Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
تنها راهی که میشود يک زندگی بهتر داشت این است که رشد کنیم
تنها راهی که میشود رشد کرد این است که تغییر کنیم؛
تنها راهی که میشود تغییر کرد این است که چیزهای جدید یاد بگیریم ..
🆑 @Academic_Library
تنها راهی که میشود رشد کرد این است که تغییر کنیم؛
تنها راهی که میشود تغییر کرد این است که چیزهای جدید یاد بگیریم ..
🆑 @Academic_Library
آیا ما با سوادیم؟
سواد چیست؟
تعريف كلاسيك سواد، توانايی خواندن و نوشتن است.
اما بر اساس تعريف يونسكو، شخص با سواد فردی است که تمام پارامترها زير را در خود دارا است:
١- سواد عاطفی:
توانايی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همسر و دوستان، به نحوی شایسته.
٢- سواد ارتباطی:
توانايی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی نیکو.
٣- سواد مالی:
توانايی مديريت اقتصادی درآمد، یعنی دانش چگونگي پس انداز، سرمايه گذاری، و مديريت هزینه.
٤- سواد رسانه:
اين كه بدانيم كدام رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است. یعنی توانايی تشخيص راستی و درستی اخبار و ديگر پيام های رسانه ای. و از کپی کردن و اشاعه مطالب نادرست پرهیز کنیم .
٥- سواد آموزش و پرورش:
توانايی تربيت فرزندان به شکل شایسته.
٦- سواد رايانه:
توانايی استفاده از مهارت های هفت گانه ی رايانه یا ICDL، شامل مفاهيم پايه ی فن آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه، مديريت فايل ها، واژه پردازی و ...
امروز، در قرن بیست و یکم، داشتن سواد خواندن و نوشتن، یا حتى اخذ مدرک دانشگاهی، دال بر با سواد بودن فرد نیست.
سواد چیست؟
تعريف كلاسيك سواد، توانايی خواندن و نوشتن است.
اما بر اساس تعريف يونسكو، شخص با سواد فردی است که تمام پارامترها زير را در خود دارا است:
١- سواد عاطفی:
توانايی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همسر و دوستان، به نحوی شایسته.
٢- سواد ارتباطی:
توانايی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی نیکو.
٣- سواد مالی:
توانايی مديريت اقتصادی درآمد، یعنی دانش چگونگي پس انداز، سرمايه گذاری، و مديريت هزینه.
٤- سواد رسانه:
اين كه بدانيم كدام رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است. یعنی توانايی تشخيص راستی و درستی اخبار و ديگر پيام های رسانه ای. و از کپی کردن و اشاعه مطالب نادرست پرهیز کنیم .
٥- سواد آموزش و پرورش:
توانايی تربيت فرزندان به شکل شایسته.
٦- سواد رايانه:
توانايی استفاده از مهارت های هفت گانه ی رايانه یا ICDL، شامل مفاهيم پايه ی فن آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه، مديريت فايل ها، واژه پردازی و ...
امروز، در قرن بیست و یکم، داشتن سواد خواندن و نوشتن، یا حتى اخذ مدرک دانشگاهی، دال بر با سواد بودن فرد نیست.
Forwarded from قصر آرزوها (✿─═हई╬маziyar╬ईह═─✿)
وقتی داری با کسی درد و دل میکنی
درست مثل اینه که بهش
یه چک سفید امضا بدون تاریخ میدی..
تا هروقت هرجور خواست
ازش استفاده کنه
پس مراقب باش
که حرف دلت رو
با کی و کجا میزنی.!
@ghasrearezoha ❤️👈
درست مثل اینه که بهش
یه چک سفید امضا بدون تاریخ میدی..
تا هروقت هرجور خواست
ازش استفاده کنه
پس مراقب باش
که حرف دلت رو
با کی و کجا میزنی.!
@ghasrearezoha ❤️👈
Forwarded from + ۱۸💯% ممنوع😊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو را باید همه ی مردهای جهان ببینند...
