از کوته نظران چنان بگریزید که گویی از طاعون گریختهاید چرا که با دیدگاههای
محدود خود همواره انگیزه های شما را سرکوب خواهند کرد...!
✍ #دنیس_ویتلی
@psy_mana
محدود خود همواره انگیزه های شما را سرکوب خواهند کرد...!
✍ #دنیس_ویتلی
@psy_mana
#پرسش_و_پاسخ
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ
ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ کرده ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ؟
پاسخ را از زبان #راسل بشنویم:
ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ، ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﻮﺯﻩ ﻫﺎ، ﺍﺯ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ و ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ گرفته تا ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻠﯽ ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯾﺸﻮﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ، ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﻋﻤﺮﺷﻮﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ باشد.
مثل ﺯﻥ ﯾﺎ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼﺷﺮﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ،
ﮐﻠﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﺪ
ﮐﻪ ﺷﺮﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ حال از او فرزند دارد.
یا ﻓﺮﺩﯼ ﮐﻪ ترم پایانی ﯾﮏ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﮐﻠﯽ ﻭﻗﺖ ﻭ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺻﺮﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺑﺮﺍیﺵ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ؛ ﻭﻟﯽ ﺟﺮﺍﺕ ﺗﺮﮎ ﺁﻥ ﺭﺷﺘﻪ،
ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺭﺷﺘﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ.
ﻣﺜﻞ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻨﺎﺳﺒﺶ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻭﻟﯽ ﺟﺮﺍﺕ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﭼﺮﺍ؟
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﮐﺎﺵ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻴﻢ " ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ " ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻭ ﻋﻘﺎﯾﺪﻣﺎﻥ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ
ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻳﻢ ﺁﻥ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
"ﺑﯽ ﻫﻮﯾﺖ " ﻧﺸﻮﻳﻢ. ﮐﺎﺵ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ، ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺎ،ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﻫﺎﺷﺎﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺗﺮﻣﺰ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﺎﻭﻝ ﻫﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺟﻠﻮﯼ ﺿﺮﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼﻣﻨﻔﻌﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ " ﺗﻐﯿﯿﺮ " ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﺮﺍﺕ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ.
#برتراند_راسل
@psy_mana
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ
ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ کرده ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ؟
پاسخ را از زبان #راسل بشنویم:
ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ، ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﻮﺯﻩ ﻫﺎ، ﺍﺯ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ و ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ گرفته تا ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻠﯽ ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯾﺸﻮﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ، ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﻋﻤﺮﺷﻮﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ باشد.
مثل ﺯﻥ ﯾﺎ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼﺷﺮﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ،
ﮐﻠﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﺪ
ﮐﻪ ﺷﺮﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ حال از او فرزند دارد.
یا ﻓﺮﺩﯼ ﮐﻪ ترم پایانی ﯾﮏ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﮐﻠﯽ ﻭﻗﺖ ﻭ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺻﺮﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺑﺮﺍیﺵ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ؛ ﻭﻟﯽ ﺟﺮﺍﺕ ﺗﺮﮎ ﺁﻥ ﺭﺷﺘﻪ،
ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺭﺷﺘﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ.
ﻣﺜﻞ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻨﺎﺳﺒﺶ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻭﻟﯽ ﺟﺮﺍﺕ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﭼﺮﺍ؟
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﮐﺎﺵ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻴﻢ " ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ " ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻭ ﻋﻘﺎﯾﺪﻣﺎﻥ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ
ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻳﻢ ﺁﻥ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
"ﺑﯽ ﻫﻮﯾﺖ " ﻧﺸﻮﻳﻢ. ﮐﺎﺵ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ، ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺎ،ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﻫﺎﺷﺎﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺗﺮﻣﺰ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﺎﻭﻝ ﻫﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺟﻠﻮﯼ ﺿﺮﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼﻣﻨﻔﻌﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ " ﺗﻐﯿﯿﺮ " ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﺮﺍﺕ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ.
