روانکاوی کلاسیک/ژانوس
2.63K subscribers
172 photos
57 videos
37 files
88 links
Download Telegram
Forwarded from روانکاوی کلاسیک/ژانوس (Book_Reading Admin)
📚 نخستین کتاب بوک‌کلاب «ژانوس»

«آنتیگونه‌ها»
نوشته‌ی جرج اشتاینر

متنی درباره‌ی بازگشتِ مداوم آنتیگونه در فلسفه، ادبیات و فرهنگ غرب؛
مواجهه‌ای با قانون، قدرت، میل، سوگواری، مقاومت و جایگاه سوژه.

در این جلسات، در کنار خوانش و گفت‌وگوی جمعی، مهمانانی از حوزه‌های فلسفه، روانکاوی و علوم انسانی نیز همراه ما خواهند بود.

📍جلسات:
۱۴ و ۲۸ خردادماه
ساعت ۲۰ به وقت ایران
به‌صورت آنلاین

با حضور:
— اشکان غفاریان دانشمند (مترجم کتاب)
— دکتر مکارمی
— دکتر آیدین آرتا
— دکتر رضا احمدی

تسهیل‌گر گروه:
فرشته عباسی
روان‌درمانگر تحلیلی

در صورت تمایل به ثبت‌نام، برای هماهنگی و رزرو، در «بله» و «تلگرام» پیام دهید:

@Psycho_Analysis_janus_admin




@psychoanalysis_classical
Forwarded from روانکاوی کلاسیک/ژانوس (Fereshteh Abbasi)
خوانش کتاب «آنتیگونه‌ها» با حضور مهمانان این جلسات، می‌تواند به تجربه‌ای کم‌نظیر و چندلایه تبدیل شود، زیرا هر یک از آنان، از منظری متفاوت با متن و مسئله‌ی آنتیگونه مواجه می‌شوند.

دو تن از مهمانان، آقای دکتر مکارمی و دکتر احمدی ، با رویکرد روانکاوی لکانی به مفاهیمی چون قانون، میل، سوگواری و جایگاه سوژه نزدیک می‌شوند.
دکتر آیدین آرتا، از منظر اسطوره، کهن‌الگو و خوانش یونگی به متن می‌نگرد.
و آقای اشکان دانشمند نیز، به‌عنوان مترجم اثر، از خلال فرایند ترجمه و مواجهه‌ی نزدیک با متن، امکان نوع دیگری از خوانش را وارد گفت‌وگو می‌کند.

همین تفاوت منظرها و شیوه‌های مواجهه با اثر است که می‌تواند «آنتیگونه‌ها» را از یک مطالعه‌ی صرف، به گفت‌وگویی زنده، عمیق و میان‌رشته‌ای بدل کند...
شاید این جلسات فرصتی باشد برای دوباره اندیشیدن به آنتیگونه و «آنتیگونه ها » ...
به قانون، میل، مقاومت و آن نقطه‌ای که انسان در برابر قدرت می‌ایستد...



فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
Forwarded from "ابرهای تاریک" اشکان دانشمند (Ashkan Gh Daneshmand)
تو موجودی را از دنیای زنده‌ها به جهان مُرده‌ها فرستادی
بی‌رحمانه، جانی زنده را در گور نهادی
و بعد، به خدایان زیرِ زمین دست‌بُرد زدی
و جسدی را در هوای روشن نگاه داشتی
دفن‌نشده، بی‌نغمه و سوگ، بی‌آئین و مراسم
...
کرئون هم نور را آلوده و هم تاریکی را، هم روز را و هم شب را.


#اشکان_دانشمند
#ترجمه
آنتیگونه‌ها
جرج اشتاینر
نشر نیماژ

@ashkandaneshmand
3🕊1💔1
Forwarded from روانکاوی کلاسیک/ژانوس (Book_Reading Admin)
📢 آغاز سمینار دوم لکان از این هفته

گروه ژانوس برگزار می‌کند:

خوانش و بررسی سمینار دوم ژاک لکان
«ایگو در نظریه فروید و در تکنیک روانکاوی» (1954–1955)

این سمینار یکی از مهم‌ترین نقاط آغاز دستگاه فکری لکان است؛ جایی که او مفهوم «ایگو» را به پرسش می‌گیرد و مسیر روانکاوی لکانی را از روانشناسی ایگو جدا می‌کند.

