لکان در این مقاله، رانه مرگ را نه صرفاً به عنوان یک غریزه زیستی، بلکه به عنوان گرایشی برای بازگشت به این وضعیت پیشین میفهمد،گرایشی به پایان دادن به تنش ناشی از جدایی.
اما سوژه نمیتواند در این یگانگی اولیه باقی بماند. ورود خواهر یا برادر، یعنی «کمپلکس مزاحمت» (The Complex of Intrusion)، نخستین شکاف را در این رابطه دوگانه ایجاد میکند. کودک ناگهان درمییابد که دیگری نیز وجود دارد؛ دیگریای که در رابطه او با مادر سهیم است. حسادت کودک نسبت به خواهر یا برادر، در نظر لکان، رقابت زیستی بر سر منابع نیست، در اصل شکلی از همانندسازی است. کودک در دیگری، تصویر خود را میبیند و در عین حال حضور او را تهدیدی برای جایگاه خویش تجربه میکند.
همین تجربه، لکان را به یکی از مهمترین ابداعات نظری خود، یعنی «مرحلهآینهای» (Mirror Stage) میرساند. کودک در حدود ششماهگی برای نخستین بار تصویر خود را در آینه بازمیشناسد. این تصویر برای او تصویری از وحدت و انسجام است؛ وحدتی که در تجربه زیسته بدنش وجود ندارد، زیرا بدن کودک هنوز به صورت پراکنده و ناهماهنگ تجربه میشود. کودک با این تصویر همانندسازی میکند و آن را به منزله خویشتن خود میپذیرد.( مرحلهی آینه ای را در سال ۱۹۴۹ منتشر کرد)
اما این لحظه، لحظهای پارادوکسیکال است؛ زیرا سوژه برای آنکه خود را بیابد، باید خود را در چیزی بیرون از خود بازشناسد. بنابراین، «من» (ego) از ابتدا بر پایه یک سوءشناسی (méconnaissance) و یک بیگانگی (alienation) بنا میشود. سوژه هرگز با خود یکی نیست ، او از خلال تصویری بیگانه، به خویشتن دست مییابد.
۳/ ۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
اما سوژه نمیتواند در این یگانگی اولیه باقی بماند. ورود خواهر یا برادر، یعنی «کمپلکس مزاحمت» (The Complex of Intrusion)، نخستین شکاف را در این رابطه دوگانه ایجاد میکند. کودک ناگهان درمییابد که دیگری نیز وجود دارد؛ دیگریای که در رابطه او با مادر سهیم است. حسادت کودک نسبت به خواهر یا برادر، در نظر لکان، رقابت زیستی بر سر منابع نیست، در اصل شکلی از همانندسازی است. کودک در دیگری، تصویر خود را میبیند و در عین حال حضور او را تهدیدی برای جایگاه خویش تجربه میکند.
همین تجربه، لکان را به یکی از مهمترین ابداعات نظری خود، یعنی «مرحلهآینهای» (Mirror Stage) میرساند. کودک در حدود ششماهگی برای نخستین بار تصویر خود را در آینه بازمیشناسد. این تصویر برای او تصویری از وحدت و انسجام است؛ وحدتی که در تجربه زیسته بدنش وجود ندارد، زیرا بدن کودک هنوز به صورت پراکنده و ناهماهنگ تجربه میشود. کودک با این تصویر همانندسازی میکند و آن را به منزله خویشتن خود میپذیرد.( مرحلهی آینه ای را در سال ۱۹۴۹ منتشر کرد)
اما این لحظه، لحظهای پارادوکسیکال است؛ زیرا سوژه برای آنکه خود را بیابد، باید خود را در چیزی بیرون از خود بازشناسد. بنابراین، «من» (ego) از ابتدا بر پایه یک سوءشناسی (méconnaissance) و یک بیگانگی (alienation) بنا میشود. سوژه هرگز با خود یکی نیست ، او از خلال تصویری بیگانه، به خویشتن دست مییابد.
۳/ ۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤5
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
لکان در این مقاله، رانه مرگ را نه صرفاً به عنوان یک غریزه زیستی، بلکه به عنوان گرایشی برای بازگشت به این وضعیت پیشین میفهمد،گرایشی به پایان دادن به تنش ناشی از جدایی. اما سوژه نمیتواند در این یگانگی اولیه باقی بماند. ورود خواهر یا برادر، یعنی «کمپلکس مزاحمت»…
اگرچه او هنوز در این مقاله از واژگان «ایماگو» و «روانشناسی رشد» استفاده میکند، اما ایده بنیادین او از همین ابتدا روشن است: سوژه از خلال دیگری ساخته میشود. «من» محصول یک همانندسازی خیالی است و نه یک جوهر درونی.
۴/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
۴/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
👏4❤2
لکان در این مقاله کمپلکس ادیپ را هم بررسی میکند . او اهمیت کشف فروید را به رسمیت میشناسد، اما همزمان قرائت زیستگرایانه و اسطورهای از آن را مورد پرسش قرار میدهد. آنچه در ادیپ اهمیت دارد، صرفاً میل جنسی کودک به والد جنس مخالف نیست، بلکه ورود سوژه به قلمرو قانون است. کودک درمییابد که میل او با محدودیت مواجه است، که دیگری نیز میل دارد و اینکه نمیتواند به ابژه ی میل خود تملک مطلق داشته باشد.
ادیپ، سوژه را از رابطه خیالی و دوگانه با مادر جدا میکند و او را وارد نظمی میکند که بعداً لکان آن را «نظم نمادین» خواهد نامید. هرچند در این مقاله هنوز از مفاهیمی چون «نامِ پدر» (Nom-du-Père)، «استعاره پدری» (Paternal Metaphor) یا «دیگری بزرگ» (Big Other) خبری نیست، اما بنیان نظری آنها در اینجا حاضر است: قانون، ممنوعیت و میانجیگریِ پدرانه، کودک را از یگانگی خیالی با مادر بیرون میکشند و امکان سوژهشدن را فراهم میکنند.
با این حال، لکانِ متأخر از برخی جنبههای این مقاله فاصله میگیرد. او به تدریج از زبان روانشناسی رشد و مفهوم ایماگو فاصله میگیرد و جای آن را به زبان دال، ساختار و نظم نمادین میدهد. خانواده واقعی دیگر مرکز ثقل نظریه نیست؛ آنچه اهمیت مییابد، جایگاههای نمادینِ مادر، پدر و دیگری است. همچنین تبیین اولیه او از میل به مرگ، بعدها در مفاهیمی چون ژوئیسانس (jouissance)، تکرار (répétition) و امر واقع (le Réel) بازنویسی میشود.
