روانکاوی کلاسیک/ژانوس
2.63K subscribers
173 photos
57 videos
37 files
88 links
Download Telegram
دومین مشخصه ی سمپتوم تئوری ای است، که روانکاوی پذیرنده ( آنالیزان) صورت بندی میکند تا کسالت خودش را ادراک کند چون تا زمانی که شخص از خودش نپرسد چرا رنج میکشده در روانکاوی هیچ رنجی وجود ندارد .
فروید متوجه وجود تئوری جنسی بچگانه در کودکان شد؛ به همین ترتیب ما نیز متوجه شده ایم که بیمار هم تئوری شخصی خودش را طرح ریزی می کند. آنها در تلاش برای توضیح رنجشان دیدگاه های بی مبنا و بی ارزش خود را همین طوری مطرح میکنند.
سمپتوم رخدادی دردناک است که همواره با تفسیر بیمار از علت های کسالتش همراه است.
بسیار خب این نقطه ای سرنوشت ساز است. چنان سرنوشت ساز است که برای مثال اگر در روانکاوی سوژه ای در طول مصاحبه ی مقدماتی با پرسشهای خودش برانگیخته نشود، اگر هیچ ایده ای درباره ی دلیل رنج خودش نداشته باشد ،در این صورت این روانکاو است که از طریق هدایت بیمار به سمت پرسش گری از خودش راه را برای شکل گیری «تئوری» باز خواهد کرد. اما وقتی در روانکاوی بیمار رنج خود را تفسیر می کند و توضیح می دهد، پدیده ای اساسی رخ میدهد :
روانکاو به تدریج و به طور نامحسوس به دریافت کننده ی سمپتوم تبدیل میشود. من هر چه بیشتر علت رنج خودم را توضیح دهم کسی که به من گوش میدهد بیشتر به دیگری سمپتوم من تبدیل می شود.
این سومین مشخصه ی سمپتوم است: سمپتوم مستلزم حضور روانکاو است و به حضور روانکاو ایجاب می کند.

2)

نازیو
پنج درس درباره تئوری روان‌کاوی لکان


@psychoanalysis_classical
👍32
امیال میل ، هستن را به غیر هستن می پیوندد. میل برآمده از تفکر است.
#ریگ_ودا



@psychoanalysis_classical

« ورای میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید

@Janusgroup_admin
👍2
تنها در گفتار است که #درخواست ( demand ) می تواند ساخته شود، می توانیم نتیجه بگیریم که دیگری بزرگ پارامترهای درخواست سوژه را مشخص میکند :
بیان نیاز بایستی از دروازه باریک زبان گذر کند و آنچه نمی تواند خود را وارد کند و بیرون می ماند امیال را میسازد.

#بیلی

@psychoanalysis_classical

« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید

@Janusgroup_admin
👍6
میل، حاصل ناکامی در بیان نیاز در قالب درخواست است.







@psychoanalysis_classical

« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید

@Janusgroup_admin
👍41
روان‌کاوی لکانی چیست؟
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
روان‌کاوی لکانی چیست؟
1)


- تایم متغیر جلسات روانکاوی لکانی
چرا؟


@psychoanalysis_classical
👍43👏1
‏«میل و ورای آن برای انسان»
سخنگوی دوپاره ی میل ورز

♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی

♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی

♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
💌هزینه شرکت در این ایونت ۱۳۰ تومان می باشد...

🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.

