روانکاوی کلاسیک/ژانوس
2.63K subscribers
172 photos
57 videos
37 files
88 links
Download Telegram
Forwarded from Book_Reading Admin
درود و احترام


جهت یادآوری




امروز در جلسه ی پرسش و پاسخ و و پیش نگری سیمنار اول منتظر حضورتان هستیم 🍀
8👍4
نشست پیش نگری سیمنار اول
Janus group
ویس نشست پیش نگری خوانش سمینارهای لکان

در این ویس مقدمه ای جامع بر جایگاه و مسیر خوانش سمینار لكان و اهمیت آن در مسیر فکری لکان و چارچوب کلی دوره ارائه و بررسی شد.

ویژه علاقه مندان :
کسانی که میخواهند پیش از شروع دوره با ساختار ، اهداف و محورهای اصلی جلسات آشنا شوند.

جهت دریافت شرایط دوره و ثبت نام به ای دی زیر پیام دهید.
@Janusgroup_admin


-توجه فرمایید ظرفیت محدود است و دو سوم ظرفیت دوره پر شده.
اگر مایل به ثبت‌نام هستید پیش ثبت‌نام خود را قطعی کنید.
منتظر حضورتان هستیم🍀


@psychoanalysis_classical
9
📘 مروری بر سمینار اول لکان
(مقالات فروید در مورد تکنیک)

🔹 مدرس: دکتر رضا احمدی
«دکتری فلسفه، مترجم و پژوهشگر فلسفه، روانکاوی و الهیات»

🔹 پژوهشگر همراه: فرشته عباسی
«روان‌ درمانگر تحلیلی ؛فعال در حوزه‌ی روانکاوی فرویدی_لکانی»

🔹 شروع: ۳۰ آبان
🔹 مدت دوره: ۱۲ جلسه
🔹 زمان برگزاری: چهارشنبه‌ها، ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
🔹 محل برگزاری: آنلاین در زوم
🔹 امکان پرداخت به صورت اقساطی وجود دارد

در سمینار اول، لکان از خلال بازخوانی متون فروید، راه ورود به دال، انتقال و جایگاه تحلیل‌گر را می‌گشاید.
این دوره فرصتی‌ست برای مواجهه‌ای دوباره با زبان فروید و آغاز فهم دستگاه اندیشه‌ی لکانی.

👥 مناسب برای:
روان‌درمانگران، روان‌کاوان، دانشجویان و علاقه‌مندان به روان‌کاوی، به‌ویژه کسانی که می‌خواهند مسیر نظری و بالینی خود را با متون اصلی فروید و لکان پیوند دهند.

برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر، به @Janusgroup_admin در تلگرام پیام بدهید.
4👍3
Forwarded from Book_Reading Admin
📌اطلاعیه مهم درباره‌ی دوره‌ی خوانش سمینار اول لکان




درود 🍀


با توجه به گستردگی مباحث سمینار اول، که در ۱۲ جلسه برگزار خواهد شد، و ضرورت ایجاد فضای تعاملی برای گفت‌وگو و طرح پرسش‌ها، ظرفیت شرکت‌کنندگان به‌صورت محدود تعیین شده است.

از آنجا که هدف ما حفظ کیفیت علمی و امکان مشارکت فعال هر عضو است، افزایش ظرفیت مقدور نخواهد بود و احتمال تشکیل گروه دوم ، نیز در حال حاضر وجود ندارد.چرا که برگزارکننده‌ها امکان اختصاص وقت برای گروه دیگری را فعلاً ندارند.

⚠️ ظرفیت دوره در حال تکمیل است.
بنابراین توصیه می‌شود علاقه‌مندان ثبت‌نام خود را در اولین فرصت نهایی کنند.

با سپاس از همراهی و توجه شما :
Janus Psychoanalytic Circle






برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر، به @Janusgroup_admin در تلگرام پیام بدهید.





@psychoanalysis_classical
4
Audio
فایل صوتی جلسه‌ی اول خوانش کتاب «less than nothing» اثر «اسلاوی ژیژک»
مدرس: رضا احمدی






📌شروع سیمنار اول لکان از ۳۰ آبان



برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر، به @Janusgroup_admin در تلگرام پیام بدهید.