فوق العاده اس
نگاه متفاوت یک انسان در دو موقعیت متفاوت نسبت به حقوق انسانی👌
@hejdahircom
فوق العاده اس
نگاه متفاوت یک انسان در دو موقعیت متفاوت نسبت به حقوق انسانی👌
@hejdahircom
Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
برای انهدام یک تمدن ۳ چیز لازم است:
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست،
دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها...
👤 #جبران_خلیل_جبران
🆑 @Academic_Library
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست،
دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها...
👤 #جبران_خلیل_جبران
🆑 @Academic_Library
Forwarded from آیا می دانید که؟
ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی و دشوار ترین کار جهان این است که کسی باشی که دیگران میخواهند
👤دیل کارنگی
نویسنده آمریکایی🇺🇸
🆔 @midanidkee
👤دیل کارنگی
نویسنده آمریکایی🇺🇸
🆔 @midanidkee
Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
بهترين آموزگاران آنهايی هستند كه به تو نشان می دهند كجا را نگاه كنی اما نمی گويند چه ببينی ...
👤 #الكساندرا_ترنفر
🆑 @Academic_Library
👤 #الكساندرا_ترنفر
🆑 @Academic_Library
Forwarded from کانال گیزمیز 💯 (🌍)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸ما شریک همسرمون در زندگی هستیم نه مهمان!
تغییرات رو از خودمون شروع کنیم، طرز فکری جالبی که خانه را تبدیل به جای بهتری برای زندگی میکند😊👌
🆔 @GizmizTel 💯
تغییرات رو از خودمون شروع کنیم، طرز فکری جالبی که خانه را تبدیل به جای بهتری برای زندگی میکند😊👌
🆔 @GizmizTel 💯
Forwarded from آیا می دانید که؟
نقل است از ابن سينا كه فرمود سه اصل را اگر مراعات کنید، آسايش بر شما افزون خواهد شد
1 - به وقت خوشحالى قول ندهید !
2 - به وقت خشم پاسخ ندهید !
3 - در هنگام غم تصمیم نگیرید !
🆔 @midanidkee
1 - به وقت خوشحالى قول ندهید !
2 - به وقت خشم پاسخ ندهید !
3 - در هنگام غم تصمیم نگیرید !
🆔 @midanidkee
Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
🔴 #تلنگر
هیچوقت از واقعیت ها و علایقتان خجالت نکشید
اگر فیلم هندی را دوست دارید
اگر کتونی را به پاشنه بلند ترجیح میدهید
اگر عکس هایتان همیشه با روسری است
اگر مهمانی هایتان با سلام و صلوات است
اگر در خانه تان تفکرات اروپایی نیست
اگر خانواده تان لاکچری نیستند
اگر پدر و مادرتان معمولی اند
اگر نام برندهای معروف را از حفظ نیستید
اگر مارک پوش نیستید
اگر نام رستوران های باکلاس شهر را نمیدانید
اگر تا بحال پایتان به نوتلابار نرسیده
اگر اصطلاحات دنیای تکنولوژی را بلد نیستید
شجاع باشید و خودتان باشید
مهم نباشد بقیه چه فکری میکنند
به درونتان مراجعه کنید
ببینید چه چیزی شما را از درون شاد میکند
برای چیزی که نمیتوانید تغییرش دهید
خودتان را آزار ندهید
خانواده تان را اذیت نکنید
فقط برای بهترین ها تلاش کنید
و از داشته هایتان لذت ببرید
کتونی تان را پاکنید درست همان لحظه که همه پاشنه دار میپوشند
فیلم هندی تان را با لذت ببینید درست همان لحظه که همه در مورد آخرین خروجی هالیوود حرف میزنند
سعی نکنید ارزشتان را وابسته به مدل عکسهایتان یامارک لباستان یا تعداد برند معروف ک نامشان را بلدید بدانید
هیچ کسی با رفتن به نوتلابار آدم بارزی نشده
اصطلاحات دنیای تکنولوژی هم سواد پی اچ دی نمیخواهد
نگران نباشید
پس شجاع باشید و لذت ببرید
از همان چیزی که هستید ...
