کتابخانه ای در انگلستان بنا شد زیرا ساختمان قبلی قدیمی بود.
اما برای انتقال میلیون ها کتاب بودجه کافی در دسترس نبود.
تنها حلال مشکلات کارمند جوان کتابخانه بود.
او آگهی منتشر کرد:
همه می توانند به رایگان کتابها را امانت بگیرند و برای بازگرداندن به نشانی جدید تحویل دهند.
برای موفقیت کافیست کمی متفاوت بیندیشید ...
@psy_mana
اما برای انتقال میلیون ها کتاب بودجه کافی در دسترس نبود.
تنها حلال مشکلات کارمند جوان کتابخانه بود.
او آگهی منتشر کرد:
همه می توانند به رایگان کتابها را امانت بگیرند و برای بازگرداندن به نشانی جدید تحویل دهند.
برای موفقیت کافیست کمی متفاوت بیندیشید ...
@psy_mana
👏5
🌱ذهن فرد کمالگرا اینطوری کار میکنه:
اول بدون رفرنس و هیچ دلیل منطقی
یک فکت یا یک اجبار میسازه
«من میخوام برم آمریکا»
من میخوام رتبه یک بشم»
«برای پیاده روی، حتما کتونی نایکی لازمه»
در مرحله دوم؛ چون نقاط و
فکتی که ساخته هم مبهم هست، هم از توانایی و محدودیتها( روانی، اقتصادی و ...) فرد، خارج هست، از انجام دادن ناتوان میشه.
در مرحله سوم، پایبندی احمقانه و تعصبات بدون دلیل و ارجاع، شروع میشه، و یک مسلک یا قاعده فکری میسازه( اینجا نقطهای هست که فرد، خودشم نمیدونه، ولی براش پیاده روی بدون کتونی نایکی یک امر مسخره، محال و بی ارزش هست)
در مرحله آخر هم،
از اینکه نمیتونه درس بخونه، پیاده روی کنه، مهاجرت کنه، زبان بخونه، افکار خودکار سرزنشگر، خود تحقیری، نشخوارها و وسواسهای فکر میاد سراغش، و در نهایت پر از خشم و افسردگی و احساس باطل بودن میکنه.
@psy_mana
اول بدون رفرنس و هیچ دلیل منطقی
یک فکت یا یک اجبار میسازه
«من میخوام برم آمریکا»
من میخوام رتبه یک بشم»
«برای پیاده روی، حتما کتونی نایکی لازمه»
در مرحله دوم؛ چون نقاط و
فکتی که ساخته هم مبهم هست، هم از توانایی و محدودیتها( روانی، اقتصادی و ...) فرد، خارج هست، از انجام دادن ناتوان میشه.
در مرحله سوم، پایبندی احمقانه و تعصبات بدون دلیل و ارجاع، شروع میشه، و یک مسلک یا قاعده فکری میسازه( اینجا نقطهای هست که فرد، خودشم نمیدونه، ولی براش پیاده روی بدون کتونی نایکی یک امر مسخره، محال و بی ارزش هست)
در مرحله آخر هم،
از اینکه نمیتونه درس بخونه، پیاده روی کنه، مهاجرت کنه، زبان بخونه، افکار خودکار سرزنشگر، خود تحقیری، نشخوارها و وسواسهای فکر میاد سراغش، و در نهایت پر از خشم و افسردگی و احساس باطل بودن میکنه.
@psy_mana
🌱ویکتورفرانکل روان شناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:
1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند: من برای چه زنده هستم؟
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟ )
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم. مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،...) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟) ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب «انسان در جستجوی معنی» فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت.
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد.
هرکس باید معنای زندگی خود را، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد.
@psy_mana
1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند: من برای چه زنده هستم؟
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟ )
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم. مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،...) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟) ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب «انسان در جستجوی معنی» فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت.
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد.
هرکس باید معنای زندگی خود را، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد.
