برای رزرو نوبت جلسات تراپی
حضوری (تهران ) و آنلاین در گوگل میت، پیام دهید.
@Fereshte_abbasii
----------------------------
@psychoanalysis_classical
حضوری (تهران ) و آنلاین در گوگل میت، پیام دهید.
@Fereshte_abbasii
----------------------------
@psychoanalysis_classical
❤1
وقتی از زیگموند فروید خواسته شد از آرمان صهیونیسم در برابر فلسطین حمایت کند، فروید این چنین پاسخ داد:
من نمی توانم آنچه را خواسته اید، انجام دهم. عدم تمایل من به مشارکت دادن عموم با نامم موضوعی حل نشدنی است و حتی این موقعیت حساس کنونی هم دلیل قانع کننده ای برای آن نیست. کسی که میخواهد بر جمعیتی اثر بگذارد باید چیزی را بیان کند که طنین انداز شود و شوق بیافریند، اما برآورد هشیارانه من از صهیونیسم اجازه چنین کاری را به من نمی دهد.
باور ندارم که فلسطین هرگز بتواند به یک کشور یهودی تبدیل شود یا مسیحیان و مسلمانان جهان هرگز آمادگی پیدا کنند که اماکن مقدسشان را تحت حفاظت یهودیان قرار دهند. به نظر من عاقلانه تر می بود که یک سرزمین یهودی بر خاکی تأسیس شود که از لحاظ تاریخی سبک بار باشد؛ میدانم با چنین طرح عقلایی ای هیچ وقت نمیتوان شور وشوق توده ها یا حمایت مالی ثروتمندان را به دست آورد.
درضمن، با کمال تأسف اقرار میکنم که کوته بینی مذهبی یاران یهودی ما باید مسئولیت برانگیختن بدگمانی اعراب را تا حدی بر عهده بگیرد. همچنین نمی توانم برای تقوای گمراه کننده ای که تکه ای از دیوار ندبه را به یادگاری ملی تبدیل کرده و احساسات ساکنان اصلی را برانگیخته، ذره ای احساس همدلی داشته باشم.
حالا خودتان قضاوت کنید که آیا من با چنین نگرش انتقادی ای برای تسلی بخشیدن به مردمی که امیدهای بی اساسش بر باد رفته است شخص مناسبی هستم یا خیر.
با احترام، فروید
۲۶ فوریه ۱۹۳۰
این نامه در پاسخ به حییم کوفلر نگاشته شده است.
@psychoanalysis_classical
من نمی توانم آنچه را خواسته اید، انجام دهم. عدم تمایل من به مشارکت دادن عموم با نامم موضوعی حل نشدنی است و حتی این موقعیت حساس کنونی هم دلیل قانع کننده ای برای آن نیست. کسی که میخواهد بر جمعیتی اثر بگذارد باید چیزی را بیان کند که طنین انداز شود و شوق بیافریند، اما برآورد هشیارانه من از صهیونیسم اجازه چنین کاری را به من نمی دهد.
باور ندارم که فلسطین هرگز بتواند به یک کشور یهودی تبدیل شود یا مسیحیان و مسلمانان جهان هرگز آمادگی پیدا کنند که اماکن مقدسشان را تحت حفاظت یهودیان قرار دهند. به نظر من عاقلانه تر می بود که یک سرزمین یهودی بر خاکی تأسیس شود که از لحاظ تاریخی سبک بار باشد؛ میدانم با چنین طرح عقلایی ای هیچ وقت نمیتوان شور وشوق توده ها یا حمایت مالی ثروتمندان را به دست آورد.
درضمن، با کمال تأسف اقرار میکنم که کوته بینی مذهبی یاران یهودی ما باید مسئولیت برانگیختن بدگمانی اعراب را تا حدی بر عهده بگیرد. همچنین نمی توانم برای تقوای گمراه کننده ای که تکه ای از دیوار ندبه را به یادگاری ملی تبدیل کرده و احساسات ساکنان اصلی را برانگیخته، ذره ای احساس همدلی داشته باشم.