@psychoanalysis_classical
4
هگل برای درمانگران - جلسه دوم
<unknown>
🎙بخشی از درسگفتار هگل برای درمان‌گران

رضا احمدی


📌شروع سیمنار اول لکان از ۳۰ آبان
(ظرفیت باقی مانده ۴ نفر)

برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر، به @Janusgroup_admin در تلگرام پیام بدهید.

@psychoanalysis_classical
4
ظرفیت اعلام شده پر شد
اما بنا به درخواست برخی از علاقه‌مندان، ظرفیت دوره با امکان حضور پنج نفر دیگر افزایش یافت.🍀


برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر، به @Janusgroup_admin در تلگرام پیام بدهید.

@psychoanalysis_classical
1🔥1
در دو جلسه‌ی اول دوره ی «سمینار اول لکان» مرور کلی بر مقالات و مکتوبات مهم لکان پیش از شروع سمینار اول در سال 1953 خواهیم داشت . مقالات شامل:


۱) On Paranoiac Psychosis in its Relations to the Personality ۱۹۳۲

درباره روان پریشی پارانویایی در رابطه با شخصیت؛

رساله دکتری او آغاز تلاش برای تعریف شخصیت در مواجهه با روان پریشی و ایگو

۲) The Mirror Stage ( First Presentation)۱۹۳۶
مرحله آینه ای اولین ارائه؛

نظریه اصلی لکان که ایگو را به عنوان یک ساختار تخیلی و حاصل بیگانگی با تصویر بیرونی معرفی میکند.


۳)Family Complexes in the Formation of the Individual
۱۹۳۸
عقده های خانوادگی در شکل گیری فرد؛

مقاله ای جامع درباره نقش پیوندهای خانوادگی و عقده ادیپ در شکل گیری سوژه

۴)Logical Time and the Assertion of Anticipated Certainty: A New Sophism...
۱۹۴۵
زمان منطقی و ادعای یقین پیش دستانه یک سفسطه جدید:
تحلیلی ساختاری درباره منطق و زمان بندی سوژه در لحظه تصمیم گیری جمعی و بیناذهنی

۵)Discourse on Psychic Causality ۱۹۴۶
سخنی درباره علیت روانی؛
نقد لكان بر رویکردهای پزشکی و روان پزشکی به علل روان پریشی با تأکید بر نقش معنا و خطاب.

۶)Aggressivity in Psychoanalysis
۱۹۴۶
پرخاشگری در روانکاوی ؛
تعریف پرخاشگری به عنوان یک تنش تخیلی که از رابطه سوژه با دیگری و ایگو سرچشمه می گیرد.

۷) The Mirror Stage as Formative of the Function (Final Version) ... of the I ۱۹۴۹
مرحله آینه ای به مثابه شکل دهنده کار کرد ....«من»؛

نسخه نهایی شده مرحله اینه ای؛ مهمترین فرمول بندی لکان از قلمرو خیالی (Imaginary)
۸)The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis (The Rome Discourse)۱۹۵۳
کار کرد و قلمرو گفتار و زبان در روانکاوی گفتمان (رم)؛

مانيفست اصلی لکان که ناخودآگاه را ساختار یافته همچون یک زبان اعلام میکند و تمایز کلیدی بین full( و گفتار تمام )empty speech( گفتار پوچ speech) را مطرح مینماید. نقطه شروع دوره سمينارها...


مروری بر مقاله زیگموند فروید:
۹)Psychoanalytic Notes on an Autobiographical Account of a Case of Paranoia (Dementia Paranoides)
۱۹۱۱


برای ثبت‌نام و دریافت اطلاعات بیشتر، به @Janusgroup_admin در تلگرام پیام بدهید.

@psychoanalysis_classical
5
هدف نهایی روانکاوی Reconstruction است: بازسازی سوژه از دل گفتار.
روانکاوی امکان Rewriting History را می‌دهد؛ جایی که تاریخ تو، این‌بار به دست خودت نوشته می‌شود....


