«دیگری از من میخواهد چه کسی باشم؟»
شاید یکی از ویژگیهای زندگی امروز این باشد که انسان مدام درگیرِ حدس زدنِ خواستِ دیگری است.
گویی باید کشف کند چه کسی باشد تا دوستداشتنیتر، پذیرفتنیتر یا ارزشمندتر به نظر برسد.
برای همین، بیوقفه روی خودش کار میکند، خودش را اصلاح میکند، با دیگران میسنجد، تصویرهای تازهای از خود میسازد و در جستوجوی نسخهای از خویش است که بالاخره آرامش را به همراه بیاورد. نسخهای که دیگر تردیدی در آن نباشد. اما این نقطه آیا از راه میرسد؟
درون انسان چیزی وجود دارد که با هیچ موفقیت، هیچ رابطه و هیچ تصویری به طور کامل پر نمیشود. میل همیشه از آنچه به دست آمده فراتر میرود و همین فاصله بخشی از ساختار زندگی روانی ماست.
بخش زیادی از رنج امروز شاید از جایی آغاز میشود که میخواهیم این فاصله را حذف کنیم.وقتی بدن باید بینقص باشد، عشق باید تضمینشده باشد، هویت باید کاملاً روشن باشد و زندگی باید دائماً نشانهای از موفقیت ارائه دهد.
اما روانکاوی( و روانکاو )وعده ی کامل شدن نمیدهد. فضایی فراهم میکند تا هر کس بتواند نسبت خود را با میل، فقدان و تناقضهایش پیدا کند. با آن بخش از وجودش که حاضر نیست در قالب هیچ تصویرِ کاملی جا بگیرد.
و شاید مسئله این نباشد که چیزی در ما کم است.
شاید مسئله از لحظهای آغاز میشود که خیال میکنیم زندگی انسانی میتواند از فقدان، ناتمامی و شکاف رها باشد...
آیا رها میشویم ؟
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
شاید یکی از ویژگیهای زندگی امروز این باشد که انسان مدام درگیرِ حدس زدنِ خواستِ دیگری است.
گویی باید کشف کند چه کسی باشد تا دوستداشتنیتر، پذیرفتنیتر یا ارزشمندتر به نظر برسد.
برای همین، بیوقفه روی خودش کار میکند، خودش را اصلاح میکند، با دیگران میسنجد، تصویرهای تازهای از خود میسازد و در جستوجوی نسخهای از خویش است که بالاخره آرامش را به همراه بیاورد. نسخهای که دیگر تردیدی در آن نباشد. اما این نقطه آیا از راه میرسد؟
درون انسان چیزی وجود دارد که با هیچ موفقیت، هیچ رابطه و هیچ تصویری به طور کامل پر نمیشود. میل همیشه از آنچه به دست آمده فراتر میرود و همین فاصله بخشی از ساختار زندگی روانی ماست.
بخش زیادی از رنج امروز شاید از جایی آغاز میشود که میخواهیم این فاصله را حذف کنیم.وقتی بدن باید بینقص باشد، عشق باید تضمینشده باشد، هویت باید کاملاً روشن باشد و زندگی باید دائماً نشانهای از موفقیت ارائه دهد.
اما روانکاوی( و روانکاو )وعده ی کامل شدن نمیدهد. فضایی فراهم میکند تا هر کس بتواند نسبت خود را با میل، فقدان و تناقضهایش پیدا کند. با آن بخش از وجودش که حاضر نیست در قالب هیچ تصویرِ کاملی جا بگیرد.
و شاید مسئله این نباشد که چیزی در ما کم است.
شاید مسئله از لحظهای آغاز میشود که خیال میکنیم زندگی انسانی میتواند از فقدان، ناتمامی و شکاف رها باشد...
آیا رها میشویم ؟
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤15👍2🔥1
من کیستم، وقتی فقط از طریق دیگری میتوانم خودم را بشناسم؟
در مقالهٔ «زمان منطقی و اعمال یقین پیشنگرانه»
Logical Time and the Assertion of Anticipated Certainty
لکان میکوشد به پرسشی بنیادین پاسخ دهد: سوژه چگونه به حقیقتی دربارهٔ خود دست مییابد؟ آن هم در شرایطی که این حقیقت هرگز به صورت مستقیم در دسترس او نیست و تنها از خلال رابطهاش با دیگریها آشکار میشود. از نظر لکان، انسان نه در انزوای ذهنی خود، که در میدان روابطی که با دیگران برقرار میکند، به شناختی از خویشتن میرسد. به همین دلیل مسئله با اصلی مقاله بررسی ساختار زمانی شکلگیری یقین و حقیقت است.
لکان نشان میدهد که رسیدن به حقیقت فرایندی تدریجی است که از سه لحظه تشکیل میشود: لحظه نگاه، زمان برای فهمیدن و لحظهٔ نتیجهگیری.
در لحظهٔ نگاه، سوژه صرفاً با واقعیت مواجه میشود و دادههای موجود را مشاهده میکند. در زمان برای فهمیدن، او از مشاهده ی صرف فراتر میرود و جایگاه دیگری را در نظر میگیرد. سوژه میکوشد بفهمد دیگری چه میبیند، چگونه میاندیشد و چه نتیجهای از موقعیت موجود خواهد گرفت. در این مرحله، فهم از مشاهدهٔ مستقیم نمیآید ،از میانجیگری دیگری حاصل میشود. سرانجام لحظهای فرا میرسد که سوژه باید نتیجهگیری کند و موضعی اتخاذ نماید.
پس کنش همواره در انتظار یقین کامل باقی نمیماند. در منطق متعارف چنین به نظر میرسد که ابتدا باید حقیقت را شناخت و سپس بر اساس آن عمل کرد. اما لکان برعکس استدلال میکند که در بسیاری از موقعیتهای انسانی، یقین کامل هرگز در دسترس نیست. اگر سوژه بخواهد تا رفع تمامی تردیدها صبر کند، هرگز به نقطه ی تصمیم نخواهد رسید. از این رو ناچار است پیش از آنکه همهچیز به طور کامل روشن شود، دست به عمل بزند. این همان چیزی است که لاکان «یقین پیشنگرانه» مینامد؛ یقینی که پیش از اثبات کامل خود، در قالب یک کنش اظهار میشود و سپس درستی آن از خلال همان کنش آشکار میگردد.
در این چشمانداز، حقیقت دیگر امری ثابت و از پیش موجود نیست که سوژه صرفاً آن را کشف کند. حقیقت در فرایند حرکت سوژه و در نسبت او با دیگریها شکل میگیرد. به همین دلیل زمان در این مقاله جایگاهی محوری پیدا میکند. زمان صرفاً ظرفی خنثی برای وقوع استدلال نیست، در واقع خود بخشی از ساختار استدلال است. انتظار، تأمل، تردید و شتاب، همگی عناصر سازنده ی فرایند رسیدن به حقیقتاند. لکان از این طریق با منطق کلاسیک فاصله میگیرد ، منطقی که حقیقت را همچون امری حاضر و قابل رؤیت در یک لحظه در نظر میگیرد.
در نهایت، مقاله تصویری از سوژه ارائه میدهد که تنها از طریق دیگری به شناختی از خود دست مییابد، اما در لحظهای تعیینکننده باید شخصاً مسئولیت آن شناخت را بر عهده بگیرد. هیچ دیگری نمیتواند این گام را به جای او بردارد. از این رو لحظه ی نتیجهگیری همواره لحظهای یگانه و شخصی است، لحظهای که سوژه خطر خطا را میپذیرد و با یک کنش، حقیقت خود را اظهار میکند. به همین دلیل این مقاله را میتوان یکی از نخستین صورتبندیهای مفهوم اکت در اندیشهٔ لکان دانست؛ جایی که سوژه نه بر اساس دانشی کامل، که از خلال کنشی که پیشاپیش به سوی حقیقت پرتاب شده است، به حقیقت خود دست پیدا میکند.
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
در مقالهٔ «زمان منطقی و اعمال یقین پیشنگرانه»
Logical Time and the Assertion of Anticipated Certainty
لکان میکوشد به پرسشی بنیادین پاسخ دهد: سوژه چگونه به حقیقتی دربارهٔ خود دست مییابد؟ آن هم در شرایطی که این حقیقت هرگز به صورت مستقیم در دسترس او نیست و تنها از خلال رابطهاش با دیگریها آشکار میشود. از نظر لکان، انسان نه در انزوای ذهنی خود، که در میدان روابطی که با دیگران برقرار میکند، به شناختی از خویشتن میرسد. به همین دلیل مسئله با اصلی مقاله بررسی ساختار زمانی شکلگیری یقین و حقیقت است.