با وجود این دگرگونیها، مقاله «کمپلکسهای خانوادگی در شکلگیری فرد» همچنان جایگاهی ممتاز در اندیشهٔ لکان دارد؛ زیرا در آن میتوان نخستین صورتبندیهای مفاهیمی را یافت که بعداً به ستونهای اصلی روانکاوی لکانی تبدیل شدند: نارسزایی انسان، ایماگو، همانندسازی، مرحله آینهای، بیگانگی، دیگری، فقدان و نقش ساختاری خانواده در پیدایش سوژه.
شاید بتوان گفت این مقاله، بیش از آنکه متنی درباره خانواده باشد، روایتی از زایش سوژه انسانی است؛ سوژهای که از همان ابتدا با فقدان نشانگذاری شده، خود را در تصویر دیگری بازمیشناسد، از خلال رقابت و حسادت وارد جهان اجتماعی میشود و تنها با پذیرش قانون و محدودیت است که میتواند به سخن گفتن، میل ورزیدن و سوژه بودن دست یابد...
این مقاله در ‹سمینار اول لکان » توسط آقای دکتر احمدی مورد بررسی ویژه ای قرار گرفته است .
۵/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
ادیپ، سوژه را از رابطه خیالی و دوگانه با مادر جدا میکند و او را وارد نظمی میکند که بعداً لکان آن را «نظم نمادین» خواهد نامید. هرچند در این مقاله هنوز از مفاهیمی چون «نامِ پدر» (Nom-du-Père)، «استعاره پدری» (Paternal Metaphor) یا «دیگری بزرگ» (Big Other) خبری نیست، اما بنیان نظری آنها در اینجا حاضر است: قانون، ممنوعیت و میانجیگریِ پدرانه، کودک را از یگانگی خیالی با مادر بیرون میکشند و امکان سوژهشدن را فراهم میکنند.
با این حال، لکانِ متأخر از برخی جنبههای این مقاله فاصله میگیرد. او به تدریج از زبان روانشناسی رشد و مفهوم ایماگو فاصله میگیرد و جای آن را به زبان دال، ساختار و نظم نمادین میدهد. خانواده واقعی دیگر مرکز ثقل نظریه نیست؛ آنچه اهمیت مییابد، جایگاههای نمادینِ مادر، پدر و دیگری است. همچنین تبیین اولیه او از میل به مرگ، بعدها در مفاهیمی چون ژوئیسانس (jouissance)، تکرار (répétition) و امر واقع (le Réel) بازنویسی میشود.
با وجود این دگرگونیها، مقاله «کمپلکسهای خانوادگی در شکلگیری فرد» همچنان جایگاهی ممتاز در اندیشهٔ لکان دارد؛ زیرا در آن میتوان نخستین صورتبندیهای مفاهیمی را یافت که بعداً به ستونهای اصلی روانکاوی لکانی تبدیل شدند: نارسزایی انسان، ایماگو، همانندسازی، مرحله آینهای، بیگانگی، دیگری، فقدان و نقش ساختاری خانواده در پیدایش سوژه.
شاید بتوان گفت این مقاله، بیش از آنکه متنی درباره خانواده باشد، روایتی از زایش سوژه انسانی است؛ سوژهای که از همان ابتدا با فقدان نشانگذاری شده، خود را در تصویر دیگری بازمیشناسد، از خلال رقابت و حسادت وارد جهان اجتماعی میشود و تنها با پذیرش قانون و محدودیت است که میتواند به سخن گفتن، میل ورزیدن و سوژه بودن دست یابد...
این مقاله در ‹سمینار اول لکان » توسط آقای دکتر احمدی مورد بررسی ویژه ای قرار گرفته است .
۵/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤9
آیا ممکن است برخی از شکلهای اضطراب یا احساس گناه، همزمان حامل نوعی رضایت پنهان هم باشند؟
#بوک_کلاب
#دومین_کتاب
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
#بوک_کلاب
#دومین_کتاب
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤5
کتاب لذتهای ناممنوع آدام فیلیپس را خوانده اید؟
👎15👍8🕊2❤1
Janus Admin
کتاب لذتهای ناممنوع آدام فیلیپس را خوانده اید؟
این کتاب مجموعهای از جستارهای روانکاوانه است که با زبانی تأملبرانگیز، به موضوعاتی مانند میل، لذت، اخلاق، آزادی، عادت، روابط انسانی و تجربهی زیسته میپردازد. نویسنده به جای ارائهی یک نظریهی خطی یا پاسخهای قطعی، از خلال پرسشهای فلسفی و روانکاوانه، خواننده را به بازاندیشی دربارهی مفاهیمی دعوت میکند که معمولاً بدیهی فرض میشوند.
فضای کتاب گفتوگومحور و اندیشمندانه است و در کنار روانکاوی، از ادبیات، فلسفه و فرهنگ نیز الهام میگیرد. به همین دلیل، هر فصل میتواند نقطهی آغاز یک بحث مستقل باشد و خواننده را به تأمل دربارهی تجربههای شخصی و شیوهی مواجههاش با جهان و دیگران دعوت کند.
اگر به کتابهایی علاقه دارید که بیش از روایت کردن، شما را به فکر کردن و پرسیدن وامیدارند، این اثر میتواند انتخابی جذابی باشد...
نظر شما چیست؟
فضای کتاب گفتوگومحور و اندیشمندانه است و در کنار روانکاوی، از ادبیات، فلسفه و فرهنگ نیز الهام میگیرد. به همین دلیل، هر فصل میتواند نقطهی آغاز یک بحث مستقل باشد و خواننده را به تأمل دربارهی تجربههای شخصی و شیوهی مواجههاش با جهان و دیگران دعوت کند.
اگر به کتابهایی علاقه دارید که بیش از روایت کردن، شما را به فکر کردن و پرسیدن وامیدارند، این اثر میتواند انتخابی جذابی باشد...
نظر شما چیست؟
❤5👍4
Janus Admin
کتاب لذتهای ناممنوع آدام فیلیپس را خوانده اید؟
درود 🌿
از آنجایی که عضو این کانال هستید، احتمالاً به مباحثی مانند روانکاوی فروید و لکان، فلسفه و تجربهی زیستهی انسان علاقهمندید.