@psychoanalysis_classical
15👍5🔥4🕊1
خشونت در روان‌کاوی
#ژک_لکان


تز اول : خشونت در انسان از همان لحظه‌ای زاده می‌شود که ایگو (من نفسانی) شکل می‌گیرد. ایگو چیزی آرام و بی‌طرف نیست؛ محصول یک تنش بنیادی است. انسان تصویر خودش را در آینه(یا در نگاه دیگری)به‌عنوان «تمام و کامل» می‌بیند، اما این تصویر در حقیقت چیزی بیرونی است و همین بیرونی‌بودن، خودش را به شکل یک شکاف نشان می‌دهد؛ شکافی که میل، حسادت، دشمنی و رقابت را برمی‌انگیزد. لکان می‌گوید ایگو از همان آغاز با این خشونت اولیه گره می‌خورد، چون بر پایه‌ی یک «سو‌برداشت» ساخته می‌شود: کودکی که خود را یکپارچه فرض می‌کند، اما واقعاً چنین نیست. این تنش درونی، هم سرچشمه میل است و هم سرچشمه خشونت.

به همین دلیل، ایگو هرگز به «چیزی که خودش فکر می‌کند هست» تقلیل‌پذیر نیست. وقتی در موضع تحقیر قرار می‌گیرد، فوراً به مکانیسم‌های دفاعی پناه می‌برد: انکار می‌کند، دیگری را متهم می‌کند، خودش را بی‌گناه می‌بیند، و به شکلی پارانوئید ساختار می‌گیرد. لکان نشان می‌دهد که همین ساختار پارانوئیک است که فروید در «سه توهم بنیادین» توصیف کرده بود: حسادت، جنون شهوت، و سوءتعبیرهایی که فرد آشوب درونی‌اش را به جهان نسبت می‌دهد.

تز دوم : برای این‌که خشونت را بفهمیم، باید لحظه‌های اولیه‌ای را ببینیم که هنوز زبان شکل نگرفته است. ملانی کلاین این کار را کرد: کودکی که توان حرف زدن ندارد، اما حسادتش را با رنگ‌پریدگی، نگاه تند، یا واکنش جسمی نشان می‌دهد. در این لحظه‌ها، «ایماگو»‌هایی شکل می‌گیرند: تصاویری خیالی از بدن مادر، برادران، پدر یا حتی ابژه‌های درونی «بد». این‌ها نقشه‌های قدیمی‌ای هستند که کودک درونی‌سازی می‌کند و بعدها سرچشمه اضطراب‌ها، دفاع‌ها و خشونت‌هایش می‌شود.

تز سوم : لکان سپس نشان می‌دهد که ایگو چطور میان نیم‌کره‌های مغز، هنجارهای جنسی و فرهنگی، و حتی شیوه‌های قرینه‌سازی بدن به شخصیتِ پرتنشش شکل می‌دهد. مرحله نارسیسیستی انسان فقط یک مرحله روانی نیست؛ در فرهنگ یونان باستان، بدن زیبا و ورزیده همان آرمانی بود که جامعه برای «یکپارچگی ایگو» می‌ساخت. به این ترتیب، خشونت نه‌تنها روانی، بلکه فرهنگی نیز هست.

تز چهارم: لکان وارد سطح اجتماعی می‌شود. خشونت امروز به گونه‌ای عجیب با «فضیلت قدرت» اشتباه گرفته می‌شود. جامعه آن را نشانه بلوغ ایگو می‌پندارد. نظریه‌هایی مثل «تنازع برای بقا» در واقع خشونت را طبیعی می‌کنند، بی‌آنکه بفهمند این خشونت، محصول نوع خاصی از سازمان‌یافتگی میل است. لکان نشان می‌دهد که داروین موفق شد چون منطق شکارگری اقتصاد ویکتوریایی را به طبیعت تعمیم داد؛ یعنی خشونت اجتماعی را به «قانون طبیعت» تبدیل کرد.

اما قبل از داروین، هگل این واقعیت را دیده بود: رابطه ارباب و برده. انسان از طریق دیگری به رسمیت می‌رسد، و این به‌رسمیت‌شناسی هرگز بی‌خشونت نیست. ایگو (من نفسانی) ارزش خود را در تقابل می‌سازد، و همین تقابل به ظاهر پایدار، تاریخ را به پیش می‌راند. لکان این را به امروز وصل می‌کند، به جهانی که در آن نه مناسک سنتی هست، نه ساختارهای کهنِ سوپراگو؛ انسان مدرن تنها مانده، و خشونت‌پذیرتر از همیشه.