لکان نشان میدهد که رسیدن به حقیقت فرایندی تدریجی است که از سه لحظه تشکیل میشود: لحظه نگاه، زمان برای فهمیدن و لحظهٔ نتیجهگیری.
در لحظهٔ نگاه، سوژه صرفاً با واقعیت مواجه میشود و دادههای موجود را مشاهده میکند. در زمان برای فهمیدن، او از مشاهده ی صرف فراتر میرود و جایگاه دیگری را در نظر میگیرد. سوژه میکوشد بفهمد دیگری چه میبیند، چگونه میاندیشد و چه نتیجهای از موقعیت موجود خواهد گرفت. در این مرحله، فهم از مشاهدهٔ مستقیم نمیآید ،از میانجیگری دیگری حاصل میشود. سرانجام لحظهای فرا میرسد که سوژه باید نتیجهگیری کند و موضعی اتخاذ نماید.
پس کنش همواره در انتظار یقین کامل باقی نمیماند. در منطق متعارف چنین به نظر میرسد که ابتدا باید حقیقت را شناخت و سپس بر اساس آن عمل کرد. اما لکان برعکس استدلال میکند که در بسیاری از موقعیتهای انسانی، یقین کامل هرگز در دسترس نیست. اگر سوژه بخواهد تا رفع تمامی تردیدها صبر کند، هرگز به نقطه ی تصمیم نخواهد رسید. از این رو ناچار است پیش از آنکه همهچیز به طور کامل روشن شود، دست به عمل بزند. این همان چیزی است که لاکان «یقین پیشنگرانه» مینامد؛ یقینی که پیش از اثبات کامل خود، در قالب یک کنش اظهار میشود و سپس درستی آن از خلال همان کنش آشکار میگردد.
در این چشمانداز، حقیقت دیگر امری ثابت و از پیش موجود نیست که سوژه صرفاً آن را کشف کند. حقیقت در فرایند حرکت سوژه و در نسبت او با دیگریها شکل میگیرد. به همین دلیل زمان در این مقاله جایگاهی محوری پیدا میکند. زمان صرفاً ظرفی خنثی برای وقوع استدلال نیست، در واقع خود بخشی از ساختار استدلال است. انتظار، تأمل، تردید و شتاب، همگی عناصر سازنده ی فرایند رسیدن به حقیقتاند. لکان از این طریق با منطق کلاسیک فاصله میگیرد ، منطقی که حقیقت را همچون امری حاضر و قابل رؤیت در یک لحظه در نظر میگیرد.
در نهایت، مقاله تصویری از سوژه ارائه میدهد که تنها از طریق دیگری به شناختی از خود دست مییابد، اما در لحظهای تعیینکننده باید شخصاً مسئولیت آن شناخت را بر عهده بگیرد. هیچ دیگری نمیتواند این گام را به جای او بردارد. از این رو لحظه ی نتیجهگیری همواره لحظهای یگانه و شخصی است، لحظهای که سوژه خطر خطا را میپذیرد و با یک کنش، حقیقت خود را اظهار میکند. به همین دلیل این مقاله را میتوان یکی از نخستین صورتبندیهای مفهوم اکت در اندیشهٔ لکان دانست؛ جایی که سوژه نه بر اساس دانشی کامل، که از خلال کنشی که پیشاپیش به سوی حقیقت پرتاب شده است، به حقیقت خود دست پیدا میکند.
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤7👍3👌1
بازداشت زنان در هرات را میتوان نشانه ی هراس از «ژوئیسانس زنانه» دانست ، امری که بهطور کامل در چارچوب کنترل، فرمان و نظم از پیشتعیینشده جای نمیگیرد. آنچه برای طالبان و در کل ذهنیت طالبانی اضطراب میآفریند، صرفاً مسئله ی پوشش، تحصیل یا حضور اجتماعی زنان نیست ، مواجهه با چیزی است که از مهارشدن سر باز میزند و تن به فروکاستهشدن به نقشها و تعاریف تحمیلشده نمیدهد.
شاید به همین دلیل است که محدودیتها هر روز گستردهتر میشوند، زیرا مسئله هرگز خود زن نیست، بلکه آن چیزی است که در وجود او یادآور یک فقدان بنیادین برای نظامهای تمامیتخواه است: این واقعیت که میل را نمیتوان به فرمان درآورد. از همین رو، هرچه تلاش برای خاموشکردنش بیشتر میشود، حضورش آشکارتر میشود.
#زنان_هرات
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
شاید به همین دلیل است که محدودیتها هر روز گستردهتر میشوند، زیرا مسئله هرگز خود زن نیست، بلکه آن چیزی است که در وجود او یادآور یک فقدان بنیادین برای نظامهای تمامیتخواه است: این واقعیت که میل را نمیتوان به فرمان درآورد. از همین رو، هرچه تلاش برای خاموشکردنش بیشتر میشود، حضورش آشکارتر میشود.
#زنان_هرات
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤9🕊5👍4
Forwarded from روانکاوی کلاسیک/ژانوس (Book_Reading Admin)
📚 نخستین کتاب بوککلاب «ژانوس»
«آنتیگونهها»
نوشتهی جرج اشتاینر
متنی دربارهی بازگشتِ مداوم آنتیگونه در فلسفه، ادبیات و فرهنگ غرب؛
مواجههای با قانون، قدرت، میل، سوگواری، مقاومت و جایگاه سوژه.
در این جلسات، در کنار خوانش و گفتوگوی جمعی، مهمانانی از حوزههای فلسفه، روانکاوی و علوم انسانی نیز همراه ما خواهند بود.
📍جلسات:
۱۴ و ۲۸ خردادماه
ساعت ۲۰ به وقت ایران
بهصورت آنلاین
با حضور:
— اشکان غفاریان دانشمند (مترجم کتاب)
— دکتر مکارمی
— دکتر آیدین آرتا
— دکتر رضا احمدی
تسهیلگر گروه:
فرشته عباسی
رواندرمانگر تحلیلی
در صورت تمایل به ثبتنام، برای هماهنگی و رزرو، در «بله» و «تلگرام» پیام دهید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
@psychoanalysis_classical
«آنتیگونهها»
نوشتهی جرج اشتاینر
متنی دربارهی بازگشتِ مداوم آنتیگونه در فلسفه، ادبیات و فرهنگ غرب؛
مواجههای با قانون، قدرت، میل، سوگواری، مقاومت و جایگاه سوژه.
در این جلسات، در کنار خوانش و گفتوگوی جمعی، مهمانانی از حوزههای فلسفه، روانکاوی و علوم انسانی نیز همراه ما خواهند بود.
📍جلسات:
۱۴ و ۲۸ خردادماه
ساعت ۲۰ به وقت ایران
بهصورت آنلاین
با حضور:
— اشکان غفاریان دانشمند (مترجم کتاب)
— دکتر مکارمی
— دکتر آیدین آرتا
— دکتر رضا احمدی
تسهیلگر گروه:
فرشته عباسی
رواندرمانگر تحلیلی
در صورت تمایل به ثبتنام، برای هماهنگی و رزرو، در «بله» و «تلگرام» پیام دهید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
@psychoanalysis_classical
❤2👍1
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
📚 نخستین کتاب بوککلاب «ژانوس» «آنتیگونهها» نوشتهی جرج اشتاینر متنی دربارهی بازگشتِ مداوم آنتیگونه در فلسفه، ادبیات و فرهنگ غرب؛ مواجههای با قانون، قدرت، میل، سوگواری، مقاومت و جایگاه سوژه. در این جلسات، در کنار خوانش و گفتوگوی جمعی، مهمانانی از حوزههای…
جلسه دوم امشب ساعت۲۰ به وقت ایران
❤2
📚 جلسات خردادماه بوککلاب «ژانوس» با خوانش و گفتوگو پیرامون کتاب «آنتیگونهها» اثر جورج اشتاینر به پایان رسید.
در این دو جلسه، به برخی از مهمترین محورهای کتاب از جمله اسطوره، قانون، قدرت، زبان، ترجمه، فلسفه و جایگاه سوژه پرداختیم و از همراهی ارزشمند مهمانان و اعضای گروه بهرهمند شدیم.
البته گستردگی و غنای این اثر به اندازهای است که در دو جلسه نمیتوان به تمامی ابعاد آن پرداخت. بسیاری از مباحث کتاب همچنان گشوده باقی ماندهاند و این امکان وجود دارد که در آینده کارگاه یا دورهای مستقل برای مطالعه و بررسی عمیقتر «آنتیگونهها» در نظر گرفته شود.
اکنون نوبت انتخاب کتاب بعدی است.