🆑 @Academic_Library
هیچوقت از واقعیت ها و علایقتان خجالت نکشید
اگر فیلم هندی را دوست دارید
اگر کتونی را به پاشنه بلند ترجیح میدهید
اگر عکس هایتان همیشه با روسری است
اگر مهمانی هایتان با سلام و صلوات است
اگر در خانه تان تفکرات اروپایی نیست
اگر خانواده تان لاکچری نیستند
اگر پدر و مادرتان معمولی اند
اگر نام برندهای معروف را از حفظ نیستید
اگر مارک پوش نیستید
اگر نام رستوران های باکلاس شهر را نمیدانید
اگر تا بحال پایتان به نوتلابار نرسیده
اگر اصطلاحات دنیای تکنولوژی را بلد نیستید
شجاع باشید و خودتان باشید
مهم نباشد بقیه چه فکری میکنند
به درونتان مراجعه کنید
ببینید چه چیزی شما را از درون شاد میکند
برای چیزی که نمیتوانید تغییرش دهید
خودتان را آزار ندهید
خانواده تان را اذیت نکنید
فقط برای بهترین ها تلاش کنید
و از داشته هایتان لذت ببرید
کتونی تان را پاکنید درست همان لحظه که همه پاشنه دار میپوشند
فیلم هندی تان را با لذت ببینید درست همان لحظه که همه در مورد آخرین خروجی هالیوود حرف میزنند
سعی نکنید ارزشتان را وابسته به مدل عکسهایتان یامارک لباستان یا تعداد برند معروف ک نامشان را بلدید بدانید
هیچ کسی با رفتن به نوتلابار آدم بارزی نشده
اصطلاحات دنیای تکنولوژی هم سواد پی اچ دی نمیخواهد
نگران نباشید
پس شجاع باشید و لذت ببرید
از همان چیزی که هستید ...
🆑 @Academic_Library
@
✍🏻سندروم باکستر چیست؟
در صحنهای از فیلم تایتانیک در حالی که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمهی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشهی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!
آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا میکردند و دقت میکردند که کیفیت کارشان تحت تأثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرقشدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به اینسو و آنسو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!
مثالی دیگر میتواند از کتاب "قلعه حیوانات" باشد؛
طبق ماجرای این کتاب، حیوانات دست به دستِ هم میشوند و ارباب و خانوادهاش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند. اولین کار آنها تنظیم عهد نامهایست که طبق آن همهی حیوانات باهم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند.
اما چیزی نمیگذرد، خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرامآرام عهدنامه را تغییر داده و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژهای وضع میکند؛
در این میان، اسبی در مزرعه زندگی میکند به نام "باکستر" که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همهی حیوانات است. حیوانات از او میخواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما باکستر، سخت مشغول کار است و به اطرافش توجهای ندارد.
شُعار او این است: "من کار میکنم!" و احساس میکند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!
گرچه باکستر میتوانست از اتفاق وحشتناکی که درقلعه ی حیوانات رخ میدهد جلوگیری کند، چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از تغییرات باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!
در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش میکنند کل این زندگی، سازمان یا کشور به کدام سو حرکت میکند!
بسیاری از افراد باهوش و سختکوش گرفتار "سندروم باکستر" میشوند و جهتگیری درست و بهموقع را از یاد میبرند.
"باکستر جماعتها" آدمهای خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرست تمرکز کرده اند.
✍🏻سندروم باکستر چیست؟
در صحنهای از فیلم تایتانیک در حالی که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمهی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشهی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!
آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا میکردند و دقت میکردند که کیفیت کارشان تحت تأثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرقشدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به اینسو و آنسو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!
مثالی دیگر میتواند از کتاب "قلعه حیوانات" باشد؛
طبق ماجرای این کتاب، حیوانات دست به دستِ هم میشوند و ارباب و خانوادهاش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند. اولین کار آنها تنظیم عهد نامهایست که طبق آن همهی حیوانات باهم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند.
اما چیزی نمیگذرد، خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرامآرام عهدنامه را تغییر داده و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژهای وضع میکند؛
در این میان، اسبی در مزرعه زندگی میکند به نام "باکستر" که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همهی حیوانات است. حیوانات از او میخواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما باکستر، سخت مشغول کار است و به اطرافش توجهای ندارد.