#برتراند_راسل
@psy_mana
❤1
🌱 علامت بلوغ عاطفی :
۱ . میفهمید بیشتر بدرفتاری آدم های اطرافتون ریسه در اضطراب و ترسشون داره ، دنیا دیگه براتون پر از هیولا نیست
۲ . یاد میگیرید آدما بطور خودکار از محتویات مغز شما اطلاع ندارن ، پس حرف میزنید و دیگران رو سرزنش نمیکنید که نمیفهمنتون
۳ . یاد میگیرید که شما هم اشتباه میکنید ، پس معذرت خواهی میکنید
۴ . اعتماد به نفس رو یاد میگیرید ، نه که فوق العاده اید. نه! در واقع میفهمید همه مون با آزمون و خظا زندگی میکنیم ، عیبی هم نداره
۵ . والدینتون رو میبخشید ، اونا هم درگیر ترس و اضطراب های خودشونن
۶. میفهمید یه مسئله مهم رو پیش نکشید مگه خودتون و طرف مقابل استراحت کرده باشین و استرس یا عجله نداشته باشین
@psy_mana
۱ . میفهمید بیشتر بدرفتاری آدم های اطرافتون ریسه در اضطراب و ترسشون داره ، دنیا دیگه براتون پر از هیولا نیست
۲ . یاد میگیرید آدما بطور خودکار از محتویات مغز شما اطلاع ندارن ، پس حرف میزنید و دیگران رو سرزنش نمیکنید که نمیفهمنتون
۳ . یاد میگیرید که شما هم اشتباه میکنید ، پس معذرت خواهی میکنید
۴ . اعتماد به نفس رو یاد میگیرید ، نه که فوق العاده اید. نه! در واقع میفهمید همه مون با آزمون و خظا زندگی میکنیم ، عیبی هم نداره
۵ . والدینتون رو میبخشید ، اونا هم درگیر ترس و اضطراب های خودشونن
۶. میفهمید یه مسئله مهم رو پیش نکشید مگه خودتون و طرف مقابل استراحت کرده باشین و استرس یا عجله نداشته باشین
@psy_mana
کتابخانه ای در انگلستان بنا شد زیرا ساختمان قبلی قدیمی بود.
اما برای انتقال میلیون ها کتاب بودجه کافی در دسترس نبود.
تنها حلال مشکلات کارمند جوان کتابخانه بود.
او آگهی منتشر کرد:
همه می توانند به رایگان کتابها را امانت بگیرند و برای بازگرداندن به نشانی جدید تحویل دهند.
برای موفقیت کافیست کمی متفاوت بیندیشید ...
@psy_mana
اما برای انتقال میلیون ها کتاب بودجه کافی در دسترس نبود.
تنها حلال مشکلات کارمند جوان کتابخانه بود.
او آگهی منتشر کرد:
همه می توانند به رایگان کتابها را امانت بگیرند و برای بازگرداندن به نشانی جدید تحویل دهند.
برای موفقیت کافیست کمی متفاوت بیندیشید ...
@psy_mana
👏5
🌱ذهن فرد کمالگرا اینطوری کار میکنه:
اول بدون رفرنس و هیچ دلیل منطقی
یک فکت یا یک اجبار میسازه
«من میخوام برم آمریکا»
من میخوام رتبه یک بشم»
«برای پیاده روی، حتما کتونی نایکی لازمه»
در مرحله دوم؛ چون نقاط و
فکتی که ساخته هم مبهم هست، هم از توانایی و محدودیتها( روانی، اقتصادی و ...) فرد، خارج هست، از انجام دادن ناتوان میشه.
در مرحله سوم، پایبندی احمقانه و تعصبات بدون دلیل و ارجاع، شروع میشه، و یک مسلک یا قاعده فکری میسازه( اینجا نقطهای هست که فرد، خودشم نمیدونه، ولی براش پیاده روی بدون کتونی نایکی یک امر مسخره، محال و بی ارزش هست)
در مرحله آخر هم،
از اینکه نمیتونه درس بخونه، پیاده روی کنه، مهاجرت کنه، زبان بخونه، افکار خودکار سرزنشگر، خود تحقیری، نشخوارها و وسواسهای فکر میاد سراغش، و در نهایت پر از خشم و افسردگی و احساس باطل بودن میکنه.
