روانکاوی کلاسیک/ژانوس
2.63K subscribers
173 photos
57 videos
37 files
88 links
Download Telegram
ما تشخیص دادیم که سال‌های اولیه کودکی – شاید، تا سن ۵ سالگی – به دلایل زیادی از اهمیت زیادی برخوردارند. اول اینکه این سال‌ها، سال‌های اولیه شکوفایی جنسیت هستند و عوامل تحریک کننده زندگی جنسی در بزرگسالی پشت آن قرار دارد. دوم اینکه تأثیرات این دوره به ایگوی نابالغ و ناتوان آسیب می‌زند و مانند تروما بر آن عمل می‌کند. ایگو نمی‌تواند از هیچ راهی طوفان‌های هیجانی را که آن‌ها به پا می‌کنند دفع کند، مگر با واپس زنی و به این طریق در کودکی کلیه آمادگی‌هایش را برای بیماری‌های بعدی و اختلالات کارکردی کسب می‌کند. ما فهمیدیم که مشکل کودکی در این حقیقت نهفته است که در یک دوره کوتاه زمانی، کودک باید نتایج تکامل فرهنگی را که طی هزاران سال گسترده شده – یا حداقل اولین پیشایندهای آن‌ها را – ضبط کند؛ شامل کنترل روی سائق‌ها، و انطباق با جامعه. او فقط می‌تواند قسمتی از این تغییر (تعدیل) را در طول رشد خود کسب کند؛ مقدار زیادی از آن توسط تربیت به کودک تحمیل می‌شود. متعجب نمی‌شویم که کودکان اغلب این تکلیف را بسیار ناقص انجام می‌دهند. در طول این زمان‌های اولیه، بسیاری از آن‌ها از حالت‌هایی عبور می‌کنند که می‌تواند معادل نوروزها گذاشته شود – و این مطمئناً در بسیاری از آن‌هایی که بعدها بیماری از خود نشان می‌دهند صدق می‌کند. در برخی بچه‌ها بیماری‌های نوروتیک تا بلوغ منتظر نمی‌مانند بلکه پیش از آن در کودکی بروز می‌کنند و والدین و پزشکان را در دردسرهای فراوانی می‌اندازند.


زیگموند فروید
توضیحات، کاربردها و راهکارها
ترجمه و تصحیح: انجمن فرویدی کدیور

@psychoanalysis_classical


خوانش کتاب سه رساله درباره نظریه جنسی
از پروفسور زیگموند فروید
از پنجشنبه ۳ آبان
برای ثبت نام و ورود به جلسات به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید

@Janusgroup_admin
👍4
اصل لذت همچون کارمندی که در استخدام غرایز جنسی است،دائم پافشاری میکند. عاملی که تربیت کردنش دشوار است و توسط آن غرایزجنسی یا غرایز ایگو آغاز میگردد، اغلب هم موفق میشود به زیان کل ارگانیسم بر اصل واقعیت غلبه کند.


زیگموند فروید
#فراسوی_اصل_لذت



@psychoanalysis_classical


خوانش کتاب سه رساله درباره نظریه جنسی
از پروفسور زیگموند فروید
از پنجشنبه ۳ آبان
برای ثبت نام و ورود به جلسات به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید

@Janusgroup_admin
👍3👌2
روانکاوی بیش از صد و بیست سال پیش با شروع کسب شناختی بدیع از میل جنسی دوران کودکی و نقش آن در نابهنجاری‌های روانی متولد شد.

فروید در ابتدای کارش (دوران پیشاروانکاوی) به این نتیجه رسیده بود که روان‌رنجوری در اثر اغوا (یا ترومای جنسی) در دوران کودکی ایجاد می‌شود اما به مرور به کمک تکنیک تداعی آزاد و مطالعه‌ی بیماران به درک جدیدی از نقش امیال جنسی در روان انسان رسید.

