❤3
فانتزی های مربوط به دوپارگی خود میتوانند توضیح دهند چرا گاهی دست به کارهایی میزنیم که ما را به تعجب وا می دارند؛
آن منی که این گونه رفتار میکند آن منی نیست که به عنوان خویشتن خود میشناسم؛ یا منی که میخواهم به عنوان خود حقیقی ام شناسایی کنم
از آنجا که دوپارگی در روان به صورت ناخودآگاه رخ میدهد پی بردن به بخش دوپاره شده ی خود میتواند یک لطمه ی روحی بزرگ باشد
بخش اعظم کار مشاوره و روانکاوی به آشکار شدن و ترمیم کردن تکه پاره های خودمان اختصاص دارد یعنی گردآوردن جنبه های از خود به شکلی که امکان عشق توجه و جبران برایمان وجود داشته باشد بدون آنکه در باتلاق فانتزیهایی نظیر انتقام خشم و حرمان غرق شویم
#جولیا_سگال
@psychoanalysis_classical
آن منی که این گونه رفتار میکند آن منی نیست که به عنوان خویشتن خود میشناسم؛ یا منی که میخواهم به عنوان خود حقیقی ام شناسایی کنم
از آنجا که دوپارگی در روان به صورت ناخودآگاه رخ میدهد پی بردن به بخش دوپاره شده ی خود میتواند یک لطمه ی روحی بزرگ باشد
بخش اعظم کار مشاوره و روانکاوی به آشکار شدن و ترمیم کردن تکه پاره های خودمان اختصاص دارد یعنی گردآوردن جنبه های از خود به شکلی که امکان عشق توجه و جبران برایمان وجود داشته باشد بدون آنکه در باتلاق فانتزیهایی نظیر انتقام خشم و حرمان غرق شویم
#جولیا_سگال
@psychoanalysis_classical
👍7
امیال والدين ما علت اصلی وجود ما هستند؛ ما دوست داریم بدانیم که آنها برای رسیدن به کمال رضایت از ما چه میخواهند؟ و کشف کنیم که در برنامه ها و نقشه های آنها چه جایگاهی داریم در واقع ما دوست داریم مورد تمایل آنها قرار بگیریم همانطور که لکان اظهار میدارد انسان تمایل دارد که دیگری بزرگ او را مورد تمایل خویش قرار دهد.
در مسیر تلاش برای درک امیال آنها یاد میگیریم که خودمان آن ابژه ها را بخواهیم یعنی امیال خودمان را بر اساس امیال دیگری بزرگ (والدین) مدل سازی میکنیم نه تنها دوست داریم امیال دیگریهای بزرگ مستقیماً بر ما معطوف باشد یعنی دوستمان بدارند و به ما عشق بورزند بلکه امیالمان هم شبیه دیگریهای بزرگ میشود امیال دیگریهای بزرگ را همچون امیال خود می پنداریم.
ادغام امیال دیگری "بزرگ بخشی گریز ناپذیر در شکل گیری امیال ماست این امر به عنوان نوعی تعرض و تجاوز تجربه میشود دیگری بزرگ این کار را با من کرده چنین چیزی در من نهادینه شده است؛ کاری کرده که من این گونه شوم کاری کرده که من چنین چیزی را بخواهم نه چیز دیگری
حتى اميال من متعلق به من نیست!
علت امیال ما امیال دیگریهای بزرگ است گاهی به نظر میرسد که شخصی ترین و محرمانه ترین چیزها از جایی دیگر می آیند؛ از یک منبع خارجی؛ اما نه از هر منبعی از والدین ما و از تمام افراد پیرامونمان
#بروس_فینک
@psychoanalysis_classical
در مسیر تلاش برای درک امیال آنها یاد میگیریم که خودمان آن ابژه ها را بخواهیم یعنی امیال خودمان را بر اساس امیال دیگری بزرگ (والدین) مدل سازی میکنیم نه تنها دوست داریم امیال دیگریهای بزرگ مستقیماً بر ما معطوف باشد یعنی دوستمان بدارند و به ما عشق بورزند بلکه امیالمان هم شبیه دیگریهای بزرگ میشود امیال دیگریهای بزرگ را همچون امیال خود می پنداریم.