📖 شما دوست دارید در ماه آینده کدام کتاب را در بوککلاب ژانوس بخوانیم و دربارهاش گفتوگو کنیم؟
پیشنهادهای خود را با ما به اشتراک بگذارید. 🌿
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
در این دو جلسه، به برخی از مهمترین محورهای کتاب از جمله اسطوره، قانون، قدرت، زبان، ترجمه، فلسفه و جایگاه سوژه پرداختیم و از همراهی ارزشمند مهمانان و اعضای گروه بهرهمند شدیم.
البته گستردگی و غنای این اثر به اندازهای است که در دو جلسه نمیتوان به تمامی ابعاد آن پرداخت. بسیاری از مباحث کتاب همچنان گشوده باقی ماندهاند و این امکان وجود دارد که در آینده کارگاه یا دورهای مستقل برای مطالعه و بررسی عمیقتر «آنتیگونهها» در نظر گرفته شود.
اکنون نوبت انتخاب کتاب بعدی است.
📖 شما دوست دارید در ماه آینده کدام کتاب را در بوککلاب ژانوس بخوانیم و دربارهاش گفتوگو کنیم؟
پیشنهادهای خود را با ما به اشتراک بگذارید. 🌿
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
📚 برای کتاب ماه آینده بوککلاب ژانوس، کدام گزینه را ترجیح میدهید؟
Anonymous Poll
8%
🔘 ذهن چینی ✍️ کریستوفر بولاس
20%
🔘 حسرت ✍️ آدام فیلیپس
18%
🔘 تکهمسری ✍️ آدام فیلیپس
22%
🔘 لذتهای ناممنوع ✍️ آدام فیلیپس
8%
🔘 در باب مهربانی ✍️ آدام فیلیپس
20%
🔘 تسلیم ✍️ آدام فیلیپس
14%
🔘 عقل در برابر جنون ✍️ آدام فیلیپس
24%
🔘 لویناس، مکتب فرانکفورت و روانکاوی ✍️ آلفرد زیفرت
14%
🔘 رنج و عشق ✍️ خوان دیوید نازیو
12%
🔘 توجهطلبی ✍️ آدام فیلیپس
گروه ژانوس ارائه میکند
📚 سمینارهای اول و دوم لکان
🎙 مدرس: دکتر رضا احمدی
🔹 سمینار اول لکان (آفلاین)
🔹 سمینار دوم لکان (آنلاین)
🔹 همراه با یک نشست حضوری در تهران
🔹 دسترسی کامل از طریق اسپاتپلیر
🎁 ثبتنام با تخفیف ویژه
⏳ ظرفیت و شرایط فعلی ثبتنام محدود است و امکان افزایش هزینه دوره در روزهای آینده وجود دارد.
📩 جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
📚 سمینارهای اول و دوم لکان
🎙 مدرس: دکتر رضا احمدی
🔹 سمینار اول لکان (آفلاین)
🔹 سمینار دوم لکان (آنلاین)
🔹 همراه با یک نشست حضوری در تهران
🔹 دسترسی کامل از طریق اسپاتپلیر
🎁 ثبتنام با تخفیف ویژه
⏳ ظرفیت و شرایط فعلی ثبتنام محدود است و امکان افزایش هزینه دوره در روزهای آینده وجود دارد.
📩 جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤1
مقالهٔ «کارکرد و میدان گفتار و زبان در روانکاوی»
را میتوان مانیفست فکری ژک لاکان دانست متنی که در آن او مسیر تازهای برای روانکاوی ترسیم میکند و اعلام میدارد که اگر بخواهیم به کشف اصلی فروید وفادار بمانیم، باید روانکاوی را از نو بر پایه زبان و گفتار بفهمیم. لکان این مقاله را در زمانی مینویسد که بخش بزرگی از روانکاوی، بهویژه در آمریکا، به سوی روانشناسی ایگو حرکت کرده بود. هدف تحلیل در آن رویکرد، تقویت «من»، افزایش سازگاری فرد با واقعیت و بازگرداندن او به زندگی عادی تلقی میشد. لکان معتقد بود که چنین رویکردی روح روانکاوی فرویدی را از بین میبرد، زیرا فروید هرگز انسان را موجودی یکپارچه، شفاف و سازگار نمیدانست. برعکس، فروید نشان داده بود که انسان توسط نیروهایی هدایت میشود که خود از آنها آگاهی ندارد و سوژه نسبت به میل خویش بیگانه است.
از همین جا لکان پرسش بنیادی خود را مطرح میکند: روانکاوی با چه چیزی سروکار دارد؟ پاسخ او بسیار ساده و در عین حال تحولی است: روانکاوی با گفتار سروکار دارد. در اتاق تحلیل هیچ ابزار دیگری وجود ندارد. تحلیلگر بدن بیمار را جراحی نمیکند، دارویی تجویز نمیکند و مستقیماً به ناخودآگاه دسترسی ندارد. تنها چیزی که وجود دارد، سخن گفتن بیمار است. بیمار از رؤیاهایش، از ترسهایش، از خاطراتش، از رنجهایش و از روابطش سخن میگوید و تمام فرایند تحلیل بر همین گفتار بنا شده است. بنابراین اگر روانکاوی با گفتار سروکار دارد، باید ماهیت زبان را بشناسد.
لاکان برای پاسخ به این مسئله به زبانشناسی ساختارگرا روی میآورد و نشان میدهد که زبان چیزی نیست که فرد آن را آزادانه خلق کند. زبان پیش از تولد ما وجود دارد. ما به جهانی قدم میگذاریم که در آن نامی برای ما انتخاب شده، جایگاهی در خانواده برایمان تعیین شده، انتظاراتی درباره ما شکل گرفته و شبکهای از دالها از پیش وجود دارد. کودک درون جهانی متولد میشود که پیشاپیش توسط زبان سازمان یافته است. از این رو، انسان ابتدا «من» مستقلی ندارد که سپس زبان را به کار گیرد؛ بلکه برعکس، ابتدا زبان وجود دارد و سپس سوژه در درون این نظم نمادین شکل میگیرد.
این ایده یکی از بنیادیترین تزهای لاکان است: سوژه محصول زبان است.
ما تصور میکنیم که مالک سخنان خود هستیم و آگاهانه تصمیم میگیریم چه بگوییم، اما تجربه روزمره چیز دیگری را نشان میدهد. همه ما گاه چیزی بر زبان آوردهایم که نمیخواستیم بگوییم، نامی را اشتباه تلفظ کردهایم، کلمهای را جایگزین کلمهای دیگر کردهایم یا ناگهان متوجه شدهایم که جملهای که گفتهایم معنایی فراتر از قصد آگاهانه ما داشته است. این لحظات نشان میدهند که چیزی در ما سخن میگوید که با «من» آگاه یکسان نیست. این همان چیزی است که فروید آن را ناخودآگاه نامید.
اما لاکان در این مقاله فهم تازهای از ناخودآگاه ارائه میکند. ناخودآگاه انباری از رانه ها /غرایز یا تصاویر سرکوبشده نیست؛ ناخودآگاه بخشی از گفتار است که از دسترس سوژه خارج شده است. لغزشهای زبانی، رؤیاها، فراموشیها، نشانههای روانرنجورانه و تکرارهای زندگی روزمره همگی شیوههایی هستند که از طریق آنها ناخودآگاه سخن میگوید. به همین دلیل لکان بعدها فرمول مشهور خود را بیان میکند که «ناخودآگاه چون زبان ساختار یافته است». این جمله به این معنا نیست که ناخودآگاه دقیقاً یک زبان است، بلکه بدین معناست که ناخودآگاه همانند زبان بر اساس روابط میان دالها، جابهجاییها، استعارهها و پیوندهای نمادین عمل میکند.
از نظر لکان، ناخودآگاه در واقع تاریخ فراموششده سوژه است. هر فرد در زندگی خود رویدادهایی را از یاد میبرد، بعضی امیال را انکار میکند، برخی خاطرات را حذف میکند و درباره گذشته خود داستانی میسازد که همیشه با حقیقت یکسان نیست. اما آنچه حذف میشود از بین نمیرود. امر طردشده در شکلهای دیگری بازمیگردد: در قالب اضطراب، نشانه، تکرار، رؤیا یا انتخابهای ظاهراً نامعقول زندگی. بنابراین نشانه روانی صرفاً یک نقص یا بیماری نیست، بلکه پیامی است که از سوی ناخودآگاه ارسال میشود.