حالا خودتان قضاوت کنید که آیا من با چنین نگرش انتقادی ای برای تسلی بخشیدن به مردمی که امیدهای بی اساسش بر باد رفته است شخص مناسبی هستم یا خیر.
با احترام، فروید
۲۶ فوریه ۱۹۳۰
این نامه در پاسخ به حییم کوفلر نگاشته شده است.
@psychoanalysis_classical
👍20❤6👎1
ژاک لکان اصطلاح حرمان ناکامی را به معنای از دست دادن آنچه که مربوط به ارضاء نیازهای حیاتی فرد است به کار نمیبرد، بلکه منظور او محرومیتی است که فرد در طلب و تقاضای عشق با آن مواجه میشود. به عبارتی دیگر آدمیزاد حتی به رغم ارضاء نیازهای خود ممکن است در طلب و تقاضای عشق از دیگری دچار حرمان ناکامی شود.
ممکن است انسان از بدو کودکی با وجود تحقق خواسته ها و آرزوهایش به شدت احساس بی عدالتی کند به این دلیل که همواره مطلوب میل دیگری را مدنظر داشته است زیرا یک میل ممکن است آبستن میل دیگری باشد؛
از این رو فرد ممکن است از ارضاء واقعی میل خود محروم شود یا ارضاء میل او ممکن است از خواست واقعی وی به مراتب دورتر باشد به همین ترتیب شخص روانکاو که ابژه ی عشق و میل بیمار است با اجتناب از پاسخ دادن به پرسشهای بیمار با ارائه معنایی متفاوت با آنچه او انتظار دارد و حتی با حفظ آرامش خود در مقابل اضطرابهای او ممکن است موجبات ناکامی بیمار را فراهم و احساس حرمان را در او بیدار کند.
ژان پیرکلرو
@psychoanalysis_classical
ممکن است انسان از بدو کودکی با وجود تحقق خواسته ها و آرزوهایش به شدت احساس بی عدالتی کند به این دلیل که همواره مطلوب میل دیگری را مدنظر داشته است زیرا یک میل ممکن است آبستن میل دیگری باشد؛
از این رو فرد ممکن است از ارضاء واقعی میل خود محروم شود یا ارضاء میل او ممکن است از خواست واقعی وی به مراتب دورتر باشد به همین ترتیب شخص روانکاو که ابژه ی عشق و میل بیمار است با اجتناب از پاسخ دادن به پرسشهای بیمار با ارائه معنایی متفاوت با آنچه او انتظار دارد و حتی با حفظ آرامش خود در مقابل اضطرابهای او ممکن است موجبات ناکامی بیمار را فراهم و احساس حرمان را در او بیدار کند.
ژان پیرکلرو
@psychoanalysis_classical
👍3👏1
فردی به این دلیل که رابطه ی عاطفی اش بد پیش میرود برای تحلیل به درمانگر مراجعه مینماید اما میبینیم که با تمام توان به آن رابطه ی بد چسبیده است؛ در واقع اینجا با موردی مواجه هستیم که در آن معشوق بیمار به قلمروی امیال او عمیقا نفوذ کرده است.
گویا علتی وجود دارد که به سبب آن امیال دیگر نمیتوانند جایگزین معشوق شده یا در فرد دیگری یافت شوند؛ در این نقطه دست کشیدن از معشوق / شریک عاطفی به معنای دست کشیدن از تمامی امیال است.
و چنانچه فرد بنا به هر دلیلی مجبور به قطع ارتباط با معشوق خود باشد امیال او وارد دوزخ و مرداب لیبیدویی خواهند شد.
این دوزخ در واقع خاموشی امیال است که بیمار بی هدف در آن شناور است؛ تثبیت شدگی میل بیمار در این ابژه ی میل معشوق از دست رفته, وی را به سوی بحران میل ورزی سوق میدهد.
#مقدمات_بالینی در روانکاوی_لاکان #بروس_فینک
@psychoanalysis_classical
گویا علتی وجود دارد که به سبب آن امیال دیگر نمیتوانند جایگزین معشوق شده یا در فرد دیگری یافت شوند؛ در این نقطه دست کشیدن از معشوق / شریک عاطفی به معنای دست کشیدن از تمامی امیال است.