ادغام امیال دیگری "بزرگ بخشی گریز ناپذیر در شکل گیری امیال ماست این امر به عنوان نوعی تعرض و تجاوز تجربه میشود دیگری بزرگ این کار را با من کرده چنین چیزی در من نهادینه شده است؛ کاری کرده که من این گونه شوم کاری کرده که من چنین چیزی را بخواهم نه چیز دیگری
حتى اميال من متعلق به من نیست!
علت امیال ما امیال دیگریهای بزرگ است گاهی به نظر میرسد که شخصی ترین و محرمانه ترین چیزها از جایی دیگر می آیند؛ از یک منبع خارجی؛ اما نه از هر منبعی از والدین ما و از تمام افراد پیرامونمان
#بروس_فینک
@psychoanalysis_classical
👍9❤3
فروید در تک نگاره ی تحلیل پایان پذیر و پایان ناپذیر که در اواخر عمرش به رشته تحریر درآمده به توصیف این مطلب میپردازد که بیمار چگونه از پذیرش کمک روانکاو سر باز میزند. به زعم فروید این مسئله از هراس مردان از انفعال و رشک آلت مردانه در زنان ناشی میشود.
جبران مضاعف و تلاش بی وقفه و شورشگرانه مردان یکی از سرسخت ترین مقاومتهای انتقالی را به دنبال دارد آنها نمیپذیرند که خود را زیر دست چهره ای پدرانه قرار دهند یا بابت چیزی به این چهره پدرانه مدیون باشند و در نتیجه از پذیرش بهبودی از جانب پزشک امتناع میکنند.
انتقالی شبیه به این از میل زنان به داشتن آلت مردانه نشأت نمی گیرد اما این میل منبع افسردگی شدیدی در زن است و خود این امر نیز ناشی از باوری عمیق به آن است که تحلیل به هیچ دردی نمیخورد و هیچ بهبودی هم برای او بیمار ممکن نیست.
کیت باروز
@psychoanalysis_classical
جبران مضاعف و تلاش بی وقفه و شورشگرانه مردان یکی از سرسخت ترین مقاومتهای انتقالی را به دنبال دارد آنها نمیپذیرند که خود را زیر دست چهره ای پدرانه قرار دهند یا بابت چیزی به این چهره پدرانه مدیون باشند و در نتیجه از پذیرش بهبودی از جانب پزشک امتناع میکنند.
انتقالی شبیه به این از میل زنان به داشتن آلت مردانه نشأت نمی گیرد اما این میل منبع افسردگی شدیدی در زن است و خود این امر نیز ناشی از باوری عمیق به آن است که تحلیل به هیچ دردی نمیخورد و هیچ بهبودی هم برای او بیمار ممکن نیست.
کیت باروز
@psychoanalysis_classical
❤1👍1
برای رزرو نوبت جلسات تراپی
حضوری (تهران ) و آنلاین در گوگل میت، پیام دهید.
@Fereshte_abbasii
----------------------------
@psychoanalysis_classical
حضوری (تهران ) و آنلاین در گوگل میت، پیام دهید.
@Fereshte_abbasii
----------------------------
@psychoanalysis_classical
❤1
وقتی از زیگموند فروید خواسته شد از آرمان صهیونیسم در برابر فلسطین حمایت کند، فروید این چنین پاسخ داد:
من نمی توانم آنچه را خواسته اید، انجام دهم. عدم تمایل من به مشارکت دادن عموم با نامم موضوعی حل نشدنی است و حتی این موقعیت حساس کنونی هم دلیل قانع کننده ای برای آن نیست. کسی که میخواهد بر جمعیتی اثر بگذارد باید چیزی را بیان کند که طنین انداز شود و شوق بیافریند، اما برآورد هشیارانه من از صهیونیسم اجازه چنین کاری را به من نمی دهد.