در این دوره، مفاهیمی همچون:
• ایگو و ساحت خیالی
• ناخودآگاه و زبان
• انتقال
• جایگاه تحلیلگر
• نقد روانشناسی ایگو
به‌صورت گام‌به‌گام و تحلیلی بررسی خواهند شد.

🔹 مدرس: دکتر رضا احمدی
🔹 به همت گروه ژانوس

👥 مناسب برای:
روان‌درمانگران، دانشجویان روانشناسی، علاقه‌مندان به روانکاوی و پژوهشگران علوم انسانی.



در صورت تمایل به ثبت‌نام، برای دریافت اطلاعات، در «بله» و «تلگرام» پیام دهید:

@Psycho_Analysis_janus_admin


✍🏻 ادمین ژانوس



@psychoanalysis_classical
«ژانوس در حال اجرای مجموعه سمینارهای لکان به ترتیب اصلی ارائه آن‌هاست؛ پروژه‌ای که کمتر در فضای فارسی‌زبان به این شکل دنبال شده است.»



گروه ژانوس با هدف مطالعه‌ای نظام‌مند از اندیشهٔ ژاک لکان، پروژه‌ای بلندمدت برای خوانش و بررسی سمینارهای او بر اساس ترتیب تاریخی آن‌ها در پیش گرفته است.

برای اطلاع از شرایط ثبت‌نام، برنامهٔ دوره‌ها و نیز دسترسی به دوره‌ها به‌صورت آنلاین یا آفلاین، از طریق شناسهٔ زیر در بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید:

@Psycho_Analysis_janus_admin

ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
2👏1
Forwarded from Janus Admin
قرار است یک نشست رایگان برای مهاجرها برگزار کنیم؛ با هدف ایجاد فضایی برای گفت‌وگو درباره تجربه مهاجرت، دگرگونی‌های هویتی، احساس تعلق، و مواجهه با زندگی در بستر فرهنگی جدید.

این نشست در قالب یک فضای تحلیلی و گفت‌وگویی طراحی شده است. اگرچه به‌عنوان «درمان» تعریف نمی‌شود، اما در دل گفتار، شنیده‌شدن و پویایی کلام، امکان رخدادهای اثرگذار روانی و فرآیندهای تبیینی نیز وجود دارد.

هدف اصلی، فراهم‌کردن فضایی است که در آن تجربه‌ها قابل بیان شوند؛ نه برای حل‌وفصل فوری آن‌ها، بلکه برای اندیشیدن به نحوه‌ی زیستن با آن‌ها و امکان‌پذیر شدن روایت‌سازی از تجربه مهاجرت.

در صورت تمایل، خوشحال می‌شویم این برنامه را به دوستان مهاجر خود معرفی کنید و لینک گروه را با افرادی که ممکن است به این فضا علاقه‌مند باشند به اشتراک بگذارید تا امکان حضور و مشارکت برای افراد بیشتری فراهم شود.