جوامع سنتی با مناسک روزانه، جشن‌ها، تقسیم نقش‌های جنسیتی و روابط آیینی، سهم بزرگی از خشونت و میل را در قالب‌هایی محصور می‌کردند. جهان امروز اما این ظرف‌ها را از دست داده و با نابودی قطب‌بندی‌های روانی، میدان را به یک نارسیسیسم گسترده و بی‌مهار داده است. فرد در میان این فروپاشی، نه با دیگری، نه با جامعه و نه با خودش امکان آشتی ندارد؛ از همین‌جاست که لکان به نوروزهای مدرن اشاره می‌کند: اضطراب، اجتناب، خودتحقیری، شکست اجتماعی و جنایت.

تز پنجم: لکان سپس بُعد فضایی را وارد می‌کند. ایگو (من نفسانی) ساختاری آینه‌ای و کالئیدوسکوپی دارد: خودش را در بازتاب دیگری کشف می‌کند. حتی حیوانات فقط در شرایط خاص اجتماعی رابطه‌ای فضایی می‌سازند، اما انسان با «بازتاب» رابطه دارد. او فضایی می‌سازد که از خودِ واقعیت فراتر می‌رود؛ بیشتر هندسی است تا تجربی. همین ساختار فضایی ایگو است که رقابت‌های انسانی را هدایت می‌کند: جنگ، فتح، تسلط‌طلبی، ترس از مرگ و حتی فرارهای روانی.

در نهایت، لکان نتیجه می‌گیرد که خشونت انسان از شکاف میان دو بُعد می‌آید: بُعد فضا و بُعد زمان. برگسون زمان روانی را توضیح داده بود، کیرکگور اضطراب را، و فروید نشان داد که رانش مرگ چگونه از دل همین شکاف سر برمی‌آورد. انسان مدرن، که از هر جهت عرصه را بر خود تنگ کرده، به سوی خودویرانگری میل می‌کند. نوروزهای مدرن(این خشم فروخورده، نفرت از خود، گریز از جهان)همه صورتی از همان رانش مرگ‌اند که دیگر ظرف سنتی برای مهار کردنش ندارند.
@psychoanalysis_classical
8👎1🔥1
لکان در پایان می‌گوید کار روانکاو این است که در برابر این خشونت و این سقوط، به سوژه کمک کند معنایی پیدا کند؛اما این کار همیشه از توان ما بزرگ‌تر است، چون سوژه‌ای که به کلینیک می‌آید، با یک تهی‌بودن بنیادی وارد می‌شود.

با این حال، کار ما همین است: همراه شدن با انسان مدرن در شکاف میل و خشونت، و نشان دادن راهی به‌سوی معنایی که خودش قادر نیست ببیند.

@psychoanalysis_classical
12👎1
Dr.makaremi:

دوستان و همراهان
با افتخار شما را به شرکت مجازی در رونمایی آخرین کتاب چاپ ایران‌ ‌دعوت می کنم. در این جلسه گزارش مختصری از ده سال فعالیتم در زمینه روانکاوی لاکانی در ایران عزیز‌خواهم ‌داد.
۴۰۰ ساعت تدریس
چاپ ۱۳ کتاب در انتشارات نشر
تربیت بیش از بیست روانکاو لاکانی
شروع به تاسیس یک مدرسه عالی روانکاوی لاکانی که تا کنون‌به طور رسمی امکان نیافتم.
آدرس جلسه امروز جمعه ساعت ۱۸ به وقت ایران عزیز : کافی است لینک زیر را در مکان آدرس بگذارید:

برای شرکت مجازی در رونمایی آخرین کتابم در تهران، جمعه ۷ آذر ساعت ۱۸ به وقت ایران عزیز از طریق این‌لینک وارد شوید:

https://meet.google.com/uka-mycv-wcc

اگر بشود بقیه را هم‌دعوت کنید تا با‌ هم‌ ببینید.
6
ژوئیسانس را تنها بر حسب بدن میتوان درک و تصور کرد. به هر شیوه ای که ژوئیسانس را از سر میگذراند ،چه خوب چه بد ،تجربه کردن ـ یا تجربه نکردن -ژوئیسانس تنها به بدن مربوط است. دست کم این تعریفی است که ما از ژوئیسانس ارائه خواهیم کرد.