باور ندارم که فلسطین هرگز بتواند به یک کشور یهودی تبدیل شود یا مسیحیان و مسلمانان جهان هرگز آمادگی پیدا کنند که اماکن مقدسشان را تحت حفاظت یهودیان قرار دهند. به نظر من عاقلانه تر می بود که یک سرزمین یهودی بر خاکی تأسیس شود که از لحاظ تاریخی سبک بار باشد؛ میدانم با چنین طرح عقلایی ای هیچ وقت نمیتوان شور وشوق توده ها یا حمایت مالی ثروتمندان را به دست آورد.
درضمن، با کمال تأسف اقرار میکنم که کوته بینی مذهبی یاران یهودی ما باید مسئولیت برانگیختن بدگمانی اعراب را تا حدی بر عهده بگیرد. همچنین نمی توانم برای تقوای گمراه کننده ای که تکه ای از دیوار ندبه را به یادگاری ملی تبدیل کرده و احساسات ساکنان اصلی را برانگیخته، ذره ای احساس همدلی داشته باشم.
حالا خودتان قضاوت کنید که آیا من با چنین نگرش انتقادی ای برای تسلی بخشیدن به مردمی که امیدهای بی اساسش بر باد رفته است شخص مناسبی هستم یا خیر.
با احترام، فروید
۲۶ فوریه ۱۹۳۰
این نامه در پاسخ به حییم کوفلر نگاشته شده است.
@psychoanalysis_classical
من نمی توانم آنچه را خواسته اید، انجام دهم. عدم تمایل من به مشارکت دادن عموم با نامم موضوعی حل نشدنی است و حتی این موقعیت حساس کنونی هم دلیل قانع کننده ای برای آن نیست. کسی که میخواهد بر جمعیتی اثر بگذارد باید چیزی را بیان کند که طنین انداز شود و شوق بیافریند، اما برآورد هشیارانه من از صهیونیسم اجازه چنین کاری را به من نمی دهد.
باور ندارم که فلسطین هرگز بتواند به یک کشور یهودی تبدیل شود یا مسیحیان و مسلمانان جهان هرگز آمادگی پیدا کنند که اماکن مقدسشان را تحت حفاظت یهودیان قرار دهند. به نظر من عاقلانه تر می بود که یک سرزمین یهودی بر خاکی تأسیس شود که از لحاظ تاریخی سبک بار باشد؛ میدانم با چنین طرح عقلایی ای هیچ وقت نمیتوان شور وشوق توده ها یا حمایت مالی ثروتمندان را به دست آورد.
درضمن، با کمال تأسف اقرار میکنم که کوته بینی مذهبی یاران یهودی ما باید مسئولیت برانگیختن بدگمانی اعراب را تا حدی بر عهده بگیرد. همچنین نمی توانم برای تقوای گمراه کننده ای که تکه ای از دیوار ندبه را به یادگاری ملی تبدیل کرده و احساسات ساکنان اصلی را برانگیخته، ذره ای احساس همدلی داشته باشم.
حالا خودتان قضاوت کنید که آیا من با چنین نگرش انتقادی ای برای تسلی بخشیدن به مردمی که امیدهای بی اساسش بر باد رفته است شخص مناسبی هستم یا خیر.
با احترام، فروید
۲۶ فوریه ۱۹۳۰
این نامه در پاسخ به حییم کوفلر نگاشته شده است.
@psychoanalysis_classical
👍20❤6👎1
ژاک لکان اصطلاح حرمان ناکامی را به معنای از دست دادن آنچه که مربوط به ارضاء نیازهای حیاتی فرد است به کار نمیبرد، بلکه منظور او محرومیتی است که فرد در طلب و تقاضای عشق با آن مواجه میشود. به عبارتی دیگر آدمیزاد حتی به رغم ارضاء نیازهای خود ممکن است در طلب و تقاضای عشق از دیگری دچار حرمان ناکامی شود.