و چنانچه فرد بنا به هر دلیلی مجبور به قطع ارتباط با معشوق خود باشد امیال او وارد دوزخ و مرداب لیبیدویی خواهند شد.
این دوزخ در واقع خاموشی امیال است که بیمار بی هدف در آن شناور است؛ تثبیت شدگی میل بیمار در این ابژه ی میل معشوق از دست رفته, وی را به سوی بحران میل ورزی سوق میدهد.
#مقدمات_بالینی در روانکاوی_لاکان #بروس_فینک
@psychoanalysis_classical
👍16❤2
«میل و ورای آن برای انسان»
سخنگوی دوپاره ی میل ورز
♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی
♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی
♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
سخنگوی دوپاره ی میل ورز
♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی
♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی
♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
👍2👏1
گفته میشود که روانکاوان لاکانی به زبان علاقه دارند و برخی ها به اشتباه آنها را به عنوان زبان شناس طبقه بندی میکنند. این غلط است، زیرا روانکاوها زبان شناس نیستند.
روانکاوان(لکانی) قطعاً به زبان علاقه دارند، اما آنها صرفاً به مرزی علاقه دارند که در آن زبان از کار می افتد. ما به لحظاتی توجه میکنیم که زبان می لغزد و گفتار به بی راهه میرود.
برای مثال بیایید رؤیا را در نظر بگیریم ما بیشتر از خود رویا به شیوه ای که رویا بازگو میشود اهمیت میدهیم و نه تنها به شیوه ای که بازگو میشود، بلکه مهم تر از همه درست به نقطه ای از روایت که بیمار مردد است و می گوید «نمی دانم... نمی توانم چیز بیشتری به خاطر بیاورم... شاید.... احتمالاً .....»
این نقطه ای است که آن را تجربه، جنبه ی قابل درک تجربه می نامیم؛ لکنت, عدم اطمینان, حرف یا توضیحی که از ما می گریزد.
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
روانکاوان(لکانی) قطعاً به زبان علاقه دارند، اما آنها صرفاً به مرزی علاقه دارند که در آن زبان از کار می افتد. ما به لحظاتی توجه میکنیم که زبان می لغزد و گفتار به بی راهه میرود.
برای مثال بیایید رؤیا را در نظر بگیریم ما بیشتر از خود رویا به شیوه ای که رویا بازگو میشود اهمیت میدهیم و نه تنها به شیوه ای که بازگو میشود، بلکه مهم تر از همه درست به نقطه ای از روایت که بیمار مردد است و می گوید «نمی دانم... نمی توانم چیز بیشتری به خاطر بیاورم... شاید.... احتمالاً .....»
این نقطه ای است که آن را تجربه، جنبه ی قابل درک تجربه می نامیم؛ لکنت, عدم اطمینان, حرف یا توضیحی که از ما می گریزد.
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
👍8❤3👏1
سمپتوم سه مشخصه دارد:
اولین مشخصه ی آن شیوه ی حرف زدن بیمار از رنج خودش است جزئیات غیر منتظره ی روایت و به خصوص گفتار فی البداهه .برای مثال: روانکاوی پذیرنده ای (آنالیزان)را به خاطر می آورم که اضطراب خود را هنگام عبور از پل با من در میانه گذاشت او میگفت برای من خیلی سخت است که به آنجا بروم تا کسی همراهم نباشد به آنجا نمی روم برخی اوقات که میتوانستم ، سایه ی یک افسر پلیس یا یک نگهبان یونیفرم پوش را در آن طرف پل ببینم قادر بودم به تنهایی از پل عبور کنم.
بسیار خب در این مورد جزئیات این مرد یونیفرم پوش است که توجه مرا بیش از خود اضطراب فوبیایی جلب می کند.
