𝕻𝖊𝖗𝖑𝖆 𝖂𝖔𝖗𝖉𝖘
277 subscribers
807 photos
45 videos
10 files
138 links
𝓦𝓻𝓲𝓽𝓮 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓭𝓻𝓮𝓪𝓶𝓼 𝓪𝓷𝓭 𝓵𝓮𝓽 𝓽𝓱𝓮𝓶 𝓯𝓵𝔂﹏
Download Telegram
𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐓𝐡𝐞 𝐑𝐚𝐢𝐧

... ماموریتش احمقانه ترین ماموریتی بود که تا حالا داشت. گول زدن یه بچه دبیرستانی و بوسیدنش روی پل برای اینکه پدر مسیحیش بفهمه یه پسر گی داره؟ اونم پدری اصلا به وجود بچه‌ش اهمیت نمی‌داد؟ ...


داستان یه عشق ساده، بین معلم و شاگرد، توی یه کشور غریب؟
یا... یه انتقام برنامه ریزی شده؟
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏

𝑷𝒂𝒓𝒕³,⁴

𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ³
𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ

#undertherain
🐳41
𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐓𝐡𝐞 𝐑𝐚𝐢𝐧

... چند دقیقه دیگه از مدرسه میاد بیرون، بچه ها اونجا جا گرفتن، به محض اینکه از مدرسه بیرون بیاد...
با دو تا از انگشتاش تفنگ درست کرد و روی سر خودش گرفت:
- بنگ! می‌خوام ببینم که میمیره.
...


داستان یه عشق ساده، بین معلم و شاگرد، توی یه کشور غریب؟
یا... یه انتقام برنامه ریزی شده؟

𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏

𝑷𝒂𝒓𝒕ˡᵃˢᵗ

𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑
𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ

#undertherain
🐳42
Channel name was changed to «𝕻𝖊𝖗𝖑𝖆 𝖂𝖔𝖗𝖉𝖘»
Cinema Tickets 🎟
🍓8
از دور برات دست تکون دادم. هودی قرمز و شلوار جین آبی پوشیده بودی و توی محوطه سینما مثل یه ستاره می درخشیدی. کلی زحمت کشیده بودم تا تونسته بودم برای سینما رفتن قانعت کنم. پس امروز برام ارزش خاصی داشت.
همین که بهم رسیدی، بلیت ها رو توی دستت گذاشتم و همونطور که به سمت دکه پاپ‌کورن می رفتم گفتم:
+ همینجا وایستا الان بر می‌گردم.
قبل از اینکه برم تونستم لبخندت رو ببینم، خدای من، چطور انقدر زیبا می‌خندی؟
سریع با سطل بزرگ پاپ کورن برگشتم. دستت رو گرفتم و به سمت پرده کشیدم، با لبخند قشنگت که هنوز روی لب های خرگوشیت بود دنبالم میومدی. چال روی گونه‌ت، کنار لبخندت خودنمایی می کرد و جوری لطیف و ظریف بود که چطور می تونستم عاشقش نباشم؟
نیم رخت توی تاریکی سینما هم، وقتی نور روی صورتت افتاده بود، مثل همیشه بی نقص بود. حتی اشک هات بی نهایت زیبا بودن. تو اولین و تنها کسی هستی که حتی وقتی گریه می‌کنه هم انقدر زیباست.
با انگشت شستم اشکات رو پاک کردم و موهای بلوندت رو با دست دیگه‌م نوازش کردم:
+ فیلم ارزشش رو نداره.
سرت رو به نشونه‌ی مثبت تکون دادی و دوباره به صفحه نمایش زل زدی. مگه اون پرده‌ی نورانی چی داشت که اینطوری محوش شده بودی؟ چی میشد اگه همونطوری به من نگاه می کردی؟
- چرا اینطوری به من زل زدی؟ مگه کلی اصرار نکردی که این فیلم رو ببینیم؟
سریع نگاهم رو ازت گرفتم و جوابی ندادم. من اصلا علاقه‌ای به فیلم دیدن نداشتم. فقط می‌خواستم تو رو ببینم.
آروم زمزمه کردی:
- یونجون؟
نگاه شیفته‌م قفل لبهات شد. چرا انقدر کم حرف می زدی وقتی صدات از لطیف ترین صداهای دنیا هم شیرین تر بود؟ چرا وقتی شنیدن اسمم از لبهات انقدر دلنشین بود، صدات رو ازم دریغ می کردی؟
دوباره صدا زدی :
- یونجون؟
این بار خنده توی صدات بیشتر شنیده می شد:
- از فیلم خوشت نیومده نه؟ می‌دونستم خوشت نیومده! الکی منو کشوندی اینجا خودت هم پشیمونی! می‌دونستم این فیلمای آبکی سلیقت نیست.
+ آبکی؟ من بودم که دو دقیقه پیش داشتم گریه می‌کردم؟
سرت رو پایین انداختی:
- من... من فقط یاد خودم افتادم.
عالی بود. من حتی نگاه نکرده بودم که تو توی کدوم صحنه گریه کرده بودی.
+ مگه چی بود؟
با چشمهای گرد شده بهم زل زدی:
- واقعا توقع داری بهت بگم که یک عمر مسخره‌م کنی؟
+ چند بار تا حالا مسخره کردم که اینجوری میگی؟
- شاید این دفعه کردی زیادی مسخره بود آخه.
دستام رو دور شونه هات حلقه کردم:
+ اگه مسخره بود که گریه نمی‌کردی.
دستام رو از دور بدنت باز کردی و کنار زدی:
- یکم مثل دوستای معمولی باش یونجون.
بعد صدات رو پایین تر آوردی:
- هر کی ندونه فکر می‌کنه کاپلی چیزی‌ایم.
چطور می‌تونستم مثل دوست معمولی رفتار کنم وقتی تو برام یه دوست معمولی نبودی؟ چطور می‌شد مثل یه دوست رفتار کنم وقتی تو برای فقط دوست بودن زیادی زیبایی؟
+ ببخشید سوبین...
می‌دونستم پشیمون میشم، ولی دیگه نمی‌تونستم پنهونش کنم.
نگاهم رو از چشمهای متعجبت گرفتم به زمین دوختم:
+ من دوستت دارم سوبین، برای همینه که نمی تونم مثل یه دوست معمولی رفتار کنم.
- یونجون...
بدون توجه به صدای بهت‌زده‌ت ادامه دادم:
+ می دونم احمقانه است. معذرت میخوام که باعث خراب شدن دوستیمون شدم. ولی دیگه نمی تونم پنهونش کنم.
با احساس دستت که روی شونم گذاشتیش سرم رو بالا آوردم. این حرکات دوستانه‌ت همیشه آخرین امیدهای ته دلم رو می‌کشت.
- متاسفم...
این آخرین کلمه ای بود که قبل از ترک کردن من توی محوطه سینما گفتی. اونی که باید متاسف می بود تو نبودی، من بودم.
+ من متاسفم سوبین. متاسفم که دوستت دارم...