ممکن است انسان از بدو کودکی با وجود تحقق خواسته ها و آرزوهایش به شدت احساس بی عدالتی کند به این دلیل که همواره مطلوب میل دیگری را مدنظر داشته است زیرا یک میل ممکن است آبستن میل دیگری باشد؛
از این رو فرد ممکن است از ارضاء واقعی میل خود محروم شود یا ارضاء میل او ممکن است از خواست واقعی وی به مراتب دورتر باشد به همین ترتیب شخص روانکاو که ابژه ی عشق و میل بیمار است با اجتناب از پاسخ دادن به پرسشهای بیمار با ارائه معنایی متفاوت با آنچه او انتظار دارد و حتی با حفظ آرامش خود در مقابل اضطرابهای او ممکن است موجبات ناکامی بیمار را فراهم و احساس حرمان را در او بیدار کند.
ژان پیرکلرو
@psychoanalysis_classical
ممکن است انسان از بدو کودکی با وجود تحقق خواسته ها و آرزوهایش به شدت احساس بی عدالتی کند به این دلیل که همواره مطلوب میل دیگری را مدنظر داشته است زیرا یک میل ممکن است آبستن میل دیگری باشد؛
از این رو فرد ممکن است از ارضاء واقعی میل خود محروم شود یا ارضاء میل او ممکن است از خواست واقعی وی به مراتب دورتر باشد به همین ترتیب شخص روانکاو که ابژه ی عشق و میل بیمار است با اجتناب از پاسخ دادن به پرسشهای بیمار با ارائه معنایی متفاوت با آنچه او انتظار دارد و حتی با حفظ آرامش خود در مقابل اضطرابهای او ممکن است موجبات ناکامی بیمار را فراهم و احساس حرمان را در او بیدار کند.
ژان پیرکلرو
@psychoanalysis_classical
👍3👏1
فردی به این دلیل که رابطه ی عاطفی اش بد پیش میرود برای تحلیل به درمانگر مراجعه مینماید اما میبینیم که با تمام توان به آن رابطه ی بد چسبیده است؛ در واقع اینجا با موردی مواجه هستیم که در آن معشوق بیمار به قلمروی امیال او عمیقا نفوذ کرده است.
گویا علتی وجود دارد که به سبب آن امیال دیگر نمیتوانند جایگزین معشوق شده یا در فرد دیگری یافت شوند؛ در این نقطه دست کشیدن از معشوق / شریک عاطفی به معنای دست کشیدن از تمامی امیال است.
و چنانچه فرد بنا به هر دلیلی مجبور به قطع ارتباط با معشوق خود باشد امیال او وارد دوزخ و مرداب لیبیدویی خواهند شد.
این دوزخ در واقع خاموشی امیال است که بیمار بی هدف در آن شناور است؛ تثبیت شدگی میل بیمار در این ابژه ی میل معشوق از دست رفته, وی را به سوی بحران میل ورزی سوق میدهد.
#مقدمات_بالینی در روانکاوی_لاکان #بروس_فینک
@psychoanalysis_classical
گویا علتی وجود دارد که به سبب آن امیال دیگر نمیتوانند جایگزین معشوق شده یا در فرد دیگری یافت شوند؛ در این نقطه دست کشیدن از معشوق / شریک عاطفی به معنای دست کشیدن از تمامی امیال است.
و چنانچه فرد بنا به هر دلیلی مجبور به قطع ارتباط با معشوق خود باشد امیال او وارد دوزخ و مرداب لیبیدویی خواهند شد.
این دوزخ در واقع خاموشی امیال است که بیمار بی هدف در آن شناور است؛ تثبیت شدگی میل بیمار در این ابژه ی میل معشوق از دست رفته, وی را به سوی بحران میل ورزی سوق میدهد.
#مقدمات_بالینی در روانکاوی_لاکان #بروس_فینک
@psychoanalysis_classical
👍16❤2
«میل و ورای آن برای انسان»
سخنگوی دوپاره ی میل ورز
♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی
♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی
♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
سخنگوی دوپاره ی میل ورز
♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی
♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی
♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
👍2👏1
گفته میشود که روانکاوان لاکانی به زبان علاقه دارند و برخی ها به اشتباه آنها را به عنوان زبان شناس طبقه بندی میکنند. این غلط است، زیرا روانکاوها زبان شناس نیستند.