@Janusgroup_admin







@psychoanalysis_classical
👍4
واکنش درمانی منفی چیست؟

گاهی برخلاف انتظار حتی با اینکه درمانجو درمان مداومی را دنبال میکند و شرایطش بهبود می یابد ناگهان نشانگان بیماری وخیم تر میشوند. اما چرا؟ چه چیزی موجب عود دوباره ی بیماری ست به شکلی که حال بیمار از زمان آغاز درمان هم بدتر میشود؟

فروید وخامت ناگهانی نشانگان را اینگونه توجیه میکند که عود بیماری ناشی از نیاز خاموش ناخودآگاه به مجازات شدن است. منظورم از «خاموش»، حالت نیاز بدون وجود علامتهای روشن و قابل شناسایی ست؛
اما فرضیه ی فروید فراتر میرود او این ایده ی جذاب را مطرح میکند که شاید نیاز ناخودآگاه به تجربه ی ملموس درد و فرونشستن در افسردگی ناشی از اضطراب گناهی است که از شخص دیگری وام گرفته شده است.
در واقع شخص گناه فرد دیگری را به خود میگیرد افسردگی او را حس میکند و آن را با احساس غیر عادی درد قابل تحمل میکند.

گویی فرد دیگری احساس ناخودآگاه گناه را به بیمار داده است اما این بیمار است که بهای آن را به شکل ناخودآگاه پرداخت میکند.

کتاب رنج و عشق
خوان داوید نازیو


@psychoanalysis_classical
👍161
انسان به سطحی از ناامیدی که برایش قابل تحمل است رضایت میدهد و آن را شادی می نامد...

سورن کی یرکگور


@psychoanalysis_classical
👍20👏2
Audio
‏«میل و ورای آن برای انسان»
سخنگوی دوپاره ی میل ورز


دکتر حسن مکارمی


@psychoanalysis_classica
6👍6
انسان بندی ست میان حیوان و ابرانسان؛ فرا رفتنی پرخطر، در راه بودنی پر خطر، واپس نگریستنی پرخطر، لرزیدن و درنگیدنی پرخطر. آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت؛ آنچه در انسان خوش است این است که او فراشدی است و فرو شدی.


#نیچه
@psychoanalysis_classica
10👍4
وقتی در درمان یک نوروتیک بزرگسال به دنبال تعیین کننده‌های سمپتوم‌هایش می‌گردیم، معمولاً به سال‌های اولیه کودکی می‌رسیم. آگاهی به عوامل سبب شناسی متأخرتر برای فهمیدن مورد یا ایجاد یک اثر درمانی کافی نبود. بنابراین، ما مجبور بودیم با مشخصات روانی کودکی آشنا شویم؛ ما در این مورد چیزهای زیادی یاد گرفتیم که به غیر از روانکاوی از هیچ راه دیگری نمی‌توانستیم یاد بگیریم، و توانستیم خیلی از نظراتی را که در مورد کودکی وجود دارد تصحیح کنیم. ما تشخیص دادیم که سال‌های اولیه کودکی – شاید، تا سن ۵ سالگی – به دلایل زیادی از اهمیت زیادی برخوردارند. اول اینکه این سال‌ها، سال‌های اولیه شکوفایی جنسیت هستند و عوامل تحریک کننده زندگی جنسی در بزرگسالی پشت آن قرار دارد. دوم اینکه تأثیرات این دوره به ایگوی نابالغ و ناتوان آسیب می‌زند و مانند تروما بر آن عمل می‌کند. ایگو نمی‌تواند از هیچ راهی طوفان‌های هیجانی را که آن‌ها را به پا می‌کنند دفع کند، مگر با واپس زنی و به این طریق در کودکی کلیه آمادگی‌هایش را برای بیماری‌های بعدی و اختلالات کارکردی کسب می‌کند. ما فهمیدیم که مشکل کودکی در این حقیقت نهفته است که در یک دوره کوتاه زمانی، کودک باید نتایج تکامل فرهنگی را که طی هزاران سال گسترده شده – یا حداقل اولین پیشایندهای آن‌ها را – ضبط کند؛ شامل کنترل روی سائق‌ها، و انطباق با جامعه. او فقط می‌تواند قسمتی از این تغییر (تعدیل) را در طول رشد خود کسب کند؛ مقدار زیادی از آن توسط تربیت به کودک تحمیل می‌شود. متعجب نمی‌شویم که کودکان اغلب این تکلیف را بسیار ناقص انجام می‌دهند. در طول این زمان‌های اولیه، بسیاری از آن‌ها از حالت‌هایی عبور می‌کنند که می‌تواند معادل نوروزها گذاشته شود – و این مطمئناً در بسیاری از آن‌هایی که بعدها بیماری از خود نشان می‌دهند صدق می‌کند. در برخی بچه‌ها بیماری‌های نوروتیک تا بلوغ منتظر نمی‌مانند بلکه پیش از آن در کودکی بروز می‌کنند و والدین و پزشکان را در دردسرهای فراوانی می‌اندازند.