1)
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
اولین مشخصه ی آن شیوه ی حرف زدن بیمار از رنج خودش است جزئیات غیر منتظره ی روایت و به خصوص گفتار فی البداهه .برای مثال: روانکاوی پذیرنده ای (آنالیزان)را به خاطر می آورم که اضطراب خود را هنگام عبور از پل با من در میانه گذاشت او میگفت برای من خیلی سخت است که به آنجا بروم تا کسی همراهم نباشد به آنجا نمی روم برخی اوقات که میتوانستم ، سایه ی یک افسر پلیس یا یک نگهبان یونیفرم پوش را در آن طرف پل ببینم قادر بودم به تنهایی از پل عبور کنم.
بسیار خب در این مورد جزئیات این مرد یونیفرم پوش است که توجه مرا بیش از خود اضطراب فوبیایی جلب می کند.
1)
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
👍1
دومین مشخصه ی سمپتوم تئوری ای است، که روانکاوی پذیرنده ( آنالیزان) صورت بندی میکند تا کسالت خودش را ادراک کند چون تا زمانی که شخص از خودش نپرسد چرا رنج میکشده در روانکاوی هیچ رنجی وجود ندارد .
فروید متوجه وجود تئوری جنسی بچگانه در کودکان شد؛ به همین ترتیب ما نیز متوجه شده ایم که بیمار هم تئوری شخصی خودش را طرح ریزی می کند. آنها در تلاش برای توضیح رنجشان دیدگاه های بی مبنا و بی ارزش خود را همین طوری مطرح میکنند.
سمپتوم رخدادی دردناک است که همواره با تفسیر بیمار از علت های کسالتش همراه است.
بسیار خب این نقطه ای سرنوشت ساز است. چنان سرنوشت ساز است که برای مثال اگر در روانکاوی سوژه ای در طول مصاحبه ی مقدماتی با پرسشهای خودش برانگیخته نشود، اگر هیچ ایده ای درباره ی دلیل رنج خودش نداشته باشد ،در این صورت این روانکاو است که از طریق هدایت بیمار به سمت پرسش گری از خودش راه را برای شکل گیری «تئوری» باز خواهد کرد. اما وقتی در روانکاوی بیمار رنج خود را تفسیر می کند و توضیح می دهد، پدیده ای اساسی رخ میدهد :
روانکاو به تدریج و به طور نامحسوس به دریافت کننده ی سمپتوم تبدیل میشود. من هر چه بیشتر علت رنج خودم را توضیح دهم کسی که به من گوش میدهد بیشتر به دیگری سمپتوم من تبدیل می شود.
این سومین مشخصه ی سمپتوم است: سمپتوم مستلزم حضور روانکاو است و به حضور روانکاو ایجاب می کند.
2)
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
فروید متوجه وجود تئوری جنسی بچگانه در کودکان شد؛ به همین ترتیب ما نیز متوجه شده ایم که بیمار هم تئوری شخصی خودش را طرح ریزی می کند. آنها در تلاش برای توضیح رنجشان دیدگاه های بی مبنا و بی ارزش خود را همین طوری مطرح میکنند.
سمپتوم رخدادی دردناک است که همواره با تفسیر بیمار از علت های کسالتش همراه است.
بسیار خب این نقطه ای سرنوشت ساز است. چنان سرنوشت ساز است که برای مثال اگر در روانکاوی سوژه ای در طول مصاحبه ی مقدماتی با پرسشهای خودش برانگیخته نشود، اگر هیچ ایده ای درباره ی دلیل رنج خودش نداشته باشد ،در این صورت این روانکاو است که از طریق هدایت بیمار به سمت پرسش گری از خودش راه را برای شکل گیری «تئوری» باز خواهد کرد. اما وقتی در روانکاوی بیمار رنج خود را تفسیر می کند و توضیح می دهد، پدیده ای اساسی رخ میدهد :
روانکاو به تدریج و به طور نامحسوس به دریافت کننده ی سمپتوم تبدیل میشود. من هر چه بیشتر علت رنج خودم را توضیح دهم کسی که به من گوش میدهد بیشتر به دیگری سمپتوم من تبدیل می شود.
این سومین مشخصه ی سمپتوم است: سمپتوم مستلزم حضور روانکاو است و به حضور روانکاو ایجاب می کند.
2)
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
👍3❤2
امیال میل ، هستن را به غیر هستن می پیوندد. میل برآمده از تفکر است.