توضیحش از مکانیزم بیماری این بود که خاطرات این تروماها چون قابل تحمل نیستند سرکوب می‌شوند و از آنجا که امر سرکوب‌شده میل به خودآگاه شدن دارد ولی مانعی هم بر سر آگاه شدنش هست، به شکل علائم روان‌رنجوری خود را نشان می‌دهد.

طولی نکشید که مطالعات بالینی فروید او را به این نتیجه رساند که سرکوبی فقط ناشی از تجربه‌ی اغوا شدن نیست. در واقع این خود میل جنسی کودکی است که به شکل تروماتیک تجربه می‌شود و برای کودک چاره‌ای جز سرکوب فانتزی‌ها و آرزوهای جنسی ارضا نشدنی‌اش وجود ندارد.

او در ۲۱ سپتامبر ۱۸۹۷ در نامه‌ای به دوستش ویلهلم فلیس اعلام کرد که از نظریه‌ی اغوا دست کشیده است اما حدود ۸ سال طول کشید تا این را رسماً در سه رساله درباره‌ی نظریه‌ی جنسی اعلام کند. او در این اثر کشفیات خود را در مورد ماهیت امر جنسی، میل جنسی کودکانه و آثاری که این پدیده در روان انسان از خود به جای می‌گذارد به طور مبسوط شرح داد.

سه رساله‌ی فروید شامل بدیع‌ترین کشفیات و دستاوردهای علمی فروید برای دانش بشری است و در آن سراغ حیطه‌ای می‌رود که گویی تا قبل از او هیچکس جرأت نزدیک شدن به آن و بررسی نظام‌مندش را به خود نداده بود؛ یعنی ساحت جنسی وجود انسان که بر خلاف تصور عمومی چیزی بسیار گسترده‌تر از سکس نرمال است و شامل تمام امیال منحرفانه و عموماً منزجرکننده‌ای است که انسان‌ها مایل به پذیرش آن در وجود خود نیستند.


@psychoanalysis_classical


خوانش کتاب سه رساله درباره نظریه جنسی
از پروفسور زیگموند فروید
از پنجشنبه ۳ آبان
برای ثبت نام و ورود به جلسات به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید

@Janusgroup_admin
👍4👏1
Forwarded from Book_Reading Admin
خوانش مقاله
Contribution to a discussion on
masturbation (۱۹۱۲)
«ره آوردی بر مبحث خودارضایی»
#فروید
پنجشنبه ۲۶ مهر ماه
ساعت۱۷-۱۸:۳۰
پیش مقدمه خوانش کتاب «سه رساله درباره‌ی نظریه جنسیت»
_ورود برای عموم آزاد و رایگان است
لینک جلسه را از @Janusgroup_admin دریافت کنید
👍5🐳1
چه باعث می‌شود مردم برای تحلیل سراغ روان‌کاوی بیایند؟


ترس. وقتی اتفاقی برای کسی می‌افتد و درکش نمی‌کند، ترس برش می‌دارد، گیریم که حتی خودش هم دوست داشته چنین اتفاقی بیفتد. آن‌ها دردشان این است که درک نمی‌کنند، و کم کم دچار ترس و وحشت می‌شوند. به این می‌گوییم روان‌رنجوری. در روان‌رنجوریِ هیستریک، بدن از ترس مریض‌شدن مریض می‌شود، البته بدون آن‌که واقعاً مریض باشد. در روان‌رنجوری وسواسی، ترس چیزهای عجیبی را به ذهن متبادر می‌کند، افکاری‌که نمی‌توان مهارشان کرد، فوبیاهایی که باعث می‌شود اشکال و اشیا، معانی متفاوتی بگیرند؛ این باعث ترس افراد می‌شود.