سخنرانی‌های آشنایی با روانکاوی
توضیحات، کاربردها و راهکارها
زیگموند فروید (۱۹۳۳)
[به فارسی مرجان پشت مشهدی، خدیجه فدائی، پرویز دباغی و فرزام پروا و به تصحیح میترا کدیور]


@psychoanalysis_classical
👍53
#ساحت_تصویری

ساحت تصویری به ظرفیت روان انسان برای درگیری بنیادین با تصویر در ارتباطی دوگانه با دیگری دارد. لکان این اصطلاح را پس از پژوهش‌های خویش در باب مرحلۀ آینه‌ای در سال 1936 مطرح ساخت. آغاز درگیری با تصویر (بصری، شنوایی، بویایی، لامسه) با آغاز برپایی سوژه هم‌راستا است. لکان در طول پژوهش خویش در باب مرحلۀ آینه‌ای و بعدتر، هنگامی که ایدۀ خویش در باب برپایی سوژه را بسط داد این ایده را مطرح کرد که ایگو (moi) اساساً تصویری است. وی در سمینار دوم تصدیق کرده که برای درک دیالکتیک روانکاوانه می‌بایست ایگو را به عنوان بخشی از ساحت تصویری در نظر بگیریم.

#ساحت_نمادین

ساحت نمادین به توانایی انسان در استفاده از زبان و کلمات اشاره دارد. آنچه ساحت نمادین را مشخص می‌کند حضور دال و زنجیرۀ دلالت است. همانطور که پیش‌تر اشاره کردم دال امری است که چیزی را برای دال دیگر بازنمایی می‌کند. لکان ایدۀ خویش در باب امر نمادین را در گفتار رم؛ «کارکرد و حوزۀ زبان در روانکاوی» ارائه کرده است که به نوعی مانیفست نظریۀ لکانی است و موجبات گسست وی از انجمن روانکاوی پاریس را فراهم آورد. ده سال بعدی حیات لکان به بررسی امر نمادین اختصاص یافت، که شامل دال‌هایی است که به یاری دالِ نام-پدر امکان‌پذیر می‌شوند. این دال ویژه کارکرد پدرانه را شکل می‌دهد که قانون (نظم نمادین) را در روان سوژه بر می‌سازد و ارتباط دوگانه و تصویری مادر و پسر را درهم می‌شکند. چنین درهم شکستنی برای وصول قانون منع محرم‌آمیزی ضروری است. منطق برومه‌ای ساحت نمادین بر زنجیرۀ دلالت استوار است.

#ساحت_واقع

این ساحت به چیزی اشاره دارد که نمادین‌سازی آن غیرممکن است و از این رو امری ناشناخته است. ساحت واقع، وجودی فراتر از دانش سوژه دارد. امر واقع نتوانسته در زنجیرۀ دلالت به حرکت درآید. به همین سبب است که لکان تأکید می‌کند امر واقع برون از سوژه ایستاده است.

بخش‌هایی از مقاله‌ی «سه ساحت و مسئلۀ برومه‌ای»
نویسندده: روملو لاندر
مترجم: خشایار داودی‌فر

این مقاله با عنوان «The Three Orders (RSI) and the Borromean Proposition» در کتاب SUBJECTIVE EXPERIENCE AND THE LOGIC OF THE OTHER منتشر شده و توسط خشایار داودی‌فر ترجمه و در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ در بخش آموزش وب‌سایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.