به همین دلیل لکان معتقد است که سیمتوم را باید همچون متنی رمزگذاریشده خواند. مثلاً در هیستری، بدن ممکن است چیزی را بیان کند که سوژه قادر به گفتن آن نیست. درد، فلج، بیحسی یا سایر علائم بدنی میتوانند حامل معنایی باشند که در زبان آگاهانه جایی پیدا نکرده است. از این رو وظیفه تحلیلگر نابود کردن سریع سیمتوم نیست، بلکه باید به آن گوش دهد و منطق آن را کشف کند. نشانه نوعی سخن گفتن است؛ سخنی که از طریق بدن یا رنج بیان میشود.
1/
را میتوان مانیفست فکری ژک لاکان دانست متنی که در آن او مسیر تازهای برای روانکاوی ترسیم میکند و اعلام میدارد که اگر بخواهیم به کشف اصلی فروید وفادار بمانیم، باید روانکاوی را از نو بر پایه زبان و گفتار بفهمیم. لکان این مقاله را در زمانی مینویسد که بخش بزرگی از روانکاوی، بهویژه در آمریکا، به سوی روانشناسی ایگو حرکت کرده بود. هدف تحلیل در آن رویکرد، تقویت «من»، افزایش سازگاری فرد با واقعیت و بازگرداندن او به زندگی عادی تلقی میشد. لکان معتقد بود که چنین رویکردی روح روانکاوی فرویدی را از بین میبرد، زیرا فروید هرگز انسان را موجودی یکپارچه، شفاف و سازگار نمیدانست. برعکس، فروید نشان داده بود که انسان توسط نیروهایی هدایت میشود که خود از آنها آگاهی ندارد و سوژه نسبت به میل خویش بیگانه است.
از همین جا لکان پرسش بنیادی خود را مطرح میکند: روانکاوی با چه چیزی سروکار دارد؟ پاسخ او بسیار ساده و در عین حال تحولی است: روانکاوی با گفتار سروکار دارد. در اتاق تحلیل هیچ ابزار دیگری وجود ندارد. تحلیلگر بدن بیمار را جراحی نمیکند، دارویی تجویز نمیکند و مستقیماً به ناخودآگاه دسترسی ندارد. تنها چیزی که وجود دارد، سخن گفتن بیمار است. بیمار از رؤیاهایش، از ترسهایش، از خاطراتش، از رنجهایش و از روابطش سخن میگوید و تمام فرایند تحلیل بر همین گفتار بنا شده است. بنابراین اگر روانکاوی با گفتار سروکار دارد، باید ماهیت زبان را بشناسد.
لاکان برای پاسخ به این مسئله به زبانشناسی ساختارگرا روی میآورد و نشان میدهد که زبان چیزی نیست که فرد آن را آزادانه خلق کند. زبان پیش از تولد ما وجود دارد. ما به جهانی قدم میگذاریم که در آن نامی برای ما انتخاب شده، جایگاهی در خانواده برایمان تعیین شده، انتظاراتی درباره ما شکل گرفته و شبکهای از دالها از پیش وجود دارد. کودک درون جهانی متولد میشود که پیشاپیش توسط زبان سازمان یافته است. از این رو، انسان ابتدا «من» مستقلی ندارد که سپس زبان را به کار گیرد؛ بلکه برعکس، ابتدا زبان وجود دارد و سپس سوژه در درون این نظم نمادین شکل میگیرد.
این ایده یکی از بنیادیترین تزهای لاکان است: سوژه محصول زبان است.
ما تصور میکنیم که مالک سخنان خود هستیم و آگاهانه تصمیم میگیریم چه بگوییم، اما تجربه روزمره چیز دیگری را نشان میدهد. همه ما گاه چیزی بر زبان آوردهایم که نمیخواستیم بگوییم، نامی را اشتباه تلفظ کردهایم، کلمهای را جایگزین کلمهای دیگر کردهایم یا ناگهان متوجه شدهایم که جملهای که گفتهایم معنایی فراتر از قصد آگاهانه ما داشته است. این لحظات نشان میدهند که چیزی در ما سخن میگوید که با «من» آگاه یکسان نیست. این همان چیزی است که فروید آن را ناخودآگاه نامید.
اما لاکان در این مقاله فهم تازهای از ناخودآگاه ارائه میکند. ناخودآگاه انباری از رانه ها /غرایز یا تصاویر سرکوبشده نیست؛ ناخودآگاه بخشی از گفتار است که از دسترس سوژه خارج شده است. لغزشهای زبانی، رؤیاها، فراموشیها، نشانههای روانرنجورانه و تکرارهای زندگی روزمره همگی شیوههایی هستند که از طریق آنها ناخودآگاه سخن میگوید. به همین دلیل لکان بعدها فرمول مشهور خود را بیان میکند که «ناخودآگاه چون زبان ساختار یافته است». این جمله به این معنا نیست که ناخودآگاه دقیقاً یک زبان است، بلکه بدین معناست که ناخودآگاه همانند زبان بر اساس روابط میان دالها، جابهجاییها، استعارهها و پیوندهای نمادین عمل میکند.
از نظر لکان، ناخودآگاه در واقع تاریخ فراموششده سوژه است. هر فرد در زندگی خود رویدادهایی را از یاد میبرد، بعضی امیال را انکار میکند، برخی خاطرات را حذف میکند و درباره گذشته خود داستانی میسازد که همیشه با حقیقت یکسان نیست. اما آنچه حذف میشود از بین نمیرود. امر طردشده در شکلهای دیگری بازمیگردد: در قالب اضطراب، نشانه، تکرار، رؤیا یا انتخابهای ظاهراً نامعقول زندگی. بنابراین نشانه روانی صرفاً یک نقص یا بیماری نیست، بلکه پیامی است که از سوی ناخودآگاه ارسال میشود.
به همین دلیل لکان معتقد است که سیمتوم را باید همچون متنی رمزگذاریشده خواند. مثلاً در هیستری، بدن ممکن است چیزی را بیان کند که سوژه قادر به گفتن آن نیست. درد، فلج، بیحسی یا سایر علائم بدنی میتوانند حامل معنایی باشند که در زبان آگاهانه جایی پیدا نکرده است. از این رو وظیفه تحلیلگر نابود کردن سریع سیمتوم نیست، بلکه باید به آن گوش دهد و منطق آن را کشف کند. نشانه نوعی سخن گفتن است؛ سخنی که از طریق بدن یا رنج بیان میشود.
1/
❤10
لکان میان دو شکل از گفتار تمایز قائل میشود: گفتار تهی و گفتار پُر. گفتار تهی سخنی است که عمدتاً در خدمت تصویری است که فرد از خود ساخته است. انسان ممکن است ساعتها درباره خود حرف بزند، اما هیچ حقیقتی درباره میلش آشکار نشود. او ممکن است خود را فداکار، قوی، قربانی یا مستقل معرفی کند، اما این توصیفها اغلب به سطحی خیالی تعلق دارند؛ سطحی که در آن فرد بیشتر در حال حفظ هویتی خاص است تا مواجهه با حقیقت میل خود.
در مقابل، گفتار پُر لحظهای است که سوژه چیزی را بر زبان میآورد که پیشتر نمیدانست. در این لحظه حقیقتی درباره تاریخ، میل یا جایگاه او آشکار میشود و سوژه نیز از آن شگفتزده میشود. گفتار پُر صرفاً انتقال اطلاعات نیست؛ رویدادی است که موقعیت ذهنی فرد را دگرگون میکند. سوژه پس از چنین لحظهای دیگر همان فرد پیشین نیست، زیرا نسبتش با حقیقت خویش تغییر کرده است.
اما حقیقت از نظر لاکان چیست؟ حقیقت یک دادهٔ عینی یا مجموعهای از اطلاعات نیست. حقیقت چیزی است که در گفتار رخ میدهد. انسان حقیقت خود را در فرایند سخن گفتن تولید میکند. با این حال حقیقت هرگز بهطور کامل گفته نمیشود. زبان همواره ناکامل است و نمیتواند تمام واقعیت میل را در خود جای دهد. به همین دلیل انسان هرگز نمیتواند کاملاً با خود شفاف شود و همواره چیزی از میل او از دسترس آگاهی میگریزد.
از آنجا که هر گفتاری مخاطبی را فرض میکند، لاکان به مفهوم «دیگری» میرسد. هیچکس در خلأ سخن نمیگوید. حتی زمانی که با خود حرف میزنیم، در حقیقت در افق دیگری سخن میگوییم. دیگری برای لکان صرفاً شخصی مشخص نیست، جایگاه زبان، قانون، معنا و نظم نمادین است. ما از خلال دیگری سخن میگوییم و میل خود را نیز از خلال دیگری میشناسیم. از همان آغاز زندگی، میل ما در رابطه با خواست و تمنای دیگری شکل میگیرد.