شُعار او این است: "من کار میکنم!" و احساس میکند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!
گرچه باکستر میتوانست از اتفاق وحشتناکی که درقلعه ی حیوانات رخ میدهد جلوگیری کند، چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از تغییرات باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!
در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش میکنند کل این زندگی، سازمان یا کشور به کدام سو حرکت میکند!
بسیاری از افراد باهوش و سختکوش گرفتار "سندروم باکستر" میشوند و جهتگیری درست و بهموقع را از یاد میبرند.
"باکستر جماعتها" آدمهای خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرست تمرکز کرده اند.
Forwarded from پویش خانه تکانی فرهنگی
یک نوشته بر روی یک بیلبورد تبلیغاتی در پاریس:
اگه از آخرین کتابی که خواندهاید
یا آخرین باری که مسواک زدهاید
۲٤ ساعت میگذرد؛
لطفا دهانتان را ببندید ...!
💠 #خانه_تکانی_فرهنگی
@KhaneTekaniFarhangi
اگه از آخرین کتابی که خواندهاید
یا آخرین باری که مسواک زدهاید
۲٤ ساعت میگذرد؛
لطفا دهانتان را ببندید ...!
💠 #خانه_تکانی_فرهنگی
@KhaneTekaniFarhangi
Forwarded from English World
Forwarded from موسسه ی پژوهشی رشد کودکان آسیا (قزوین)
جهت ثبت نام تا دوم آذرماه ۹۶ با شماره تلفن: ۰۹۱۹۳۸۷۷۴۳۹ تماس حاصل فرمایید.
@koodakanasia
@NatureSchoolOfQazvin
@koodakanasia
@NatureSchoolOfQazvin
Forwarded from موسسه ی پژوهشی رشد کودکان آسیا (قزوین)
"احتمالا همه ما لحظاتی در زندگیمان پیش آمده که مجبور شدیم این جملات را در ذهن خود مرور کنیم:
من که صدای خوبی برای آواز خوندن ندارم؛ من که نمیتونم این ساز رو درست بنوازم؛ دیگه از سن و سال ما گذشته اما اگه جوون تر بودم حتما میرفتم دنبال اینکه یه سازی یاد بگیرم؛ راستش خیلی دوست داشتم می تونستم موسیقی یاد بگیرم اما نه وقتش رو دارم و نه استعدادش رو....
دلیل این نگرش به موسیقی از طرف ما، احتمالا همون روند تخصصی شدن همه امور در زندگی باشه که باعث شده برای لذت بردن از موسیقی فکر کنیم که حتما باید موزیسین بود و در غیر اینصورت تنها راه ارتباطی ما با موسیقی و لذت بردن ازش، همون مخاطب قرار گرفتن و شنیدن اون خواهد بود.
درسته که موسیقی به عنوان یک هنر، یک حرفه و یا یک تخصص، شرایط آموزش و تحصیل سیستماتیک خودش رو پیدا کرده، و صد البته که روز به روز هم گسترش و پیشرفت داشته؛ اما بهنظر میرسه که این موضوع باعث شده بخش دیگری از ماهیت و ذات موسیقی به فراموشی سپرده بشه. ماهیتی که زمانی نقش متفاوت و چشمگیری در زندگی روزمره انسان داشته. زمانی که مادر برای فرزندش لالایی میخوند، زمانی که روستاییان در زمان برداشت محصول در مزارع و مراتع آواز جمعی سر میدادن، و یا زمانی که برای عبادت و نیایش و وجد و شادمانی، آوازهای دسته جمعی همراه با سازها و دست زدن ها همراه میشده و ... در همه این مواقع احتمالا کیفیت تولید موسیقی اهمیت چندانی نداشته و اونچه که مهم تر بوده احساس و یا هدفی بوده که از طریق تولید موسیقی دست یافتنی میشده.
میشه نتیجه گرفت که موسیقی دریای بی اندازه وسیعيه، که همه ما میتونیم به اندازه خودمون در تولید اون سهمی داشته باشیم، ازش لذت ببریم و یا گاهی حتی برای اهداف مختلف از اون استفاده کنیم.
