روانکاوی کلاسیک/ژانوس
2.63K subscribers
172 photos
57 videos
37 files
88 links
Download Telegram
گروه ژانوس ارائه می‌کند
📚 سمینارهای اول و دوم لکان

🎙 مدرس: دکتر رضا احمدی
🔹 سمینار اول لکان (آفلاین)
🔹 سمینار دوم لکان (آنلاین)
🔹 همراه با یک نشست حضوری در تهران
🔹 دسترسی کامل از طریق اسپات‌پلیر
🎁 ثبت‌نام با تخفیف ویژه
ظرفیت و شرایط فعلی ثبت‌نام محدود است و امکان افزایش هزینه دوره در روزهای آینده وجود دارد.
📩 جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبت‌نام و پاسخ به پرسش‌ها، از طریق شناسهٔ زیر در بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید:

@Psycho_Analysis_janus_admin


ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
1
مقالهٔ «کارکرد و میدان گفتار و زبان در روانکاوی»
را می‌توان مانیفست فکری ژک لاکان دانست متنی که در آن او مسیر تازه‌ای برای روانکاوی ترسیم می‌کند و اعلام می‌دارد که اگر بخواهیم به کشف اصلی فروید وفادار بمانیم، باید روانکاوی را از نو بر پایه زبان و گفتار بفهمیم. لکان این مقاله را در زمانی می‌نویسد که بخش بزرگی از روانکاوی، به‌ویژه در آمریکا، به سوی روان‌شناسی ایگو حرکت کرده بود. هدف تحلیل در آن رویکرد، تقویت «من»، افزایش سازگاری فرد با واقعیت و بازگرداندن او به زندگی عادی تلقی می‌شد. لکان معتقد بود که چنین رویکردی روح روانکاوی فرویدی را از بین می‌برد، زیرا فروید هرگز انسان را موجودی یکپارچه، شفاف و سازگار نمی‌دانست. برعکس، فروید نشان داده بود که انسان توسط نیروهایی هدایت می‌شود که خود از آن‌ها آگاهی ندارد و سوژه نسبت به میل خویش بیگانه است.
از همین جا لکان پرسش بنیادی خود را مطرح می‌کند: روانکاوی با چه چیزی سروکار دارد؟ پاسخ او بسیار ساده و در عین حال تحولی است: روانکاوی با گفتار سروکار دارد. در اتاق تحلیل هیچ ابزار دیگری وجود ندارد. تحلیل‌گر بدن بیمار را جراحی نمی‌کند، دارویی تجویز نمی‌کند و مستقیماً به ناخودآگاه دسترسی ندارد. تنها چیزی که وجود دارد، سخن گفتن بیمار است. بیمار از رؤیاهایش، از ترس‌هایش، از خاطراتش، از رنج‌هایش و از روابطش سخن می‌گوید و تمام فرایند تحلیل بر همین گفتار بنا شده است. بنابراین اگر روانکاوی با گفتار سروکار دارد، باید ماهیت زبان را بشناسد.
لاکان برای پاسخ به این مسئله به زبان‌شناسی ساختارگرا روی می‌آورد و نشان می‌دهد که زبان چیزی نیست که فرد آن را آزادانه خلق کند. زبان پیش از تولد ما وجود دارد. ما به جهانی قدم می‌گذاریم که در آن نامی برای ما انتخاب شده، جایگاهی در خانواده برایمان تعیین شده، انتظاراتی درباره ما شکل گرفته و شبکه‌ای از دال‌ها از پیش وجود دارد. کودک درون جهانی متولد می‌شود که پیشاپیش توسط زبان سازمان یافته است. از این رو، انسان ابتدا «من» مستقلی ندارد که سپس زبان را به کار گیرد؛ بلکه برعکس، ابتدا زبان وجود دارد و سپس سوژه در درون این نظم نمادین شکل می‌گیرد.
این ایده یکی از بنیادی‌ترین تزهای لاکان است: سوژه محصول زبان است.
ما تصور می‌کنیم که مالک سخنان خود هستیم و آگاهانه تصمیم می‌گیریم چه بگوییم، اما تجربه روزمره چیز دیگری را نشان می‌دهد. همه ما گاه چیزی بر زبان آورده‌ایم که نمی‌خواستیم بگوییم، نامی را اشتباه تلفظ کرده‌ایم، کلمه‌ای را جایگزین کلمه‌ای دیگر کرده‌ایم یا ناگهان متوجه شده‌ایم که جمله‌ای که گفته‌ایم معنایی فراتر از قصد آگاهانه ما داشته است. این لحظات نشان می‌دهند که چیزی در ما سخن می‌گوید که با «من» آگاه یکسان نیست. این همان چیزی است که فروید آن را ناخودآگاه نامید.