در این چشمانداز، جایگاه تحلیلگر نیز معنایی تازه پیدا میکند. تحلیلگر آموزگار، نصیحتکننده یا راهنمای اخلاقی نیست. او کسی نیست که حقیقت بیمار را از پیش بداند و آن را به او بیاموزد. وظیفهٔ تحلیلگر ایجاد فضایی است که در آن گفتار سوژه بتواند حقیقت خویش را آشکار کند. سکوت تحلیلگر، تفسیرهای او و شیوهٔ حضورش همه در خدمت این هدفاند که سوژه بتواند آنچه را نمیدانست، بر زبان بیاورد.
از این رو لکان با تمام توان با روانشناسی ایگو مخالفت میکند. از نظر او، ایگو ساختاری عمدتاً خیالی است که از همانندسازیها ساخته شده است. اگر هدف تحلیل صرفاً تقویت ایگو باشد، ممکن است فرد بیش از پیش در تصاویر و توهمات خویش اسیر شود. تحلیل نباید سوژه را به انطباق هرچه بیشتر با هنجارهای اجتماعی سوق دهد؛ بلکه باید امکان مواجهه او با حقیقت میلش را فراهم کند.
به همین دلیل هدف روانکاوی از نظر لاکان سازگار کردن فرد با جامعه یا حذف مکانیکی سیمتوم ها نیست. ممکن است فرد پس از تحلیل همچنان دچار تعارض، اضطراب یا ناکامی باشد، اما رابطه او با میل خویش تغییر کرده است. او دیگر همان سوژه پیشین نیست، زیرا اکنون میتواند نسبت متفاوتی با تاریخ و حقیقت خود برقرار کند.
تمام اندیشه های بعدی لکان ــ از نظریهٔ دال و دیگری بزرگ گرفته تا مفهوم میل و حتی ژوئیسانس ــ از همین بینش بنیادی سرچشمه میگیرد: ناخودآگاه سخن میگوید، و روانکاوی هنر گوش سپردن به این سخن است...
Ref: The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis
Paper delivered at the Rome Congress held at the Institute of Psychology at the University of Rome on September 26 and 27, 1953
2/
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
در مقابل، گفتار پُر لحظهای است که سوژه چیزی را بر زبان میآورد که پیشتر نمیدانست. در این لحظه حقیقتی درباره تاریخ، میل یا جایگاه او آشکار میشود و سوژه نیز از آن شگفتزده میشود. گفتار پُر صرفاً انتقال اطلاعات نیست؛ رویدادی است که موقعیت ذهنی فرد را دگرگون میکند. سوژه پس از چنین لحظهای دیگر همان فرد پیشین نیست، زیرا نسبتش با حقیقت خویش تغییر کرده است.
اما حقیقت از نظر لاکان چیست؟ حقیقت یک دادهٔ عینی یا مجموعهای از اطلاعات نیست. حقیقت چیزی است که در گفتار رخ میدهد. انسان حقیقت خود را در فرایند سخن گفتن تولید میکند. با این حال حقیقت هرگز بهطور کامل گفته نمیشود. زبان همواره ناکامل است و نمیتواند تمام واقعیت میل را در خود جای دهد. به همین دلیل انسان هرگز نمیتواند کاملاً با خود شفاف شود و همواره چیزی از میل او از دسترس آگاهی میگریزد.
از آنجا که هر گفتاری مخاطبی را فرض میکند، لاکان به مفهوم «دیگری» میرسد. هیچکس در خلأ سخن نمیگوید. حتی زمانی که با خود حرف میزنیم، در حقیقت در افق دیگری سخن میگوییم. دیگری برای لکان صرفاً شخصی مشخص نیست، جایگاه زبان، قانون، معنا و نظم نمادین است. ما از خلال دیگری سخن میگوییم و میل خود را نیز از خلال دیگری میشناسیم. از همان آغاز زندگی، میل ما در رابطه با خواست و تمنای دیگری شکل میگیرد.
در این چشمانداز، جایگاه تحلیلگر نیز معنایی تازه پیدا میکند. تحلیلگر آموزگار، نصیحتکننده یا راهنمای اخلاقی نیست. او کسی نیست که حقیقت بیمار را از پیش بداند و آن را به او بیاموزد. وظیفهٔ تحلیلگر ایجاد فضایی است که در آن گفتار سوژه بتواند حقیقت خویش را آشکار کند. سکوت تحلیلگر، تفسیرهای او و شیوهٔ حضورش همه در خدمت این هدفاند که سوژه بتواند آنچه را نمیدانست، بر زبان بیاورد.
از این رو لکان با تمام توان با روانشناسی ایگو مخالفت میکند. از نظر او، ایگو ساختاری عمدتاً خیالی است که از همانندسازیها ساخته شده است. اگر هدف تحلیل صرفاً تقویت ایگو باشد، ممکن است فرد بیش از پیش در تصاویر و توهمات خویش اسیر شود. تحلیل نباید سوژه را به انطباق هرچه بیشتر با هنجارهای اجتماعی سوق دهد؛ بلکه باید امکان مواجهه او با حقیقت میلش را فراهم کند.
به همین دلیل هدف روانکاوی از نظر لاکان سازگار کردن فرد با جامعه یا حذف مکانیکی سیمتوم ها نیست. ممکن است فرد پس از تحلیل همچنان دچار تعارض، اضطراب یا ناکامی باشد، اما رابطه او با میل خویش تغییر کرده است. او دیگر همان سوژه پیشین نیست، زیرا اکنون میتواند نسبت متفاوتی با تاریخ و حقیقت خود برقرار کند.
تمام اندیشه های بعدی لکان ــ از نظریهٔ دال و دیگری بزرگ گرفته تا مفهوم میل و حتی ژوئیسانس ــ از همین بینش بنیادی سرچشمه میگیرد: ناخودآگاه سخن میگوید، و روانکاوی هنر گوش سپردن به این سخن است...
Ref: The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis
Paper delivered at the Rome Congress held at the Institute of Psychology at the University of Rome on September 26 and 27, 1953
2/
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤13
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
گروه ژانوس ارائه میکند 📚 سمینارهای اول و دوم لکان 🎙 مدرس: دکتر رضا احمدی 🔹 سمینار اول لکان (آفلاین) 🔹 سمینار دوم لکان (آنلاین) 🔹 همراه با یک نشست حضوری در تهران 🔹 دسترسی کامل از طریق اسپاتپلیر 🎁 ثبتنام با تخفیف ویژه ⏳ ظرفیت و شرایط فعلی ثبتنام محدود است…
در دو جلسهی نخست «سمینار اول لکان»، مرور کلی بر مقالات و نوشتههای مهم لکان پیش از آغاز سمینار اول در سال ۱۹۵۳ ارائه میشود. این مقالات عبارتاند از:
۱) On Paranoiac Psychosis in its Relations to the Personality (1932)
دربارهٔ روانپریشی پارانویایی در رابطه با شخصیت
رسالهٔ دکتری لکان؛ آغاز تلاش او برای تعریف «شخصیت» در نسبت با روانپریشی و ایگو.
۲) The Mirror Stage (First Presentation) (1936)
مرحلهٔ آینهای (ارائهٔ نخست)
صورتبندی اولیهٔ نظریهای که ایگو را ساختاری خیالی و حاصل بیگانگی سوژه با تصویر بیرونی معرفی میکند.
۳) Family Complexes in the Formation of the Individual (1938)
عقدههای خانوادگی در شکلگیری فرد
مقالهای درباره نقش پیوندهای خانوادگی و عقدهٔ ادیپ در تکوین سوژه.
۴) Logical Time and the Assertion of Anticipated Certainty: A New Sophism (1945)
زمان منطقی و ادعای یقین پیشدستانه: یک سفسطهٔ جدید
تحلیل ساختاری از منطق و زمانمندی سوژه در لحظه تصمیمگیری بیناذهنی.
۵) Discourse on Psychic Causality (1946)
سخنی دربارهٔ علیت روانی
نقد لکان بر رویکردهای پزشکی و روانپزشکی به تبیین روانپریشی با تأکید بر نقش معنا و خطاب.
۶) Aggressivity in Psychoanalysis (1946)
پرخاشگری در روانکاوی
پرخاشگری بهمثابه تنشی خیالی برخاسته از رابطهٔ سوژه با دیگری و ایگو.
۷) The Mirror Stage as Formative of the Function of the I (Final Version) (1949)
مرحلهٔ آینهای بهمثابه بنیانگذار کارکرد «من»
صورتبندی نهایی نظریهٔ مرحلهٔ آینهای در چارچوب قلمرو خیالی (Imaginary).