به همین دلیله که ما در جریان «موسیقی برای همه» معتقدیم که همه ی انسانها با هر سن و سال و شرایطی که دارن میتونن موسیقی تولید کنن، و از تولید اون لذت ببرن.
ما میخواهیم دور هم جمع بشیم و به همدیگه کمک کنیم که روند تولید موسیقی رو دوباره با هم کشف کنیم، در دنیای موسیقی دوباره دست به جستجو بزنیم و سهمی در تولید اون داشته باشیم."
دوستان خوب،
اگر علاقه مند بودید که در این برنامه شرکت کنید، لطفا هر فرد با خودش یک وسیله یا ساز کوبه ای (دف، تنبک، قاشق و قابلمه، سطل، دو تکه سنگ یا چوب که صدا میدن و ...) همراه داشته باشه
این کارگاه برای سن نوجوان به بالا برگزار میشه و برنامه کارگاه هم به این شرح هست:
-گرم کردن
- بدنگوب
-آواز
-موسیقی گرافیکی
-بداهه نوازی
جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با شماره:
09193877439
تماس حاصل فرمایید.
شهریه کارگاه: حداقل پایه ۳۰۰۰۰ تومان بوده و به صورت همت عالی برگزار می شود، درآمد حاصل از این کارگاه به نفع کودکان مهدکودک رایگان مهر می باشد.
شماره حساب: ۷۰۷۸ ۹۹۰۰ ۹۹۱۸ ۶۰۳۷
به نام فهیمه ظهوری بانک ملی
@koodakanasia
@NatureSchoolOfQazvin
من که صدای خوبی برای آواز خوندن ندارم؛ من که نمیتونم این ساز رو درست بنوازم؛ دیگه از سن و سال ما گذشته اما اگه جوون تر بودم حتما میرفتم دنبال اینکه یه سازی یاد بگیرم؛ راستش خیلی دوست داشتم می تونستم موسیقی یاد بگیرم اما نه وقتش رو دارم و نه استعدادش رو....
دلیل این نگرش به موسیقی از طرف ما، احتمالا همون روند تخصصی شدن همه امور در زندگی باشه که باعث شده برای لذت بردن از موسیقی فکر کنیم که حتما باید موزیسین بود و در غیر اینصورت تنها راه ارتباطی ما با موسیقی و لذت بردن ازش، همون مخاطب قرار گرفتن و شنیدن اون خواهد بود.
درسته که موسیقی به عنوان یک هنر، یک حرفه و یا یک تخصص، شرایط آموزش و تحصیل سیستماتیک خودش رو پیدا کرده، و صد البته که روز به روز هم گسترش و پیشرفت داشته؛ اما بهنظر میرسه که این موضوع باعث شده بخش دیگری از ماهیت و ذات موسیقی به فراموشی سپرده بشه. ماهیتی که زمانی نقش متفاوت و چشمگیری در زندگی روزمره انسان داشته. زمانی که مادر برای فرزندش لالایی میخوند، زمانی که روستاییان در زمان برداشت محصول در مزارع و مراتع آواز جمعی سر میدادن، و یا زمانی که برای عبادت و نیایش و وجد و شادمانی، آوازهای دسته جمعی همراه با سازها و دست زدن ها همراه میشده و ... در همه این مواقع احتمالا کیفیت تولید موسیقی اهمیت چندانی نداشته و اونچه که مهم تر بوده احساس و یا هدفی بوده که از طریق تولید موسیقی دست یافتنی میشده.
میشه نتیجه گرفت که موسیقی دریای بی اندازه وسیعيه، که همه ما میتونیم به اندازه خودمون در تولید اون سهمی داشته باشیم، ازش لذت ببریم و یا گاهی حتی برای اهداف مختلف از اون استفاده کنیم.
به همین دلیله که ما در جریان «موسیقی برای همه» معتقدیم که همه ی انسانها با هر سن و سال و شرایطی که دارن میتونن موسیقی تولید کنن، و از تولید اون لذت ببرن.
