تغییر می‌کند.


کتاب: درآمدی بر آراء ملانی کلاین
نویسنده: هانا سیگال
مترجم: مهیار علینقی
@PsychoanalyticNote
❤3👍1👏1
اگر قرار است ما قادر باشیم تحلیلگرانِ بیماران روان‌پریش بشویم، بایستی تا چیزهای بسیار اولیه در خودمان پایین رفته باشیم و این تنها نمونه‌ای دیگر از این واقعیت است که پاسخ بسیاری از مسائل مبهمِ کار بالینیِ روانکاوانه در تحلیلِ بیشترِ خودِ روانکاو نهفته است.

(پژوهش روانکاوانه شاید همواره تا حدودی تلاشی از جانب یک #روانکاو است تا کارِ تحلیلِ خودش را به فراتر از نقطه‌ای ببرد که روانکاوِ خودش توانسته بود او را به آنجا برساند.)


مقاله: نفرت در انتقال-متقابل
نویسنده: #دونالد_وینیکات

@PsychoanalyticNote
👍2👏2
چرا هیچ‌وقت «به‌اندازه‌ی کافی خوب» نیستیم؟

بعضی از انسان‌ها با وجود موفقیت‌های بسیاری که دارند همیشه احساس می‌کنند کافی نیستند.

از آن‌ها تعریف می‌شود اما باورش نمی‌کنند. به هدفی که مدت‌ها برایش تلاش کرده‌اند می‌رسند، اما رضایتشان خیلی زود جای خود را به این فکر می‌دهد که: «هنوز کافی نیست»

ما معمولاً این تجربه را به کمال‌گرایی یا کمبود اعتمادبه‌نفس نسبت می‌دهیم، اما #روانکاوی احتمال دیگری را هم مطرح می‌کند.

#دونالد_وینیکات معتقد بود کودک زمانی می‌تواند احساس ارزشمندی را درونی کند که در رابطه با مراقبش تجربه کند. او نیاز دارد احساس کند برای دوست‌داشتنی بودن لازم نیست کامل باشد با همه‌ی هیجان‌ها، ضعف‌ها و ناتوانی‌هایش دیده و پذیرفته می‌شود.

اما اگر کودک بارها این تجربه را داشته باشد که عشق، توجه یا پذیرش تنها زمانی در دسترس است که آرام باشد، موفق باشد، دردسر ایجاد نکند یا مطابق انتظار دیگران رفتار کند، ممکن است به‌تدریج یاد بگیرد بخشی از خود را پنهان کند و به جای آن تصویری از خود بسازد که دیگران آن را دوست داشته باشند.

در این شرایط احساس ارزشمندی به چیزی وابسته می‌شود که انجام می‌دهیم، نه به کسی که هستیم.

شاید به همین دلیل است که بعضی از ما هیچ موفقیتی را کافی نمی‌دانیم، از اشتباه کردن می‌ترسیم و همیشه احساس می‌کنیم باید بیشتر تلاش کنیم تا بالاخره شایسته‌ی عشق، پذیرش یا احترام شویم.

از نگاه وینیکات مسئله این نیست که ما به‌اندازه‌ی کافی خوب نیستیم؛ مسئله این است که شاید هیچ‌وقت فرصت نکرده‌ایم این احساس را تجربه کنیم که بدون نیاز به اثبات کردن خود، از قبل ارزشمند بوده‌ایم.

شاید اولین قدم برای تغییر تلاش بیشتر برای کامل شدن نباشد؛ بلکه این باشد که از خود بپرسیم:
این باور که «برای دوست‌داشتنی بودن باید بیشتر باشم» از کجا آمده است؟


@PsychoanalyticNote
❤2👍2🔥1
خودشیفته با پافشاری بر ارجحیتِ جهان غیرکلامی بر گفتار، از نوعی هنر نمایش به عنوان وسیله‌ای برای دستکاری دیگری و در تحلیل، برای مغلوب کردن تلاش #روانکاو برای خلق معنا استفاده می‌کند. در عوض فرد #خودشیفته به صدای روانکاو گوش می‌دهد یا رفتار او را تماشا می‌کند. برای او، روانکاوِ واقعی در سکوت‌ها سکنی گزیده است؛ در قلمرو پیشا-کلامی.

کتاب: سه شخصیت (خودشیفته، مرزی، افسرده-شیدا)
نویسنده: کریستوفر بولاس و ساشا بولاس
مترجم: سامیه پناهنده

@PsychoanalyticNote
👍1👏1
#خودشیفته به دیگری اجازه می‌دهد که با او مخالفت کند. این مانور می‌تواند منتهی به تحسین شدن او توسط دیگران، به خاطر توانایی‌اش برای تحمل مسائل فرساینده در سازوکارهای ارتباط‌گیری شود اما در پشت پرده، آنچه او در حال بیانش است این است که «چیزی نیست که من نتوانم تحمل کنم».