چطور می‌شود درمانش کرد؟

فرد روان‌رنجور بیماری‌ست که با حرف درمان می‌شود، و از همه مهم‌تر با حرف‌های خودش. باید حرف بزند، تعریف کند و حالات خودش را توضیح بدهد. تعریف فروید از روان‌کاوی این بود: تلقی سوژه از تاریخ خودش، تا آن‌جاکه این تاریخ با کلماتی ادا شود که فرد دیگری را مورد خطاب قرار دهد. روان‌کاوی قلمرو حرف و کلام است، هیچ درمان دیگری در دست نیست. به‌زعم فروید ناخودآگاه بیش از آن‌که عمیق باشد، از دسترسِ معاینات آگاهانه بیرون است و در این ناخودآگاه، آن‌که سخن می‌گوید سوژه‌ای‌ست که درون فرد جای دارد اما از آن فراتر می‌رود. بزرگ‌ترین نقطه قوتِ روان‌کاوی حرف‌زدن است.

حرف چه کسی؟ بیمار یا روان‌کاو؟

در روان‌کاوی، واژگانی چون «فرد بیمار»، «دکتر» و «درمان» مانند فرمول‌های بی‌اثری که معمولاً استفاده می‌شود، چندان به‌کار نمی‌آیند. می گوییم: «بگذار روان‌کاوی‌‌ات کنند». این حرف غلط است. کسی‌که کار اصلی را در فرآیند تحلیل انجام می‌دهد فرد سخنگو است، سوژه‌ای که خودش را تحلیل می‌کند. حرفی که زدم کاملاً صادق است حتی اگر بیماری‌که حرف می‌زند خودش را به شیوه‌ای تحلیل کند که تحلیل‌گر نشانش داده، تحلیل‌گری که راه را به او نشان می‌دهد و در این فرآیند مداخله‌های مفیدی انجام می‌دهد.
روان‌کاو تفسیری در اختیار سوژه می‌گذارد؛ از قرار معلوم این تفسیر در نگاه اول به آن‌چه بیمار گفته معنا می‌بخشد. در واقعیت، این تفسیر ظریف‌تر و نکته‌سنجانه‌تر است و معمولاً معنای چیزهایی را حذف می‌کند که موجب رنج و درد سوژه شده. هدف روان‌کاو این است که با کمک روایت خود بیمار به او نشان دهد که سمپتوم بیماری- یا بگذارید بگوییم بیماری- ربطی به هیچ چیز ندارد و اصلاً معنایی ندارد. این بیماری وجود ندارد گیریم که ظاهراً واقعی باشد.
این کنش کلامی نیازمند عمل و صبر بسیار است. ابزارهای روان‌کاوی عبارتند از صبوری و رعایتِ تعادل. تکنیک روان‌کاوی شامل تنظیم و تعدیل میزانِ کمکی است که روان‌کاو به سوژه‌ای می‌دهد که در حال تحلیل خودش است. به همین دلیل روان‌کاوی اصلاً کار ساده‌ای نیست.


مصاحبه با ژک لکان، ایمیلیو گرانزاتو
ترجمه: محسن ملکی
سایت انجمن فرویدی

@psychoanalysis_classical
👍9
وقتی درباره‌ی‌ ژک لکان حرف می‌زنیم، ناگزیر به یاد فرمولِ «بازگشت به فروید» می‌افتیم. معنای این عبارت چیست؟


حرف اصلی‌اش این است که روان‌کاوی یعنی فروید. اگر می‌خواهید روان‌کاوی کنید، باید برگردید به فروید و اصطلاحات و تعاریف او که باید به‌طور تحت‌اللفظی خوانده و تفسیر شوند.
دقیقاً با چنین هدفی بود که در پاریس مکتبی فرویدی تأسیس کردم. بیش از بیست سال است که مشغول شرح و تفصیل دیدگاه خودم هستم: بازگشت به فروید صرفاً بدین معناست که باید برای مثال از شرّ انحرافات و ابهاماتِ پدیدارشناسیِ وجودی و فرمالیسمِ نهادینه‌ی‌ مجامعِ روان‌کاوی خلاص شویم؛ یعنی باید دوباره به‌سراغ خوانشِ آموزه‌های فروید برویم، خوانشی‌که از اصول مشخص و معینی مبتنی بر آثار خود فروید پیروی می‌کند. بازخوانی فروید فقط به معنای بازخوانی فروید است. اگر کسی از روان‌کاوی حرف می‌زند و دست به چنین بازخوانی نمی‌زند، از کلمات سوءاستفاده می‌کند.