اما لاکان در این مقاله فهم تازه‌ای از ناخودآگاه ارائه می‌کند. ناخودآگاه انباری از رانه ها /غرایز یا تصاویر سرکوب‌شده نیست؛ ناخودآگاه بخشی از گفتار است که از دسترس سوژه خارج شده است. لغزش‌های زبانی، رؤیاها، فراموشی‌ها، نشانه‌های روان‌رنجورانه و تکرارهای زندگی روزمره همگی شیوه‌هایی هستند که از طریق آن‌ها ناخودآگاه سخن می‌گوید. به همین دلیل لکان بعدها فرمول مشهور خود را بیان می‌کند که «ناخودآگاه چون زبان ساختار یافته است». این جمله به این معنا نیست که ناخودآگاه دقیقاً یک زبان است، بلکه بدین معناست که ناخودآگاه همانند زبان بر اساس روابط میان دال‌ها، جابه‌جایی‌ها، استعاره‌ها و پیوندهای نمادین عمل می‌کند.
از نظر لکان، ناخودآگاه در واقع تاریخ فراموش‌شده سوژه است. هر فرد در زندگی خود رویدادهایی را از یاد می‌برد، بعضی امیال را انکار می‌کند، برخی خاطرات را حذف می‌کند و درباره گذشته خود داستانی می‌سازد که همیشه با حقیقت یکسان نیست. اما آنچه حذف می‌شود از بین نمی‌رود. امر طردشده در شکل‌های دیگری بازمی‌گردد: در قالب اضطراب، نشانه، تکرار، رؤیا یا انتخاب‌های ظاهراً نامعقول زندگی. بنابراین نشانه روانی صرفاً یک نقص یا بیماری نیست، بلکه پیامی است که از سوی ناخودآگاه ارسال می‌شود.
به همین دلیل لکان معتقد است که سیمتوم را باید همچون متنی رمزگذاری‌شده خواند. مثلاً در هیستری، بدن ممکن است چیزی را بیان کند که سوژه قادر به گفتن آن نیست. درد، فلج، بی‌حسی یا سایر علائم بدنی می‌توانند حامل معنایی باشند که در زبان آگاهانه جایی پیدا نکرده است. از این رو وظیفه تحلیل‌گر نابود کردن سریع سیمتوم نیست، بلکه باید به آن گوش دهد و منطق آن را کشف کند. نشانه نوعی سخن گفتن است؛ سخنی که از طریق بدن یا رنج بیان می‌شود.
1/
10
لکان میان دو شکل از گفتار تمایز قائل می‌شود: گفتار تهی و گفتار پُر. گفتار تهی سخنی است که عمدتاً در خدمت تصویری است که فرد از خود ساخته است. انسان ممکن است ساعت‌ها درباره خود حرف بزند، اما هیچ حقیقتی درباره میلش آشکار نشود. او ممکن است خود را فداکار، قوی، قربانی یا مستقل معرفی کند، اما این توصیف‌ها اغلب به سطحی خیالی تعلق دارند؛ سطحی که در آن فرد بیشتر در حال حفظ هویتی خاص است تا مواجهه با حقیقت میل خود.
در مقابل، گفتار پُر لحظه‌ای است که سوژه چیزی را بر زبان می‌آورد که پیش‌تر نمی‌دانست. در این لحظه حقیقتی درباره تاریخ، میل یا جایگاه او آشکار می‌شود و سوژه نیز از آن شگفت‌زده می‌شود. گفتار پُر صرفاً انتقال اطلاعات نیست؛ رویدادی است که موقعیت ذهنی فرد را دگرگون می‌کند. سوژه پس از چنین لحظه‌ای دیگر همان فرد پیشین نیست، زیرا نسبتش با حقیقت خویش تغییر کرده است.
اما حقیقت از نظر لاکان چیست؟ حقیقت یک دادهٔ عینی یا مجموعه‌ای از اطلاعات نیست. حقیقت چیزی است که در گفتار رخ می‌دهد. انسان حقیقت خود را در فرایند سخن گفتن تولید می‌کند. با این حال حقیقت هرگز به‌طور کامل گفته نمی‌شود. زبان همواره ناکامل است و نمی‌تواند تمام واقعیت میل را در خود جای دهد. به همین دلیل انسان هرگز نمی‌تواند کاملاً با خود شفاف شود و همواره چیزی از میل او از دسترس آگاهی می‌گریزد.
از آنجا که هر گفتاری مخاطبی را فرض می‌کند، لاکان به مفهوم «دیگری» می‌رسد. هیچ‌کس در خلأ سخن نمی‌گوید. حتی زمانی که با خود حرف می‌زنیم، در حقیقت در افق دیگری سخن می‌گوییم. دیگری برای لکان صرفاً شخصی مشخص نیست، جایگاه زبان، قانون، معنا و نظم نمادین است. ما از خلال دیگری سخن می‌گوییم و میل خود را نیز از خلال دیگری می‌شناسیم. از همان آغاز زندگی، میل ما در رابطه با خواست و تمنای دیگری شکل می‌گیرد.