#oneshot
🍓9
نه بابا گریه با کدوم گ نوشته میشه
🍓13
چشمام عادت نداره به دیدن یونبین الان کور میشم
🐳7
𝐇𝐢𝐬 𝐄𝐜𝐡𝐨

بعد از اینکه دربار سر و سامون می‌گیره و پایه های پادشاهی خاندان چوی مستحکم میشه، بیگانه‌ای که از دنیای دیگه به دربار اومده بود به دنیای خودش بر می‌گرده.
اما چیزی که سوبین ها نمی‌دونن اینه که فقط این دو دنیا وجود نداره، و برگشتنشون به دنیای خودشون، به معنی بسته شدن درهای این دنیاها نیست...

"بعضی دنیا ها واقعی‌ان
اما بعضیا فقط یه پژواک، از دنیای دیگه‌ان"


𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄, 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚, 𝒉𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏

Ongoing...

#HisEcho
#LovePsychologist
🕊24
هینت: نقش اصلی لاو سایکولوژیست سوبین مدرن بود ولی نقش اصلی پژواک سوبین چوسانه
𝐇𝐢𝐬 𝐄𝐜𝐡𝐨

... سوبین به ولیعهد هشت ساله‌ای که کنارش ایستاده بود نگاه کرد. اصلا نفهمیده بود کی وارد اونجا شده. هر چی بزرگتر می‌شد بیشتر شبیه پدرش می‌شد. چشم های روباهی و گونه هایی که وقتی می‌خندید برجسته می‌شدن. چقد برای دیدن اون لبخند روی صورت پادشاهش دلتنگ بود. ...


𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄, 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚, 𝒉𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏

𝑷𝒂𝒓𝒕¹

𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑
𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ

#HisEcho
#LovePsychologist
🕊25
اینم پارت اول با یک شب تاخیر
روم نمیشه اینجا پیام بدم😶🌫
🔥8
(اگر هنوز صدای منو می‌شنوین من دارم یه چیزی می‌نویسم. لینک یه‌چیزی)
🔥9
Forwarded from Su lin 𐙚ー
Yeonbin Au:
- New Him

جایی که یونجون به عنوان مدل، توی یه گالری هنری با یکی از کارمند های گالری، سوبین، روبه‌رو میشه؛ کسی که به طرز عجیبی براش آشناست.
پسر ناشنوایی که یونجون حاضره قسم بخوره تو اعماق خاطراتش، پیانو زدنش رو دیده، و شاید حتی چیزی بیشتر از اون.