ما میخواهیم دور هم جمع بشیم و به همدیگه کمک کنیم که روند تولید موسیقی رو دوباره با هم کشف کنیم، در دنیای موسیقی دوباره دست به جستجو بزنیم و سهمی در تولید اون داشته باشیم."
دوستان خوب،
اگر علاقه مند بودید که در این برنامه شرکت کنید، لطفا هر فرد با خودش یک وسیله یا ساز کوبه ای (دف، تنبک، قاشق و قابلمه، سطل، دو تکه سنگ یا چوب که صدا میدن و ...) همراه داشته باشه
این کارگاه برای سن نوجوان به بالا برگزار میشه و برنامه کارگاه هم به این شرح هست:
-گرم کردن
- بدنگوب
-آواز
-موسیقی گرافیکی
-بداهه نوازی
جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با شماره:
09193877439
تماس حاصل فرمایید.
شهریه کارگاه: حداقل پایه ۳۰۰۰۰ تومان بوده و به صورت همت عالی برگزار می شود، درآمد حاصل از این کارگاه به نفع کودکان مهدکودک رایگان مهر می باشد.
شماره حساب: ۷۰۷۸ ۹۹۰۰ ۹۹۱۸ ۶۰۳۷
به نام فهیمه ظهوری بانک ملی
@koodakanasia
@NatureSchoolOfQazvin
Forwarded from موسسه ی پژوهشی رشد کودکان آسیا (قزوین)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاگرد اول
شاگرد اول بودم ، پدرم یادم داده بود،که من همیشه درس بخوانم ، وقتی مهمان می آید زود بیایم سلام کنم و بروم ! آرام آرام مهمانهای ما خیلی کم شدند چون مادرم غیر مستقیم گفته بود حواس مرا پرت می کنند !
عیدها همه اش خانه بودیم و من نمی دانستم سیزده بدر یعنی چه ؟
وقتی مدرسه می رفتم، پدرم خودش مرا می رساند آخه مادرم گفت بود نکنه توی سرویس مدرسه حرف بد یاد بگیرم .
پدرم مرا خیلی دوست داشت! وحتی می گفت زنگ تفریح به حیاط نروم !چون ممکن است بچه ها دعوایم کنند !
ومن نه تنها زنگ تفریح مدرسه که تمام زنگهای تفریح عمرم را در اتاقی درس خواندم ! مایه افتخار پدر بودم ! شاگرد اول !
وقتی پدر مرا به مدرسه می رساند شیشه ی اتومبیل را بالا می زد که مبادا حرفی بشنوم ومن تا مسیر مدرسه ریاضی کار می کردم!
وقتی سر سفره می آمدم باید به فیزیک فکر می کردم چون پدرم می گفت نباید لحظه ها را از دست بدهم !
چقدر دلم می خواست یکبار برف بازی کنم ، اما مادر پنجره را بسته بود ومی گفت پنجره باز شود من مریض می شوم
من حتی باریدن برف را هم ندیده ام !
من همیشه کفشهایم نو بود چون باآنها فقط از درب مدرسه تا کلاس می رفتم !!من حتی یک جفت کفش در زندگی ام پاره نکردم و مایه افتخار پدرم بودم !
من شاگرد اول تیزهوشان بودم ! تمام فرمول های ریاضی وفیزیک را بلد بودم
ولی نمی توانستم یک لطیفه تعریف کنم !
و حالا یک پزشکم ! چه فرقی دارد تو بگو یک مهندس ! پزشکی که تا الان نخندیده است ،مهندسی که شوخی بلد نیست!
من نمی دانم چطور باید نان بخرم !من نمی دانم چطور باید کوهنوردی بروم!
با اینکه بزرگ شده ام اما می ترسم باکسی حرف بزنم ! چون ممکن است حرف بد یاد بگیرم !
من شاگرد اول کلاس بودم ! اما الان نمیدانم اگر مثلا مراسم عروسی دعوت شوم چگونه بنشینم ، اگر مراسم عزاداری بروم چه بگویم !