متن کامل:
https://tadaei.com/the-three-orders-rsi-and-the-borromean-proposition/






@psychoanalysis_classical
👍21
به عقیده هایدگر، ما آدمیان در وهله اول و به عادی ترین وجهی که هستیم، نه فاعل شناسایی و نه ذهنیم؛ نه تماشاگر و ناظر با یک پنجره شیشه ای نامرئی از جهان موارد شناسایی یا اشیایی که در آن به سر می بریم، جدا باشیم. چنین نیست که از واقعیت خارجی معینی که «آنجا بیرون از ماست»، جدا باشیم و بعد بخواهیم آن واقعیت خارجی را در مقام چیزی مطلقاً غیر از خودمان بشناسیم و با آن رابطه برقرار کنیم، بعکس، جز لاینفک آن واقعیت هستیم و از روز اول در درونش هستیم و با آن دست و پنجه نرم می کنیم و امور را تمشیت می دهیم، در نتیجه، به هیچ مفهومی اولی و بدوی نمی شود گفت به نحوی که فلاسفه از قدیم به ما نگاه می کرده اند، «فاعل ناظر»یا« موجوداتی شناسنده»ایم. خصلت ما این است که موجوداتی کارپیرا یا حتی شاید بشود گفت موجوداتی موجود باشیم. موجوداتی هستیم در جهانی از هستی و جدا نشدنی از آن؛ وجودهایی هستیم در دنیای موجود همان دنیا را مبدأ قرار می دهیم.

هوسرل و هایدگر و فلسفه جدید اصالت وجود
گفتگو برایان مگی و هیوبرت دریفوس
#هایدگر

@psychoanalysis_classical
4👍3👏1
ژاک لکان اصطلاح حرمان ناکامی را به معنای از دست دادن آنچه که مربوط به ارضاء نیازهای حیاتی فرد است به کار نمیبرد، بلکه منظور او محرومیتی است که فرد در طلب و تقاضای عشق با آن مواجه میشود. به عبارتی دیگر آدمیزاد حتی به رغم ارضاء نیازهای خود ممکن است در طلب و تقاضای عشق از دیگری دچار حرمان ناکامی شود.

ممکن است انسان از بدو کودکی با وجود تحقق خواسته ها و آرزوهایش به شدت احساس بی عدالتی کند به این دلیل که همواره مطلوب میل دیگری را مدنظر داشته است زیرا یک میل ممکن است آبستن میل دیگری باشد؛

از این رو فرد ممکن است از ارضاء واقعی میل خود محروم شود یا ارضاء میل او ممکن است از خواست واقعی وی به مراتب دورتر باشد به همین ترتیب شخص روانکاو که ابژه ی عشق و میل بیمار است با اجتناب از پاسخ دادن به پرسشهای بیمار با ارائه معنایی متفاوت با آنچه او انتظار دارد و حتی با حفظ آرامش خود در مقابل اضطرابهای او ممکن است موجبات ناکامی بیمار را فراهم و احساس حرمان را در او بیدار کند.

ژان پیرکلرو


@psychoanalysis_classical
👍74👏1
Man_Az_Koja_AmadeAm.pdf
12.3 MB
کتاب فوق به تمام پدرها و مادرانی که قصد فرزندآوری دارند یا فرزند دارند ولی هنوز سوال«من از کجا آمدم » رو نپرسیدند ، توصیه میشه