اگر چنین است، به احتمال زیاد کتاب «لذتهای ناممنوع» اثر آدام فیلیپس نیز برایتان خواندنی و تأملبرانگیز خواهد بود.
فیلیپس در این کتاب به سراغ پرسشهایی میرود که هر یک از ما به شکلی با آنها مواجه هستیم؛ لذت، ممنوعیت، انتخاب، فقدان و نسبت ما با خواستههایی که گاه به آنها دست مییابیم و گاه تنها در خیال با آنها زندگی میکنیم. او با نگاهی روانکاوانه و در عین حال فلسفی، این مفاهیم را از دل تجربهی روزمرهی انسان واکاوی میکند.
📚 این کتاب بهعنوان کتاب منتخب بوککلاب ژانوس در تیرماه نیز انتخاب شده است و طی دو جلسه به خوانش و گفتوگو دربارهی آن خواهیم پرداخت.
اگر هنوز این کتاب را تهیه نکردهاید، پیشنهاد میکنم پیش از آغاز جلسات آن را بخوانید. حتی اگر در بوککلاب حضور نداشته باشید، مطالعهی آن میتواند دریچهای تازه برای اندیشیدن به مفهوم ممنوعیت، میل، لذت و زندگی روزمره بگشاید....
#به_زودی
#بوک_کلاب_تیرماه
#لذتهای_ناممنوع
#آدام_فیلیپس
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
از آنجایی که عضو این کانال هستید، احتمالاً به مباحثی مانند روانکاوی فروید و لکان، فلسفه و تجربهی زیستهی انسان علاقهمندید.
اگر چنین است، به احتمال زیاد کتاب «لذتهای ناممنوع» اثر آدام فیلیپس نیز برایتان خواندنی و تأملبرانگیز خواهد بود.
فیلیپس در این کتاب به سراغ پرسشهایی میرود که هر یک از ما به شکلی با آنها مواجه هستیم؛ لذت، ممنوعیت، انتخاب، فقدان و نسبت ما با خواستههایی که گاه به آنها دست مییابیم و گاه تنها در خیال با آنها زندگی میکنیم. او با نگاهی روانکاوانه و در عین حال فلسفی، این مفاهیم را از دل تجربهی روزمرهی انسان واکاوی میکند.
📚 این کتاب بهعنوان کتاب منتخب بوککلاب ژانوس در تیرماه نیز انتخاب شده است و طی دو جلسه به خوانش و گفتوگو دربارهی آن خواهیم پرداخت.
اگر هنوز این کتاب را تهیه نکردهاید، پیشنهاد میکنم پیش از آغاز جلسات آن را بخوانید. حتی اگر در بوککلاب حضور نداشته باشید، مطالعهی آن میتواند دریچهای تازه برای اندیشیدن به مفهوم ممنوعیت، میل، لذت و زندگی روزمره بگشاید....
#به_زودی
#بوک_کلاب_تیرماه
#لذتهای_ناممنوع
#آدام_فیلیپس
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤7👍1
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
📍 نشست گفتوگویی «سوژهی مهاجر: دلتنگی، دوری و احساس تعلق» ژانوس برگزار میکند: قرار است یک نشست گفتوگویی برای مهاجران برگزار شود؛ با هدف ایجاد فضایی برای صحبت درباره تجربه مهاجرت، دلتنگی برای خانه و خانواده، فاصلهها، و تغییراتی که زندگی در یک سرزمین جدید…
لینک جلسه برای دوستانی که مایل به شرکت در این نشست بودند ارسال شد
اگر مایلید شرکت کنید پیام دهید .
❗قابل ذکر است ، این نشست صرفاً برای افرادی است که تجربه مهاجرت و زندگی در خارج از کشور را دارند؛ خواهشمند است از عضویت افرادی که در حال حاضر در کشور خود اقامت دارند خودداری شود، تا فضای گفتوگو بر پایه تجربه مشترک مهاجرت شکل بگیرد.
سپاس از همراهی شما 🌿
اگر مایلید شرکت کنید پیام دهید .
❗قابل ذکر است ، این نشست صرفاً برای افرادی است که تجربه مهاجرت و زندگی در خارج از کشور را دارند؛ خواهشمند است از عضویت افرادی که در حال حاضر در کشور خود اقامت دارند خودداری شود، تا فضای گفتوگو بر پایه تجربه مشترک مهاجرت شکل بگیرد.
سپاس از همراهی شما 🌿
🙏1
در روانکاوی، مقاومت فقط مخالفت با درمان نیست.گاهی مقاومت، وفاداری سوژه به روایتی است که سالها با آن زندگی کرده؛ روایتی که اگر فرو بریزد، باید دوباره خودش را از نو بسازد...
مقاومت، از این زاویه، دیگر مانعی بیرون از سوژه نیست که باید دور زده یا شکسته شود، که خود سوژه است، در سرسختترین و صادقانهترین شکلش.
فروید مقاومت را در ابتدا امری تکنیکی میدید، چیزی که باید غلبه بر آن کرد. اما هرچه تحلیل پیش میرود، روشن میشود که مقاومت جاییست که سوژه نشان میدهد به چه قیمتی برای خودش ثبات ساخته. روایت، حتی روایتی دردناک، یک construction است. سازهای که سوراخهای واقعیت را پوشانده و به سوژه اجازه داده در برابر امر واقع بایستد بیآنکه از هم بپاشد.
در واقع سوژه به «حقیقتِ» روایتش دل نبسته، به کارکرد آن در نظم نمادین دلبسته شده .
روایت، فانتزیست که رابطهی سوژه با ابژهی a را تنظیم میکند، جایی که ژوئیسانس در آن سکونت گزیده. وقتی درمان بهسمت شکافتنِ این روایت میرود، آنچه در خطر است صرفاً یک باور غلط نیست؛ چیزی از نظم لذت و رنجِ سوژه به هم میریزد. به همین دلیل مقاومت را نمیتوان صرفاً امری «شناختی» یا اطلاعاتی حل کرد، چون سوژه در برابر از دست دادن سازوکاری مقاومت میکند که هویتش را، هرچند بهبهای رنج، منسجم نگه داشته.