@psy_mana
❤1
در درجه اول بشر هرگز شاد نیست، اما در سراسر زندگی خود در حال تلاش برای چیزی است که فکر میکند او را شاد خواهد کرد. ندرتا به هدفش میرسد و وقتی به آن دست یافت، تنها ناامید میشود. اغلب سرانجام همچون کشتی شکستهای با بادبانهای پاره و دکلهای از بین رفته به بندرگاه میرسد و سپس چه خوشبخت بوده باشد و چه بدبخت یکسان خواهد بود، زیرا زندگی وی هرگز چیزی بیش از لحظه حال نبوده که آن هم برای همیشه در حال ناپدید شدن است و اکنون به پایان رسیده است.
#اروین_د_یالوم
#درمان_شوپنهاور
@psy_mana
#اروین_د_یالوم
#درمان_شوپنهاور
@psy_mana
❤1
🌱افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده میكنند:
شکل اول: Power On
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند. تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهایی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
شكل دوم: Power With
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد. در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيری میدهيد.
شكل سوم: Power Within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال ميكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد.مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.
افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند. افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
@psy_mana
شکل اول: Power On
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند. تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهایی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
شكل دوم: Power With
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد. در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيری میدهيد.
شكل سوم: Power Within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال ميكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد.مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.
افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند. افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
@psy_mana
❤2
🌱 طرحواره عدم خویشتنداری و خودانضباطی ناکافی
افرادی که این طرحواره رو دارن، معمولاً در پیگیری هدفها و انجام تعهدها دوام نمیارن.
رژیم میگیرن ولی رها میکنن، برای کنکور برنامه میریزن اما با اولین مانع ول میکنن، کلاس ثبتنام میکنن ولی بعد از چند روز دیگه ادامه نمیدن.
اغلب دیر میرسن، بهانه دارن و نظم شخصی کمی در زندگیشون دیده میشه.
کنترل هیجاناتشون پایینه؛ ممکنه زود عصبانی بشن یا در خوشحالی افراط کنن.
گاهی هم بدون فکر عمل میکنن؛ چیزی میخرن یا حرفی میزنن فقط چون «دلشون خواسته».
محیط زندگیشون اغلب نامنظمه و این بینظمی ذهنشون رو هم آشفتهتر میکنه.
سه الگوی رفتاری در این طرحواره:
۱. افراد بیثبات و بدون خودتنظیمی هیجانی و زمانی که دیگران نمیتونن روشون حساب کنن.
۲. کسانی که از مسئولیت و برنامهریزی فرار میکنن و با کارهای بیاهمیت وقت میگذرونن.
۳. افرادی که زیاد سختگیرن و رژیم یا برنامه شدید میگیرن ولی دوام نمیارن
@psy_mana
افرادی که این طرحواره رو دارن، معمولاً در پیگیری هدفها و انجام تعهدها دوام نمیارن.
رژیم میگیرن ولی رها میکنن، برای کنکور برنامه میریزن اما با اولین مانع ول میکنن، کلاس ثبتنام میکنن ولی بعد از چند روز دیگه ادامه نمیدن.
اغلب دیر میرسن، بهانه دارن و نظم شخصی کمی در زندگیشون دیده میشه.
کنترل هیجاناتشون پایینه؛ ممکنه زود عصبانی بشن یا در خوشحالی افراط کنن.
گاهی هم بدون فکر عمل میکنن؛ چیزی میخرن یا حرفی میزنن فقط چون «دلشون خواسته».
محیط زندگیشون اغلب نامنظمه و این بینظمی ذهنشون رو هم آشفتهتر میکنه.
سه الگوی رفتاری در این طرحواره:
۱. افراد بیثبات و بدون خودتنظیمی هیجانی و زمانی که دیگران نمیتونن روشون حساب کنن.
۲. کسانی که از مسئولیت و برنامهریزی فرار میکنن و با کارهای بیاهمیت وقت میگذرونن.