#ریگ_ودا
@psychoanalysis_classical
« ورای میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
#ریگ_ودا
@psychoanalysis_classical
« ورای میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
👍2
تنها در گفتار است که #درخواست ( demand ) می تواند ساخته شود، می توانیم نتیجه بگیریم که دیگری بزرگ پارامترهای درخواست سوژه را مشخص میکند :
بیان نیاز بایستی از دروازه باریک زبان گذر کند و آنچه نمی تواند خود را وارد کند و بیرون می ماند امیال را میسازد.
#بیلی
@psychoanalysis_classical
« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
بیان نیاز بایستی از دروازه باریک زبان گذر کند و آنچه نمی تواند خود را وارد کند و بیرون می ماند امیال را میسازد.
#بیلی
@psychoanalysis_classical
« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
👍6
میل، حاصل ناکامی در بیان نیاز در قالب درخواست است.
@psychoanalysis_classical
« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
👍4❤1
«میل و ورای آن برای انسان»
سخنگوی دوپاره ی میل ورز
♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی
♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی
♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
💌هزینه شرکت در این ایونت ۱۳۰ تومان می باشد...
🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
سخنگوی دوپاره ی میل ورز
♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی
♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی
♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
💌هزینه شرکت در این ایونت ۱۳۰ تومان می باشد...
🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
👍4
واکنش درمانی منفی چیست؟
گاهی برخلاف انتظار حتی با اینکه درمانجو درمان مداومی را دنبال میکند و شرایطش بهبود می یابد ناگهان نشانگان بیماری وخیم تر میشوند. اما چرا؟ چه چیزی موجب عود دوباره ی بیماری ست به شکلی که حال بیمار از زمان آغاز درمان هم بدتر میشود؟
فروید وخامت ناگهانی نشانگان را اینگونه توجیه میکند که عود بیماری ناشی از نیاز خاموش ناخودآگاه به مجازات شدن است. منظورم از «خاموش»، حالت نیاز بدون وجود علامتهای روشن و قابل شناسایی ست؛
اما فرضیه ی فروید فراتر میرود او این ایده ی جذاب را مطرح میکند که شاید نیاز ناخودآگاه به تجربه ی ملموس درد و فرونشستن در افسردگی ناشی از اضطراب گناهی است که از شخص دیگری وام گرفته شده است.
در واقع شخص گناه فرد دیگری را به خود میگیرد افسردگی او را حس میکند و آن را با احساس غیر عادی درد قابل تحمل میکند.
گویی فرد دیگری احساس ناخودآگاه گناه را به بیمار داده است اما این بیمار است که بهای آن را به شکل ناخودآگاه پرداخت میکند.
کتاب رنج و عشق
خوان داوید نازیو
@psychoanalysis_classical
گاهی برخلاف انتظار حتی با اینکه درمانجو درمان مداومی را دنبال میکند و شرایطش بهبود می یابد ناگهان نشانگان بیماری وخیم تر میشوند. اما چرا؟ چه چیزی موجب عود دوباره ی بیماری ست به شکلی که حال بیمار از زمان آغاز درمان هم بدتر میشود؟
فروید وخامت ناگهانی نشانگان را اینگونه توجیه میکند که عود بیماری ناشی از نیاز خاموش ناخودآگاه به مجازات شدن است. منظورم از «خاموش»، حالت نیاز بدون وجود علامتهای روشن و قابل شناسایی ست؛
اما فرضیه ی فروید فراتر میرود او این ایده ی جذاب را مطرح میکند که شاید نیاز ناخودآگاه به تجربه ی ملموس درد و فرونشستن در افسردگی ناشی از اضطراب گناهی است که از شخص دیگری وام گرفته شده است.
در واقع شخص گناه فرد دیگری را به خود میگیرد افسردگی او را حس میکند و آن را با احساس غیر عادی درد قابل تحمل میکند.
گویی فرد دیگری احساس ناخودآگاه گناه را به بیمار داده است اما این بیمار است که بهای آن را به شکل ناخودآگاه پرداخت میکند.