اینجاست که رابطهی مقاومت با تکرار هم روشن میشود. سوژه به روایت بازمیگردد نه چون از تحلیلگر پنهان میکند، بلکه چون آن روایت تنها زبانیست که برای فقدان دارد. فروپاشیِ روایت، سوژه را در برابر شکافی میگذارد که واژهای برایش ندارد ، و اضطراب از همینجا سر برمیآورد، از بیزبانی موقتی که تغییر با خود میآورد.(نه از خود تغییر)
شاید بتوان گفت کار روانکاو در برابر مقاومت، شکستن روایت نیست ، همراهی با سوژه در ساختنِ روایتیست که دیگر نیازی به تکرارِ همان رنج نداشته باشد ، گذار از یک fiction به fiction دیگر، اما فیکشنی که فضای بیشتری برای میل سوژه باز میگذارد.
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
مقاومت، از این زاویه، دیگر مانعی بیرون از سوژه نیست که باید دور زده یا شکسته شود، که خود سوژه است، در سرسختترین و صادقانهترین شکلش.
فروید مقاومت را در ابتدا امری تکنیکی میدید، چیزی که باید غلبه بر آن کرد. اما هرچه تحلیل پیش میرود، روشن میشود که مقاومت جاییست که سوژه نشان میدهد به چه قیمتی برای خودش ثبات ساخته. روایت، حتی روایتی دردناک، یک construction است. سازهای که سوراخهای واقعیت را پوشانده و به سوژه اجازه داده در برابر امر واقع بایستد بیآنکه از هم بپاشد.
در واقع سوژه به «حقیقتِ» روایتش دل نبسته، به کارکرد آن در نظم نمادین دلبسته شده .
روایت، فانتزیست که رابطهی سوژه با ابژهی a را تنظیم میکند، جایی که ژوئیسانس در آن سکونت گزیده. وقتی درمان بهسمت شکافتنِ این روایت میرود، آنچه در خطر است صرفاً یک باور غلط نیست؛ چیزی از نظم لذت و رنجِ سوژه به هم میریزد. به همین دلیل مقاومت را نمیتوان صرفاً امری «شناختی» یا اطلاعاتی حل کرد، چون سوژه در برابر از دست دادن سازوکاری مقاومت میکند که هویتش را، هرچند بهبهای رنج، منسجم نگه داشته.
اینجاست که رابطهی مقاومت با تکرار هم روشن میشود. سوژه به روایت بازمیگردد نه چون از تحلیلگر پنهان میکند، بلکه چون آن روایت تنها زبانیست که برای فقدان دارد. فروپاشیِ روایت، سوژه را در برابر شکافی میگذارد که واژهای برایش ندارد ، و اضطراب از همینجا سر برمیآورد، از بیزبانی موقتی که تغییر با خود میآورد.(نه از خود تغییر)
شاید بتوان گفت کار روانکاو در برابر مقاومت، شکستن روایت نیست ، همراهی با سوژه در ساختنِ روایتیست که دیگر نیازی به تکرارِ همان رنج نداشته باشد ، گذار از یک fiction به fiction دیگر، اما فیکشنی که فضای بیشتری برای میل سوژه باز میگذارد.
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤8👍5👏3
#خطر_تفسیر
در روانکاوی، یکی از بزرگترین خطرها تفسیر زودهنگام یا تفسیر بیجا است...
تفسیر زمانی ارزش دارد که سوژه را به سمت پرسش از میل و ناخودآگاهش سوق دهد نه اینکه برای او معنایی قطعی تولید کند.
وقتی روانکاو با اطمینان میگوید: «علت این رفتار، عقدهی پدر است» یا «تو این کار را کردی چون از مادرت خشمگینی»، در واقع معنایی را تثبیت میکند. این نوع تفسیر، به جای آنکه فضای تداعی آزاد را باز کند، آن را میبندد. سوژه دیگر به جستوجوی حقیقت ناخودآگاهش ادامه نمیدهد، شروع میکند خودش را با معنایی که روانکاو عرضه کرده منطبق کند.ناخودآگاه زنجیرهای از دالهاست، نه مجموعهای از معناهای آماده. بنابراین تفسیر نباید به دال پایان دهد، باید حرکت آن را ادامه دهد.
بهترین تفسیر، اغلب تفسیری است که شکافی ایجاد میکند، پرسشی برمیانگیزد یا دالی را برجسته میکند تا سوژه خودش مسیر تداعی را دنبال کند.
نکتهی مهم دیگر، جایگاه ویژهی روانکاو در انتقال است. روانکاو در موقعیتی قرار میگیرد که تحلیلشونده او را حامل دانشی دربارهی حقیقت خود میپندارد،همان جایگاه «سوژهی مفروض به دانستن». به همین دلیل، هر کلمهی روانکاو وزن زیادی پیدا میکند. اگر روانکاو بدون احتیاط معنایی را القا کند، آن معنا میتواند برای تحلیلشونده به یک حقیقت تثبیتشده تبدیل شود،حتی اگر هیچ ارتباطی با ساختار ناخودآگاه او نداشته باشد.
از این رو، اخلاق روانکاوی ایجاب میکند که روانکاو در تفسیر خویشتندار باشد. وظیفهی او پر کردن خلأهای گفتار سوژه نیست، بلکه حفظ همان خلأیی ست که میل از آن زاده میشود. روانکاو قرار نیست حقیقت را به سوژه بگوید،قرار است شرایطی فراهم کند که سوژه بتواند حقیقت خود را در خلال گفتار و مواجهه با دالهایش کشف کند.
تفسیر باید اثر بگذارد، نه اینکه صرفاً معنا بدهد.گاهی یک سکوت، یک تکرار یک واژه، یا حتی بریدن جلسه در لحظهای خاص، از دهها تفسیر توضیحی مؤثرتر است، زیرا ناخودآگاه بیش از آنکه با توضیح کار کند، با گسست، ایهام و جابهجایی دالها به حرکت درمیآید.
در واقع هرچه تفسیر بستهتر و مطمئنتر باشد، خطر این بیشتر است که به جای آشکار کردن ناخودآگاه، آن را زیر معنایی از پیش ساخته پنهان کند.
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
در روانکاوی، یکی از بزرگترین خطرها تفسیر زودهنگام یا تفسیر بیجا است...
تفسیر زمانی ارزش دارد که سوژه را به سمت پرسش از میل و ناخودآگاهش سوق دهد نه اینکه برای او معنایی قطعی تولید کند.