مصاحبه با ژک لکان، ایمیلیو گرانزاتو
ترجمه: محسن ملکی
سایت انجمن فرویدی

@psychoanalysis_classical

📌«آغاز ترم سوم از خوانش آثار فروید»
خوانش کتاب سه رساله درباره نظریه جنسی
از پروفسور زیگموند فروید
از پنجشنبه ۳ آبان
برای ثبت نام و ورود به جلسات به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید

@Janusgroup_admin
👍31
من میدانم از تاییدی که از جانب من بر نقش ایفا شده از طریق مسئله ی جنسی (نه سکس، به معنای عامیانه اش) در ایجاد برخی از بیماری های روان قرار داده شده، همه اطلاعاتی کسب کرده اند. ولی این را نیز میدانم که کسب اطلاعات عمیق و در نظر گرفتن دقیق یکایک خصوصیات عینی مطرح شده، در نزد عوام چندان خریداری ندارد و از حوصله ی جمع خارج است. اتاق کوچکی در حافظه ی عوام وجود دارد، که فقط مایل به جادادن کلام سرراست و در عین جالب است؛ که به خاطرسپردنش نیز آسان باشد. همچنین ممکن است برخی پزشکان محتوای فرضیه مرا به طور نادرست چنین دریابند که من محرومیت جنسی را به عنوان علت غایی و نهایی این گونه بیماری ها محسوب میکنم. در شرایط زندگی جامعه جدید یقینا چیزی به نام فقدان تمام و کمال و محرومیت جنسی صددرصدی وجود ندارد. در غیر این صورت آیا آسانتر نبود که مستقیما با سفارش و توصیه به انجام فعالیت جنسی به عنوان مقیاس درمانی در پی بهبودی بیماران برمی آمدیم و خودمان را اینطور گرفتار کار پردردسر "روان درمانی" نمی‌کردیم؟
اما حقیقتِ امر، چیز دیگری است.




#فروید
در باب روان درمانی، ۱۹۰۵


@psychoanalysis_classical
👍73👏1🍾1
Forwarded from Book_Reading Admin
خوانش مقاله
Contribution to a discussion on
masturbation (۱۹۱۲)
«ره آوردی بر مبحث خودارضایی»
#فروید
پنجشنبه ۲۶ مهر ماه
ساعت۱۷-۱۸:۳۰
پیش مقدمه خوانش کتاب «سه رساله درباره‌ی نظریه جنسیت»
_ورود برای عموم آزاد و رایگان است
لینک جلسه را از @Janusgroup_admin دریافت کنید
خوانش مقاله «ره آوردی بر مبحث خودارضایی » Music
<unknown>
فایل صوتی جلسه‌ی خوانش مقاله «ره آوردی بر مبحث خودارضایی »
پنجشنبه ۲۶ مهر ماه
ساعت۱۷

با تسهیل‌گری:

فرشته عباسی
علی الوند

@psychoanalysis_classical
10🙏5👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مطالعات بالینی فروید او را به این نتیجه رساند که سرکوبی فقط ناشی از تجربه ی اغوا شدن نیست. در واقع این خود میل جنسی کودکی است که به شکل تروماتیک تجربه میشود و برای کودک چاره ای جز سرکوب فانتزیها و آرزوهای جنسی ارضا نشدنی اش وجود ندارد, فروید در سال ۱۹۰۵ این را رسماً در «سه رساله درباره ی نظریه ی جنسی» اعلام کرد. او در این اثر کشفیات خود را در مورد ماهیت امر جنسی، میل جنسی کودکانه و آثاری که این پدیده در روان انسان از خود به جای میگذارد به طور مبسوط شرح داد.