۳. افرادی که زیاد سختگیرن و رژیم یا برنامه شدید میگیرن ولی دوام نمیارن
@psy_mana
🌱در خلوت افراد دچار اضطراب چه میگذرد؟
۱ تکرار اتفاقات گذشته در ذهن شما برای سنجیدن و اصلاح آنها
۲ تصور اتفاقاتی که در آینده ممکن است رخ دهد و تلاش برای پیدا کردن هر چیز غافلگیر کننده ای که ممکن است با برنامه تان تطابق نداشته باشد
۳ دوباره دیدن فیلم ها و سریال های تکراری زیرا می دانید چه اتفاقی قراره بیافته و به همین دلیل احساس راحتی و امنیت می کنید
۴ کناره گیری از اجتماع برای کنار آمدن با علائم و نشانه های خود...اما پیام ها و تماس های بی پاسخ دائم به شما فشار می آورد و انرژی شما را می گیرید
۵ تایپ کردن پیامی که تلاش می کنید با آن حالتی که دارید را برای دیگران توصیف کنید اما آن را حذف می کنید زیرا کلمات مناسبی پیدا نمیکنید
اضطراب حالتی بسیار ناخوشایند است که عدم درمان آن می تواند آسیب های زیادی به فرد بزند پس لطفا افراد مضطرب را بیشتر درک و حمایت کنید.
@psy_mana
۱ تکرار اتفاقات گذشته در ذهن شما برای سنجیدن و اصلاح آنها
۲ تصور اتفاقاتی که در آینده ممکن است رخ دهد و تلاش برای پیدا کردن هر چیز غافلگیر کننده ای که ممکن است با برنامه تان تطابق نداشته باشد
۳ دوباره دیدن فیلم ها و سریال های تکراری زیرا می دانید چه اتفاقی قراره بیافته و به همین دلیل احساس راحتی و امنیت می کنید
۴ کناره گیری از اجتماع برای کنار آمدن با علائم و نشانه های خود...اما پیام ها و تماس های بی پاسخ دائم به شما فشار می آورد و انرژی شما را می گیرید
۵ تایپ کردن پیامی که تلاش می کنید با آن حالتی که دارید را برای دیگران توصیف کنید اما آن را حذف می کنید زیرا کلمات مناسبی پیدا نمیکنید
اضطراب حالتی بسیار ناخوشایند است که عدم درمان آن می تواند آسیب های زیادی به فرد بزند پس لطفا افراد مضطرب را بیشتر درک و حمایت کنید.
@psy_mana
❤1
یکی از فرمولهای شوپنهاور که خیلی به من کمک کرد، این ایده بود که شادی نسبی از سه منبع سرچشمه میگیره: آنچه هستی، آنچه داری و آنچه در چشم مردم جلوه میکنی. اون اصرار داره که ما باید فقط بر اولی تمرکز کنیم و بر دومی و سومی – بر داشتهها و بر وجههمان – سرمایهگذاری نکنیم چون کنترلی بر اون دو تا نداریم، چون از ما گرفته میشن – درست مثل پیری گریزناپذیر که داره زیبایی تو رو ازت میگیره.
در واقع، شوپنهاور گفته «داشتن» معکوس میشه: آنچه داریم، اغلب صاحبمان میشود.
#اروین_یالوم
درمان شوپنهاور
@psy_mana
در واقع، شوپنهاور گفته «داشتن» معکوس میشه: آنچه داریم، اغلب صاحبمان میشود.
#اروین_یالوم
درمان شوپنهاور
@psy_mana
❤1
🌱طرحواره شکست
در تله شکست، فرد عمیقاً باور دارد که ناتوان، بیعرضه و محکوم به شکست است. خودش را با دیگران مقایسه میکند و همیشه احساس میکند از بقیه عقبتر و بیاستعدادتر است. از چالشها و مسئولیتها فرار میکند چون از شکست میترسد. وقتی شکست میخورد، خودش را سرزنش میکند و وقتی موفق میشود، موفقیتش را بیارزش میداند. این تله باعث میشود فرد انگیزه، هدف و اعتمادبهنفسش را از دست بدهد و در حلقهی تکراری «تلاش، ترس، رها کردن» بماند.
🫧 راه درمان:
1. آگاهی از وجود این طرحواره و نامگذاری احساس شکست.
2. یادگیری دیدن نقاط قوت و موفقیتهای کوچک روزمره.
3. کار با «کودک درون» و مراقبت از او با مهربانی نه سرزنش.
4. جایگزین کردن جملههای منفی با باورهای حمایتی ("میتوانم یاد بگیرم").
5. تمرین پذیرش اشتباه بهعنوان بخشی از رشد.