لینک گروه:
https://t.me/+kWNbJPLICBIwMWE0
3👏1😍1
Forwarded from Hassan Makaremi
با سلام اگر بتوانید در این دوره شرکت کنید.
📢 دورهٔ آموزشی «یک روانکاو لکانی چگونه کار کی کند؟ ‌
📚 این دوره بر پایهٔ کتاب «یک روانکاو لکانی چگونه کار می‌کند؟» اثر دکتر حسن مکارمی طراحی شده و با حضور ایشان و با اهتمام و همراهی پریس تنظیفی برگزار می‌گردد.
شروع جلسات ۲۷ خرداد ماه ساعت ۲۲ چهارشنبه ها
سرکار خانم صبا رادمان
شماره تماس: 09368565944
4
لکان در مقالهٔ «مرحله آینه‌ای» تلاش می‌کند نشان دهد آنچه ما «من» یا ایگو می‌نامیم، چیزی نیست که به‌طور طبیعی از درون فرد رشد کرده باشد. برعکس، ایگو از خلال یک تصویر بیرونی شکل می‌گیرد. او مشاهده‌ای ساده را نقطهٔ آغاز بحث خود قرار می‌دهد: کودک در حدود شش تا هجده ماهگی می‌تواند تصویر خود را در آینه تشخیص دهد و معمولاً این تشخیص با نوعی شادی و هیجان همراه است. اما آنچه برای لکان اهمیت دارد خودِ تشخیص نیست، بلکه معنای روانی این تجربه است.
کودک در این مرحله هنوز بر بدن خود تسلط کامل ندارد. حرکاتش ناهماهنگ است، وابستگی شدیدی به دیگری دارد و بدنش را به‌صورت یک کل منسجم تجربه نمی‌کند. با این حال، هنگامی که به آینه نگاه می‌کند، ناگهان با تصویری کامل، یکپارچه و هماهنگ از خود روبه‌رو می‌شود. تصویری که بسیار منسجم‌تر از تجربهٔ واقعی او از بدنش است. کودک این تصویر را به‌عنوان «خود» می‌پذیرد و با آن همانندسازی می‌کند.
اما از نظر لکان، همین نقطه آغاز یک سوءبازشناسی بنیادین است. تصویری که کودک با آن همانندسازی می‌کند در واقع خودِ او نیست؛ تصویری بیرونی است که از او جداست. با این حال، کودک آن را به‌عنوان هویت خویش می‌پذیرد. بنابراین ایگو از همان ابتدا بر پایهٔ نوعی بیگانگی و سوءبازشناسی ساخته می‌شود. به بیان دیگر، انسان از آغاز آنچه هست را در جایی بیرون از خود جست‌وجو می‌کند.
لکان این تصویر را «منِ ایده‌آل» می‌نامد؛ تصویری که وحدت، انسجام و کمال را نمایندگی می‌کند. از این لحظه به بعد، سوژه همواره در نسبت با این تصویر زندگی می‌کند و می‌کوشد خود را به آن نزدیک کند. شاید بتوان گفت بخش بزرگی از تلاش‌های ما برای موفقیت، محبوبیت، زیبایی، قدرت یا حتی شناخت خویشتن، در پیوند با همین تصویر ایده‌آل قرار دارد؛ تصویری که گمان می‌کنیم اگر به آن برسیم، سرانجام کامل خواهیم شد.
لکان معتقد است پیش از این همانندسازی، کودک بدن خود را به‌شکل پراکنده و ناهماهنگ تجربه می‌کند. او از مفهوم «بدن تکه‌تکه» استفاده می‌کند تا نشان دهد تجربهٔ اولیهٔ انسان از خویش، تجربه‌ای سرشار از ناپیوستگی و پراکندگی است. تصویر آینه‌ای این پراکندگی را می‌پوشاند و وحدتی خیالی به سوژه عرضه می‌کند. بنابراین ایگو نه بازتاب یک حقیقت درونی، بلکه پاسخی خیالی به یک فقدان و ناتمامی بنیادین است.
از همین‌جا رابطهٔ انسان با دیگری نیز شکل می‌گیرد. چون هویت ما از طریق یک تصویر بیرونی ساخته شده است، دیگری همواره در شکل‌گیری آنچه خود می‌پنداریم نقش دارد. به همین دلیل رقابت، حسادت، مقایسه و پرخاشگری صرفاً پدیده‌هایی اجتماعی نیستند؛ بلکه ریشه در نحوهٔ شکل‌گیری ایگو دارند. دیگری همزمان کسی است که به ما تصویری از خودمان می‌دهد و کسی است که ما را از آن تصویر محروم می‌کند.
اهمیت مرحلهٔ آینه‌ای در اندیشهٔ لکان تنها به دوران کودکی محدود نمی‌شود. او معتقد است این ساختار در سراسر زندگی انسان تداوم می‌یابد. ما پیوسته در جست‌وجوی تصویری از خود هستیم؛ در نگاه دیگران، در روابط عاشقانه، در جایگاه اجتماعی، در موفقیت‌ها و شکست‌ها. با این حال، آن وحدت و انسجامی که در پی آن هستیم هرگز به‌طور کامل به دست نمی‌آید، زیرا از همان آغاز بر پایهٔ یک تصویر شکل گرفته است.
به این معنا، مرحلهٔ آینه‌ای صرفاً نظریه‌ای دربارهٔ کودکی یا آینه نیست؛ بلکه توضیحی دربارهٔ وضعیت بنیادین انسان است. وضعیتی که در آن سوژه همواره فاصله‌ای با خود دارد و هرگز به‌طور کامل با آنچه گمان می‌کند «منِ واقعی» اوست منطبق نمی‌شود. انسان از همان آغاز در جست‌وجوی تصویری است که تصور می‌کند حقیقت او را در خود دارد، در حالی که آن تصویر از ابتدا در بیرون از او قرار داشته است.




فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
13👍1
«دیگری از من می‌خواهد چه کسی باشم؟»


شاید یکی از ویژگی‌های زندگی امروز این باشد که انسان مدام درگیرِ حدس زدنِ خواستِ دیگری است.
گویی باید کشف کند چه کسی باشد تا دوست‌داشتنی‌تر، پذیرفتنی‌تر یا ارزشمندتر به نظر برسد.
برای همین، بی‌وقفه روی خودش کار می‌کند، خودش را اصلاح می‌کند، با دیگران می‌سنجد، تصویرهای تازه‌ای از خود می‌سازد و در جست‌وجوی نسخه‌ای از خویش است که بالاخره آرامش را به همراه بیاورد. نسخه‌ای که دیگر تردیدی در آن نباشد. اما این نقطه آیا از راه می‌رسد؟

درون انسان چیزی وجود دارد که با هیچ موفقیت، هیچ رابطه و هیچ تصویری به طور کامل پر نمی‌شود. میل همیشه از آنچه به دست آمده فراتر می‌رود و همین فاصله بخشی از ساختار زندگی روانی ماست.
بخش زیادی از رنج امروز شاید از جایی آغاز می‌شود که می‌خواهیم این فاصله را حذف کنیم.وقتی بدن باید بی‌نقص باشد، عشق باید تضمین‌شده باشد، هویت باید کاملاً روشن باشد و زندگی باید دائماً نشانه‌ای از موفقیت ارائه دهد.
اما روانکاوی( و روانکاو )وعده ی کامل شدن نمی‌دهد. فضایی فراهم می‌کند تا هر کس بتواند نسبت خود را با میل، فقدان و تناقض‌هایش پیدا کند. با آن بخش از وجودش که حاضر نیست در قالب هیچ تصویرِ کاملی جا بگیرد.
و شاید مسئله این نباشد که چیزی در ما کم است.
شاید مسئله از لحظه‌ای آغاز می‌شود که خیال می‌کنیم زندگی انسانی می‌تواند از فقدان، ناتمامی و شکاف رها باشد...
آیا رها می‌شویم ؟



فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
15👍2🔥1
#سوال



آیا اسطوره ها پایان یافته اند؟
👎5👍32👏1😍1🗿1
من کیستم، وقتی فقط از طریق دیگری می‌توانم خودم را بشناسم؟


در مقالهٔ «زمان منطقی و اعمال یقین پیش‌نگرانه»
Logical Time and the Assertion of Anticipated Certainty

لکان می‌کوشد به پرسشی بنیادین پاسخ دهد: سوژه چگونه به حقیقتی دربارهٔ خود دست می‌یابد؟ آن هم در شرایطی که این حقیقت هرگز به صورت مستقیم در دسترس او نیست و تنها از خلال رابطه‌اش با دیگری‌ها آشکار می‌شود. از نظر لکان، انسان نه در انزوای ذهنی خود، که در میدان روابطی که با دیگران برقرار می‌کند، به شناختی از خویشتن می‌رسد. به همین دلیل مسئله با اصلی مقاله بررسی ساختار زمانی شکل‌گیری یقین و حقیقت است.
لکان نشان می‌دهد که رسیدن به حقیقت فرایندی تدریجی است که از سه لحظه تشکیل می‌شود: لحظه نگاه، زمان برای فهمیدن و لحظهٔ نتیجه‌گیری.
در لحظهٔ نگاه، سوژه صرفاً با واقعیت مواجه می‌شود و داده‌های موجود را مشاهده می‌کند. در زمان برای فهمیدن، او از مشاهده ی صرف فراتر می‌رود و جایگاه دیگری را در نظر می‌گیرد. سوژه می‌کوشد بفهمد دیگری چه می‌بیند، چگونه می‌اندیشد و چه نتیجه‌ای از موقعیت موجود خواهد گرفت. در این مرحله، فهم از مشاهدهٔ مستقیم نمی‌آید ،از میانجی‌گری دیگری حاصل می‌شود. سرانجام لحظه‌ای فرا می‌رسد که سوژه باید نتیجه‌گیری کند و موضعی اتخاذ نماید.

پس کنش همواره در انتظار یقین کامل باقی نمی‌ماند. در منطق متعارف چنین به نظر می‌رسد که ابتدا باید حقیقت را شناخت و سپس بر اساس آن عمل کرد. اما لکان برعکس استدلال می‌کند که در بسیاری از موقعیت‌های انسانی، یقین کامل هرگز در دسترس نیست. اگر سوژه بخواهد تا رفع تمامی تردیدها صبر کند، هرگز به نقطه ی تصمیم نخواهد رسید. از این رو ناچار است پیش از آنکه همه‌چیز به طور کامل روشن شود، دست به عمل بزند. این همان چیزی است که لاکان «یقین پیش‌نگرانه» می‌نامد؛ یقینی که پیش از اثبات کامل خود، در قالب یک کنش اظهار می‌شود و سپس درستی آن از خلال همان کنش آشکار می‌گردد.