روانکاوان(لکانی) قطعاً به زبان علاقه دارند، اما آنها صرفاً به مرزی علاقه دارند که در آن زبان از کار می افتد. ما به لحظاتی توجه میکنیم که زبان می لغزد و گفتار به بی راهه میرود.
برای مثال بیایید رؤیا را در نظر بگیریم ما بیشتر از خود رویا به شیوه ای که رویا بازگو میشود اهمیت میدهیم و نه تنها به شیوه ای که بازگو میشود، بلکه مهم تر از همه درست به نقطه ای از روایت که بیمار مردد است و می گوید «نمی دانم... نمی توانم چیز بیشتری به خاطر بیاورم... شاید.... احتمالاً .....»
این نقطه ای است که آن را تجربه، جنبه ی قابل درک تجربه می نامیم؛ لکنت, عدم اطمینان, حرف یا توضیحی که از ما می گریزد.
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
روانکاوان(لکانی) قطعاً به زبان علاقه دارند، اما آنها صرفاً به مرزی علاقه دارند که در آن زبان از کار می افتد. ما به لحظاتی توجه میکنیم که زبان می لغزد و گفتار به بی راهه میرود.
برای مثال بیایید رؤیا را در نظر بگیریم ما بیشتر از خود رویا به شیوه ای که رویا بازگو میشود اهمیت میدهیم و نه تنها به شیوه ای که بازگو میشود، بلکه مهم تر از همه درست به نقطه ای از روایت که بیمار مردد است و می گوید «نمی دانم... نمی توانم چیز بیشتری به خاطر بیاورم... شاید.... احتمالاً .....»
این نقطه ای است که آن را تجربه، جنبه ی قابل درک تجربه می نامیم؛ لکنت, عدم اطمینان, حرف یا توضیحی که از ما می گریزد.
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
👍8❤3👏1
سمپتوم سه مشخصه دارد:
اولین مشخصه ی آن شیوه ی حرف زدن بیمار از رنج خودش است جزئیات غیر منتظره ی روایت و به خصوص گفتار فی البداهه .برای مثال: روانکاوی پذیرنده ای (آنالیزان)را به خاطر می آورم که اضطراب خود را هنگام عبور از پل با من در میانه گذاشت او میگفت برای من خیلی سخت است که به آنجا بروم تا کسی همراهم نباشد به آنجا نمی روم برخی اوقات که میتوانستم ، سایه ی یک افسر پلیس یا یک نگهبان یونیفرم پوش را در آن طرف پل ببینم قادر بودم به تنهایی از پل عبور کنم.
بسیار خب در این مورد جزئیات این مرد یونیفرم پوش است که توجه مرا بیش از خود اضطراب فوبیایی جلب می کند.
1)
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
اولین مشخصه ی آن شیوه ی حرف زدن بیمار از رنج خودش است جزئیات غیر منتظره ی روایت و به خصوص گفتار فی البداهه .برای مثال: روانکاوی پذیرنده ای (آنالیزان)را به خاطر می آورم که اضطراب خود را هنگام عبور از پل با من در میانه گذاشت او میگفت برای من خیلی سخت است که به آنجا بروم تا کسی همراهم نباشد به آنجا نمی روم برخی اوقات که میتوانستم ، سایه ی یک افسر پلیس یا یک نگهبان یونیفرم پوش را در آن طرف پل ببینم قادر بودم به تنهایی از پل عبور کنم.
بسیار خب در این مورد جزئیات این مرد یونیفرم پوش است که توجه مرا بیش از خود اضطراب فوبیایی جلب می کند.
1)
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
👍1
دومین مشخصه ی سمپتوم تئوری ای است، که روانکاوی پذیرنده ( آنالیزان) صورت بندی میکند تا کسالت خودش را ادراک کند چون تا زمانی که شخص از خودش نپرسد چرا رنج میکشده در روانکاوی هیچ رنجی وجود ندارد .