کتاب: سه شخصیت (خودشیفته، مرزی، افسرده-شیدا)
نویسنده: کریستوفر بولاس و ساشا بولاس
مترجم: سامیه پناهنده

@PsychoanalyticNote
❤2👍1
در واقع خشم خودشیفته یک حمله‌ی اضطراب پنهان شده است؛ هدف آن صرفاً بازیابی تعادل خویشتن است. شخصیت خودشیفته گرایشی به تنبیه اُبژه به عنوان یک هدف، به خودی خود، ندارد رفتار او ممکن است سادیستیک به نظر برسد اما در واقع او از انتقام لذتی به دست نمی‌آورد. او عصبانی است با این هدف که بتواند خود را از شر اثرات مشوش‌کننده‌ی منشأهای خشم رها کند. در حالی که در مورد شخصیت مرزی، خشم موضوعی اساسی و اولیه است و او درجه‌ی خشم را بالا می‌برد با این هدف که قدرت رابطه با اُبژه را بیشتر کند. همانند خودشیفته، مرزی هم لذتی سادیستیک از وضعیت‌های خشم خود نمی‌برد.

کتاب: سه شخصیت (خودشیفته، مرزی، افسرده-شیدا)
نویسنده: کریستوفر بولاس و ساشا بولاس
مترجم: سامیه پناهنده

@PsychoanalyticNote
❤4👍1
انتقال عبارت است از تجربه‌ی احساسات، رانه‌ها، نگرش‌ها، فانتزی‌ها و دفاع‌هایی نسبت به یک فرد در زمان حال که تناسبی با این فرد ندارند و در واقع تکرار و جابه‌جایی واکنش‌هایی است که در دوران کودکی و در ارتباط با دیگران مهم زندگی بیمار شکل گرفته‌اند.

کتاب: تکنیک و کاربست روانکاوی
نویسنده: رالف آر گرینسون
مترجم: داود حسینی
@PsychoanalyticNote
👏3👍1
اَشکال متفاوت واکنش انتقالی را می‌توان به شیوه‌های مختلفی طبقه‌بندی کرد.
مهم‌ترین طبقه‌بندی عبارت از انتقال مثبت و منفی است. انتقال مثبت بر اشکال متفاوتی از علاقه‌ی جنسی، دوست داشتن، عاشق شدن و احترام گذاشتن به روانکاو دلالت دارد.

انتقال منفی نیز بر برخی اشکال پرخاشگری از قبیل خشم، دوست نداشتن، نفرت یا تحقیر روانکاو دلالت دارد. باید به یاد داشته باشیم که تمامی واکنش‌های انتقالی دوسویه هستند. آن‌چه در تحلیل رخ می‌دهد تنها صورت موضوع است.

کتاب: تکنیک و کاربست روانکاوی
نویسنده: رالف آر گرینسون
مترجم: داود حسینی
@PsychoanalyticNote
👍2👏1
برای اینکه در جلسه‌ی تحلیل شاهد واکنش‌های انتقالی باشیم، لازم است که بیمار تمایل و توان کافی برای پذیرش ریسک واپس‌روی گذرا در عملکرد‌های ایگو و روابط اُبژه‌ای را داشته باشد، بیمار باید ایگویی توانمند برای واپس‌روی موقت در واکنش‌های انتقالی داشته باشد، این واپس‌روی باید موقت و برگشت‌پذیر باشد تا بتوان بیمار را به صورت تحلیلی درمان کرد و در عین حال او بتواند به زندگی روزمره‌اش هم برسد. مردم جرئت واپس‌روی از واقعیت را ندارند و کسانی که نمی‌توانند مسیر بازگشت به واقعیت را راحت پیدا کنند، گزینه‌های مناسبی برای تحلیل نیستند.

کتاب: تکنیک و کاربست روانکاوی
نویسنده: رالف آر گرینسون
مترجم: داود حسینی
@PsychoanalyticNote
👍2
تکنیک روانکاوی در پی کسب اطمینان از این امر است که نوروز انتقال به رشد حداکثری خود برسد. ناشناس بودن نسبی روانکاو، مداخله‌جو نبودن، اصل موسوم به «امساک» و رفتار «آینه‌وار» روانکاو، همگی در پی حفظ محیطی دست‌کاری نشده هستند تا نوروز انتقال رخ دهد.

کتاب: تکنیک و کاربست روانکاوی
نویسنده: رالف آر گرینسون
مترجم: داود حسینی
@PsychoanalyticNote
👏2👍1
مقاومت به نیروهایی در درون بیمار اشاره دارند که در خلاف جهت فرایند و روند درمانی عمل می‌کنند. از ابتدا تا انتهای درمان و به نسبت کم یا زیادی می‌توان این مقاومت‌ها را در فرایند درمان مشاهده کرد (فروید ۱۹۱۲).

مقاومت‌‌ها از وضعیت کنونی بیمار دفاع می‌کنند. مقاومت‌ها در جهت عکس #روانکاو و کار تحلیلی و ایگوی منطقی بیمار عمل می‌کنند. مقاومت یک مفهوم کاربردی است و مفهوم جدیدی که #روانکاوی خلق کرده باشد، نیست. فضای تحلیلی آوردگاهی است که این مقاومت‌ها رخ نشان می‌دهند.