سه رساله ی فروید شامل بدیع ترین کشفیات و دستاوردهای علمی فروید برای دانش بشری است و در آن سراغ حیطه ای میرود که گویی تا قبل از او هیچکس جرأت نزدیک شدن به آن و بررسی نظام مندش را به خود نداده بود؛ یعنی ساحت جنسی وجود انسان که بر خلاف تصور عمومی چیزی بسیار گسترده تر از سکس نرمال است و شامل تمام امیال منحرفانه و عموماً منزجر کننده ای است که انسانها مایل به پذیرش آن در وجود خود نیستند.

ما قصد داریم سوم آبان ماه خوانش سه رساله را شروع کنیم

@Janusgroup_admin
👍73
‏در طول جلسات درمان متوجه میشویم که همیشه آنقدر که احساس میکنیم گناهکار هستیم گناهکار نیستیم و همچنین آنقدر که دوست داریم معصوم باشیم، معصوم نیستیم

آلیس میلر

@psychoanalysis_classical
👍125👌2
هنوز اظهارات اصلی فروید در سال 1912 سنگ‌بنای فهم روانکاوانۀ ما از عشق را شکل می‌دهد. او نوشت «پیوند دو جریان برای ایجاد گرایش کاملا نرمالِ عشق ضروری است… این دو جریان ممکن است به عنوان دو جریان متمایز از عواطف و احساس (بدنی) تشخیص داده شوند».
به لحاظ ژنتیکی، جریان عاطفه مقدم‌تر است و در ارتباطات جسمی و احساس مراقبت اولیه توسط مادر به وجود می‌آید. دومین جریان، صرفا جنسی است و در طول فاز ادیپال نشان داده می‌شود، سپس با تمام نیرو در طی دوران بلوغ ظاهر می‌شود. این باید با جریان عاطفی ترکیب شود. عشق رمانتیک می‌تواند نسبت به ابژۀ غیرخانوادگی ابراز ‌شود؛ کسی که پیوند جنسی با او مجاز و امکان پذیر است.

سلمان اختر


@psychoanalysis_classical

📌«آغاز ترم سوم از خوانش آثار فروید»
خوانش کتاب سه رساله درباره نظریه جنسی
از پروفسور زیگموند فروید
از پنجشنبه ۳ آبان
برای ثبت نام و ورود به جلسات به ای دی زیر در تلگرام پیام دهید

@Janusgroup_admin
👍63
Forwarded from Book_Reading Admin
آغاز
خوانش کتاب سه رساله درباره نظریه جنسی


فردا ساعت۱۷
👍83🔥2
میل و ورای آن برای انسان
سخنگوی دوپاره میل ورز



Coming soon...


@psychoanalysis_classical
3
فانتزی های مربوط به دوپارگی خود میتوانند توضیح دهند چرا گاهی دست به کارهایی میزنیم که ما را به تعجب وا می دارند؛
آن منی که این گونه رفتار میکند آن منی نیست که به عنوان خویشتن خود میشناسم؛ یا منی که میخواهم به عنوان خود حقیقی ام شناسایی کنم
از آنجا که دوپارگی در روان به صورت ناخودآگاه رخ میدهد پی بردن به بخش دوپاره شده ی خود میتواند یک لطمه ی روحی بزرگ باشد
بخش اعظم کار مشاوره و روانکاوی به آشکار شدن و ترمیم کردن تکه پاره های خودمان اختصاص دارد یعنی گردآوردن جنبه های از خود به شکلی که امکان عشق توجه و جبران برایمان وجود داشته باشد بدون آنکه در باتلاق فانتزیهایی نظیر انتقام خشم و حرمان غرق شویم

#جولیا_سگال


@psychoanalysis_classical
👍7
امیال والدين ما علت اصلی وجود ما هستند؛ ما دوست داریم بدانیم که آنها برای رسیدن به کمال رضایت از ما چه میخواهند؟ و کشف کنیم که در برنامه ها و نقشه های آنها چه جایگاهی داریم در واقع ما دوست داریم مورد تمایل آنها قرار بگیریم همانطور که لکان اظهار میدارد انسان تمایل دارد که دیگری بزرگ او را مورد تمایل خویش قرار دهد.