در این چشم‌انداز، جایگاه تحلیل‌گر نیز معنایی تازه پیدا می‌کند. تحلیل‌گر آموزگار، نصیحت‌کننده یا راهنمای اخلاقی نیست. او کسی نیست که حقیقت بیمار را از پیش بداند و آن را به او بیاموزد. وظیفهٔ تحلیل‌گر ایجاد فضایی است که در آن گفتار سوژه بتواند حقیقت خویش را آشکار کند. سکوت تحلیل‌گر، تفسیرهای او و شیوهٔ حضورش همه در خدمت این هدف‌اند که سوژه بتواند آنچه را نمی‌دانست، بر زبان بیاورد.
از این رو لکان با تمام توان با روان‌شناسی ایگو مخالفت می‌کند. از نظر او، ایگو ساختاری عمدتاً خیالی است که از همانندسازی‌ها ساخته شده است. اگر هدف تحلیل صرفاً تقویت ایگو باشد، ممکن است فرد بیش از پیش در تصاویر و توهمات خویش اسیر شود. تحلیل نباید سوژه را به انطباق هرچه بیشتر با هنجارهای اجتماعی سوق دهد؛ بلکه باید امکان مواجهه او با حقیقت میلش را فراهم کند.
به همین دلیل هدف روانکاوی از نظر لاکان سازگار کردن فرد با جامعه یا حذف مکانیکی سیمتوم ها نیست. ممکن است فرد پس از تحلیل همچنان دچار تعارض، اضطراب یا ناکامی باشد، اما رابطه او با میل خویش تغییر کرده است. او دیگر همان سوژه پیشین نیست، زیرا اکنون می‌تواند نسبت متفاوتی با تاریخ و حقیقت خود برقرار کند.
تمام اندیشه های بعدی لکان ــ از نظریهٔ دال و دیگری بزرگ گرفته تا مفهوم میل و حتی ژوئیسانس ــ از همین بینش بنیادی سرچشمه می‌گیرد: ناخودآگاه سخن می‌گوید، و روانکاوی هنر گوش سپردن به این سخن است...



Ref: The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis

Paper delivered at the Rome Congress held at the Institute of Psychology at the University of Rome on September 26 and 27, 1953


2/

فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
13
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
گروه ژانوس ارائه می‌کند 📚 سمینارهای اول و دوم لکان 🎙 مدرس: دکتر رضا احمدی 🔹 سمینار اول لکان (آفلاین) 🔹 سمینار دوم لکان (آنلاین) 🔹 همراه با یک نشست حضوری در تهران 🔹 دسترسی کامل از طریق اسپات‌پلیر 🎁 ثبت‌نام با تخفیف ویژه ظرفیت و شرایط فعلی ثبت‌نام محدود است…
در دو جلسه‌ی نخست «سمینار اول لکان»، مرور کلی بر مقالات و نوشته‌های مهم لکان پیش از آغاز سمینار اول در سال ۱۹۵۳ ارائه می‌شود. این مقالات عبارت‌اند از:

۱) On Paranoiac Psychosis in its Relations to the Personality (1932)
دربارهٔ روان‌پریشی پارانویایی در رابطه با شخصیت
رسالهٔ دکتری لکان؛ آغاز تلاش او برای تعریف «شخصیت» در نسبت با روان‌پریشی و ایگو.

۲) The Mirror Stage (First Presentation) (1936)
مرحلهٔ آینه‌ای (ارائهٔ نخست)
صورت‌بندی اولیهٔ نظریه‌ای که ایگو را ساختاری خیالی و حاصل بیگانگی سوژه با تصویر بیرونی معرفی می‌کند.

۳) Family Complexes in the Formation of the Individual (1938)
عقده‌های خانوادگی در شکل‌گیری فرد
مقاله‌ای درباره نقش پیوندهای خانوادگی و عقدهٔ ادیپ در تکوین سوژه.

۴) Logical Time and the Assertion of Anticipated Certainty: A New Sophism (1945)
زمان منطقی و ادعای یقین پیش‌دستانه: یک سفسطهٔ جدید
تحلیل ساختاری از منطق و زمان‌مندی سوژه در لحظه تصمیم‌گیری بیناذهنی.

۵) Discourse on Psychic Causality (1946)
سخنی دربارهٔ علیت روانی
نقد لکان بر رویکردهای پزشکی و روان‌پزشکی به تبیین روان‌پریشی با تأکید بر نقش معنا و خطاب.

۶) Aggressivity in Psychoanalysis (1946)
پرخاشگری در روانکاوی
پرخاشگری به‌مثابه تنشی خیالی برخاسته از رابطهٔ سوژه با دیگری و ایگو.

۷) The Mirror Stage as Formative of the Function of the I (Final Version) (1949)
مرحلهٔ آینه‌ای به‌مثابه بنیان‌گذار کارکرد «من»
صورت‌بندی نهایی نظریهٔ مرحلهٔ آینه‌ای در چارچوب قلمرو خیالی (Imaginary).

۸) The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis (The Rome Discourse) (1953)
کارکرد و میدان گفتار و زبان در روانکاوی (خطابهٔ رم)
متن بنیادین لکان که در آن ناخودآگاه به‌مثابه ساختاری همچون زبان صورت‌بندی می‌شود و تمایز میان گفتار پُر و گفتار تهی مطرح می‌گردد.