@psychoanalysis_classical
👏7🙏2👍1
مفهوم روان نژدی سرنوشت در روان‌کاوی به فضایی اسرارآمیز اشاره دارد که در آن، رخدادهای ناخوشایند به‌طور مداوم تکرار می‌شوند و افراد به‌تنهایی نمی‌توانند این وقایع را پیش‌بینی یا معنا کنند. این وضعیت زمانی در روان انسان شکل می‌گیرد که افراد ایده‌هایی در خود پرورش می‌دهند و به سرنوشتی که گویی خدایان برایشان نوشته‌اند، باور پیدا می‌کنند. در لحظاتی که انسان نمی‌تواند توضیحی برای رویدادهای زندگی‌اش بیابد، به سرنوشت یا دست تقدیر پناه می‌برد. نام این مقاله نیز کنایه‌آمیز است، زیرا ما با این مسئله آن‌قدر ناآشنا هستیم که در برابر نیروی مرگ، آن را سرنوشت می‌نامیم.

سرنوشت به‌گونه‌ای است که پیوسته در زندگی افراد حضور دارد و شکست‌ها و آسیب‌ها را به‌طور مداوم به همراه می‌آورد. در واقع، انسان به سمتی سوق داده می‌شود که خود را قربانی ببیند.

در این بررسی، با دو نوع تروما آشنا شدیم: تروما ساختاری نخستین و تروما تصادفی. در تروما ساختاری نخستین، کودک با تروما مواجه می‌شود که به آسیب روانی در بزرگسالی تبدیل می‌گردد. این نظریه به این سمت می‌رود که ما از همان ابتدا با تروما درگیر هستیم.

تروما تصادفی به رخدادهای غیرمنتظره‌ای مانند مرگ عزیزان، جنگ، تجاوز یا اتفاقاتی که بدن نمی‌تواند به کلام بیاورد، اشاره دارد.

با توجه به تروما ساختاری نخستین از دیدگاه لکان، اگر بدن را شامل تروماهای نخستین بدانیم، این تروماها به‌طور مداوم برای انسان تکرار خواهند شد و برخی از تجارب بدنی ما هرگز قادر نیستند به زبان بیان شوند. فروید در اینجا به پس‌رانش نخستین اشاره می‌کند که در واقع، امور واپس‌زده در ناخودآگاه است. اما لکان معتقد است رخدادی که برایش کلمه‌ای پیدا نشده، برای به زبان آمدن خارج از روان محسوب می‌شود. به‌طور کلی، می‌توان گفت تئوری تروما به‌عنوان آغازگاهی برای بروز اختلالات روانی مطرح است.

در نهایت، وقتی با این جبر و تکرار سرنوشت مواجه می‌شویم، با ایگویی (خود) روبرو هستیم که به‌صورت مازوخیستی در برابر سوپر ایگوی سادیستی قرار گرفته است.
مقاله :روان نژدی سرنوشت
نویسنده : اسپن بیرکه

@tajrobeh_life
9👏5
گریستن سوژه هیچ چیزی را اثبات نمیکند شما روانکاوان باید صبر کنید تا این گریه قطع شود. در نهایت شما یک دستمال کاغذی می آورید و متوجه میشوید که چه بسا آن گریه برای همین بوده است اما باز هم گریستن چیزی را اثبات نمیکند چرا که تألم و اندوه اثبات هیچ چیز نیست. حتما دلیلی برای گریستن وجود دارد اما لزوماً نه در لحظه ای که سوژه وادار به گریستن شده ممکن است وقتی فکرش را میکنید این موضع گیری روانکاو کمی خشک و بی رحمانه باشد اما با شیوه ی عجیب و غریب روانکاو در گوش دادن به مردم تناسب دارد.

#تلی_از_تصاویر_شکسته #ژاک_آلن_میلر

@psychoanalysis_classical
12👍7🤔2🤨1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روانکاوی نه شناخت از خویشتن است نه کاهنده ی رنج بلکه ...