کتاب رنج و عشق
خوان داوید نازیو
@psychoanalysis_classical
👍16❤1
انسان به سطحی از ناامیدی که برایش قابل تحمل است رضایت میدهد و آن را شادی می نامد...
سورن کی یرکگور
@psychoanalysis_classical
سورن کی یرکگور
@psychoanalysis_classical
👍20👏2
Audio
❤6👍6
انسان بندی ست میان حیوان و ابرانسان؛ فرا رفتنی پرخطر، در راه بودنی پر خطر، واپس نگریستنی پرخطر، لرزیدن و درنگیدنی پرخطر. آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت؛ آنچه در انسان خوش است این است که او فراشدی است و فرو شدی.
#نیچه
@psychoanalysis_classica
#نیچه
@psychoanalysis_classica
❤10👍4
وقتی در درمان یک نوروتیک بزرگسال به دنبال تعیین کنندههای سمپتومهایش میگردیم، معمولاً به سالهای اولیه کودکی میرسیم. آگاهی به عوامل سبب شناسی متأخرتر برای فهمیدن مورد یا ایجاد یک اثر درمانی کافی نبود. بنابراین، ما مجبور بودیم با مشخصات روانی کودکی آشنا شویم؛ ما در این مورد چیزهای زیادی یاد گرفتیم که به غیر از روانکاوی از هیچ راه دیگری نمیتوانستیم یاد بگیریم، و توانستیم خیلی از نظراتی را که در مورد کودکی وجود دارد تصحیح کنیم. ما تشخیص دادیم که سالهای اولیه کودکی – شاید، تا سن ۵ سالگی – به دلایل زیادی از اهمیت زیادی برخوردارند. اول اینکه این سالها، سالهای اولیه شکوفایی جنسیت هستند و عوامل تحریک کننده زندگی جنسی در بزرگسالی پشت آن قرار دارد. دوم اینکه تأثیرات این دوره به ایگوی نابالغ و ناتوان آسیب میزند و مانند تروما بر آن عمل میکند. ایگو نمیتواند از هیچ راهی طوفانهای هیجانی را که آنها را به پا میکنند دفع کند، مگر با واپس زنی و به این طریق در کودکی کلیه آمادگیهایش را برای بیماریهای بعدی و اختلالات کارکردی کسب میکند. ما فهمیدیم که مشکل کودکی در این حقیقت نهفته است که در یک دوره کوتاه زمانی، کودک باید نتایج تکامل فرهنگی را که طی هزاران سال گسترده شده – یا حداقل اولین پیشایندهای آنها را – ضبط کند؛ شامل کنترل روی سائقها، و انطباق با جامعه. او فقط میتواند قسمتی از این تغییر (تعدیل) را در طول رشد خود کسب کند؛ مقدار زیادی از آن توسط تربیت به کودک تحمیل میشود. متعجب نمیشویم که کودکان اغلب این تکلیف را بسیار ناقص انجام میدهند. در طول این زمانهای اولیه، بسیاری از آنها از حالتهایی عبور میکنند که میتواند معادل نوروزها گذاشته شود – و این مطمئناً در بسیاری از آنهایی که بعدها بیماری از خود نشان میدهند صدق میکند. در برخی بچهها بیماریهای نوروتیک تا بلوغ منتظر نمیمانند بلکه پیش از آن در کودکی بروز میکنند و والدین و پزشکان را در دردسرهای فراوانی میاندازند.