در این چشم‌انداز، حقیقت دیگر امری ثابت و از پیش موجود نیست که سوژه صرفاً آن را کشف کند. حقیقت در فرایند حرکت سوژه و در نسبت او با دیگری‌ها شکل می‌گیرد. به همین دلیل زمان در این مقاله جایگاهی محوری پیدا می‌کند. زمان صرفاً ظرفی خنثی برای وقوع استدلال نیست، در واقع خود بخشی از ساختار استدلال است. انتظار، تأمل، تردید و شتاب، همگی عناصر سازنده ی فرایند رسیدن به حقیقت‌اند. لکان از این طریق با منطق کلاسیک فاصله می‌گیرد ، منطقی که حقیقت را همچون امری حاضر و قابل رؤیت در یک لحظه در نظر می‌گیرد.
در نهایت، مقاله تصویری از سوژه ارائه می‌دهد که تنها از طریق دیگری به شناختی از خود دست می‌یابد، اما در لحظه‌ای تعیین‌کننده باید شخصاً مسئولیت آن شناخت را بر عهده بگیرد. هیچ دیگری نمی‌تواند این گام را به جای او بردارد. از این رو لحظه ی نتیجه‌گیری همواره لحظه‌ای یگانه و شخصی است، لحظه‌ای که سوژه خطر خطا را می‌پذیرد و با یک کنش، حقیقت خود را اظهار می‌کند. به همین دلیل این مقاله را می‌توان یکی از نخستین صورت‌بندی‌های مفهوم اکت در اندیشهٔ لکان دانست؛ جایی که سوژه نه بر اساس دانشی کامل، که از خلال کنشی که پیشاپیش به سوی حقیقت پرتاب شده است، به حقیقت خود دست پیدا می‌کند.



فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
7👍3👌1
بازداشت زنان در هرات را می‌توان نشانه ی هراس از «ژوئیسانس زنانه» دانست ، امری که به‌طور کامل در چارچوب کنترل، فرمان و نظم از پیش‌تعیین‌شده جای نمی‌گیرد. آنچه برای طالبان و در کل ذهنیت طالبانی اضطراب می‌آفریند، صرفاً مسئله ی پوشش، تحصیل یا حضور اجتماعی زنان نیست ، مواجهه با چیزی است که از مهارشدن سر باز می‌زند و تن به فروکاسته‌شدن به نقش‌ها و تعاریف تحمیل‌شده نمی‌دهد.
شاید به همین دلیل است که محدودیت‌ها هر روز گسترده‌تر می‌شوند، زیرا مسئله هرگز خود زن نیست، بلکه آن چیزی است که در وجود او یادآور یک فقدان بنیادین برای نظام‌های تمامیت‌خواه است: این واقعیت که میل را نمی‌توان به فرمان درآورد. از همین رو، هرچه تلاش برای خاموش‌کردنش بیشتر می‌شود، حضورش آشکارتر می‌شود.


#زنان_هرات

فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
9🕊5👍4
Forwarded from روانکاوی کلاسیک/ژانوس (Book_Reading Admin)
📚 نخستین کتاب بوک‌کلاب «ژانوس»

«آنتیگونه‌ها»
نوشته‌ی جرج اشتاینر

متنی درباره‌ی بازگشتِ مداوم آنتیگونه در فلسفه، ادبیات و فرهنگ غرب؛
مواجهه‌ای با قانون، قدرت، میل، سوگواری، مقاومت و جایگاه سوژه.

در این جلسات، در کنار خوانش و گفت‌وگوی جمعی، مهمانانی از حوزه‌های فلسفه، روانکاوی و علوم انسانی نیز همراه ما خواهند بود.

📍جلسات:
۱۴ و ۲۸ خردادماه
ساعت ۲۰ به وقت ایران
به‌صورت آنلاین

با حضور:
— اشکان غفاریان دانشمند (مترجم کتاب)
— دکتر مکارمی
— دکتر آیدین آرتا
— دکتر رضا احمدی

تسهیل‌گر گروه:
فرشته عباسی
روان‌درمانگر تحلیلی

در صورت تمایل به ثبت‌نام، برای هماهنگی و رزرو، در «بله» و «تلگرام» پیام دهید:

@Psycho_Analysis_janus_admin




@psychoanalysis_classical
2👍1
📚 جلسات خردادماه بوک‌کلاب «ژانوس» با خوانش و گفت‌وگو پیرامون کتاب «آنتیگونه‌ها» اثر جورج اشتاینر به پایان رسید.