علاوه بر این مقالات و خود سمینار اول
مروری بر فروید هم داشتیم:

۹) Psychoanalytic Notes on an Autobiographical Account of a Case of Paranoia (Dementia Paranoides) (1911)
یادداشت‌های روانکاوانه دربارهٔ شرح‌حال خودنوشت یک مورد پارانوییا

۱۰) Analysis Terminable and Interminable (1937)
پایان‌پذیری و پایان‌ناپذیری تحلیل
بررسی حدود و امکان‌های پایان تحلیل و مسئله مقاومت‌های ساختاری.

۱۱) Constructions in Analysis (1937)
ساخت‌پردازی در تحلیل
تمایز میان «تعبیر» و «ساخت» در کار تحلیلی و نقش بازسازی روانی.

۱۲) Negation (1925)
نفی
تحلیل نقش نفی در شکل‌گیری اندیشه و رابطه آن با پذیرش/طرد محتوای ناخودآگاه.

۱۳) The Oedipus Complex
عقدهٔ ادیپ
ساختار بنیادین روابط خانوادگی در نظریه روانکاوی و شکل‌گیری سوژه.

۱۴) On Beginning the Treatment (1913)
درباره آغاز درمان
اصول اولیه تکنیک روانکاوی و تنظیم موقعیت تحلیلی.

۱۵) Recommendations to Physicians Practising Psycho-Analysis (1912)
توصیه‌هایی به پزشکانی که روانکاوی انجام می‌دهند
قواعد تکنیکی برای حفظ جایگاه تحلیل‌گر و مدیریت انتقال.

۱۶) Remembering, Repeating and Working-Through (1914)
به‌یادآوری، تکرار و کار از خلال
تبیین نقش تکرار در درمان و تفاوت آن با یادآوری آگاهانه.

۱۷) The Dynamics of Transference
پویایی‌های انتقال
تحلیل انتقال به‌عنوان موتور اصلی فرایند تحلیلی.

۱۸) Time in Mind
زمان در ذهن
بررسی نسبت ذهن، تجربه و زمان‌مندی در فرایند روانی.



📩 جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبت‌نام و پاسخ به پرسش‌ها، از طریق شناسهٔ زیر در بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید:

@Psycho_Analysis_janus_admin


ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
2👏1
مهاجرت چه چیزی را از من گرفت و چه کسی را از من ساخت؟



#سوژه_مهاجر
#به_زودی


ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
👍5🔥2💔2
📍 نشست گفت‌وگویی «سوژه‌ی مهاجر: دلتنگی، دوری و احساس تعلق»

ژانوس برگزار می‌کند:

قرار است یک نشست گفت‌وگویی برای مهاجران برگزار شود؛ با هدف ایجاد فضایی برای صحبت درباره تجربه مهاجرت، دلتنگی برای خانه و خانواده، فاصله‌ها، و تغییراتی که زندگی در یک سرزمین جدید در هویت و احساس تعلق ایجاد می‌کند.

مهاجرت فقط تغییر مکان نیست؛ گاهی تغییر زبان، روابط، تصویر ما از خود و حتی معنای «خانه» است.

این نشست فضایی برای گفت‌وگو، شنیدن و اندیشیدن به تجربه‌های زیسته مهاجرت است. با این حال، در دل گفتار و تبادل تجربه‌ها، امکان شکل‌گیری درک‌های تازه و گشایش‌های روانی نیز وجود دارد.

🗓 رایگان | ظرفیت محدود
شنبه ۱۳ تیر (مصادف با ۴ جولای)
ساعت ۲۰:۰۰ به وقت ایران

📌 ویژه افرادی که تجربه مهاجرت و زندگی در خارج از کشور را دارند

اگر این موضوع برای شما یا دوستانتان قابل‌ارتباط است، خوشحال می‌شویم آن را به دیگر مهاجران معرفی کنید.


جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبت‌نام و پاسخ به پرسش‌ها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:

@Psycho_Analysis_janus_admin

ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
5
مقالهٔ «کمپلکس‌های خانوادگی در شکل‌گیری فرد» (The Family Complexes in the Formation of the Individual) که ژک لکان در سال ۱۹۳۸ برای دایرةالمعارف فرانسوی نوشت، یکی از مهم‌ترین متون دوره آغازین اندیشه اوست
متنی که اگرچه پیش از بازگشت لکان به فروید، پیش از صورت‌بندی سه ساحت خیالی، نمادین و واقع، و پیش از تدوین نظریهٔ دال و نام پدر نوشته شده است، اما تقریباً تمامی مضامین بنیادی اندیشه متأخر او را در حالت جنینی در خود حمل می‌کند.