فروید متوجه وجود تئوری جنسی بچگانه در کودکان شد؛ به همین ترتیب ما نیز متوجه شده ایم که بیمار هم تئوری شخصی خودش را طرح ریزی می کند. آنها در تلاش برای توضیح رنجشان دیدگاه های بی مبنا و بی ارزش خود را همین طوری مطرح میکنند.
سمپتوم رخدادی دردناک است که همواره با تفسیر بیمار از علت های کسالتش همراه است.
بسیار خب این نقطه ای سرنوشت ساز است. چنان سرنوشت ساز است که برای مثال اگر در روانکاوی سوژه ای در طول مصاحبه ی مقدماتی با پرسشهای خودش برانگیخته نشود، اگر هیچ ایده ای درباره ی دلیل رنج خودش نداشته باشد ،در این صورت این روانکاو است که از طریق هدایت بیمار به سمت پرسش گری از خودش راه را برای شکل گیری «تئوری» باز خواهد کرد. اما وقتی در روانکاوی بیمار رنج خود را تفسیر می کند و توضیح می دهد، پدیده ای اساسی رخ میدهد :
روانکاو به تدریج و به طور نامحسوس به دریافت کننده ی سمپتوم تبدیل میشود. من هر چه بیشتر علت رنج خودم را توضیح دهم کسی که به من گوش میدهد بیشتر به دیگری سمپتوم من تبدیل می شود.
این سومین مشخصه ی سمپتوم است: سمپتوم مستلزم حضور روانکاو است و به حضور روانکاو ایجاب می کند.
2)
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
فروید متوجه وجود تئوری جنسی بچگانه در کودکان شد؛ به همین ترتیب ما نیز متوجه شده ایم که بیمار هم تئوری شخصی خودش را طرح ریزی می کند. آنها در تلاش برای توضیح رنجشان دیدگاه های بی مبنا و بی ارزش خود را همین طوری مطرح میکنند.
سمپتوم رخدادی دردناک است که همواره با تفسیر بیمار از علت های کسالتش همراه است.
بسیار خب این نقطه ای سرنوشت ساز است. چنان سرنوشت ساز است که برای مثال اگر در روانکاوی سوژه ای در طول مصاحبه ی مقدماتی با پرسشهای خودش برانگیخته نشود، اگر هیچ ایده ای درباره ی دلیل رنج خودش نداشته باشد ،در این صورت این روانکاو است که از طریق هدایت بیمار به سمت پرسش گری از خودش راه را برای شکل گیری «تئوری» باز خواهد کرد. اما وقتی در روانکاوی بیمار رنج خود را تفسیر می کند و توضیح می دهد، پدیده ای اساسی رخ میدهد :
روانکاو به تدریج و به طور نامحسوس به دریافت کننده ی سمپتوم تبدیل میشود. من هر چه بیشتر علت رنج خودم را توضیح دهم کسی که به من گوش میدهد بیشتر به دیگری سمپتوم من تبدیل می شود.
این سومین مشخصه ی سمپتوم است: سمپتوم مستلزم حضور روانکاو است و به حضور روانکاو ایجاب می کند.
2)
نازیو
پنج درس درباره تئوری روانکاوی لکان
@psychoanalysis_classical
👍3❤2
امیال میل ، هستن را به غیر هستن می پیوندد. میل برآمده از تفکر است.
#ریگ_ودا
@psychoanalysis_classical
« ورای میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
#ریگ_ودا
@psychoanalysis_classical
« ورای میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
👍2
تنها در گفتار است که #درخواست ( demand ) می تواند ساخته شود، می توانیم نتیجه بگیریم که دیگری بزرگ پارامترهای درخواست سوژه را مشخص میکند :
بیان نیاز بایستی از دروازه باریک زبان گذر کند و آنچه نمی تواند خود را وارد کند و بیرون می ماند امیال را میسازد.
#بیلی
@psychoanalysis_classical
« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
بیان نیاز بایستی از دروازه باریک زبان گذر کند و آنچه نمی تواند خود را وارد کند و بیرون می ماند امیال را میسازد.
#بیلی
@psychoanalysis_classical
« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
👍6
میل، حاصل ناکامی در بیان نیاز در قالب درخواست است.