#ژک_لکان

ژاک لاکان در تعریف ژوئیسانس تأکید می‌کند که این مفهوم تنها در چارچوب بدن قابل درک است و تجربه ژوئیسانس چه خوب باشد و چه بد، تجربه‌ای کاملاً وابسته به بدن است. در این دیدگاه، بدن نه تنها به عنوان یک موجود فیزیکی، بلکه به عنوان میدان اصلی که ژوئیسانس در آن اتفاق می‌افتد، مطرح می‌شود. بدن به مثابه فضایی است که انرژی ناخودآگاه، که به شکل میل و اشتیاق جنسی بروز می‌کند، در آن فعالیت دارد و بر روان انسان تأثیر می‌گذارد. این نگاه نشان می‌دهد که ژوئیسانس بیشتر از یک حس صرف، مفهومی پیچیده و مرتبط با ناخودآگاه و بدن است. در روانکاوی، جایگاه تئوری بسیار حیاتی است و صرفاً دانش آکادمیک یا رویکرد نظری به حساب نمی‌آید، بلکه به عنوان نیرویی است که باید بر روانکاو تأثیر بگذارد و در عمل درمانی او را هدایت کند. تئوری روانکاوانه، تنها هنگامی ارزشمند است که باعث تغییر در ادراک، توانایی شنیدن و فهم روانکاو شود و وی را قادر سازد حضور ژوئیسانس ناخودآگاه را فراتر از ظاهر کلمات و رفتارهای پذیرنده شناسایی کند. بنابراین تئوری وسیله‌ای است برای پالایش حواس، گسترش درک و عضویت در جامعه روانکاوان که به طور مستمر به زبان و مفاهیم مشترک خود متعهد‌اند. از نظر بدنی، روانکاوی بر اساس دو محور اصلی گفتار و سکس شکل می‌گیرد. چیزی خارج از این دو به حوزه روانکاوی تعلق ندارد. روانکاو باید بدن را نه به عنوان یک ارگانیسم صرف بلکه به عنوان بدن سخنگو و بدن جنسی بپذیرد؛ یعنی بدن باید به عنوان محمل گفتار ناخودآگاه و ژوئیسانس جنسی دیده شود. بدن جنسی، بخشی از بدن است که محل تمرکز ژوئیسانس است و این تمرکز معمولاً در اجزای خاصی از بدن حول محور میل جنسی است. ژوئیسانس، در نهایت، انرژی ناخودآگاهی است که از طریق ورودی‌های جنسی به بدن هدایت می‌شود و هدف ایده‌آل آن تحقق تجربه جنسی است. این انرژی موجب می‌شود که هر بخشی از بدن که در تماس یا درگیر این جریان شود، به نوعی به بدن جنسی تبدیل گردد.
این رویکرد به بدن در روانکاوی کمک می‌کند تا مشکلات روان‌تنی و نشانه‌های بدنی در فرآیند درمان بهتر فهمیده شوند، زیرا بدن نه فقط یک ماشین فیزیکی است بلکه حامل معنا، امیال ناخودآگاه و ژوئیسانس است که در جدال میان میل و گفتار در روانکاوی بازتاب می‌یابد. از این رو در روانکاوی، توجه به بدن به معنای توجه به ابعاد عمیق روانی و ناخودآگاه انسان است.



نقل به مضمون از نازیو
#هادی_یوسفی #کیوان_آذری

@psychoanalysis_classical
👍65👎1
روانکاوی خاص است.... از این حیث که آنچه را که در ادامه می آید بیان می کند و این سخن هسته ی اصلی آموزه ی من است من بدون دانش حرف میزنم. با بدنم حرف میزنم و این امر بدون اینکه بدانم اتفاق می افتد. در نتیجه من همواره بیش از آنچه می دانم می گویم