این مقاله را نباید صرفاً متنی درباره خانواده دانست. آنچه لکان در اینجا می‌کوشد نشان دهد، چگونگی تکوین سوژه انسانی از خلال روابط خانوادگی است.
خانواده برای او یک واقعیت زیستی یا یک اجتماع طبیعی نیست؛ خانواده نهادی فرهنگی است که در آن، کودک نخستین تجربه‌های خود از فقدان، دیگری، همانندسازی، رقابت، قانون و میل را از سر می‌گذراند.

لکان در همان آغاز، از هرگونه زیست‌گرایی فاصله می‌گیرد. به باور او، انسان برخلاف حیوان، موجودی است که نارس متولد می‌شود. این «نارس‌زایی» (specific prematurity of birth) صرفاً یک واقعیت زیستی نیست، حقیقتی ساختاری است. نوزاد انسانی برای بقای خود کاملاً وابسته به دیگری است و همین وابستگی، او را از همان ابتدا درون شبکه‌ای از روابط نمادین قرار می‌دهد. انسان نه در طبیعت، که در دیگری زاده می‌شود.

۱/۵

Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual


فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
5👏1
از این‌رو، مفهوم محوری مقاله، مفهوم «کمپلکس» است. کمپلکس برای لکان یک خاطره، یک هیجان یا یک تعارض منفرد نیست، سازمانی ناآگاه از بازنمایی‌ها و روابط است که شخصیت سوژه را شکل می‌دهد. کمپلکس از غریزه متمایز است. غریزه به نظم زیستی تعلق دارد؛ حال آنکه کمپلکس به نظم فرهنگی و تاریخی تعلق دارد. اگر حیوان توسط غرایز هدایت می‌شود، انسان توسط کمپلکس‌ها و ساختارهای نمادین ساخته می‌شود.

نخستین کمپلکس، «کمپلکس از شیر گرفتن» است. اما از شیر گرفتن در اینجا صرفاً به پایان شیردهی اشاره ندارد. از نظر لکان، این کمپلکس بیان روانی جدایی بنیادی‌تری است که در لحظه تولد رخ داده است: جدایی از رحم مادر. سوژه از همان آغاز زندگی با فقدان مواجه می‌شود. به همین دلیل، در ژرفای روان انسان، «ایماگوی رحم مادر» (the imago of the maternal womb) باقی می‌ماند؛ تصویری از تمامیت، وحدت و آرامش ازدست‌رفته.

از این منظر، بسیاری از اشتیاق‌های انسانی چیزی جز نوستالژی بازگشت به این تمامیت اولیه نیستند؛ اشتیاق به هماهنگی مطلق، میل به یگانگی با دیگری، رؤیای جامعه بدون شکاف، تجربه‌های عرفانی اتحاد و حتی برخی صورت‌های میل به مرگ....


۲/۵


Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual


فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
7👍1
لکان در این مقاله، رانه مرگ را نه صرفاً به عنوان یک غریزه زیستی، بلکه به عنوان گرایشی برای بازگشت به این وضعیت پیشین می‌فهمد،گرایشی به پایان دادن به تنش ناشی از جدایی.

اما سوژه نمی‌تواند در این یگانگی اولیه باقی بماند. ورود خواهر یا برادر، یعنی «کمپلکس مزاحمت» (The Complex of Intrusion)، نخستین شکاف را در این رابطه دوگانه ایجاد می‌کند. کودک ناگهان درمی‌یابد که دیگری نیز وجود دارد؛ دیگری‌ای که در رابطه او با مادر سهیم است. حسادت کودک نسبت به خواهر یا برادر، در نظر لکان، رقابت زیستی بر سر منابع نیست، در اصل شکلی از همانندسازی است. کودک در دیگری، تصویر خود را می‌بیند و در عین حال حضور او را تهدیدی برای جایگاه خویش تجربه می‌کند.

همین تجربه، لکان را به یکی از مهم‌ترین ابداعات نظری خود، یعنی «مرحله‌آینه‌ای» (Mirror Stage) می‌رساند. کودک در حدود شش‌ماهگی برای نخستین بار تصویر خود را در آینه بازمی‌شناسد. این تصویر برای او تصویری از وحدت و انسجام است؛ وحدتی که در تجربه زیسته بدنش وجود ندارد، زیرا بدن کودک هنوز به صورت پراکنده و ناهماهنگ تجربه می‌شود. کودک با این تصویر همانندسازی می‌کند و آن را به منزله خویشتن خود می‌پذیرد.( مرحله‌ی آینه ای را در سال ۱۹۴۹ منتشر کرد)

اما این لحظه، لحظه‌ای پارادوکسیکال است؛ زیرا سوژه برای آنکه خود را بیابد، باید خود را در چیزی بیرون از خود بازشناسد. بنابراین، «من» (ego) از ابتدا بر پایه یک سوءشناسی (méconnaissance) و یک بیگانگی (alienation) بنا می‌شود. سوژه هرگز با خود یکی نیست ، او از خلال تصویری بیگانه، به خویشتن دست می‌یابد.