@psychoanalysis_classical
« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
« ورای #میل »
با حضور دکتر مکارمی
پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
ساعت۱۷:۳۰
برای ثبت نام و ورود به جلسه به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید
@Janusgroup_admin
👍4❤1
«میل و ورای آن برای انسان»
سخنگوی دوپاره ی میل ورز
♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی
♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی
♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
💌هزینه شرکت در این ایونت ۱۳۰ تومان می باشد...
🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
سخنگوی دوپاره ی میل ورز
♦️میزبان جلسه:
فرشته عباسی
♦️میهمان جلسه:
دکتر حسن مکارمی
♦️پنجشنبه ۲۴ آبان ماه
14 نوامبر 2024
🕠ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران
💌هزینه شرکت در این ایونت ۱۳۰ تومان می باشد...
🆔 جهت ثبت نام و دریافت لینک به آی دی زیر در تلگرام پیام دهید.
@Janusgroup_admin
@psychoanalysis_classical
👍4
واکنش درمانی منفی چیست؟
گاهی برخلاف انتظار حتی با اینکه درمانجو درمان مداومی را دنبال میکند و شرایطش بهبود می یابد ناگهان نشانگان بیماری وخیم تر میشوند. اما چرا؟ چه چیزی موجب عود دوباره ی بیماری ست به شکلی که حال بیمار از زمان آغاز درمان هم بدتر میشود؟
فروید وخامت ناگهانی نشانگان را اینگونه توجیه میکند که عود بیماری ناشی از نیاز خاموش ناخودآگاه به مجازات شدن است. منظورم از «خاموش»، حالت نیاز بدون وجود علامتهای روشن و قابل شناسایی ست؛
اما فرضیه ی فروید فراتر میرود او این ایده ی جذاب را مطرح میکند که شاید نیاز ناخودآگاه به تجربه ی ملموس درد و فرونشستن در افسردگی ناشی از اضطراب گناهی است که از شخص دیگری وام گرفته شده است.
در واقع شخص گناه فرد دیگری را به خود میگیرد افسردگی او را حس میکند و آن را با احساس غیر عادی درد قابل تحمل میکند.
گویی فرد دیگری احساس ناخودآگاه گناه را به بیمار داده است اما این بیمار است که بهای آن را به شکل ناخودآگاه پرداخت میکند.
کتاب رنج و عشق
خوان داوید نازیو
@psychoanalysis_classical
گاهی برخلاف انتظار حتی با اینکه درمانجو درمان مداومی را دنبال میکند و شرایطش بهبود می یابد ناگهان نشانگان بیماری وخیم تر میشوند. اما چرا؟ چه چیزی موجب عود دوباره ی بیماری ست به شکلی که حال بیمار از زمان آغاز درمان هم بدتر میشود؟
فروید وخامت ناگهانی نشانگان را اینگونه توجیه میکند که عود بیماری ناشی از نیاز خاموش ناخودآگاه به مجازات شدن است. منظورم از «خاموش»، حالت نیاز بدون وجود علامتهای روشن و قابل شناسایی ست؛
اما فرضیه ی فروید فراتر میرود او این ایده ی جذاب را مطرح میکند که شاید نیاز ناخودآگاه به تجربه ی ملموس درد و فرونشستن در افسردگی ناشی از اضطراب گناهی است که از شخص دیگری وام گرفته شده است.
در واقع شخص گناه فرد دیگری را به خود میگیرد افسردگی او را حس میکند و آن را با احساس غیر عادی درد قابل تحمل میکند.
گویی فرد دیگری احساس ناخودآگاه گناه را به بیمار داده است اما این بیمار است که بهای آن را به شکل ناخودآگاه پرداخت میکند.
کتاب رنج و عشق
خوان داوید نازیو
@psychoanalysis_classical
👍16❤1
انسان به سطحی از ناامیدی که برایش قابل تحمل است رضایت میدهد و آن را شادی می نامد...
سورن کی یرکگور
@psychoanalysis_classical
سورن کی یرکگور
@psychoanalysis_classical
👍20👏2
Audio
❤6👍6