#ژک_لکان

@psychoanalysis_classical
5
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
روانکاوی خاص است.... از این حیث که آنچه را که در ادامه می آید بیان می کند و این سخن هسته ی اصلی آموزه ی من است من بدون دانش حرف میزنم. با بدنم حرف میزنم و این امر بدون اینکه بدانم اتفاق می افتد. در نتیجه من همواره بیش از آنچه می دانم می گویم #ژک_لکان …
نازیو در کتاب پنج درس درباره تئوری روان‌کاوی لکان ، این نقل و قول رو اینگونه توضیح میدهد که لاکان می‌گوید روانکاوی خاص است، چون مبتنی بر این واقعیت است که سوژه، از جمله خود روانکاو، «بدون دانش» و «با بدنش» حرف می‌زند؛ یعنی کلام او از جایی فراتر از دانستنِ خودآگاه می‌آید و همیشه بیش از آن‌چه می‌داند می‌گوید. این جمله هسته‌ی آموزه‌ی اوست: حقیقت ناخودآگاه در سطح گفتار و بدن جاری است، نه در سطح دانستنِ نظری و شفاف. بر همین پایه، وقتی پارامتر زبان را اضافه می‌کند، می‌پرسد «بدن سخنگو چیست؟» و توضیح می‌دهد که بدنِ مورد نظر روانکاوی، بدن گوشت و استخوان نیست، بلکه مجموعه‌ای از عناصر دلالتی است؛ یعنی چیزهایی مثل خطوط و حالت‌های چهره و نسبت آن‌ها با هم، که نه صرفاً احساس برمی‌انگیزند، بلکه مثل دال عمل می‌کنند و معنایی را حمل می‌کنند. وقتی چهره فقط در ما احساس دلسوزی یا بیزاری ایجاد می‌کند، هنوز در سطح «بدنِ تصویر» هستیم، اما وقتی همان چهره ناگهان در روانکاو مداخله‌ای غیرمنتظره در جلسه برمی‌انگیزد، به «بدنِ دال» تبدیل می‌شود؛ بدنی که مانند حقیقت، بدون آن‌که روانکاو بداند چگونه، عمل او را در درمان تعین می‌بخشد. روانکاو ، هنگام سلام‌کردن در اتاق انتظار، چهره‌ی بیمار را می‌بیند، ذهنش را خالی می‌کند و تنها به جذبه و کیفیت آن چهره گوش می‌دهد؛ بعد، در لحظه‌ای از جلسه، مداخله‌ای می‌کند که از پیوند گفتار فعلی بیمار با همان برداشت نخستین از چهره‌اش نیرو می‌گیرد، بی‌آن‌که خودش دقیقاً آگاه باشد.

بدن به‌مثابه تصویر. منظور، فقط تصویر در آینه نیست، بلکه هر تصویری در جهان بیرون است که نقش «بدنِ من» را برایم بازی می‌کند؛ ابژه‌هایی مثل ساعت، لامپ، یا خانه، تا جایی که برای من بار عاطفی و معنایی عمیق دارند، می‌توانند امتدادی از بدن من شوند. این «بدن تصویری» دو ویژگی دارد: از بیرون می‌آید (از دیگری انسانی یا از ابژه‌های پیرامون)، و آماده است که منابع ژوئیسانس من در آن تجسم یابد؛ یعنی همان ابژه‌های بیرونی همزمان بدن جنسی و بدنِ ژوئیسانس را هم می‌پوشانند و هم شکل می‌دهند.

بدن را می‌توان از سه دیدگاه مکمل فهمید: در سطح امر واقعی، بدن برابر با ژوئیسانس است؛ در سطح امر نمادین، بدن دلالت‌کننده است، یعنی مجموعه‌ای از عناصر متمایز که هر یک می‌توانند کنشی را در دیگری تعین کنند؛ و در سطح تصویری، بدن همان بدنی است که با تصویر بیرونی و پری آن یکی گرفته می‌شود و در سوژه معنا و تأثر برمی‌انگیزد. این سه پرسپکتیو با هم تعریف لاکانی از بدن در روانکاوی را می‌سازند: بدنی که محل ژوئیسانس است، بدنی که چون دال عمل می‌کند و عمل درمانی را هدایت می‌کند، و بدنی که در تصاویر بیرونی و ابژه‌های معنا‌دار مجسم می‌شود و بخشی از هویت و لذت سوژه را سازمان می‌دهد.



نقل به مضمون از نازیو
ترجمه از
#هادی_یوسفی #کیوان_آذری

@psychoanalysis_classical
6
https://youtu.be/IMcwh58SxIg


فروید باور داشت که در ناخودآگاه هیچ گذشته‌ای واقعاً گذشته نمی‌شود. محتواهای روانی به جای اینکه در خط سیر زمان قرار بگیرند، در نوعی اکنونِ دائمی عمل می‌کنند.
از رؤیا تا تروما، از تکرار تا بازگشت امر سرکوب‌شده، مفهوم بی‌زمانی به ما نشان می‌دهد که روان انسانی چگونه گذشته را در لحظه حال دوباره زندگی می‌کند.