۳/ ۵


Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual


فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
5
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
لکان در این مقاله، رانه مرگ را نه صرفاً به عنوان یک غریزه زیستی، بلکه به عنوان گرایشی برای بازگشت به این وضعیت پیشین می‌فهمد،گرایشی به پایان دادن به تنش ناشی از جدایی. اما سوژه نمی‌تواند در این یگانگی اولیه باقی بماند. ورود خواهر یا برادر، یعنی «کمپلکس مزاحمت»…
اگرچه او هنوز در این مقاله از واژگان «ایماگو» و «روان‌شناسی رشد» استفاده می‌کند، اما ایده بنیادین او از همین ابتدا روشن است: سوژه از خلال دیگری ساخته می‌شود. «من» محصول یک همانندسازی خیالی است و نه یک جوهر درونی.



۴/۵


Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual


فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
👏42
لکان در این مقاله کمپلکس ادیپ را هم بررسی میکند . او اهمیت کشف فروید را به رسمیت می‌شناسد، اما هم‌زمان قرائت زیست‌گرایانه و اسطوره‌ای از آن را مورد پرسش قرار می‌دهد. آنچه در ادیپ اهمیت دارد، صرفاً میل جنسی کودک به والد جنس مخالف نیست، بلکه ورود سوژه به قلمرو قانون است. کودک درمی‌یابد که میل او با محدودیت مواجه است، که دیگری نیز میل دارد و اینکه نمی‌تواند به ابژه ی میل خود تملک مطلق داشته باشد.

ادیپ، سوژه را از رابطه خیالی و دوگانه با مادر جدا می‌کند و او را وارد نظمی می‌کند که بعداً لکان آن را «نظم نمادین» خواهد نامید. هرچند در این مقاله هنوز از مفاهیمی چون «نامِ پدر» (Nom-du-Père)، «استعاره پدری» (Paternal Metaphor) یا «دیگری بزرگ» (Big Other) خبری نیست، اما بنیان نظری آن‌ها در اینجا حاضر است: قانون، ممنوعیت و میانجی‌گریِ پدرانه، کودک را از یگانگی خیالی با مادر بیرون می‌کشند و امکان سوژه‌شدن را فراهم می‌کنند.

با این حال، لکانِ متأخر از برخی جنبه‌های این مقاله فاصله می‌گیرد. او به تدریج از زبان روان‌شناسی رشد و مفهوم ایماگو فاصله می‌گیرد و جای آن را به زبان دال، ساختار و نظم نمادین می‌دهد. خانواده واقعی دیگر مرکز ثقل نظریه نیست؛ آنچه اهمیت می‌یابد، جایگاه‌های نمادینِ مادر، پدر و دیگری است. همچنین تبیین اولیه او از میل به مرگ، بعدها در مفاهیمی چون ژوئیسانس (jouissance)، تکرار (répétition) و امر واقع (le Réel) بازنویسی می‌شود.

با وجود این دگرگونی‌ها، مقاله «کمپلکس‌های خانوادگی در شکل‌گیری فرد» همچنان جایگاهی ممتاز در اندیشهٔ لکان دارد؛ زیرا در آن می‌توان نخستین صورت‌بندی‌های مفاهیمی را یافت که بعداً به ستون‌های اصلی روانکاوی لکانی تبدیل شدند: نارس‌زایی انسان، ایماگو، همانندسازی، مرحله آینه‌ای، بیگانگی، دیگری، فقدان و نقش ساختاری خانواده در پیدایش سوژه.

شاید بتوان گفت این مقاله، بیش از آنکه متنی درباره خانواده باشد، روایتی از زایش سوژه انسانی است؛ سوژه‌ای که از همان ابتدا با فقدان نشان‌گذاری شده، خود را در تصویر دیگری بازمی‌شناسد، از خلال رقابت و حسادت وارد جهان اجتماعی می‌شود و تنها با پذیرش قانون و محدودیت است که می‌تواند به سخن گفتن، میل ورزیدن و سوژه بودن دست یابد...

این مقاله در ‹سمینار اول لکان » توسط آقای دکتر احمدی مورد بررسی ویژه ای قرار گرفته است .



۵/۵



Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual


فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
9
آیا ممکن است برخی از شکل‌های اضطراب یا احساس گناه، هم‌زمان حامل نوعی رضایت پنهان هم باشند؟




#بوک_کلاب
#دومین_کتاب



ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
5
کتاب لذتهای ناممنوع آدام فیلیپس را خوانده اید؟
👎15👍8🕊21
Janus Admin
کتاب لذتهای ناممنوع آدام فیلیپس را خوانده اید؟
این کتاب مجموعه‌ای از جستارهای روانکاوانه است که با زبانی تأمل‌برانگیز، به موضوعاتی مانند میل، لذت، اخلاق، آزادی، عادت، روابط انسانی و تجربه‌ی زیسته می‌پردازد. نویسنده به جای ارائه‌ی یک نظریه‌ی خطی یا پاسخ‌های قطعی، از خلال پرسش‌های فلسفی و روانکاوانه، خواننده را به بازاندیشی درباره‌ی مفاهیمی دعوت می‌کند که معمولاً بدیهی فرض می‌شوند.