وقتی روانکاو با اطمینان میگوید: «علت این رفتار، عقدهی پدر است» یا «تو این کار را کردی چون از مادرت خشمگینی»، در واقع معنایی را تثبیت میکند. این نوع تفسیر، به جای آنکه فضای تداعی آزاد را باز کند، آن را میبندد. سوژه دیگر به جستوجوی حقیقت ناخودآگاهش ادامه نمیدهد، شروع میکند خودش را با معنایی که روانکاو عرضه کرده منطبق کند.ناخودآگاه زنجیرهای از دالهاست، نه مجموعهای از معناهای آماده. بنابراین تفسیر نباید به دال پایان دهد، باید حرکت آن را ادامه دهد.
بهترین تفسیر، اغلب تفسیری است که شکافی ایجاد میکند، پرسشی برمیانگیزد یا دالی را برجسته میکند تا سوژه خودش مسیر تداعی را دنبال کند.
نکتهی مهم دیگر، جایگاه ویژهی روانکاو در انتقال است. روانکاو در موقعیتی قرار میگیرد که تحلیلشونده او را حامل دانشی دربارهی حقیقت خود میپندارد،همان جایگاه «سوژهی مفروض به دانستن». به همین دلیل، هر کلمهی روانکاو وزن زیادی پیدا میکند. اگر روانکاو بدون احتیاط معنایی را القا کند، آن معنا میتواند برای تحلیلشونده به یک حقیقت تثبیتشده تبدیل شود،حتی اگر هیچ ارتباطی با ساختار ناخودآگاه او نداشته باشد.
از این رو، اخلاق روانکاوی ایجاب میکند که روانکاو در تفسیر خویشتندار باشد. وظیفهی او پر کردن خلأهای گفتار سوژه نیست، بلکه حفظ همان خلأیی ست که میل از آن زاده میشود. روانکاو قرار نیست حقیقت را به سوژه بگوید،قرار است شرایطی فراهم کند که سوژه بتواند حقیقت خود را در خلال گفتار و مواجهه با دالهایش کشف کند.
تفسیر باید اثر بگذارد، نه اینکه صرفاً معنا بدهد.گاهی یک سکوت، یک تکرار یک واژه، یا حتی بریدن جلسه در لحظهای خاص، از دهها تفسیر توضیحی مؤثرتر است، زیرا ناخودآگاه بیش از آنکه با توضیح کار کند، با گسست، ایهام و جابهجایی دالها به حرکت درمیآید.
در واقع هرچه تفسیر بستهتر و مطمئنتر باشد، خطر این بیشتر است که به جای آشکار کردن ناخودآگاه، آن را زیر معنایی از پیش ساخته پنهان کند.
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤12👍6
اگر در ژانوس دورهی آموزش زبان فرانسه از صفر برگزار کنیم، با این هدف که در آینده بتوانیم آثار و سمینارهای لکان و بقیه اندیشمندان فرانسوی را به زبان اصلی بخوانیم، برایتان جذاب خواهد بود؟
#سوال
#سوال
👍36👌5❤2👎1🍾1
Janus Admin
کتاب لذتهای ناممنوع آدام فیلیپس را خوانده اید؟
اگر میخواهید بدانید:
ـ چرا لذتهای ساده و در دسترس، کمارزشتر از لذتهای ممنوعه به نظر میرسند...
ـ چرا همیشه دلمان چیزی را میخواهد که نباید...
ـ چرا آزادی، خودش گاهی ترسناکتر از ممنوعیت است...
کتاب «لذتهای ناممنوع» را بخوانید و در دو جلسه ی آخر ماه حضور پیدا کنید...
ـ چرا لذتهای ساده و در دسترس، کمارزشتر از لذتهای ممنوعه به نظر میرسند...
ـ چرا همیشه دلمان چیزی را میخواهد که نباید...
ـ چرا آزادی، خودش گاهی ترسناکتر از ممنوعیت است...
کتاب «لذتهای ناممنوع» را بخوانید و در دو جلسه ی آخر ماه حضور پیدا کنید...
👍4❤3
📚 آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟
جلسهی دوم بوک کلاب ژانوس
آیا لذتهایی که هیچ منعی برایشان نداریم، همانقدر برایمان ارزشمندند که لذتهای ممنوعه هستند؟ یا این ممنوعیت است که به میل ما شکل و شدت میدهد؟
در این جلسه، حول کتاب «لذتهای ناممنوع» نوشتهی آدام فیلیپس گفتوگو میکنیم؛ کتابی که رابطهی ما را با میل، قانون، و لذتهای سادهی روزمره از نو میخواند.
🗓 تاریخ: پنجشنبه و جمعه، ۲۵ و ۲۶ تیر
🕰 ساعت: ۲۱:۰۰
جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
همراهمان باشید 🌿
#آدام_فیلیپس #لذتهای_ناممنوع
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
جلسهی دوم بوک کلاب ژانوس
آیا لذتهایی که هیچ منعی برایشان نداریم، همانقدر برایمان ارزشمندند که لذتهای ممنوعه هستند؟ یا این ممنوعیت است که به میل ما شکل و شدت میدهد؟
در این جلسه، حول کتاب «لذتهای ناممنوع» نوشتهی آدام فیلیپس گفتوگو میکنیم؛ کتابی که رابطهی ما را با میل، قانون، و لذتهای سادهی روزمره از نو میخواند.
🗓 تاریخ: پنجشنبه و جمعه، ۲۵ و ۲۶ تیر
🕰 ساعت: ۲۱:۰۰
جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
همراهمان باشید 🌿
#آدام_فیلیپس #لذتهای_ناممنوع
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤4👍2
Janus Admin
📚 آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟ جلسهی دوم بوک کلاب ژانوس آیا لذتهایی که هیچ منعی برایشان نداریم، همانقدر برایمان ارزشمندند که لذتهای ممنوعه هستند؟ یا این ممنوعیت است که به میل ما شکل و شدت میدهد؟ در این جلسه، حول کتاب «لذتهای ناممنوع» نوشتهی آدام…
درباره لذتهای ممنوع زیاد نوشته اند ولی درباره لذتهای ناممنوع چه؟ آدام فیلیپس در کتاب لذتهای ناممنوع استدلال میکند که این لذتهای ممنوعه اند که فکر ما را به خود مشغول میکنند ولی اگر عمیق تر بیندیشیم شاید بتوانیم از امور ناممنوع هم به اندازه تابوها لذت ببریم. او به خواننده یادآوری میکند که با محدود شدن ما تحت قیدوبند امر ممنوعه و قوانینش جهانمان چقدر محدود میشود .