@psychoanalysis_classical
8👍1
نازیو می‌گوید:
لاکان دو فرمول‌بندی به‌ظاهر متناقض درباره‌ی بدن و ژوئیسانس ارائه می‌دهد: «فقط ژوئیسانسِ بدن وجود دارد» و «انفجال میان بدن و ژوئیسانس».


این تناقض ظاهری با تفکیک معانی «بدن» حل می‌شود؛ در فرمول اول، «بدن» به معنای بدنِ جزئی است ؛ همان بخشی که ژوئیسانس موضعی در آن متمرکز می‌شود (مثل پای رقاص یا چشم دیدزن) و روانکاوی فقط با این بدن سروکار دارد، نه با بدنِ کلی یا اندام‌وار (گوشت و استخوان).

در فرمول دوم، «بدن» به معنای بدنِ اندام‌وارِ کلی و توهمی است ؛ بدنی که به عنوان زیرساختِ ناژوئیسانی تصور می‌شود و ژوئیسانسِ جزئی از آن جدا می‌گردد. ژوئیسانس ریشه‌ای از این بدنِ کلی جدا است، چون روانکاوی به بدنِ ارگانیکِ کامل کاری ندارد؛ فقط جزئی را می‌بیند که ژوئیسانس در آن متراکم و تقلیل‌یافته است.پس خیر، بدن برای روانکاوی «مطلقاً اندام‌وار و کلی» نیست؛ هر کلیتی (مثل تصویر آیینه‌ای نوزاد یا «مادرِ کامل» در برابر ابژه‌های جزئی مثل پستان) توهمی است. روانکاوی به جزء امتیاز می‌دهد، چون ناخودآگاه فقط در امر جزئی (واقعی، نمادین، خیالی) عمل می‌کند: ژوئیسانس موضعی است، تصویر همیشه یک جنبه (نه کل) است، و دالِ عمل‌گر فقط یک عنصر یکتا (شکلک، خال، نگاهی گذرا). کلیتِ توهمی برای نمادین و خیالی ضروری است، اما ژوئیسانسِ واقعی همیشه جزئی باقی می‌ماند و بدن را به آن تقلیل می‌دهد.





نقل به مضمون از نازیو


@psychoanalysis_classical
👍42🙏1🕊1
نازیو در تحلیل مواجهه روانکاو با حضور پرقدرت بدن در طول درمان می‌گوید: وقتی با چنین موقعیتی روبه‌رو می‌شویم، اولین کاری که باید انجام دهیم، تکیه بر تئوری و آزمودن آن است. برای اینکه بتوانیم خوب گوش کنیم، سه مرحله لازم است:
۱. داشتن یک تئوری روشن
۲. جایگزین کردن فانتزی‌ای که از گفته‌ها و تصورات بیمار شکل گرفته با آن تئوری
۳. سپس معطوف کردن خود به شنیدن، بدون اینکه تئوری یا فانتزی‌ها را در ذهن نگه داریم یا بخواهیم آن‌ها را به یاد آوریم.

نازیو درباره اختلالات روان‌تنی و بیماری‌های اندام‌وار توضیح می‌دهد که در این شرایط، بدن «امر واقعی»، «امر نمادین» و «امر تصویری» را پاره می‌کند و همین باعث آشفتگی در صحنه روانکاوانه می‌شود. او تأکید می‌کند که این بدن، بدن امر واقعی است؛ بدنی که ژوئیسانس را تجربه می‌کند و از طریق طغیان انرژی جنسی، سوژه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

او به تئوری فروید هم اشاره می‌کند: فروید در سال ۱۹۱۰ توضیح داده است که چگونه انرژی شهوانی اندامی می‌تواند عملکرد فیزیولوژیک طبیعی را مختل کند و حتی به بافت‌ها آسیب برساند. وقتی لیبیدو به شدت در یک اندام متمرکز می‌شود، نقش آن از کارکردی به شهوانی تغییر می‌یابد و ممکن است تا سطح سلولی اثر کند. فروید این وضعیت را «تغییرات سمی» می‌نامد و معتقد است که این ناشی از منع رانه های اصلی یا زیاده‌روی در نقش اروتوژنیک اندام است.