در مسیر تلاش برای درک امیال آنها یاد میگیریم که خودمان آن ابژه ها را بخواهیم یعنی امیال خودمان را بر اساس امیال دیگری بزرگ (والدین) مدل سازی میکنیم نه تنها دوست داریم امیال دیگریهای بزرگ مستقیماً بر ما معطوف باشد یعنی دوستمان بدارند و به ما عشق بورزند بلکه امیالمان هم شبیه دیگریهای بزرگ میشود امیال دیگریهای بزرگ را همچون امیال خود می پنداریم.

ادغام امیال دیگری "بزرگ بخشی گریز ناپذیر در شکل گیری امیال ماست این امر به عنوان نوعی تعرض و تجاوز تجربه میشود دیگری بزرگ این کار را با من کرده چنین چیزی در من نهادینه شده است؛ کاری کرده که من این گونه شوم کاری کرده که من چنین چیزی را بخواهم نه چیز دیگری
حتى اميال من متعلق به من نیست!
علت امیال ما امیال دیگریهای بزرگ است گاهی به نظر میرسد که شخصی ترین و محرمانه ترین چیزها از جایی دیگر می آیند؛ از یک منبع خارجی؛ اما نه از هر منبعی از والدین ما و از تمام افراد پیرامونمان

#بروس_فینک


@psychoanalysis_classical
👍93
فروید در تک نگاره ی تحلیل پایان پذیر و پایان ناپذیر که در اواخر عمرش به رشته تحریر درآمده به توصیف این مطلب میپردازد که بیمار چگونه از پذیرش کمک روانکاو سر باز میزند. به زعم فروید این مسئله از هراس مردان از انفعال و رشک آلت مردانه در زنان ناشی میشود.

جبران مضاعف و تلاش بی وقفه و شورشگرانه مردان یکی از سرسخت ترین مقاومتهای انتقالی را به دنبال دارد آنها نمیپذیرند که خود را زیر دست چهره ای پدرانه قرار دهند یا بابت چیزی به این چهره پدرانه مدیون باشند و در نتیجه از پذیرش بهبودی از جانب پزشک امتناع میکنند.

انتقالی شبیه به این از میل زنان به داشتن آلت مردانه نشأت نمی گیرد اما این میل منبع افسردگی شدیدی در زن است و خود این امر نیز ناشی از باوری عمیق به آن است که تحلیل به هیچ دردی نمیخورد و هیچ بهبودی هم برای او بیمار ممکن نیست.


کیت باروز

@psychoanalysis_classical
1👍1
برای رزرو نوبت جلسات تراپی
حضوری (تهران ) و آنلاین در گوگل میت، پیام دهید.

@Fereshte_abbasii

----------------------------

@psychoanalysis_classical
1
وقتی از زیگموند فروید خواسته شد از آرمان صهیونیسم در برابر فلسطین حمایت کند، فروید این چنین پاسخ داد:
من نمی توانم آنچه را خواسته اید، انجام دهم. عدم تمایل من به مشارکت دادن عموم با نامم موضوعی حل نشدنی است و حتی این موقعیت حساس کنونی هم دلیل قانع کننده ای برای آن نیست. کسی که میخواهد بر جمعیتی اثر بگذارد باید چیزی را بیان کند که طنین انداز شود و شوق بیافریند، اما برآورد هشیارانه من از صهیونیسم اجازه چنین کاری را به من نمی دهد.
باور ندارم که فلسطین هرگز بتواند به یک کشور یهودی تبدیل شود یا مسیحیان و مسلمانان جهان هرگز آمادگی پیدا کنند که اماکن مقدسشان را تحت حفاظت یهودیان قرار دهند. به نظر من عاقلانه تر می بود که یک سرزمین یهودی بر خاکی تأسیس شود که از لحاظ تاریخی سبک بار باشد؛ میدانم با چنین طرح عقلایی ای هیچ وقت نمیتوان شور وشوق توده ها یا حمایت مالی ثروتمندان را به دست آورد.