لذتهای ناممنوع کتابی است که از احساساتی همچون ناامنی و بی ثباتی در زندگی مدرن سخن میگوید و پویایی فلسفی روان شناختی و اجتماعی ای را که بر میل انسان حاکم است مورد بررسی قرار میدهد طرح کلی آدام فیلیپس در این اثر ریشه در ایده جالب و آرمان گرایانه ای دارد که او آن را چنین بیان میکند چطور لذتهای ممنوع چنین جایگاهی در جهان و ذهن ما دارند؟ و اینکه اگر بنا باشد لذتهای ناممنوع را ترویج دهیم و خود و دیگران را بهشان ترغیب کنیم؟ این نویسنده در تلاش برای یافتن پاسخی برای این پرسش که بر سر ارزشها معنای زندگی و لذتهای ممنوع چه میآید و چه باید بیاید است. آیا لذتهای ممنوع و نا ممنوع میتوانند از هم چیزی بیاموزند؟
نوشته شده در سایت طاقچه
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
لذتهای ناممنوع کتابی است که از احساساتی همچون ناامنی و بی ثباتی در زندگی مدرن سخن میگوید و پویایی فلسفی روان شناختی و اجتماعی ای را که بر میل انسان حاکم است مورد بررسی قرار میدهد طرح کلی آدام فیلیپس در این اثر ریشه در ایده جالب و آرمان گرایانه ای دارد که او آن را چنین بیان میکند چطور لذتهای ممنوع چنین جایگاهی در جهان و ذهن ما دارند؟ و اینکه اگر بنا باشد لذتهای ناممنوع را ترویج دهیم و خود و دیگران را بهشان ترغیب کنیم؟ این نویسنده در تلاش برای یافتن پاسخی برای این پرسش که بر سر ارزشها معنای زندگی و لذتهای ممنوع چه میآید و چه باید بیاید است. آیا لذتهای ممنوع و نا ممنوع میتوانند از هم چیزی بیاموزند؟
نوشته شده در سایت طاقچه
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
👏2👍1
در همان مکتبی که بلیک ، نیچه و حتی فروید هم پالکی هایش بودند مقصود زندگی ساده شدن نیست .آنجا که سائقهای پرتعارض ما با یکدیگر مواجه شوند آنجا که احساسات سرکوب شده مان وارد رقابت با احساسات به بیان درآمده مان میشوند، آنجا که معلوم شود عقاید یکپارچه مان در واقع ناهمگنیهایی هستند که انتظارش را نداشته ایم ،همه ما به دراماتیست هایی نهفته بدل میشویم...
آدام فیلیپس به نقل از المن
#لذتهای_ناممنوع
🗓 تاریخ برگزاری خوانش کتاب لذتهای ناممنوع: پنجشنبه و جمعه، ۲۵ و ۲۶ تیر
🕰 ساعت: ۲۱:۰۰
جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
آدام فیلیپس به نقل از المن
#لذتهای_ناممنوع
🗓 تاریخ برگزاری خوانش کتاب لذتهای ناممنوع: پنجشنبه و جمعه، ۲۵ و ۲۶ تیر
🕰 ساعت: ۲۱:۰۰
جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
زندگی برای دیگران فرق دارد با زندگی با دیگران ؛ به زعم وایلد زندگی برای دیگران میتواند همزیستی لذت آفرین آدمها را خراب کند.
....
زندگی کردن برای دیگران که در واقع نادرند کسانی که گریزی از آن داشته باشند برای وایلد معانی گسترده ای دارد .از اخلاق مسیحی ایثار گرفته تا نوع دوستی فایده گرایانه( انجام دادن هر آنچه راهگشاست برای حداکثر سعادت بیشینه آدمها) تا مفهوم به ظاهر مدرن تر زندگی کردن صرفاً مثل آنچه دیگران ازمان انتظار دارند؛ دیگرانی که ما میخواهیم به شکلی خاص و پر معنا با آنها سازگار شویم و تا حدودی منتخبشان باشیم نیچه یکی دیگر از ناقدان نوع دوستی در چنین گفت زرتشت (۱۸۸۳) نوشت: «خواهشمندم ای انسانهای خلاق این برای را از یاد بزدایید؛ فضیلت شما دقیقاً آن است که کاری برای کسی انجام ندهید عبارت زندگی برای دیگران به این معناست که چه بسا ما به خاطر و به سود تمایلات دیگران زندگی کنیم یا اینکه چه بسا به جای آنها زندگی کنیم یا اساساً زندگی کنیم برای بقای آنها که شاید یک جورهایی از خودمان غفلت کنیم و خود را وقف آنها کنیم وقف کسانی که برایشان زندگی میکنیم انگار که زندگی ایثاری باشد هم برای نسل گذشته هم برای هم عصرانمان، ایثاری به خاطر مرهون بودن به دیگران مقارن با پسرفتی بی پایان و اجباری .(فروید بعدا در تمدن و ملالتهای آن (۱۹۳۰) از جوامعی نوشت که شدیداً و ضرورتاً برای فرد و امیالش مخرب اند ) میتوان گفت زندگی برای دیگران با همه تداعیها و دلالتهای بی شمارش از اجزای ضروری زبان اخلاقی وایلد است؛ دیگرانی که برایشان زندگی میکنیم ما را از چه چیزهایی محروم و به چه کارهایی ترغیب میکنند؟ دیگرانی که برایشان زندگی میکنیم که هستند و چرا برای آنها زندگی میکنیم؟ اگر برای دیگران زندگی نمیکنیم برای چه یا که زندگی میکنیم؟ چرا اصلا زندگی کردن باید مستلزم زندگی برای کسی باشد؟
مگر چیست زندگی_ زندگی مدرن آن روزگار _که مستلزم توجیه کردن یا دلیل تراشی یا داشتن بنیان و تأیید است؟ آیا امکانش هست که کم کم به این باور برسیم که هیچ چیز یا هیچ کسی نیست که بخواهیم به خاطر او زندگی کنیم؟ گیریم که چنین امکانی وجود داشته باشد؛ آن وقت زندگیمان چه شکلی خواهد داشت؟ این سؤالها از آن دست سؤالهایی هستند که چه بسا اشکال خاصی از زبان موروثی ما را از پرسیدنشان بازدارند سؤالهایی که بلیک نیچه فروید وایلد و بسیاری دیگر میپرسیدند با آدمهای دیگر چه باید بکنیم؟ از انجام دادن چه کارهایی با آنها لذت میبریم؟
در سوسیالیسم منحصر به فرد و غیردینی وایلد هیچ کس فرمان بردار بله قربان گو یا خاضع و خاشع نخواهد بود آدمها در بهترین معنی کلمه، خودمبنا خواهند بود چون مبنای واقعی دیگری وجود ندارد که زندگیشان را بر آن پایه ریزی کنند. وایلد در منتقد در مقام هنرمند نوشت انسان که نمیتواند مرزهای خودش را در نوردد؛ در آفرینش هنری نیز ممکن نیست چیزی وجود داشته باشد که در آفریدگارش نباشد؛ وایلد آفرینش و آفریدگار را مثل تقلیدی تمسخر آمیز و در معنایی غیر مذهبی به کار میبرد تقلید از چیزی که آن را زبان بیش از پیش نخ نمای مسیحیت میداند مسیحیت همچون زبانی که به رغم یا به علت لاس زدنهای جوانی اش با مذهب کاتولیک حرف زدن قاطعانه به آن گاه و بیگاه دشوار است. در سوسیالیسم وایلد هنرمند سرمشق دیگران است، سرمشق بی اعتنایی به خواسته دیگران
#لذتهای_ناممنوع
🗓 تاریخ برگزاری خوانش کتاب لذتهای ناممنوع: پنجشنبه و جمعه، ۲۵ و ۲۶ تیر
🕰 ساعت: ۲۱:۰۰
جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
....