در این دو جلسه، به برخی از مهم‌ترین محورهای کتاب از جمله اسطوره، قانون، قدرت، زبان، ترجمه، فلسفه و جایگاه سوژه پرداختیم و از همراهی ارزشمند مهمانان و اعضای گروه بهره‌مند شدیم.

البته گستردگی و غنای این اثر به اندازه‌ای است که در دو جلسه نمی‌توان به تمامی ابعاد آن پرداخت. بسیاری از مباحث کتاب همچنان گشوده باقی مانده‌اند و این امکان وجود دارد که در آینده کارگاه یا دوره‌ای مستقل برای مطالعه و بررسی عمیق‌تر «آنتیگونه‌ها» در نظر گرفته شود.

اکنون نوبت انتخاب کتاب بعدی است.

📖 شما دوست دارید در ماه آینده کدام کتاب را در بوک‌کلاب ژانوس بخوانیم و درباره‌اش گفت‌وگو کنیم؟

پیشنهادهای خود را با ما به اشتراک بگذارید. 🌿




ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
گروه ژانوس ارائه می‌کند
📚 سمینارهای اول و دوم لکان

🎙 مدرس: دکتر رضا احمدی
🔹 سمینار اول لکان (آفلاین)
🔹 سمینار دوم لکان (آنلاین)
🔹 همراه با یک نشست حضوری در تهران
🔹 دسترسی کامل از طریق اسپات‌پلیر
🎁 ثبت‌نام با تخفیف ویژه
ظرفیت و شرایط فعلی ثبت‌نام محدود است و امکان افزایش هزینه دوره در روزهای آینده وجود دارد.
📩 جهت دریافت اطلاعات تکمیلی، مشاوره ثبت‌نام و پاسخ به پرسش‌ها، از طریق شناسهٔ زیر در بله و تلگرام با ما در ارتباط باشید:

@Psycho_Analysis_janus_admin


ادمین ژانوس

@psychoanalysis_classical
1
مقالهٔ «کارکرد و میدان گفتار و زبان در روانکاوی»
را می‌توان مانیفست فکری ژک لاکان دانست متنی که در آن او مسیر تازه‌ای برای روانکاوی ترسیم می‌کند و اعلام می‌دارد که اگر بخواهیم به کشف اصلی فروید وفادار بمانیم، باید روانکاوی را از نو بر پایه زبان و گفتار بفهمیم. لکان این مقاله را در زمانی می‌نویسد که بخش بزرگی از روانکاوی، به‌ویژه در آمریکا، به سوی روان‌شناسی ایگو حرکت کرده بود. هدف تحلیل در آن رویکرد، تقویت «من»، افزایش سازگاری فرد با واقعیت و بازگرداندن او به زندگی عادی تلقی می‌شد. لکان معتقد بود که چنین رویکردی روح روانکاوی فرویدی را از بین می‌برد، زیرا فروید هرگز انسان را موجودی یکپارچه، شفاف و سازگار نمی‌دانست. برعکس، فروید نشان داده بود که انسان توسط نیروهایی هدایت می‌شود که خود از آن‌ها آگاهی ندارد و سوژه نسبت به میل خویش بیگانه است.
از همین جا لکان پرسش بنیادی خود را مطرح می‌کند: روانکاوی با چه چیزی سروکار دارد؟ پاسخ او بسیار ساده و در عین حال تحولی است: روانکاوی با گفتار سروکار دارد. در اتاق تحلیل هیچ ابزار دیگری وجود ندارد. تحلیل‌گر بدن بیمار را جراحی نمی‌کند، دارویی تجویز نمی‌کند و مستقیماً به ناخودآگاه دسترسی ندارد. تنها چیزی که وجود دارد، سخن گفتن بیمار است. بیمار از رؤیاهایش، از ترس‌هایش، از خاطراتش، از رنج‌هایش و از روابطش سخن می‌گوید و تمام فرایند تحلیل بر همین گفتار بنا شده است. بنابراین اگر روانکاوی با گفتار سروکار دارد، باید ماهیت زبان را بشناسد.
لاکان برای پاسخ به این مسئله به زبان‌شناسی ساختارگرا روی می‌آورد و نشان می‌دهد که زبان چیزی نیست که فرد آن را آزادانه خلق کند. زبان پیش از تولد ما وجود دارد. ما به جهانی قدم می‌گذاریم که در آن نامی برای ما انتخاب شده، جایگاهی در خانواده برایمان تعیین شده، انتظاراتی درباره ما شکل گرفته و شبکه‌ای از دال‌ها از پیش وجود دارد. کودک درون جهانی متولد می‌شود که پیشاپیش توسط زبان سازمان یافته است. از این رو، انسان ابتدا «من» مستقلی ندارد که سپس زبان را به کار گیرد؛ بلکه برعکس، ابتدا زبان وجود دارد و سپس سوژه در درون این نظم نمادین شکل می‌گیرد.
این ایده یکی از بنیادی‌ترین تزهای لاکان است: سوژه محصول زبان است.
ما تصور می‌کنیم که مالک سخنان خود هستیم و آگاهانه تصمیم می‌گیریم چه بگوییم، اما تجربه روزمره چیز دیگری را نشان می‌دهد. همه ما گاه چیزی بر زبان آورده‌ایم که نمی‌خواستیم بگوییم، نامی را اشتباه تلفظ کرده‌ایم، کلمه‌ای را جایگزین کلمه‌ای دیگر کرده‌ایم یا ناگهان متوجه شده‌ایم که جمله‌ای که گفته‌ایم معنایی فراتر از قصد آگاهانه ما داشته است. این لحظات نشان می‌دهند که چیزی در ما سخن می‌گوید که با «من» آگاه یکسان نیست. این همان چیزی است که فروید آن را ناخودآگاه نامید.
اما لاکان در این مقاله فهم تازه‌ای از ناخودآگاه ارائه می‌کند. ناخودآگاه انباری از رانه ها /غرایز یا تصاویر سرکوب‌شده نیست؛ ناخودآگاه بخشی از گفتار است که از دسترس سوژه خارج شده است. لغزش‌های زبانی، رؤیاها، فراموشی‌ها، نشانه‌های روان‌رنجورانه و تکرارهای زندگی روزمره همگی شیوه‌هایی هستند که از طریق آن‌ها ناخودآگاه سخن می‌گوید. به همین دلیل لکان بعدها فرمول مشهور خود را بیان می‌کند که «ناخودآگاه چون زبان ساختار یافته است». این جمله به این معنا نیست که ناخودآگاه دقیقاً یک زبان است، بلکه بدین معناست که ناخودآگاه همانند زبان بر اساس روابط میان دال‌ها، جابه‌جایی‌ها، استعاره‌ها و پیوندهای نمادین عمل می‌کند.
از نظر لکان، ناخودآگاه در واقع تاریخ فراموش‌شده سوژه است. هر فرد در زندگی خود رویدادهایی را از یاد می‌برد، بعضی امیال را انکار می‌کند، برخی خاطرات را حذف می‌کند و درباره گذشته خود داستانی می‌سازد که همیشه با حقیقت یکسان نیست. اما آنچه حذف می‌شود از بین نمی‌رود. امر طردشده در شکل‌های دیگری بازمی‌گردد: در قالب اضطراب، نشانه، تکرار، رؤیا یا انتخاب‌های ظاهراً نامعقول زندگی. بنابراین نشانه روانی صرفاً یک نقص یا بیماری نیست، بلکه پیامی است که از سوی ناخودآگاه ارسال می‌شود.
به همین دلیل لکان معتقد است که سیمتوم را باید همچون متنی رمزگذاری‌شده خواند. مثلاً در هیستری، بدن ممکن است چیزی را بیان کند که سوژه قادر به گفتن آن نیست. درد، فلج، بی‌حسی یا سایر علائم بدنی می‌توانند حامل معنایی باشند که در زبان آگاهانه جایی پیدا نکرده است. از این رو وظیفه تحلیل‌گر نابود کردن سریع سیمتوم نیست، بلکه باید به آن گوش دهد و منطق آن را کشف کند. نشانه نوعی سخن گفتن است؛ سخنی که از طریق بدن یا رنج بیان می‌شود.
1/
10
لکان میان دو شکل از گفتار تمایز قائل می‌شود: گفتار تهی و گفتار پُر. گفتار تهی سخنی است که عمدتاً در خدمت تصویری است که فرد از خود ساخته است. انسان ممکن است ساعت‌ها درباره خود حرف بزند، اما هیچ حقیقتی درباره میلش آشکار نشود. او ممکن است خود را فداکار، قوی، قربانی یا مستقل معرفی کند، اما این توصیف‌ها اغلب به سطحی خیالی تعلق دارند؛ سطحی که در آن فرد بیشتر در حال حفظ هویتی خاص است تا مواجهه با حقیقت میل خود.
در مقابل، گفتار پُر لحظه‌ای است که سوژه چیزی را بر زبان می‌آورد که پیش‌تر نمی‌دانست. در این لحظه حقیقتی درباره تاریخ، میل یا جایگاه او آشکار می‌شود و سوژه نیز از آن شگفت‌زده می‌شود. گفتار پُر صرفاً انتقال اطلاعات نیست؛ رویدادی است که موقعیت ذهنی فرد را دگرگون می‌کند. سوژه پس از چنین لحظه‌ای دیگر همان فرد پیشین نیست، زیرا نسبتش با حقیقت خویش تغییر کرده است.
اما حقیقت از نظر لاکان چیست؟ حقیقت یک دادهٔ عینی یا مجموعه‌ای از اطلاعات نیست. حقیقت چیزی است که در گفتار رخ می‌دهد. انسان حقیقت خود را در فرایند سخن گفتن تولید می‌کند. با این حال حقیقت هرگز به‌طور کامل گفته نمی‌شود. زبان همواره ناکامل است و نمی‌تواند تمام واقعیت میل را در خود جای دهد. به همین دلیل انسان هرگز نمی‌تواند کاملاً با خود شفاف شود و همواره چیزی از میل او از دسترس آگاهی می‌گریزد.
از آنجا که هر گفتاری مخاطبی را فرض می‌کند، لاکان به مفهوم «دیگری» می‌رسد. هیچ‌کس در خلأ سخن نمی‌گوید. حتی زمانی که با خود حرف می‌زنیم، در حقیقت در افق دیگری سخن می‌گوییم. دیگری برای لکان صرفاً شخصی مشخص نیست، جایگاه زبان، قانون، معنا و نظم نمادین است. ما از خلال دیگری سخن می‌گوییم و میل خود را نیز از خلال دیگری می‌شناسیم. از همان آغاز زندگی، میل ما در رابطه با خواست و تمنای دیگری شکل می‌گیرد.