@psy_mana
اول بدون رفرنس و هیچ دلیل منطقی
یک فکت یا یک اجبار میسازه
«من میخوام برم آمریکا»
من میخوام رتبه یک بشم»
«برای پیاده روی، حتما کتونی نایکی لازمه»
در مرحله دوم؛ چون نقاط و
فکتی که ساخته هم مبهم هست، هم از توانایی و محدودیتها( روانی، اقتصادی و ...) فرد، خارج هست، از انجام دادن ناتوان میشه.
در مرحله سوم، پایبندی احمقانه و تعصبات بدون دلیل و ارجاع، شروع میشه، و یک مسلک یا قاعده فکری میسازه( اینجا نقطهای هست که فرد، خودشم نمیدونه، ولی براش پیاده روی بدون کتونی نایکی یک امر مسخره، محال و بی ارزش هست)
در مرحله آخر هم،
از اینکه نمیتونه درس بخونه، پیاده روی کنه، مهاجرت کنه، زبان بخونه، افکار خودکار سرزنشگر، خود تحقیری، نشخوارها و وسواسهای فکر میاد سراغش، و در نهایت پر از خشم و افسردگی و احساس باطل بودن میکنه.
@psy_mana
🌱ویکتورفرانکل روان شناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:
1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند: من برای چه زنده هستم؟
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟ )
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم. مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،...) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟) ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب «انسان در جستجوی معنی» فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت.
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد.
هرکس باید معنای زندگی خود را، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد.
@psy_mana
1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند: من برای چه زنده هستم؟
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟ )
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم. مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،...) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟) ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب «انسان در جستجوی معنی» فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت.
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد.
هرکس باید معنای زندگی خود را، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد.
@psy_mana
❤1
در درجه اول بشر هرگز شاد نیست، اما در سراسر زندگی خود در حال تلاش برای چیزی است که فکر میکند او را شاد خواهد کرد. ندرتا به هدفش میرسد و وقتی به آن دست یافت، تنها ناامید میشود. اغلب سرانجام همچون کشتی شکستهای با بادبانهای پاره و دکلهای از بین رفته به بندرگاه میرسد و سپس چه خوشبخت بوده باشد و چه بدبخت یکسان خواهد بود، زیرا زندگی وی هرگز چیزی بیش از لحظه حال نبوده که آن هم برای همیشه در حال ناپدید شدن است و اکنون به پایان رسیده است.
#اروین_د_یالوم
#درمان_شوپنهاور
@psy_mana
#اروین_د_یالوم
#درمان_شوپنهاور
@psy_mana
❤1
🌱افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده میكنند:
شکل اول: Power On
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند. تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهایی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
شكل دوم: Power With
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد. در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيری میدهيد.
شكل سوم: Power Within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال ميكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد.مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.
افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند. افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
@psy_mana
شکل اول: Power On
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند. تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهایی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
شكل دوم: Power With
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد. در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيری میدهيد.
شكل سوم: Power Within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال ميكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد.مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.
افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند. افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
@psy_mana
❤2
🌱 طرحواره عدم خویشتنداری و خودانضباطی ناکافی
افرادی که این طرحواره رو دارن، معمولاً در پیگیری هدفها و انجام تعهدها دوام نمیارن.
رژیم میگیرن ولی رها میکنن، برای کنکور برنامه میریزن اما با اولین مانع ول میکنن، کلاس ثبتنام میکنن ولی بعد از چند روز دیگه ادامه نمیدن.
اغلب دیر میرسن، بهانه دارن و نظم شخصی کمی در زندگیشون دیده میشه.
کنترل هیجاناتشون پایینه؛ ممکنه زود عصبانی بشن یا در خوشحالی افراط کنن.
گاهی هم بدون فکر عمل میکنن؛ چیزی میخرن یا حرفی میزنن فقط چون «دلشون خواسته».
محیط زندگیشون اغلب نامنظمه و این بینظمی ذهنشون رو هم آشفتهتر میکنه.