زندگی کردن برای دیگران که در واقع نادرند کسانی که گریزی از آن داشته باشند برای وایلد معانی گسترده ای دارد .از اخلاق مسیحی ایثار گرفته تا نوع دوستی فایده گرایانه( انجام دادن هر آنچه راهگشاست برای حداکثر سعادت بیشینه آدمها) تا مفهوم به ظاهر مدرن تر زندگی کردن صرفاً مثل آنچه دیگران ازمان انتظار دارند؛ دیگرانی که ما میخواهیم به شکلی خاص و پر معنا با آنها سازگار شویم و تا حدودی منتخبشان باشیم نیچه یکی دیگر از ناقدان نوع دوستی در چنین گفت زرتشت (۱۸۸۳) نوشت: «خواهشمندم ای انسانهای خلاق این برای را از یاد بزدایید؛ فضیلت شما دقیقاً آن است که کاری برای کسی انجام ندهید عبارت زندگی برای دیگران به این معناست که چه بسا ما به خاطر و به سود تمایلات دیگران زندگی کنیم یا اینکه چه بسا به جای آنها زندگی کنیم یا اساساً زندگی کنیم برای بقای آنها که شاید یک جورهایی از خودمان غفلت کنیم و خود را وقف آنها کنیم وقف کسانی که برایشان زندگی میکنیم انگار که زندگی ایثاری باشد هم برای نسل گذشته هم برای هم عصرانمان، ایثاری به خاطر مرهون بودن به دیگران مقارن با پسرفتی بی پایان و اجباری .(فروید بعدا در تمدن و ملالتهای آن (۱۹۳۰) از جوامعی نوشت که شدیداً و ضرورتاً برای فرد و امیالش مخرب اند ) میتوان گفت زندگی برای دیگران با همه تداعیها و دلالتهای بی شمارش از اجزای ضروری زبان اخلاقی وایلد است؛ دیگرانی که برایشان زندگی میکنیم ما را از چه چیزهایی محروم و به چه کارهایی ترغیب میکنند؟ دیگرانی که برایشان زندگی میکنیم که هستند و چرا برای آنها زندگی میکنیم؟ اگر برای دیگران زندگی نمیکنیم برای چه یا که زندگی میکنیم؟ چرا اصلا زندگی کردن باید مستلزم زندگی برای کسی باشد؟
مگر چیست زندگی_ زندگی مدرن آن روزگار _که مستلزم توجیه کردن یا دلیل تراشی یا داشتن بنیان و تأیید است؟ آیا امکانش هست که کم کم به این باور برسیم که هیچ چیز یا هیچ کسی نیست که بخواهیم به خاطر او زندگی کنیم؟ گیریم که چنین امکانی وجود داشته باشد؛ آن وقت زندگیمان چه شکلی خواهد داشت؟ این سؤالها از آن دست سؤالهایی هستند که چه بسا اشکال خاصی از زبان موروثی ما را از پرسیدنشان بازدارند سؤالهایی که بلیک نیچه فروید وایلد و بسیاری دیگر میپرسیدند با آدمهای دیگر چه باید بکنیم؟ از انجام دادن چه کارهایی با آنها لذت میبریم؟
در سوسیالیسم منحصر به فرد و غیردینی وایلد هیچ کس فرمان بردار بله قربان گو یا خاضع و خاشع نخواهد بود آدمها در بهترین معنی کلمه، خودمبنا خواهند بود چون مبنای واقعی دیگری وجود ندارد که زندگیشان را بر آن پایه ریزی کنند. وایلد در منتقد در مقام هنرمند نوشت انسان که نمیتواند مرزهای خودش را در نوردد؛ در آفرینش هنری نیز ممکن نیست چیزی وجود داشته باشد که در آفریدگارش نباشد؛ وایلد آفرینش و آفریدگار را مثل تقلیدی تمسخر آمیز و در معنایی غیر مذهبی به کار میبرد تقلید از چیزی که آن را زبان بیش از پیش نخ نمای مسیحیت میداند مسیحیت همچون زبانی که به رغم یا به علت لاس زدنهای جوانی اش با مذهب کاتولیک حرف زدن قاطعانه به آن گاه و بیگاه دشوار است. در سوسیالیسم وایلد هنرمند سرمشق دیگران است، سرمشق بی اعتنایی به خواسته دیگران
#لذتهای_ناممنوع
🗓 تاریخ برگزاری خوانش کتاب لذتهای ناممنوع: پنجشنبه و جمعه، ۲۵ و ۲۶ تیر
🕰 ساعت: ۲۱:۰۰
جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤4
Janus Admin
📚 آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟ جلسهی دوم بوک کلاب ژانوس آیا لذتهایی که هیچ منعی برایشان نداریم، همانقدر برایمان ارزشمندند که لذتهای ممنوعه هستند؟ یا این ممنوعیت است که به میل ما شکل و شدت میدهد؟ در این جلسه، حول کتاب «لذتهای ناممنوع» نوشتهی آدام…
آدم همه چیز را از جنگیدن با ترسش یاد میگیرد .