کتاب: تکنیک و کاربست روانکاوی
نویسنده: رالف آر گرینسون
مترجم: داود حسینی
@PsychoanalyticNote
👍1👏1
روش‌های زیادی برای طبقه‌بندی مقاومت‌ها وجود دارند. مهم‌ترین تمایز عملی که می‌توان متصور شد این است که مقاومت‌ها را به: «مقاومت‌های همخوان با ایگو» و «مقاومت‌های ناهمخوان با ایگو» تقسیم کرد. اگر بیمار با یک دفاع احساس بیگانگی داشته باشد، در این صورت آمادگی کافی برای کار تحلیلی روی آن را دارد. اگر که یک دفاع همخوان با ایگو باشد، ممکن است که بیمار وجود آن را منکر شود، اهمیتش را کم جلوه دهد یا برای آن دلیل‌تراشی کند. یکی از گام‌های مهم و ضروری در تحلیل مقاومت این است که مقاومت‌ها را (برای بیمار) ناهمخوان با ایگو سازیم. وقتی این اتفاق رخ دهد، بیمار اتحاد درمانی کارآمدی با #روانکاو ایجاد می‌کند. در این صورت او به صورت محدود و موقت با اشتیاق روانکاو برای کار تحلیلی روی مقاومت‌ها همانندسازی می‌کند.

کتاب: تکنیک و کاربست روانکاوی
نویسنده: رالف آر گرینسون
مترجم: داود حسینی
@PsychoanalyticNote
👍3👏1
«تصور می‌کنم که عصبانی بودم» یعنی من مطمئن هستم که عصبانی بودم اما تمایلی ندارم به آن اعتراف کنم. «نمی‌دانم از کجا شروع کنم» یعنی می‌دانم از کجا شروع کنم اما تردید دارم از آنجا شروع کنم. بیماری که مکرراً به روانکاوش می‌گوید: «می‌دونید، مطمئناً خواهرم تیلی را به خاطر دارید» معمولاً می‌خواهد بگوید که: «اصلاً مطمئن نیستم که توی ابله به خاطر داشته باشی، بنابراین دوباره یادآوری می‌کنم.» همه‌ی این موارد گرچه ظریف هستند، اما معمولاً شاخص‌هایی پر تکرار از مقاومت‌اند و باید به همین صورت نیز بازشناسی شوند. پرکاربردترین کلیشه‌ها نشان دهنده‌ی مقاومت‌های خوبی هستند و تا زمانی که تحلیل به خوبی پیش نرفته باشد، نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد. اما موارد پراکنده و منفک‌تر را زودتر می‌توان وارسی و مدیریت کرد.

کتاب: تکنیک و کاربست روانکاوی
نویسنده: رالف آر گرینسون
مترجم: داود حسینی
@PsychoanalyticNote
👍3❤1👏1
فروید در آخرین کار خود اظهار داشت:
درمانگر تحلیلی و ایگوی ضعیف شده‌ی بیمار که خود را در دنیای واقعی بیرونی قرار می‌دهند، باید خودشان را با هم بر علیه دشمنان، بر علیه تقاضاهای غریزی اید و توقعات وجدانی سوپرایگو مجهز کنند. ما با یکدیگر پیمان می‌بندیم..... تا سلطه‌ی ایگوی او را بر سرزمین‌های از دست رفته‌ی زندگی روانی‌اش بازگردانیم. این پیمان، موقعیت تحلیلی را تشکیل می‌دهد.

کتاب: بیمار و روانکاو
نویسنده: سندلر، دیر و هولدر
ترجمه: نهاله مشتاق

@PsychoanalyticNote
👍2👏1
طبق تجربه‌ی من، دقایقی وجود دارند که باید به بیمار گفت فروپاشی‌هایی که ترس از آن زندگی او را مختل کرده است، از پیش روی داده است. این واقعیتی است که پنهانی در ناخودآگاه چرخ می‌زند.

مقاله: ترس از فروپاشی
نویسنده: دونالد وینیکات

@PsychoanalyticNote
👍2👏1
در نوزادی، فروپاشی‌ای در پیوند مادر-نوزاد به وقوع می‌پیوندد که نوزاد را مجبور می‌کند به‌تنهایی با رخدادهای عاطفی‌ای مواجه شود که ناتوان از مدیریت آن‌هاست. او تجربه‌ی خود از رنج ابتدایی را با ایجاد سازمان‌های دفاعی که ماهیتاً سایکوتیک هستند، نادیده می‌گیرد؛ یعنی واقعیت درونی خودساخته را جایگزین واقعیت خارجی می‌کند و بدین‌ترتیب تجربه‌ی واقعی خود از رخدادهای زندگیی حساس را مسدود می‌سازد.

فرد با تجربه نکردن فروپاشیِ پیوند مادر-نوزاد که در نوزادی رخ داده است، حالتی روانی را می‌آفریند که در آن، او در ترس از فروپاشی‌ای زندگی می‌کند که از پیش اتفاق افتاده اما وی تجربه‌اش نکرده است.


مقاله: ترس از فروپاشی و زندگی نزیسته
نویسنده: توماس آگدن

@PsychoanalyticNote
👍1👏1