زیاد این محتوا رو دیدیم:
«گرفتار چیزی که توی سوشال مدیا میبینیم نشیم. خودمون رو همونطور که هستیم بپذیریم و با مقایسهی خودمون با بقیه، سلامت روانمون رو از بین نبریم»
ولی مشکل دیگهای هم هست؛ معیارهای روابط آدمها بر مبنای معیارهای سوشال مدیا شده.
با آدمایی سر و کار داریم که بدون در نظر گرفتن شرایط خودشون، اینکه چه کسی هستن و چه چیزی رو واقعا میخوان،معیارهاشون شده همه ی آنچه در سوشال مدیا هست.
و اینطور میشه آدمهایی که واقعا میخوان خودشون رو بپذیرن و مقایسه نکنن هم همچنان گرفتار این مقایسه میشن.
«گرفتار چیزی که توی سوشال مدیا میبینیم نشیم. خودمون رو همونطور که هستیم بپذیریم و با مقایسهی خودمون با بقیه، سلامت روانمون رو از بین نبریم»
ولی مشکل دیگهای هم هست؛ معیارهای روابط آدمها بر مبنای معیارهای سوشال مدیا شده.
با آدمایی سر و کار داریم که بدون در نظر گرفتن شرایط خودشون، اینکه چه کسی هستن و چه چیزی رو واقعا میخوان،معیارهاشون شده همه ی آنچه در سوشال مدیا هست.
و اینطور میشه آدمهایی که واقعا میخوان خودشون رو بپذیرن و مقایسه نکنن هم همچنان گرفتار این مقایسه میشن.
بهرحال تا وقتی یه کاری رو تموم نکنی بعدی رو که نمیتونی شروع کنی،نه؟پس به هر شکلی شده تمومش کن.
اونجایی که آدما حس میکنن شرایط از کنترلشون خارجه،سر و کله ی خرافات پیدا میشه.
نمیدونم امسال دقیق قراره چیکار کنم،ولی میدونم هر کاری که تصمیم به انجامش بگیرم قراره انتخاب واقعی خودِ خودم باشه و بخاطر خودم انجامش بدم.
Forwarded from مثلاً روانشناسم!
وقتی ترسهات رو پَس میزنی با قدرت بیشتری برمیگردن سمتت. ترسهات رو بنویس و ازشون آگاه شو. اینجوری حداقل میدونی با چی طرفی.
نهایتا اون چیزی که باید جدی بگیریش فقط خودتی،هیچ چیز و هیچکس اونقدرا هم جدی نیست.
خوندن «مامان و معنی زندگی» بشدت برام سخته.دو ماهه شروعش کردم و هربار شروع به خوندنش میکنم ترس و اضطرابم بالا میاد.مخصوصا الان که توی دوران پر استرس زندگیمم.
مستاجر پلاک ١٢
نمیدانم آخرین باری که کسی مرا در آغوش گرفت، کِی بود. نمیدانم… شاید چون دیگر برایم ملموس نیست. انقدر دور شده که حتی خاطرهاش هم دچار تردید شد. فقط میدانم که خیلی گذشته. انقدر که دیگر پوستِ تنم یادش نمیآید گرمای بدنِ دیگری را، انقدر که شانههایم هیچ وزنی را جز وزنِ اندوهم تجربه نکردهاند. چرا هیچکس از لمس حرف نمیزند؟
در ظاهر فقط آغوش بود،اما که میدانست که چگونه ما را نجات داد در آن بحبوحه که جنگ ما برای زندگی بود.
جان تی جاست، روانشناس سیاسی در کتاب A theory of system justification میگه که فقر و اوضاع بد اقتصادی بر خلاف تصور ما باعث قیام نمیشه.همیشه عده ی زیادی هستن که سیستم موجود رو توجیه کنند.