#ژیژک
#آدام_فیلپس

@psychoanalysis_classical
👍11👎1🤔1😍1
چند روز پیش زنی میان­ سال تحت حمایت و سرپرستی یک دوست خانم، به منظور مشاوره، با شکایت از حالات اضطرابی نزد من آمد. او در نیمه دوم چهل سالگی زندگی بود، انصافاً خوب مانده بود و زنانگی‌اش به وضوح هنوز پایان نپذیرفته بود. دلیل تسریع حالات اضطرابی‌اش طلاق از آخرین همسرش بوده، اما طبق نظر خودش از زمانی که با یک پزشک جوان در حومه شهری که سکونت داشت؛ مشورت کرده بود، اضطرابش به طور قابل ملاحظه‌ای شدت یافته بود، زیرا که پزشک به او القا کرده بود که علت اضطرابش فقدان ارضای جنسی است. او اظهار کرده بود که این خانم نتوانسته فقدان هم­‌آغوشی با همسرش را تحمل کند و بنابر این تنها سه راه وجود دارد که او بتواند سلامتی‌اش را به دست آورد – یا به همسرش برگردد، یا معشوقی برگزیند و یا از طریق خودش به ارضا دست یابد. از آن زمان او متقاعد شده بود که علاج ناپذیر است، زیرا که نمی‌توانست به همسرش بازگردد و دو شق دیگر با احساسات اخلاقی و مذهبی او مغایرت داشتند. او پیش من آمد زیرا که آن پزشک به وی گفته بود که این امر کشفی جدید است که من مسؤول آن هستم. و او تنها کافی است که پیش من بیاید و از من بخواهد تا گفته­‌های پزشک را تأیید کنم. و من می‌بایست به او می­‌گفتم که حقیقت همین است و دیگر هیچ! در آن وقت دوستی که همراهش بود، زنی مسن‌تر، خشکیده و به ظاهر ناخوش، از من تقاضا کرد تا بیمار را خاطر جمع کنم که پزشک در اشتباه بوده است؛ این امر احتمالاً نمی‌توانسته حقیقت داشته باشد چرا که خود آن زن (دوست) سالیان درازی بیوه بوده و با وجود این، بی آنکه از اضطراب رنج ببرد، آبرومند به جا مانده بود.

من نمی‌خواهم در مورد وضع غریبی که به واسطه این ملاقات در آن قرار داده شدم زیاد تأمل کنم، بلکه در عوض می­‌خواهم به رفتار و تدبیر پزشکی که این زن را نزد من فرستاده، رسیدگی کنم. در ابتدا اجازه دهید در ذهن‌مان استثنایی را لحاظ کنیم که شاید غیر ضروری نباشد – در واقع ما امیدواریم که این­‌گونه باشد. سال‌های متمادی تجربه به من آموخته است – همان­طور که به هر کس دیگری می‌تواند بیاموزد – که آنچه را که بیمار، خصوصاً بیمار نوروتیک، از قول پزشک خود نقل می‌کند نمی­‌توان یکسره به­ عنوان حقیقت پذیرفت. نه تنها یک متخصص اعصاب به راحتی بعنوان ابژه بسیاری از احساسات متخاصم بیمارش در می­‌آید، (حال هر روش درمانی را که در پیش گرفته باشد)، او همچنین باید برخی اوقات مسؤولیت آرزوهای سرکوب ­شده نهفته‌ی بیماران­‌اش را که از طریق فرافکنی روی او می‌افتد بپذیرد. این یک مالیخولیا اما واقعیتی مهم است که چنین اتهاماتی در هیچ­ جای دیگری آن‌قدر اعتبار نمی‌یابد که در نزد پزشکان دیگر.....
۱/۶

Freud,s.(1910),Wild Psychoanalysis
ترجمه از لیلا افتحی


@psychoanalysis_classical
4🙏2🕊1
.....


بنابراین من دلیل دارم که امید داشته باشم این زن از روی سوگیری و تمایل، شرح تحریف ­شده­‌ای از گفته­‌های پزشک‌اش را به من ارایه کرده که به واسطه­‌ی آن با مردی که نمی‌شناسم ­اش در مورد این رویداد به خاطر مرتبط ساختن اظهارات من درباره روانکاوی «وحشی» با بی‌عدالتی قضاوت کنم. اما من با انجام چنین کاری ممکن است بتوانم از آسیب ­رسانی دیگران به بیماران‌شان جلوگیری کنم.