در این چشم‌انداز، جایگاه تحلیل‌گر نیز معنایی تازه پیدا می‌کند. تحلیل‌گر آموزگار، نصیحت‌کننده یا راهنمای اخلاقی نیست. او کسی نیست که حقیقت بیمار را از پیش بداند و آن را به او بیاموزد. وظیفهٔ تحلیل‌گر ایجاد فضایی است که در آن گفتار سوژه بتواند حقیقت خویش را آشکار کند. سکوت تحلیل‌گر، تفسیرهای او و شیوهٔ حضورش همه در خدمت این هدف‌اند که سوژه بتواند آنچه را نمی‌دانست، بر زبان بیاورد.
از این رو لکان با تمام توان با روان‌شناسی ایگو مخالفت می‌کند. از نظر او، ایگو ساختاری عمدتاً خیالی است که از همانندسازی‌ها ساخته شده است. اگر هدف تحلیل صرفاً تقویت ایگو باشد، ممکن است فرد بیش از پیش در تصاویر و توهمات خویش اسیر شود. تحلیل نباید سوژه را به انطباق هرچه بیشتر با هنجارهای اجتماعی سوق دهد؛ بلکه باید امکان مواجهه او با حقیقت میلش را فراهم کند.
به همین دلیل هدف روانکاوی از نظر لاکان سازگار کردن فرد با جامعه یا حذف مکانیکی سیمتوم ها نیست. ممکن است فرد پس از تحلیل همچنان دچار تعارض، اضطراب یا ناکامی باشد، اما رابطه او با میل خویش تغییر کرده است. او دیگر همان سوژه پیشین نیست، زیرا اکنون می‌تواند نسبت متفاوتی با تاریخ و حقیقت خود برقرار کند.
تمام اندیشه های بعدی لکان ــ از نظریهٔ دال و دیگری بزرگ گرفته تا مفهوم میل و حتی ژوئیسانس ــ از همین بینش بنیادی سرچشمه می‌گیرد: ناخودآگاه سخن می‌گوید، و روانکاوی هنر گوش سپردن به این سخن است...



Ref: The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis

Paper delivered at the Rome Congress held at the Institute of Psychology at the University of Rome on September 26 and 27, 1953


2/

فرشته عباسی

@psychoanalysis_classical
13