فضای کتاب گفت‌وگومحور و اندیشمندانه است و در کنار روانکاوی، از ادبیات، فلسفه و فرهنگ نیز الهام می‌گیرد. به همین دلیل، هر فصل می‌تواند نقطه‌ی آغاز یک بحث مستقل باشد و خواننده را به تأمل درباره‌ی تجربه‌های شخصی و شیوه‌ی مواجهه‌اش با جهان و دیگران دعوت کند.

اگر به کتاب‌هایی علاقه دارید که بیش از روایت کردن، شما را به فکر کردن و پرسیدن وامی‌دارند، این اثر می‌تواند انتخابی جذابی باشد...

نظر شما چیست؟
5👍4
Janus Admin
کتاب لذتهای ناممنوع آدام فیلیپس را خوانده اید؟
درود 🌿

از آنجایی که عضو این کانال هستید، احتمالاً به مباحثی مانند روان‌کاوی فروید و لکان، فلسفه و تجربه‌ی زیسته‌ی انسان علاقه‌مندید.

اگر چنین است، به احتمال زیاد کتاب «لذت‌های ناممنوع» اثر آدام فیلیپس نیز برایتان خواندنی و تأمل‌برانگیز خواهد بود.

فیلیپس در این کتاب به سراغ پرسش‌هایی می‌رود که هر یک از ما به شکلی با آن‌ها مواجه هستیم؛ لذت، ممنوعیت، انتخاب، فقدان و نسبت ما با خواسته‌هایی که گاه به آن‌ها دست می‌یابیم و گاه تنها در خیال با آن‌ها زندگی می‌کنیم. او با نگاهی روانکاوانه و در عین حال فلسفی، این مفاهیم را از دل تجربه‌ی روزمره‌ی انسان واکاوی می‌کند.

📚 این کتاب به‌عنوان کتاب منتخب بوک‌کلاب ژانوس در تیرماه نیز انتخاب شده است و طی دو جلسه به خوانش و گفت‌وگو درباره‌ی آن خواهیم پرداخت.

اگر هنوز این کتاب را تهیه نکرده‌اید، پیشنهاد می‌کنم پیش از آغاز جلسات آن را بخوانید. حتی اگر در بوک‌کلاب حضور نداشته باشید، مطالعه‌ی آن می‌تواند دریچه‌ای تازه برای اندیشیدن به مفهوم ممنوعیت، میل، لذت و زندگی روزمره بگشاید....



#به_زودی
#بوک_کلاب_تیرماه
#لذتهای_ناممنوع
#آدام_فیلیپس


ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
7👍1
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
📍 نشست گفت‌وگویی «سوژه‌ی مهاجر: دلتنگی، دوری و احساس تعلق» ژانوس برگزار می‌کند: قرار است یک نشست گفت‌وگویی برای مهاجران برگزار شود؛ با هدف ایجاد فضایی برای صحبت درباره تجربه مهاجرت، دلتنگی برای خانه و خانواده، فاصله‌ها، و تغییراتی که زندگی در یک سرزمین جدید…
لینک جلسه برای دوستانی که مایل به شرکت در این نشست بودند ارسال شد
اگر مایلید شرکت کنید پیام دهید .

قابل ذکر است ، این نشست صرفاً برای افرادی است که تجربه مهاجرت و زندگی در خارج از کشور را دارند؛ خواهشمند است از عضویت افرادی که در حال حاضر در کشور خود اقامت دارند خودداری شود، تا فضای گفت‌وگو بر پایه تجربه مشترک مهاجرت شکل بگیرد.

سپاس از همراهی شما 🌿
🙏1
در روانکاوی، مقاومت فقط مخالفت با درمان نیست.گاهی مقاومت، وفاداری سوژه به روایتی است که سال‌ها با آن زندگی کرده؛ روایتی که اگر فرو بریزد، باید دوباره خودش را از نو بسازد...



مقاومت، از این زاویه، دیگر مانعی بیرون از سوژه نیست که باید دور زده یا شکسته شود، که خود سوژه است، در سرسخت‌ترین و صادقانه‌ترین شکلش.
فروید مقاومت را در ابتدا امری تکنیکی می‌دید، چیزی که باید غلبه بر آن کرد. اما هرچه تحلیل پیش می‌رود، روشن می‌شود که مقاومت جایی‌ست که سوژه نشان می‌دهد به چه قیمتی برای خودش ثبات ساخته. روایت، حتی روایتی دردناک، یک construction است. سازه‌ای که سوراخ‌های واقعیت را پوشانده و به سوژه اجازه داده در برابر امر واقع بایستد بی‌آنکه از هم بپاشد.