همسایه مان برای ما آش نذری آورده بود نمی دانستم چه اصطلاحی بکار ببرم
یک روز باید بنشینم برای خودم جوک تعریف کنم ! یک روز باید یک پفک نمکی را تا آخر بخورم !یکروز می خواهم زیر برف بروم ! یک روز می خواهم داد بکشم ، جیغ بزنم !من شاگرد اول کلاسم اما از قورباغه می ترسم ، از گوسفند می ترسم ، مایه افتخار پدر حتی از خودش هم می ترسد !
راستی پدرها ومادرهای خوب و مهربان به فکر شاگرد اول های کلاس باشید
و اگر مادرم را دیدید بگویید پسرش شاگرد اول کلاس درس و شاگرد آخر کلاس زندگی است.
منبع : #کانال_دموکراسی
شاگرد اول بودم ، پدرم یادم داده بود،که من همیشه درس بخوانم ، وقتی مهمان می آید زود بیایم سلام کنم و بروم ! آرام آرام مهمانهای ما خیلی کم شدند چون مادرم غیر مستقیم گفته بود حواس مرا پرت می کنند !
عیدها همه اش خانه بودیم و من نمی دانستم سیزده بدر یعنی چه ؟
وقتی مدرسه می رفتم، پدرم خودش مرا می رساند آخه مادرم گفت بود نکنه توی سرویس مدرسه حرف بد یاد بگیرم .
پدرم مرا خیلی دوست داشت! وحتی می گفت زنگ تفریح به حیاط نروم !چون ممکن است بچه ها دعوایم کنند !
ومن نه تنها زنگ تفریح مدرسه که تمام زنگهای تفریح عمرم را در اتاقی درس خواندم ! مایه افتخار پدر بودم ! شاگرد اول !
وقتی پدر مرا به مدرسه می رساند شیشه ی اتومبیل را بالا می زد که مبادا حرفی بشنوم ومن تا مسیر مدرسه ریاضی کار می کردم!
وقتی سر سفره می آمدم باید به فیزیک فکر می کردم چون پدرم می گفت نباید لحظه ها را از دست بدهم !
چقدر دلم می خواست یکبار برف بازی کنم ، اما مادر پنجره را بسته بود ومی گفت پنجره باز شود من مریض می شوم
من حتی باریدن برف را هم ندیده ام !
من همیشه کفشهایم نو بود چون باآنها فقط از درب مدرسه تا کلاس می رفتم !!من حتی یک جفت کفش در زندگی ام پاره نکردم و مایه افتخار پدرم بودم !
من شاگرد اول تیزهوشان بودم ! تمام فرمول های ریاضی وفیزیک را بلد بودم
ولی نمی توانستم یک لطیفه تعریف کنم !
و حالا یک پزشکم ! چه فرقی دارد تو بگو یک مهندس ! پزشکی که تا الان نخندیده است ،مهندسی که شوخی بلد نیست!
من نمی دانم چطور باید نان بخرم !من نمی دانم چطور باید کوهنوردی بروم!
با اینکه بزرگ شده ام اما می ترسم باکسی حرف بزنم ! چون ممکن است حرف بد یاد بگیرم !
من شاگرد اول کلاس بودم ! اما الان نمیدانم اگر مثلا مراسم عروسی دعوت شوم چگونه بنشینم ، اگر مراسم عزاداری بروم چه بگویم !
همسایه مان برای ما آش نذری آورده بود نمی دانستم چه اصطلاحی بکار ببرم
یک روز باید بنشینم برای خودم جوک تعریف کنم ! یک روز باید یک پفک نمکی را تا آخر بخورم !یکروز می خواهم زیر برف بروم ! یک روز می خواهم داد بکشم ، جیغ بزنم !من شاگرد اول کلاسم اما از قورباغه می ترسم ، از گوسفند می ترسم ، مایه افتخار پدر حتی از خودش هم می ترسد !
راستی پدرها ومادرهای خوب و مهربان به فکر شاگرد اول های کلاس باشید
و اگر مادرم را دیدید بگویید پسرش شاگرد اول کلاس درس و شاگرد آخر کلاس زندگی است.
منبع : #کانال_دموکراسی