لذتهای ناممنوع
#آدام_فیلیپس
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
لذتهای ناممنوع
#آدام_فیلیپس
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤5👍1
Janus Admin
📚 آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟ جلسهی دوم بوک کلاب ژانوس آیا لذتهایی که هیچ منعی برایشان نداریم، همانقدر برایمان ارزشمندند که لذتهای ممنوعه هستند؟ یا این ممنوعیت است که به میل ما شکل و شدت میدهد؟ در این جلسه، حول کتاب «لذتهای ناممنوع» نوشتهی آدام…
این کتاب یکی از بنیادیترین پرسشهای روانکاوی رو پیش میکشه: رابطهی میل، لذت و ممنوعیت. آیا چیزی که ممنوعه، همون چیزیه که به میل ما شدت میبخشه؟ اگه مانعی از سر راه برداشته بشه، میل هنوز همون میل قبلیه؟ قانون چه نقشی تو شکلگیری خواستههای ما داره؟ و اصلاً آدم چطور با چیزهایی که هیچوقت به آنها نمیرسه، کنار میاد؟
قرار نیست تو این دوره یک تفسیر «درست» از کتاب ارائه بدیم. اعضا کتاب رو پیش از هر جلسه میخونن، و زمان نشستها رو میذاریم برای گفتوگو، چالش، و باز کردن خوانشهای مختلف — فضایی برای فکر کردن با هم، نه شنیدن یک نتیجهی نهایی.
خانم فرشته عباسی در این جلسات همراهیتون میکنه؛ متن کتاب، ساختارش، و پرسشهای اصلی آدام فیلیپس رو باز میکنه و مسیر گفتوگوهای جمعی رو پیش میبره.
در بخشهایی از جلسات هم اقای پریس تنظیفی و آقای رضا احمدی حضور دارن و مفاهیم کلیدی کتاب رو از زاویهی روانکاوی لکانی بررسی میکنن ( میل، ژوئیسانس، قانون، فقدان، ابژهی کوچک a، فانتزی، و رابطهی سوژه با دیگری). این بخشها فرصتیه برای دیدن اینکه ایدههای فیلیپس چطور با دستگاه فکری لکان گفتوگو میکنن.
امیدواریم این جلسات نه یک کلاس، بلکه فضایی برای فکر کردن، گفتوگوی انتقادی، و مواجهه با خوانشهای متفاوت از یکی از مهمترین کتابهای روانکاوی معاصر باشه
امیدواریم در این جلسه ببینیمتون 🌿
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
قرار نیست تو این دوره یک تفسیر «درست» از کتاب ارائه بدیم. اعضا کتاب رو پیش از هر جلسه میخونن، و زمان نشستها رو میذاریم برای گفتوگو، چالش، و باز کردن خوانشهای مختلف — فضایی برای فکر کردن با هم، نه شنیدن یک نتیجهی نهایی.
خانم فرشته عباسی در این جلسات همراهیتون میکنه؛ متن کتاب، ساختارش، و پرسشهای اصلی آدام فیلیپس رو باز میکنه و مسیر گفتوگوهای جمعی رو پیش میبره.
در بخشهایی از جلسات هم اقای پریس تنظیفی و آقای رضا احمدی حضور دارن و مفاهیم کلیدی کتاب رو از زاویهی روانکاوی لکانی بررسی میکنن ( میل، ژوئیسانس، قانون، فقدان، ابژهی کوچک a، فانتزی، و رابطهی سوژه با دیگری). این بخشها فرصتیه برای دیدن اینکه ایدههای فیلیپس چطور با دستگاه فکری لکان گفتوگو میکنن.
امیدواریم این جلسات نه یک کلاس، بلکه فضایی برای فکر کردن، گفتوگوی انتقادی، و مواجهه با خوانشهای متفاوت از یکی از مهمترین کتابهای روانکاوی معاصر باشه
امیدواریم در این جلسه ببینیمتون 🌿
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤4
Janus Admin
📚 آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟ جلسهی دوم بوک کلاب ژانوس آیا لذتهایی که هیچ منعی برایشان نداریم، همانقدر برایمان ارزشمندند که لذتهای ممنوعه هستند؟ یا این ممنوعیت است که به میل ما شکل و شدت میدهد؟ در این جلسه، حول کتاب «لذتهای ناممنوع» نوشتهی آدام…
📚 اطلاعیه تغییر زمان برگزاری جلسهی دوم بوککلاب ژانوس
با احترام به اطلاع همراهان عزیز میرسانیم که جلسهی دوم بوککلاب ژانوس با عنوان:
«آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟»
به دلیل هماهنگیهای بیشتر، با یک هفته تأخیر برگزار خواهد شد.
🗓 زمان جدید برگزاری:
پنجشنبه و جمعه، ۱ و ۲ مرداد
🕘 ساعت: ۲۱:۰۰
از همراهی و شکیبایی شما سپاسگزاریم و مشتاق دیدار شما در این گفتوگوی مشترک هستیم. 🌿
برای دریافت اطلاعات تکمیلی و ثبتنام:
@Psycho_Analysis_janus_admin
#بوک_کلاب_ژانوس #آدام_فیلیپس #لذتهای_ناممنوع
با احترام به اطلاع همراهان عزیز میرسانیم که جلسهی دوم بوککلاب ژانوس با عنوان:
«آیا ممنوعیت، لذت را میسازد؟»
به دلیل هماهنگیهای بیشتر، با یک هفته تأخیر برگزار خواهد شد.
🗓 زمان جدید برگزاری:
پنجشنبه و جمعه، ۱ و ۲ مرداد
🕘 ساعت: ۲۱:۰۰
از همراهی و شکیبایی شما سپاسگزاریم و مشتاق دیدار شما در این گفتوگوی مشترک هستیم. 🌿
برای دریافت اطلاعات تکمیلی و ثبتنام:
@Psycho_Analysis_janus_admin
#بوک_کلاب_ژانوس #آدام_فیلیپس #لذتهای_ناممنوع
❤2👍1