سخنرانیهای آشنایی با روانکاوی
توضیحات، کاربردها و راهکارها
زیگموند فروید (۱۹۳۳)
[به فارسی مرجان پشت مشهدی، خدیجه فدائی، پرویز دباغی و فرزام پروا و به تصحیح میترا کدیور]
@psychoanalysis_classical
سخنرانیهای آشنایی با روانکاوی
توضیحات، کاربردها و راهکارها
زیگموند فروید (۱۹۳۳)
[به فارسی مرجان پشت مشهدی، خدیجه فدائی، پرویز دباغی و فرزام پروا و به تصحیح میترا کدیور]
@psychoanalysis_classical
👍5❤3
#ساحت_تصویری
ساحت تصویری به ظرفیت روان انسان برای درگیری بنیادین با تصویر در ارتباطی دوگانه با دیگری دارد. لکان این اصطلاح را پس از پژوهشهای خویش در باب مرحلۀ آینهای در سال 1936 مطرح ساخت. آغاز درگیری با تصویر (بصری، شنوایی، بویایی، لامسه) با آغاز برپایی سوژه همراستا است. لکان در طول پژوهش خویش در باب مرحلۀ آینهای و بعدتر، هنگامی که ایدۀ خویش در باب برپایی سوژه را بسط داد این ایده را مطرح کرد که ایگو (moi) اساساً تصویری است. وی در سمینار دوم تصدیق کرده که برای درک دیالکتیک روانکاوانه میبایست ایگو را به عنوان بخشی از ساحت تصویری در نظر بگیریم.
#ساحت_نمادین
ساحت نمادین به توانایی انسان در استفاده از زبان و کلمات اشاره دارد. آنچه ساحت نمادین را مشخص میکند حضور دال و زنجیرۀ دلالت است. همانطور که پیشتر اشاره کردم دال امری است که چیزی را برای دال دیگر بازنمایی میکند. لکان ایدۀ خویش در باب امر نمادین را در گفتار رم؛ «کارکرد و حوزۀ زبان در روانکاوی» ارائه کرده است که به نوعی مانیفست نظریۀ لکانی است و موجبات گسست وی از انجمن روانکاوی پاریس را فراهم آورد. ده سال بعدی حیات لکان به بررسی امر نمادین اختصاص یافت، که شامل دالهایی است که به یاری دالِ نام-پدر امکانپذیر میشوند. این دال ویژه کارکرد پدرانه را شکل میدهد که قانون (نظم نمادین) را در روان سوژه بر میسازد و ارتباط دوگانه و تصویری مادر و پسر را درهم میشکند. چنین درهم شکستنی برای وصول قانون منع محرمآمیزی ضروری است. منطق برومهای ساحت نمادین بر زنجیرۀ دلالت استوار است.
#ساحت_واقع
این ساحت به چیزی اشاره دارد که نمادینسازی آن غیرممکن است و از این رو امری ناشناخته است. ساحت واقع، وجودی فراتر از دانش سوژه دارد. امر واقع نتوانسته در زنجیرۀ دلالت به حرکت درآید. به همین سبب است که لکان تأکید میکند امر واقع برون از سوژه ایستاده است.
بخشهایی از مقالهی «سه ساحت و مسئلۀ برومهای»
نویسندده: روملو لاندر
مترجم: خشایار داودیفر
این مقاله با عنوان «The Three Orders (RSI) and the Borromean Proposition» در کتاب SUBJECTIVE EXPERIENCE AND THE LOGIC OF THE OTHER منتشر شده و توسط خشایار داودیفر ترجمه و در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ در بخش آموزش وبسایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.
متن کامل:
https://tadaei.com/the-three-orders-rsi-and-the-borromean-proposition/
@psychoanalysis_classical
ساحت تصویری به ظرفیت روان انسان برای درگیری بنیادین با تصویر در ارتباطی دوگانه با دیگری دارد. لکان این اصطلاح را پس از پژوهشهای خویش در باب مرحلۀ آینهای در سال 1936 مطرح ساخت. آغاز درگیری با تصویر (بصری، شنوایی، بویایی، لامسه) با آغاز برپایی سوژه همراستا است. لکان در طول پژوهش خویش در باب مرحلۀ آینهای و بعدتر، هنگامی که ایدۀ خویش در باب برپایی سوژه را بسط داد این ایده را مطرح کرد که ایگو (moi) اساساً تصویری است. وی در سمینار دوم تصدیق کرده که برای درک دیالکتیک روانکاوانه میبایست ایگو را به عنوان بخشی از ساحت تصویری در نظر بگیریم.