نازیو می‌گوید وقتی این بدن واقعی با ژوئیسانس وارد صحنه درمان می‌شود، روانکاو با مرزهای عمل خود روبه‌رو می‌شود و ناچار است نقش خود را بازتعریف کند. هم ظرفیت تئوری برای توضیح این حقایق بالینی به چالش کشیده می‌شود و هم توانایی روانکاو برای حفظ انسجام روانکاوی و مدیریت تأثیر مواجهه با امر واقعی.






@psychoanalysis_classical
5
روانکاوی کلاسیک/ژانوس
نازیو در تحلیل مواجهه روانکاو با حضور پرقدرت بدن در طول درمان می‌گوید: وقتی با چنین موقعیتی روبه‌رو می‌شویم، اولین کاری که باید انجام دهیم، تکیه بر تئوری و آزمودن آن است. برای اینکه بتوانیم خوب گوش کنیم، سه مرحله لازم است: ۱. داشتن یک تئوری روشن ۲. جایگزین…
نازیو با یک مثال بالینی توضیح می‌دهد: روانکاوی پذیرنده‌ای داشت که به بیماری اندامی وخیم مبتلا بود. در طول درمان، روانکاو متوجه شد چشم بیمار کمی اگزو فالمیک شده است. وقتی پیگیری شد، مشخص شد که بیمار به یک تومور خوش‌خیم زیر حدقه چشم مبتلاست که به استخوان پیشانی حمله کرده بود. روانکاو بیمار را به چشم پزشک ارجاع داد و عمل جراحی موفقیت‌آمیز انجام شد.

او توضیح می‌دهد که برای درک این وضعیت، روانکاو باید خود را در بدن بیمار غرق می‌کرد و همزمان ژوئیسانس تومور و نگاه خود به آن را تجربه می‌کرد. این همان چیزی است که نازیو از آن به عنوان موضع مازاد ژوئیسانس یا موضع ابژه‌ی a یاد می‌کند. روانکاو باید هم حضور تومور را تجربه کند و هم نگاه خود به آن را حفظ کند تا نقش تحلیلی خود را ایفا کند.

نازیو سه پرسپکتیو را برای فهم رخدادهای بالینی مطرح می‌کند:

امر واقعی: تومور به عنوان تراکم ژوئیسانس که بدن بیمار را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد

امر نمادین: رخداد به مثابه نشانه‌ای معنادار در مسیر درمان؛ روانکاو وظیفه دارد رخداد را معنا کند و زنجیره نمادین را بازسازی نماید

امر تصویری: نمایش فیزیکی تومور و بازنمایی آن که به روانکاو امکان می‌دهد تکرار روانکاوانه را حفظ کند


نازیو همچنین سه موضع روانکاو در این جریان بالینی را مشخص می‌کند:

1. موضع ابژه‌ی a: ادراک و حضور در بدن بیمار، همراه با تجربه ژوئیسانس تومور و نگاه به آن


2. موضع ارباب: اقدام عملی برای حفاظت از بیمار، مانند ارجاع به پزشک و ساخت فرضیه‌ای برای توضیح رخداد غیرقابل توضیح


3. موضع دالی: گوش دادن و بازسازی حلقه گم‌شده زنجیره نمادین؛ تنظیم تکرار روانکاوی و ادامه فرآیند درمان



نازیو تأکید می‌کند که این مواضع ممکن است به ظاهر ناسازگار باشند، اما در عمل همزیستی دارند و روانکاو می‌تواند همه آن‌ها را به طور همزمان و منسجم به کار گیرد. او همچنین یادآوری می‌کند که مداخله روانکاو، مانند ارجاع بیمار به پزشک، همیشه باید با احتیاط و در چارچوب رابطه انتقالی انجام شود و هیچ نسخه‌ای برای همه بیماران وجود ندارد.

در نهایت، این تجربه بالینی نشان می‌دهد که مواجهه با ژوئیسانس، جسم و امر واقعی در روانکاوی نیازمند تئوری، حضور حسی و اتخاذ مواضع متنوع روانکاوانه است تا هم معنا ایجاد شود و هم فرآیند درمان ادامه پیدا کند.




@psychoanalysis_classical
7👌2🕊1
سوژه ی وسواس می‌خواهد چه بگوید؟
🤨5👍43🤔3🐳1