۸) The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis (The Rome Discourse) (1953)
کارکرد و میدان گفتار و زبان در روانکاوی (خطابهٔ رم)
متن بنیادین لکان که در آن ناخودآگاه بهمثابه ساختاری همچون زبان صورتبندی میشود و تمایز میان گفتار پُر و گفتار تهی مطرح میگردد.
علاوه بر این مقالات و خود سمینار اول
مروری بر فروید هم داشتیم:
۹) Psychoanalytic Notes on an Autobiographical Account of a Case of Paranoia (Dementia Paranoides) (1911)
یادداشتهای روانکاوانه دربارهٔ شرححال خودنوشت یک مورد پارانوییا
۱۰) Analysis Terminable and Interminable (1937)
پایانپذیری و پایانناپذیری تحلیل
بررسی حدود و امکانهای پایان تحلیل و مسئله مقاومتهای ساختاری.
۱۱) Constructions in Analysis (1937)
ساختپردازی در تحلیل
تمایز میان «تعبیر» و «ساخت» در کار تحلیلی و نقش بازسازی روانی.
۱۲) Negation (1925)
نفی
تحلیل نقش نفی در شکلگیری اندیشه و رابطه آن با پذیرش/طرد محتوای ناخودآگاه.
۱۳) The Oedipus Complex
عقدهٔ ادیپ
ساختار بنیادین روابط خانوادگی در نظریه روانکاوی و شکلگیری سوژه.
۱۴) On Beginning the Treatment (1913)
درباره آغاز درمان
اصول اولیه تکنیک روانکاوی و تنظیم موقعیت تحلیلی.
۱۵) Recommendations to Physicians Practising Psycho-Analysis (1912)
توصیههایی به پزشکانی که روانکاوی انجام میدهند
قواعد تکنیکی برای حفظ جایگاه تحلیلگر و مدیریت انتقال.
۱۶) Remembering, Repeating and Working-Through (1914)
بهیادآوری، تکرار و کار از خلال
تبیین نقش تکرار در درمان و تفاوت آن با یادآوری آگاهانه.
۱۷) The Dynamics of Transference
پویاییهای انتقال
تحلیل انتقال بهعنوان موتور اصلی فرایند تحلیلی.
۱۸) Time in Mind
زمان در ذهن
بررسی نسبت ذهن، تجربه و زمانمندی در فرایند روانی.
📩 جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
۱) On Paranoiac Psychosis in its Relations to the Personality (1932)
دربارهٔ روانپریشی پارانویایی در رابطه با شخصیت
رسالهٔ دکتری لکان؛ آغاز تلاش او برای تعریف «شخصیت» در نسبت با روانپریشی و ایگو.
۲) The Mirror Stage (First Presentation) (1936)
مرحلهٔ آینهای (ارائهٔ نخست)
صورتبندی اولیهٔ نظریهای که ایگو را ساختاری خیالی و حاصل بیگانگی سوژه با تصویر بیرونی معرفی میکند.
۳) Family Complexes in the Formation of the Individual (1938)
عقدههای خانوادگی در شکلگیری فرد
مقالهای درباره نقش پیوندهای خانوادگی و عقدهٔ ادیپ در تکوین سوژه.
۴) Logical Time and the Assertion of Anticipated Certainty: A New Sophism (1945)
زمان منطقی و ادعای یقین پیشدستانه: یک سفسطهٔ جدید
تحلیل ساختاری از منطق و زمانمندی سوژه در لحظه تصمیمگیری بیناذهنی.
۵) Discourse on Psychic Causality (1946)
سخنی دربارهٔ علیت روانی
نقد لکان بر رویکردهای پزشکی و روانپزشکی به تبیین روانپریشی با تأکید بر نقش معنا و خطاب.
۶) Aggressivity in Psychoanalysis (1946)
پرخاشگری در روانکاوی
پرخاشگری بهمثابه تنشی خیالی برخاسته از رابطهٔ سوژه با دیگری و ایگو.
۷) The Mirror Stage as Formative of the Function of the I (Final Version) (1949)
مرحلهٔ آینهای بهمثابه بنیانگذار کارکرد «من»
صورتبندی نهایی نظریهٔ مرحلهٔ آینهای در چارچوب قلمرو خیالی (Imaginary).
۸) The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis (The Rome Discourse) (1953)
کارکرد و میدان گفتار و زبان در روانکاوی (خطابهٔ رم)
متن بنیادین لکان که در آن ناخودآگاه بهمثابه ساختاری همچون زبان صورتبندی میشود و تمایز میان گفتار پُر و گفتار تهی مطرح میگردد.
علاوه بر این مقالات و خود سمینار اول
مروری بر فروید هم داشتیم:
۹) Psychoanalytic Notes on an Autobiographical Account of a Case of Paranoia (Dementia Paranoides) (1911)
یادداشتهای روانکاوانه دربارهٔ شرححال خودنوشت یک مورد پارانوییا
۱۰) Analysis Terminable and Interminable (1937)
پایانپذیری و پایانناپذیری تحلیل
بررسی حدود و امکانهای پایان تحلیل و مسئله مقاومتهای ساختاری.
۱۱) Constructions in Analysis (1937)
ساختپردازی در تحلیل
تمایز میان «تعبیر» و «ساخت» در کار تحلیلی و نقش بازسازی روانی.
۱۲) Negation (1925)
نفی
تحلیل نقش نفی در شکلگیری اندیشه و رابطه آن با پذیرش/طرد محتوای ناخودآگاه.
۱۳) The Oedipus Complex
عقدهٔ ادیپ
ساختار بنیادین روابط خانوادگی در نظریه روانکاوی و شکلگیری سوژه.
۱۴) On Beginning the Treatment (1913)
درباره آغاز درمان
اصول اولیه تکنیک روانکاوی و تنظیم موقعیت تحلیلی.
۱۵) Recommendations to Physicians Practising Psycho-Analysis (1912)
توصیههایی به پزشکانی که روانکاوی انجام میدهند
قواعد تکنیکی برای حفظ جایگاه تحلیلگر و مدیریت انتقال.
۱۶) Remembering, Repeating and Working-Through (1914)
بهیادآوری، تکرار و کار از خلال
تبیین نقش تکرار در درمان و تفاوت آن با یادآوری آگاهانه.
۱۷) The Dynamics of Transference
پویاییهای انتقال
تحلیل انتقال بهعنوان موتور اصلی فرایند تحلیلی.
۱۸) Time in Mind
زمان در ذهن
بررسی نسبت ذهن، تجربه و زمانمندی در فرایند روانی.
📩 جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤2👏1
مهاجرت چه چیزی را از من گرفت و چه کسی را از من ساخت؟
#سوژه_مهاجر
#به_زودی
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
#سوژه_مهاجر
#به_زودی
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
👍5🔥2💔2
📍 نشست گفتوگویی «سوژهی مهاجر: دلتنگی، دوری و احساس تعلق»
ژانوس برگزار میکند:
قرار است یک نشست گفتوگویی برای مهاجران برگزار شود؛ با هدف ایجاد فضایی برای صحبت درباره تجربه مهاجرت، دلتنگی برای خانه و خانواده، فاصلهها، و تغییراتی که زندگی در یک سرزمین جدید در هویت و احساس تعلق ایجاد میکند.
مهاجرت فقط تغییر مکان نیست؛ گاهی تغییر زبان، روابط، تصویر ما از خود و حتی معنای «خانه» است.
این نشست فضایی برای گفتوگو، شنیدن و اندیشیدن به تجربههای زیسته مهاجرت است. با این حال، در دل گفتار و تبادل تجربهها، امکان شکلگیری درکهای تازه و گشایشهای روانی نیز وجود دارد.
🗓 رایگان | ظرفیت محدود
شنبه ۱۳ تیر (مصادف با ۴ جولای)
⏰ ساعت ۲۰:۰۰ به وقت ایران
📌 ویژه افرادی که تجربه مهاجرت و زندگی در خارج از کشور را دارند
اگر این موضوع برای شما یا دوستانتان قابلارتباط است، خوشحال میشویم آن را به دیگر مهاجران معرفی کنید.
جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
ژانوس برگزار میکند:
قرار است یک نشست گفتوگویی برای مهاجران برگزار شود؛ با هدف ایجاد فضایی برای صحبت درباره تجربه مهاجرت، دلتنگی برای خانه و خانواده، فاصلهها، و تغییراتی که زندگی در یک سرزمین جدید در هویت و احساس تعلق ایجاد میکند.
مهاجرت فقط تغییر مکان نیست؛ گاهی تغییر زبان، روابط، تصویر ما از خود و حتی معنای «خانه» است.