در واقع سوژه به «حقیقتِ» روایتش دل نبسته، به کارکرد آن در نظم نمادین دلبسته شده .
روایت، فانتزی‌ست که رابطه‌ی سوژه با ابژه‌ی a را تنظیم می‌کند، جایی که ژوئیسانس در آن سکونت گزیده. وقتی درمان به‌سمت شکافتنِ این روایت می‌رود، آنچه در خطر است صرفاً یک باور غلط نیست؛ چیزی از نظم لذت و رنجِ سوژه به هم می‌ریزد. به همین دلیل مقاومت را نمی‌توان صرفاً امری «شناختی» یا اطلاعاتی حل کرد، چون سوژه در برابر از دست دادن سازوکاری مقاومت می‌کند که هویتش را، هرچند به‌بهای رنج، منسجم نگه داشته.

این‌جاست که رابطه‌ی مقاومت با تکرار هم روشن می‌شود. سوژه به روایت بازمی‌گردد نه چون از تحلیلگر پنهان می‌کند، بلکه چون آن روایت تنها زبانی‌ست که برای فقدان دارد. فروپاشیِ روایت، سوژه را در برابر شکافی می‌گذارد که واژه‌ای برایش ندارد ، و اضطراب از همین‌جا سر برمی‌آورد، از بی‌زبانی موقتی که تغییر با خود می‌آورد.(نه از خود تغییر)

شاید بتوان گفت کار روانکاو در برابر مقاومت، شکستن روایت نیست ، همراهی با سوژه در ساختنِ روایتی‌ست که دیگر نیازی به تکرارِ همان رنج نداشته باشد ، گذار از یک fiction به fiction دیگر، اما فیکشنی که فضای بیشتری برای میل سوژه باز می‌گذارد.




فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
8👍5👏3
#خطر_تفسیر

در روانکاوی، یکی از بزرگ‌ترین خطرها تفسیر زودهنگام یا تفسیر بیجا است...
تفسیر زمانی ارزش دارد که سوژه را به سمت پرسش از میل و ناخودآگاهش سوق دهد نه اینکه برای او معنایی قطعی تولید کند.
وقتی روانکاو با اطمینان می‌گوید: «علت این رفتار، عقده‌ی پدر است» یا «تو این کار را کردی چون از مادرت خشمگینی»، در واقع معنایی را تثبیت می‌کند. این نوع تفسیر، به جای آنکه فضای تداعی آزاد را باز کند، آن را می‌بندد. سوژه دیگر به جست‌وجوی حقیقت ناخودآگاهش ادامه نمی‌دهد، شروع می‌کند خودش را با معنایی که روانکاو عرضه کرده منطبق کند.ناخودآگاه زنجیره‌ای از دال‌هاست، نه مجموعه‌ای از معناهای آماده. بنابراین تفسیر نباید به دال پایان دهد، باید حرکت آن را ادامه دهد.
بهترین تفسیر، اغلب تفسیری است که شکافی ایجاد می‌کند، پرسشی برمی‌انگیزد یا دالی را برجسته می‌کند تا سوژه خودش مسیر تداعی را دنبال کند.
نکته‌ی مهم دیگر، جایگاه ویژه‌ی روانکاو در انتقال است. روانکاو در موقعیتی قرار می‌گیرد که تحلیل‌شونده او را حامل دانشی درباره‌ی حقیقت خود می‌پندارد،همان جایگاه «سوژه‌ی مفروض به دانستن». به همین دلیل، هر کلمه‌ی روانکاو وزن زیادی پیدا می‌کند. اگر روانکاو بدون احتیاط معنایی را القا کند، آن معنا می‌تواند برای تحلیل‌شونده به یک حقیقت تثبیت‌شده تبدیل شود،حتی اگر هیچ ارتباطی با ساختار ناخودآگاه او نداشته باشد.
از این رو، اخلاق روانکاوی ایجاب می‌کند که روانکاو در تفسیر خویشتن‌دار باشد. وظیفه‌ی او پر کردن خلأهای گفتار سوژه نیست، بلکه حفظ همان خلأیی ست که میل از آن زاده می‌شود. روانکاو قرار نیست حقیقت را به سوژه بگوید،قرار است شرایطی فراهم کند که سوژه بتواند حقیقت خود را در خلال گفتار و مواجهه با دال‌هایش کشف کند.
تفسیر باید اثر بگذارد، نه اینکه صرفاً معنا بدهد.گاهی یک سکوت، یک تکرار یک واژه، یا حتی بریدن جلسه در لحظه‌ای خاص، از ده‌ها تفسیر توضیحی مؤثرتر است، زیرا ناخودآگاه بیش از آنکه با توضیح کار کند، با گسست، ایهام و جابه‌جایی دال‌ها به حرکت درمی‌آید.
در واقع هرچه تفسیر بسته‌تر و مطمئن‌تر باشد، خطر این بیشتر است که به جای آشکار کردن ناخودآگاه، آن را زیر معنایی از پیش ساخته پنهان کند.






فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
12👍6
اگر در ژانوس دوره‌ی آموزش زبان فرانسه از صفر برگزار کنیم، با این هدف که در آینده بتوانیم آثار و سمینارهای لکان و بقیه اندیشمندان فرانسوی را به زبان اصلی بخوانیم، برایتان جذاب خواهد بود؟


#سوال
👍36👌52👎1🍾1