سه الگوی رفتاری در این طرحواره:
۱. افراد بیثبات و بدون خودتنظیمی هیجانی و زمانی که دیگران نمیتونن روشون حساب کنن.
۲. کسانی که از مسئولیت و برنامهریزی فرار میکنن و با کارهای بیاهمیت وقت میگذرونن.
۳. افرادی که زیاد سختگیرن و رژیم یا برنامه شدید میگیرن ولی دوام نمیارن
@psy_mana
افرادی که این طرحواره رو دارن، معمولاً در پیگیری هدفها و انجام تعهدها دوام نمیارن.
رژیم میگیرن ولی رها میکنن، برای کنکور برنامه میریزن اما با اولین مانع ول میکنن، کلاس ثبتنام میکنن ولی بعد از چند روز دیگه ادامه نمیدن.
اغلب دیر میرسن، بهانه دارن و نظم شخصی کمی در زندگیشون دیده میشه.
کنترل هیجاناتشون پایینه؛ ممکنه زود عصبانی بشن یا در خوشحالی افراط کنن.
گاهی هم بدون فکر عمل میکنن؛ چیزی میخرن یا حرفی میزنن فقط چون «دلشون خواسته».
محیط زندگیشون اغلب نامنظمه و این بینظمی ذهنشون رو هم آشفتهتر میکنه.
سه الگوی رفتاری در این طرحواره:
۱. افراد بیثبات و بدون خودتنظیمی هیجانی و زمانی که دیگران نمیتونن روشون حساب کنن.
۲. کسانی که از مسئولیت و برنامهریزی فرار میکنن و با کارهای بیاهمیت وقت میگذرونن.
۳. افرادی که زیاد سختگیرن و رژیم یا برنامه شدید میگیرن ولی دوام نمیارن
@psy_mana
🌱در خلوت افراد دچار اضطراب چه میگذرد؟
۱ تکرار اتفاقات گذشته در ذهن شما برای سنجیدن و اصلاح آنها
۲ تصور اتفاقاتی که در آینده ممکن است رخ دهد و تلاش برای پیدا کردن هر چیز غافلگیر کننده ای که ممکن است با برنامه تان تطابق نداشته باشد
۳ دوباره دیدن فیلم ها و سریال های تکراری زیرا می دانید چه اتفاقی قراره بیافته و به همین دلیل احساس راحتی و امنیت می کنید
۴ کناره گیری از اجتماع برای کنار آمدن با علائم و نشانه های خود...اما پیام ها و تماس های بی پاسخ دائم به شما فشار می آورد و انرژی شما را می گیرید
۵ تایپ کردن پیامی که تلاش می کنید با آن حالتی که دارید را برای دیگران توصیف کنید اما آن را حذف می کنید زیرا کلمات مناسبی پیدا نمیکنید
اضطراب حالتی بسیار ناخوشایند است که عدم درمان آن می تواند آسیب های زیادی به فرد بزند پس لطفا افراد مضطرب را بیشتر درک و حمایت کنید.
@psy_mana
۱ تکرار اتفاقات گذشته در ذهن شما برای سنجیدن و اصلاح آنها
۲ تصور اتفاقاتی که در آینده ممکن است رخ دهد و تلاش برای پیدا کردن هر چیز غافلگیر کننده ای که ممکن است با برنامه تان تطابق نداشته باشد
۳ دوباره دیدن فیلم ها و سریال های تکراری زیرا می دانید چه اتفاقی قراره بیافته و به همین دلیل احساس راحتی و امنیت می کنید
۴ کناره گیری از اجتماع برای کنار آمدن با علائم و نشانه های خود...اما پیام ها و تماس های بی پاسخ دائم به شما فشار می آورد و انرژی شما را می گیرید
۵ تایپ کردن پیامی که تلاش می کنید با آن حالتی که دارید را برای دیگران توصیف کنید اما آن را حذف می کنید زیرا کلمات مناسبی پیدا نمیکنید
اضطراب حالتی بسیار ناخوشایند است که عدم درمان آن می تواند آسیب های زیادی به فرد بزند پس لطفا افراد مضطرب را بیشتر درک و حمایت کنید.
@psy_mana
❤1