درضمن، با کمال تأسف اقرار میکنم که کوته بینی مذهبی یاران یهودی ما باید مسئولیت برانگیختن بدگمانی اعراب را تا حدی بر عهده بگیرد. همچنین نمی توانم برای تقوای گمراه کننده ای که تکه ای از دیوار ندبه را به یادگاری ملی تبدیل کرده و احساسات ساکنان اصلی را برانگیخته، ذره ای احساس همدلی داشته باشم.
حالا خودتان قضاوت کنید که آیا من با چنین نگرش انتقادی ای برای تسلی بخشیدن به مردمی که امیدهای بی اساسش بر باد رفته است شخص مناسبی هستم یا خیر.

با احترام، فروید
۲۶ فوریه ۱۹۳۰

این نامه در پاسخ به حییم کوفلر نگاشته شده است.


@psychoanalysis_classical
👍206👎1
ژاک لکان اصطلاح حرمان ناکامی را به معنای از دست دادن آنچه که مربوط به ارضاء نیازهای حیاتی فرد است به کار نمیبرد، بلکه منظور او محرومیتی است که فرد در طلب و تقاضای عشق با آن مواجه میشود. به عبارتی دیگر آدمیزاد حتی به رغم ارضاء نیازهای خود ممکن است در طلب و تقاضای عشق از دیگری دچار حرمان ناکامی شود.

ممکن است انسان از بدو کودکی با وجود تحقق خواسته ها و آرزوهایش به شدت احساس بی عدالتی کند به این دلیل که همواره مطلوب میل دیگری را مدنظر داشته است زیرا یک میل ممکن است آبستن میل دیگری باشد؛

از این رو فرد ممکن است از ارضاء واقعی میل خود محروم شود یا ارضاء میل او ممکن است از خواست واقعی وی به مراتب دورتر باشد به همین ترتیب شخص روانکاو که ابژه ی عشق و میل بیمار است با اجتناب از پاسخ دادن به پرسشهای بیمار با ارائه معنایی متفاوت با آنچه او انتظار دارد و حتی با حفظ آرامش خود در مقابل اضطرابهای او ممکن است موجبات ناکامی بیمار را فراهم و احساس حرمان را در او بیدار کند.

ژان پیرکلرو


@psychoanalysis_classical
👍3👏1
فردی به این دلیل که رابطه ی عاطفی اش بد پیش میرود برای تحلیل به درمانگر مراجعه مینماید اما میبینیم که با تمام توان به آن رابطه ی بد چسبیده است؛ در واقع اینجا با موردی مواجه هستیم که در آن معشوق بیمار به قلمروی امیال او عمیقا نفوذ کرده است.
گویا علتی وجود دارد که به سبب آن امیال دیگر نمیتوانند جایگزین معشوق شده یا در فرد دیگری یافت شوند؛ در این نقطه دست کشیدن از معشوق / شریک عاطفی به معنای دست کشیدن از تمامی امیال است.
و چنانچه فرد بنا به هر دلیلی مجبور به قطع ارتباط با معشوق خود باشد امیال او وارد دوزخ و مرداب لیبیدویی خواهند شد.
این دوزخ در واقع خاموشی امیال است که بیمار بی هدف در آن شناور است؛ تثبیت شدگی میل بیمار در این ابژه ی میل معشوق از دست رفته, وی را به سوی بحران میل ورزی سوق میدهد.

#مقدمات_بالینی در روانکاوی_لاکان #بروس_فینک


@psychoanalysis_classical
👍162