#ساحت_نمادین
ساحت نمادین به توانایی انسان در استفاده از زبان و کلمات اشاره دارد. آنچه ساحت نمادین را مشخص میکند حضور دال و زنجیرۀ دلالت است. همانطور که پیشتر اشاره کردم دال امری است که چیزی را برای دال دیگر بازنمایی میکند. لکان ایدۀ خویش در باب امر نمادین را در گفتار رم؛ «کارکرد و حوزۀ زبان در روانکاوی» ارائه کرده است که به نوعی مانیفست نظریۀ لکانی است و موجبات گسست وی از انجمن روانکاوی پاریس را فراهم آورد. ده سال بعدی حیات لکان به بررسی امر نمادین اختصاص یافت، که شامل دالهایی است که به یاری دالِ نام-پدر امکانپذیر میشوند. این دال ویژه کارکرد پدرانه را شکل میدهد که قانون (نظم نمادین) را در روان سوژه بر میسازد و ارتباط دوگانه و تصویری مادر و پسر را درهم میشکند. چنین درهم شکستنی برای وصول قانون منع محرمآمیزی ضروری است. منطق برومهای ساحت نمادین بر زنجیرۀ دلالت استوار است.
#ساحت_واقع
این ساحت به چیزی اشاره دارد که نمادینسازی آن غیرممکن است و از این رو امری ناشناخته است. ساحت واقع، وجودی فراتر از دانش سوژه دارد. امر واقع نتوانسته در زنجیرۀ دلالت به حرکت درآید. به همین سبب است که لکان تأکید میکند امر واقع برون از سوژه ایستاده است.
بخشهایی از مقالهی «سه ساحت و مسئلۀ برومهای»
نویسندده: روملو لاندر
مترجم: خشایار داودیفر
این مقاله با عنوان «The Three Orders (RSI) and the Borromean Proposition» در کتاب SUBJECTIVE EXPERIENCE AND THE LOGIC OF THE OTHER منتشر شده و توسط خشایار داودیفر ترجمه و در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ در بخش آموزش وبسایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.
متن کامل:
https://tadaei.com/the-three-orders-rsi-and-the-borromean-proposition/
@psychoanalysis_classical
گروه روانکاوی تداعی
سه ساحت و مسئلۀ برومهای
سه ساحت و مسئلۀ برومهای مقدمۀ مترجم: متنی که پیش رو دارید سومین بخش از مجموعۀ «تجربۀ سوژگانی و منطق دیگری» اثر روملو لاندر است (بخش اول با عنوان «منطق
👍2❤1
به عقیده هایدگر، ما آدمیان در وهله اول و به عادی ترین وجهی که هستیم، نه فاعل شناسایی و نه ذهنیم؛ نه تماشاگر و ناظر با یک پنجره شیشه ای نامرئی از جهان موارد شناسایی یا اشیایی که در آن به سر می بریم، جدا باشیم. چنین نیست که از واقعیت خارجی معینی که «آنجا بیرون از ماست»، جدا باشیم و بعد بخواهیم آن واقعیت خارجی را در مقام چیزی مطلقاً غیر از خودمان بشناسیم و با آن رابطه برقرار کنیم، بعکس، جز لاینفک آن واقعیت هستیم و از روز اول در درونش هستیم و با آن دست و پنجه نرم می کنیم و امور را تمشیت می دهیم، در نتیجه، به هیچ مفهومی اولی و بدوی نمی شود گفت به نحوی که فلاسفه از قدیم به ما نگاه می کرده اند، «فاعل ناظر»یا« موجوداتی شناسنده»ایم. خصلت ما این است که موجوداتی کارپیرا یا حتی شاید بشود گفت موجوداتی موجود باشیم. موجوداتی هستیم در جهانی از هستی و جدا نشدنی از آن؛ وجودهایی هستیم در دنیای موجود همان دنیا را مبدأ قرار می دهیم.
هوسرل و هایدگر و فلسفه جدید اصالت وجود
گفتگو برایان مگی و هیوبرت دریفوس
#هایدگر
@psychoanalysis_classical
هوسرل و هایدگر و فلسفه جدید اصالت وجود
گفتگو برایان مگی و هیوبرت دریفوس
#هایدگر
@psychoanalysis_classical
❤4👍3👏1