این نشست فضایی برای گفتوگو، شنیدن و اندیشیدن به تجربههای زیسته مهاجرت است. با این حال، در دل گفتار و تبادل تجربهها، امکان شکلگیری درکهای تازه و گشایشهای روانی نیز وجود دارد.
🗓 رایگان | ظرفیت محدود
شنبه ۱۳ تیر (مصادف با ۴ جولای)
⏰ ساعت ۲۰:۰۰ به وقت ایران
📌 ویژه افرادی که تجربه مهاجرت و زندگی در خارج از کشور را دارند
اگر این موضوع برای شما یا دوستانتان قابلارتباط است، خوشحال میشویم آن را به دیگر مهاجران معرفی کنید.
جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبتنام و پاسخ به پرسشها، از طریق شناسهٔ زیر در تلگرام با ما در ارتباط باشید:
@Psycho_Analysis_janus_admin
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤5
مقالهٔ «کمپلکسهای خانوادگی در شکلگیری فرد» (The Family Complexes in the Formation of the Individual) که ژک لکان در سال ۱۹۳۸ برای دایرةالمعارف فرانسوی نوشت، یکی از مهمترین متون دوره آغازین اندیشه اوست
متنی که اگرچه پیش از بازگشت لکان به فروید، پیش از صورتبندی سه ساحت خیالی، نمادین و واقع، و پیش از تدوین نظریهٔ دال و نام پدر نوشته شده است، اما تقریباً تمامی مضامین بنیادی اندیشه متأخر او را در حالت جنینی در خود حمل میکند.
این مقاله را نباید صرفاً متنی درباره خانواده دانست. آنچه لکان در اینجا میکوشد نشان دهد، چگونگی تکوین سوژه انسانی از خلال روابط خانوادگی است.
خانواده برای او یک واقعیت زیستی یا یک اجتماع طبیعی نیست؛ خانواده نهادی فرهنگی است که در آن، کودک نخستین تجربههای خود از فقدان، دیگری، همانندسازی، رقابت، قانون و میل را از سر میگذراند.
لکان در همان آغاز، از هرگونه زیستگرایی فاصله میگیرد. به باور او، انسان برخلاف حیوان، موجودی است که نارس متولد میشود. این «نارسزایی» (specific prematurity of birth) صرفاً یک واقعیت زیستی نیست، حقیقتی ساختاری است. نوزاد انسانی برای بقای خود کاملاً وابسته به دیگری است و همین وابستگی، او را از همان ابتدا درون شبکهای از روابط نمادین قرار میدهد. انسان نه در طبیعت، که در دیگری زاده میشود.
۱/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
متنی که اگرچه پیش از بازگشت لکان به فروید، پیش از صورتبندی سه ساحت خیالی، نمادین و واقع، و پیش از تدوین نظریهٔ دال و نام پدر نوشته شده است، اما تقریباً تمامی مضامین بنیادی اندیشه متأخر او را در حالت جنینی در خود حمل میکند.
این مقاله را نباید صرفاً متنی درباره خانواده دانست. آنچه لکان در اینجا میکوشد نشان دهد، چگونگی تکوین سوژه انسانی از خلال روابط خانوادگی است.
خانواده برای او یک واقعیت زیستی یا یک اجتماع طبیعی نیست؛ خانواده نهادی فرهنگی است که در آن، کودک نخستین تجربههای خود از فقدان، دیگری، همانندسازی، رقابت، قانون و میل را از سر میگذراند.
لکان در همان آغاز، از هرگونه زیستگرایی فاصله میگیرد. به باور او، انسان برخلاف حیوان، موجودی است که نارس متولد میشود. این «نارسزایی» (specific prematurity of birth) صرفاً یک واقعیت زیستی نیست، حقیقتی ساختاری است. نوزاد انسانی برای بقای خود کاملاً وابسته به دیگری است و همین وابستگی، او را از همان ابتدا درون شبکهای از روابط نمادین قرار میدهد. انسان نه در طبیعت، که در دیگری زاده میشود.
۱/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤5👏1
از اینرو، مفهوم محوری مقاله، مفهوم «کمپلکس» است. کمپلکس برای لکان یک خاطره، یک هیجان یا یک تعارض منفرد نیست، سازمانی ناآگاه از بازنماییها و روابط است که شخصیت سوژه را شکل میدهد. کمپلکس از غریزه متمایز است. غریزه به نظم زیستی تعلق دارد؛ حال آنکه کمپلکس به نظم فرهنگی و تاریخی تعلق دارد. اگر حیوان توسط غرایز هدایت میشود، انسان توسط کمپلکسها و ساختارهای نمادین ساخته میشود.
نخستین کمپلکس، «کمپلکس از شیر گرفتن» است. اما از شیر گرفتن در اینجا صرفاً به پایان شیردهی اشاره ندارد. از نظر لکان، این کمپلکس بیان روانی جدایی بنیادیتری است که در لحظه تولد رخ داده است: جدایی از رحم مادر. سوژه از همان آغاز زندگی با فقدان مواجه میشود. به همین دلیل، در ژرفای روان انسان، «ایماگوی رحم مادر» (the imago of the maternal womb) باقی میماند؛ تصویری از تمامیت، وحدت و آرامش ازدسترفته.
از این منظر، بسیاری از اشتیاقهای انسانی چیزی جز نوستالژی بازگشت به این تمامیت اولیه نیستند؛ اشتیاق به هماهنگی مطلق، میل به یگانگی با دیگری، رؤیای جامعه بدون شکاف، تجربههای عرفانی اتحاد و حتی برخی صورتهای میل به مرگ....
۲/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
نخستین کمپلکس، «کمپلکس از شیر گرفتن» است. اما از شیر گرفتن در اینجا صرفاً به پایان شیردهی اشاره ندارد. از نظر لکان، این کمپلکس بیان روانی جدایی بنیادیتری است که در لحظه تولد رخ داده است: جدایی از رحم مادر. سوژه از همان آغاز زندگی با فقدان مواجه میشود. به همین دلیل، در ژرفای روان انسان، «ایماگوی رحم مادر» (the imago of the maternal womb) باقی میماند؛ تصویری از تمامیت، وحدت و آرامش ازدسترفته.
از این منظر، بسیاری از اشتیاقهای انسانی چیزی جز نوستالژی بازگشت به این تمامیت اولیه نیستند؛ اشتیاق به هماهنگی مطلق، میل به یگانگی با دیگری، رؤیای جامعه بدون شکاف، تجربههای عرفانی اتحاد و حتی برخی صورتهای میل به مرگ....
۲/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤7👍1
لکان در این مقاله، رانه مرگ را نه صرفاً به عنوان یک غریزه زیستی، بلکه به عنوان گرایشی برای بازگشت به این وضعیت پیشین میفهمد،گرایشی به پایان دادن به تنش ناشی از جدایی.
اما سوژه نمیتواند در این یگانگی اولیه باقی بماند. ورود خواهر یا برادر، یعنی «کمپلکس مزاحمت» (The Complex of Intrusion)، نخستین شکاف را در این رابطه دوگانه ایجاد میکند. کودک ناگهان درمییابد که دیگری نیز وجود دارد؛ دیگریای که در رابطه او با مادر سهیم است. حسادت کودک نسبت به خواهر یا برادر، در نظر لکان، رقابت زیستی بر سر منابع نیست، در اصل شکلی از همانندسازی است. کودک در دیگری، تصویر خود را میبیند و در عین حال حضور او را تهدیدی برای جایگاه خویش تجربه میکند.
همین تجربه، لکان را به یکی از مهمترین ابداعات نظری خود، یعنی «مرحلهآینهای» (Mirror Stage) میرساند. کودک در حدود ششماهگی برای نخستین بار تصویر خود را در آینه بازمیشناسد. این تصویر برای او تصویری از وحدت و انسجام است؛ وحدتی که در تجربه زیسته بدنش وجود ندارد، زیرا بدن کودک هنوز به صورت پراکنده و ناهماهنگ تجربه میشود. کودک با این تصویر همانندسازی میکند و آن را به منزله خویشتن خود میپذیرد.( مرحلهی آینه ای را در سال ۱۹۴۹ منتشر کرد)
اما این لحظه، لحظهای پارادوکسیکال است؛ زیرا سوژه برای آنکه خود را بیابد، باید خود را در چیزی بیرون از خود بازشناسد. بنابراین، «من» (ego) از ابتدا بر پایه یک سوءشناسی (méconnaissance) و یک بیگانگی (alienation) بنا میشود. سوژه هرگز با خود یکی نیست ، او از خلال تصویری بیگانه، به خویشتن دست مییابد.
