🔔 داشتم به میهمانم میگفتم اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم؛ او تعارف کرد و گفت:
راحت است؛ من اما گرمم شد و برش داشتم؛ بعد یک دفعه حس کردم چقدر راحت تر است!
سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده... اگرچه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام.
بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم؛ روکش روی...
موبایل ها
شیشه ها
صندلی های ماشین
کنترل های تلویزیون
روکش روی لباس های کمد و...
که همه این روکش ها دال بر دو نکته است:
یا بر نالایقی خود باور داریم
یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم
هر روز در روابط روزمره مان انواع روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم
تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم
تا فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم
تا فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم
نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است
کدام روز مبادا؟!
زندگی همین امروز است.
راحت است؛ من اما گرمم شد و برش داشتم؛ بعد یک دفعه حس کردم چقدر راحت تر است!
سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده... اگرچه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام.
بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم؛ روکش روی...
موبایل ها
شیشه ها
صندلی های ماشین
کنترل های تلویزیون
روکش روی لباس های کمد و...
که همه این روکش ها دال بر دو نکته است:
یا بر نالایقی خود باور داریم
یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم
هر روز در روابط روزمره مان انواع روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم
تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم
تا فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم
تا فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم
نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است
کدام روز مبادا؟!
زندگی همین امروز است.
چگونه از "سازگاری مغز" به نفع خودمان بهره ببریم؟
✍️ جعفر محمدی
✅ دردها یا لذت ها به طور دائمی با ما نمی مانند؛ مطالعات نشان داده است که شادی یا غم ناشی از یک اتفاق معمولاً از چند ثانیه تا حداکثر 90 روز در انسان باقی می ماند (استثناها را نادیده می گیریم).
✅ مثلاً وقتی یک کت قدیمی را می پوشید و ناگهان متوجه می شوید که انگشتری که گم کرده بودید داخل جیب آن بوده است، خوشحال می شوید ولی بعد از چند ثانیه یا چند دقیقه همه چیز برایتان عادی می شود و این گونه نیست که تمام عمر آن خوشحالی را با خود حمل کنید!
✅ وقتی در رشته مورد علاقه تان در دانشگاه قبول می شوید خوشحالی تان ممکن است 3 - 2 ماه طول بکشد و بعد از آن، ذهن تان با شرایط جدید سازگار می شود، گو این که شما از اول آفریده شده بودید برای تحصیل در آن رشته و دانشگاه و لذا اتفاق عجیبی در این میان وجود ندارد که شما را مدام شعف زده نگه دارد.
✅ اگر خودروی شما را دزد ببرد، اول شوکه می شوید، اندوهی بزرگ شما را در بر می گیرد و تا مدتها ناراحت هستید ولی بعد از چندی، زندگی به حالت عادی برمی گردد، انگار که شما هیچگاه آن خودرو را نداشتید.
✅ حتی کسی که قطع عضو شده است بعد از مدتی -که البته ممکن است بیش از 90 روز طول بکشد- به زندگی عادی بر می گردد و همانند دیگران به طور متعارف زندگی می کند. کسانی که به واسطه یک بیماری دردی مزمن دارند، به جدی و شوخی از این اصطلاح استفاده می کنند که من دیگر با دردم رفیق شده ام.
✅ علت این عادی شدن، "خاصیت سازگاری مغز" است. مغز وظیفه دارد شما را در یک خط متعادل حیاتی نگه دارد، بنابر این مانند کمک فنرهای ماشین که در برابر دست اندازها از خودرو و سرنشینان مراقبت می کنند، مغز نیز در برابر حوادث خوب و بد می کوشد شما را محافظت کند.
✍️ جعفر محمدی
✅ دردها یا لذت ها به طور دائمی با ما نمی مانند؛ مطالعات نشان داده است که شادی یا غم ناشی از یک اتفاق معمولاً از چند ثانیه تا حداکثر 90 روز در انسان باقی می ماند (استثناها را نادیده می گیریم).
✅ مثلاً وقتی یک کت قدیمی را می پوشید و ناگهان متوجه می شوید که انگشتری که گم کرده بودید داخل جیب آن بوده است، خوشحال می شوید ولی بعد از چند ثانیه یا چند دقیقه همه چیز برایتان عادی می شود و این گونه نیست که تمام عمر آن خوشحالی را با خود حمل کنید!
✅ وقتی در رشته مورد علاقه تان در دانشگاه قبول می شوید خوشحالی تان ممکن است 3 - 2 ماه طول بکشد و بعد از آن، ذهن تان با شرایط جدید سازگار می شود، گو این که شما از اول آفریده شده بودید برای تحصیل در آن رشته و دانشگاه و لذا اتفاق عجیبی در این میان وجود ندارد که شما را مدام شعف زده نگه دارد.