بنابراین اجازه دهید فرض کنیم که پزشک او دقیقاً همان­ طوری که گزارش داده با بیمار صحبت کرده باشد. هر کسی در ابتدا این انتقاد را وارد می‌داند چنانچه پزشکی تصور کند که لازم است با یک زن در مورد مسأله جنسی بحث کند، باید آن کار را با ظرافت و سنجیدگی انجام دهد. برآوردن این تقاضا در هر صورت با رعایت قوانین تکنیکی خاصی از روانکاوی مواجه می ­شود. افزون بر این پزشک مورد نظر از برخی تئوری‌های علمی روانکاوی یا غافل بوده یا آنها را بد فهمیده است. و بدین ترتیب این امر نشان داد که وی به چه درک ناچیزی از طبیعت و اهداف روانکاوی رسیده است.

اجازه دهید که با مورد آخر، یعنی اشتباهات علمی، آغاز کنیم. توصیه پزشک به خانم به روشنی نشان می‌دهد که او چه برداشتی از اصطلاح «زندگی جنسی» داشته است؛ برداشتی عوامانه، یعنی تلقی‌ای که در آن نیازهای جنسی معنی دیگری جز نیاز به همخوابگی یا اعمال مشابه […] نداشته باشند. هر چند او نمی‌توانسته از این امر بی­‌خبر مانده باشد که روانکاوی عموماً به ­واسطه گسترش دادن به مفهوم آنچه جنسی است، خیلی فراتر از گستره­‌ی معمولی‌اش، سرزنش شده است. واقعیت بی چون و چراست؛ من در اینجا نباید بحث کنم که آیا این یک سرزنش به­ حق است یا خیر. در روانکاوی مفهوم آن­ چه جنسی است چیزهای بسیار بیشتری را در بر می‌گیرد؛ آن مفهوم ژرف‌تر و همچنین فراتر از معنای متداولش می­‌شود. چنین بسطی بطور ژنتیکی توجیه می‌شود؛ ما تمام فعالیت­‌های احساسات رقیق را که تکانه­‌های جنسی اولیه به عنوان منابع‌شان دارند، همچون متعلقین به «زندگی جنسی» قلمداد می ­کنیم، حتی زمانی که آن تکانه­‌ها به لحاظ هدف اصلی جنسی‌شان منع شده باشند یا این هدف را با هدف دیگری که دیگر جنسی نیست معاوضه کرده باشند. بدین منظور ما ترجیح می­ دهیم که از Psychosexuality (ساحت روانی جنسی) صحبت کنیم تا بدین‌سان بر این نکته پافشاری کنیم که نباید از فاکتور روانی در زندگی جنسی نادیده گذشت یا آن را کم برآورد کرد. ما از واژه «سکسوالیته» (ساحت جنسی) در همان معنای جامعی استفاده می‌کنیم که در زبان آلمانی از واژه Lieben [«عشق ورزیدن»] استفاده می‌شود. ما همچنین به ­خوبی می‌دانیم که غیبت روانی ارضا با تمام پیامدهایش می‌تواند در جایی وجود داشته باشد که هیچ کمبودی از مقاربت نرمال جنسی نباشد؛ و به عنوان درمانگران ما همیشه در ذهن داریم که تمایلات ارضا نشده­‌ی جنسی (که ما با ارضاهای جانشین آنها در شکل سمپتوم عصبی می­‌جنگیم) خیلی اوقات فقط مفر خیلی نامناسبی در همخوابگی یا سایر اعمال جنسی می‌توانند پیدا کنند...

۲/۶


Freud,s.(1910),Wild Psychoanalysis
ترجمه از لیلا افتحی


@psychoanalysis_classical
1👍1🙏1🕊1