6. تعیین اهداف کوچک و قابلدستیابی.
7. کار با درمانگر برای بازسازی تصویر خود و کاهش خودسرزنشی.
@psy_mana
در تله شکست، فرد عمیقاً باور دارد که ناتوان، بیعرضه و محکوم به شکست است. خودش را با دیگران مقایسه میکند و همیشه احساس میکند از بقیه عقبتر و بیاستعدادتر است. از چالشها و مسئولیتها فرار میکند چون از شکست میترسد. وقتی شکست میخورد، خودش را سرزنش میکند و وقتی موفق میشود، موفقیتش را بیارزش میداند. این تله باعث میشود فرد انگیزه، هدف و اعتمادبهنفسش را از دست بدهد و در حلقهی تکراری «تلاش، ترس، رها کردن» بماند.
🫧 راه درمان:
1. آگاهی از وجود این طرحواره و نامگذاری احساس شکست.
2. یادگیری دیدن نقاط قوت و موفقیتهای کوچک روزمره.
3. کار با «کودک درون» و مراقبت از او با مهربانی نه سرزنش.
4. جایگزین کردن جملههای منفی با باورهای حمایتی ("میتوانم یاد بگیرم").
5. تمرین پذیرش اشتباه بهعنوان بخشی از رشد.
6. تعیین اهداف کوچک و قابلدستیابی.
7. کار با درمانگر برای بازسازی تصویر خود و کاهش خودسرزنشی.
@psy_mana
❤1
"به جای کوچیک کردن دیگران؛ خودت بزرگ شو!
به جای آرزوی شکست برای افراد موفق؛ خودت هم تلاش کن و موفق شو..
به جای تلاش و حسرت خوردن بلند شو و برای آرزوهایت بجنگ!!
فراموش نکن کسی که توهین میکند،خودش را زیر سوال میبرد..
کسی که تحقیر میکند خودش را خوار میکند..
و کسی که میرنجاند دیر یا زود تاوان خواهد داد..!
نه خراقاتی ام نه سطحی نگر..
اما لابه لایی این سطح منطق و روشنفکری به چوب انتقام خدا بدجور اعتقاد دارم؛بدجور..!"
@psy_mana
به جای آرزوی شکست برای افراد موفق؛ خودت هم تلاش کن و موفق شو..
به جای تلاش و حسرت خوردن بلند شو و برای آرزوهایت بجنگ!!
فراموش نکن کسی که توهین میکند،خودش را زیر سوال میبرد..
کسی که تحقیر میکند خودش را خوار میکند..
و کسی که میرنجاند دیر یا زود تاوان خواهد داد..!
نه خراقاتی ام نه سطحی نگر..
اما لابه لایی این سطح منطق و روشنفکری به چوب انتقام خدا بدجور اعتقاد دارم؛بدجور..!"
@psy_mana
❤1
چرا تصمیم گیری دشوار است؟ در رمان جان گاردنر، با نام گِرندل، قهرمان داستان، پریشان از معمای زندگی، با کشیش خردمندی مشورت می کند و او دو عبارت ساده به زبان می آورد: «همه چیز رو به نابودی است» و «هر راه چاره ای، تو را از سایر راه ها محروم می سازد.» مفهوم «هر راه چاره ای، تو را از سایر راه ها محروم می سازد» همان است که در قلب بیشتر دشواری های موجود در تصمیم گیری نهفته است. در برابر هر «آری» باید «نه» ای هم باشد. تصمیم ها ارزان به دست نمی آیند، زیرا همواره با چشم پوشی از چاره ی دیگر همراهند.
#اروین_یالوم
@psy_mana
#اروین_یالوم
@psy_mana
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بذارید یه حقیقتی رو براتون روشن کنم، ذات آدما هیچ وقت تغییر نمیکنه؛ ممکنه یاد بگیرن چطوری پنهونش کنن یا چطوری کنترلش کنن اما تغییر نه......
حکایت خیلیاست که هرچقدر هم به پاشون بریزی بازم ذاتشون تغییر نمیکنه......
@psy_mana
حکایت خیلیاست که هرچقدر هم به پاشون بریزی بازم ذاتشون تغییر نمیکنه......
@psy_mana