۳/ ۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
اما سوژه نمیتواند در این یگانگی اولیه باقی بماند. ورود خواهر یا برادر، یعنی «کمپلکس مزاحمت» (The Complex of Intrusion)، نخستین شکاف را در این رابطه دوگانه ایجاد میکند. کودک ناگهان درمییابد که دیگری نیز وجود دارد؛ دیگریای که در رابطه او با مادر سهیم است. حسادت کودک نسبت به خواهر یا برادر، در نظر لکان، رقابت زیستی بر سر منابع نیست، در اصل شکلی از همانندسازی است. کودک در دیگری، تصویر خود را میبیند و در عین حال حضور او را تهدیدی برای جایگاه خویش تجربه میکند.
همین تجربه، لکان را به یکی از مهمترین ابداعات نظری خود، یعنی «مرحلهآینهای» (Mirror Stage) میرساند. کودک در حدود ششماهگی برای نخستین بار تصویر خود را در آینه بازمیشناسد. این تصویر برای او تصویری از وحدت و انسجام است؛ وحدتی که در تجربه زیسته بدنش وجود ندارد، زیرا بدن کودک هنوز به صورت پراکنده و ناهماهنگ تجربه میشود. کودک با این تصویر همانندسازی میکند و آن را به منزله خویشتن خود میپذیرد.( مرحلهی آینه ای را در سال ۱۹۴۹ منتشر کرد)
اما این لحظه، لحظهای پارادوکسیکال است؛ زیرا سوژه برای آنکه خود را بیابد، باید خود را در چیزی بیرون از خود بازشناسد. بنابراین، «من» (ego) از ابتدا بر پایه یک سوءشناسی (méconnaissance) و یک بیگانگی (alienation) بنا میشود. سوژه هرگز با خود یکی نیست ، او از خلال تصویری بیگانه، به خویشتن دست مییابد.
۳/ ۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤5
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
لکان در این مقاله، رانه مرگ را نه صرفاً به عنوان یک غریزه زیستی، بلکه به عنوان گرایشی برای بازگشت به این وضعیت پیشین میفهمد،گرایشی به پایان دادن به تنش ناشی از جدایی. اما سوژه نمیتواند در این یگانگی اولیه باقی بماند. ورود خواهر یا برادر، یعنی «کمپلکس مزاحمت»…
اگرچه او هنوز در این مقاله از واژگان «ایماگو» و «روانشناسی رشد» استفاده میکند، اما ایده بنیادین او از همین ابتدا روشن است: سوژه از خلال دیگری ساخته میشود. «من» محصول یک همانندسازی خیالی است و نه یک جوهر درونی.
۴/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
۴/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
👏4❤2
لکان در این مقاله کمپلکس ادیپ را هم بررسی میکند . او اهمیت کشف فروید را به رسمیت میشناسد، اما همزمان قرائت زیستگرایانه و اسطورهای از آن را مورد پرسش قرار میدهد. آنچه در ادیپ اهمیت دارد، صرفاً میل جنسی کودک به والد جنس مخالف نیست، بلکه ورود سوژه به قلمرو قانون است. کودک درمییابد که میل او با محدودیت مواجه است، که دیگری نیز میل دارد و اینکه نمیتواند به ابژه ی میل خود تملک مطلق داشته باشد.
ادیپ، سوژه را از رابطه خیالی و دوگانه با مادر جدا میکند و او را وارد نظمی میکند که بعداً لکان آن را «نظم نمادین» خواهد نامید. هرچند در این مقاله هنوز از مفاهیمی چون «نامِ پدر» (Nom-du-Père)، «استعاره پدری» (Paternal Metaphor) یا «دیگری بزرگ» (Big Other) خبری نیست، اما بنیان نظری آنها در اینجا حاضر است: قانون، ممنوعیت و میانجیگریِ پدرانه، کودک را از یگانگی خیالی با مادر بیرون میکشند و امکان سوژهشدن را فراهم میکنند.
با این حال، لکانِ متأخر از برخی جنبههای این مقاله فاصله میگیرد. او به تدریج از زبان روانشناسی رشد و مفهوم ایماگو فاصله میگیرد و جای آن را به زبان دال، ساختار و نظم نمادین میدهد. خانواده واقعی دیگر مرکز ثقل نظریه نیست؛ آنچه اهمیت مییابد، جایگاههای نمادینِ مادر، پدر و دیگری است. همچنین تبیین اولیه او از میل به مرگ، بعدها در مفاهیمی چون ژوئیسانس (jouissance)، تکرار (répétition) و امر واقع (le Réel) بازنویسی میشود.
با وجود این دگرگونیها، مقاله «کمپلکسهای خانوادگی در شکلگیری فرد» همچنان جایگاهی ممتاز در اندیشهٔ لکان دارد؛ زیرا در آن میتوان نخستین صورتبندیهای مفاهیمی را یافت که بعداً به ستونهای اصلی روانکاوی لکانی تبدیل شدند: نارسزایی انسان، ایماگو، همانندسازی، مرحله آینهای، بیگانگی، دیگری، فقدان و نقش ساختاری خانواده در پیدایش سوژه.
شاید بتوان گفت این مقاله، بیش از آنکه متنی درباره خانواده باشد، روایتی از زایش سوژه انسانی است؛ سوژهای که از همان ابتدا با فقدان نشانگذاری شده، خود را در تصویر دیگری بازمیشناسد، از خلال رقابت و حسادت وارد جهان اجتماعی میشود و تنها با پذیرش قانون و محدودیت است که میتواند به سخن گفتن، میل ورزیدن و سوژه بودن دست یابد...
این مقاله در ‹سمینار اول لکان » توسط آقای دکتر احمدی مورد بررسی ویژه ای قرار گرفته است .
۵/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
ادیپ، سوژه را از رابطه خیالی و دوگانه با مادر جدا میکند و او را وارد نظمی میکند که بعداً لکان آن را «نظم نمادین» خواهد نامید. هرچند در این مقاله هنوز از مفاهیمی چون «نامِ پدر» (Nom-du-Père)، «استعاره پدری» (Paternal Metaphor) یا «دیگری بزرگ» (Big Other) خبری نیست، اما بنیان نظری آنها در اینجا حاضر است: قانون، ممنوعیت و میانجیگریِ پدرانه، کودک را از یگانگی خیالی با مادر بیرون میکشند و امکان سوژهشدن را فراهم میکنند.
با این حال، لکانِ متأخر از برخی جنبههای این مقاله فاصله میگیرد. او به تدریج از زبان روانشناسی رشد و مفهوم ایماگو فاصله میگیرد و جای آن را به زبان دال، ساختار و نظم نمادین میدهد. خانواده واقعی دیگر مرکز ثقل نظریه نیست؛ آنچه اهمیت مییابد، جایگاههای نمادینِ مادر، پدر و دیگری است. همچنین تبیین اولیه او از میل به مرگ، بعدها در مفاهیمی چون ژوئیسانس (jouissance)، تکرار (répétition) و امر واقع (le Réel) بازنویسی میشود.
با وجود این دگرگونیها، مقاله «کمپلکسهای خانوادگی در شکلگیری فرد» همچنان جایگاهی ممتاز در اندیشهٔ لکان دارد؛ زیرا در آن میتوان نخستین صورتبندیهای مفاهیمی را یافت که بعداً به ستونهای اصلی روانکاوی لکانی تبدیل شدند: نارسزایی انسان، ایماگو، همانندسازی، مرحله آینهای، بیگانگی، دیگری، فقدان و نقش ساختاری خانواده در پیدایش سوژه.
شاید بتوان گفت این مقاله، بیش از آنکه متنی درباره خانواده باشد، روایتی از زایش سوژه انسانی است؛ سوژهای که از همان ابتدا با فقدان نشانگذاری شده، خود را در تصویر دیگری بازمیشناسد، از خلال رقابت و حسادت وارد جهان اجتماعی میشود و تنها با پذیرش قانون و محدودیت است که میتواند به سخن گفتن، میل ورزیدن و سوژه بودن دست یابد...
این مقاله در ‹سمینار اول لکان » توسط آقای دکتر احمدی مورد بررسی ویژه ای قرار گرفته است .
۵/۵
Ref: Lacan, J. (1938). The Family Complexes in the Formation of the Individual
✍فرشته عباسی
@psychoanalysis_classical
❤9
آیا ممکن است برخی از شکلهای اضطراب یا احساس گناه، همزمان حامل نوعی رضایت پنهان هم باشند؟
#بوک_کلاب
#دومین_کتاب
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
#بوک_کلاب
#دومین_کتاب
✍ادمین ژانوس
@psychoanalysis_classical
❤5
کتاب لذتهای ناممنوع آدام فیلیپس را خوانده اید؟
👎15👍8🕊2❤1