✅ اگر خودروی شما را دزد ببرد، اول شوکه می شوید، اندوهی بزرگ شما را در بر می گیرد و تا مدتها ناراحت هستید ولی بعد از چندی، زندگی به حالت عادی برمی گردد، انگار که شما هیچگاه آن خودرو را نداشتید.
✅ حتی کسی که قطع عضو شده است بعد از مدتی -که البته ممکن است بیش از 90 روز طول بکشد- به زندگی عادی بر می گردد و همانند دیگران به طور متعارف زندگی می کند. کسانی که به واسطه یک بیماری دردی مزمن دارند، به جدی و شوخی از این اصطلاح استفاده می کنند که من دیگر با دردم رفیق شده ام.
✅ علت این عادی شدن، "خاصیت سازگاری مغز" است. مغز وظیفه دارد شما را در یک خط متعادل حیاتی نگه دارد، بنابر این مانند کمک فنرهای ماشین که در برابر دست اندازها از خودرو و سرنشینان مراقبت می کنند، مغز نیز در برابر حوادث خوب و بد می کوشد شما را محافظت کند.
Forwarded from مجله | خلاقیت، بدون مرز
شاهکاری از هنرمند مکزیکی، جرج مندز که قدرت کتاب را به شیوه خلاقانه و رسایی نشان داده است:
حتی یک کتاب هم تاثیر دارد!
یک جلد از کتاب "قصر" نوشته فرانتس کافکا، زیر دیوار آجری قرار گرفته و به تدریج روی دیوار تاثیر گذاشته و ساختارش را تغییر داده است.
#هنر
@AR_NOSRATI
حتی یک کتاب هم تاثیر دارد!
یک جلد از کتاب "قصر" نوشته فرانتس کافکا، زیر دیوار آجری قرار گرفته و به تدریج روی دیوار تاثیر گذاشته و ساختارش را تغییر داده است.
#هنر
@AR_NOSRATI
فیل های سفید زندگی تان را می شناسید؟
سواد زندگی؛ توسعه توانمندی های فردی/ جعفر محمدی - این دو مثال را ببینید:
1 - شرکت "الف" از سه سال پیش پروژه ای را دنبال می کند که هیچ دورنمایی برای موفقیت آن وجود ندارد. با این حال اعضای هیأت مدیره با این استدلال که تا کنون یک میلیارد تومان برای آن هزینه شده و حیف است که پروژه متوقف شود، همواره ادامه آن را تصویب می کنند.
2 - آقای "الف" چهار سال است که با خانم "ب" زندگی مشترک دارد. زندگی آنها پر از تنش است و هر سال بدتر از سال قبل.
آقا و خانم چند بار با یکدیگر درباره جدایی و رهایی از این وضعیت نامناسب صحبت کرده اند ولی هر بار توافق کرده اند به زندگی مشترک ادامه دهند، تنها به یک دلیل: این همه سال زندگی را نادیده بگیریم؟
آن شرکت و این زوج، درگیر پدیده ای هستند به نام"فیل سفید" که قصه اش بر می گردد به روزگاران قدیم در سرزمین تایلند.
در آن سرزمین، فیل های سفید که کمیاب هم بوده اند، نماد تقدس محسوب می شدند و البته چون تغذیه خاصی داشتند، نگهداری شان گران تمام می شد.
🐘
یک بار پادشاه تایلند که از یکی از درباریان رنجیده بود، فیل سفیدی به او هدیه داد. آن فرد از این که چنین هدیه ارزشمندی را از شخص پادشاه گرفته است، بسیار خوشحال و مفتخر بود ولی نمی دانست پادشاه او را وارد چه دردسری کرده است؟
القصه، آن درباری هر چه در می آورد خرج فیل سفید می کرد و هر گاه به فکرش می رسید که از خیر داشتن فیل بگذرد، یادش می آمد که اولاً این هدیه پادشاه است و ثانیاً حالا که کلی برایش خرج کرده، حیف است آن را نگه ندارد. بدین ترتیب، او روز به روز فقیرتر و فرتوت تر می شد.
ممکن است هر کدام از ما در زندگی فیل های سفیدی داشته باشیم که باید از شرشان خلاص شویم ولی چون قبلاً برایش هزینه کرده ایم فکر می کنیم باید بازی را ادامه دهیم.
هزینه هایی که باعث می شود فیل های سفید را همچنان به عنوان وبال گردن مان حفظ کنیم می تواندمادی باشد (مثلاً برای راه اندازی یک اپلیکیشن ناموفق، فلان مقدار هزینه کرده ایم و به امید این که روزی به بازدهی برسد، همچنان آن را سرپا نگه می داریم) یامعنوی (مثل دانشجویی که از ترم دو به بعد متوجه شده که از رشته تحصیلی اش متنفر است ولی می گوید یک سال از عمرم را برای این رشته صرف کرده ام و نباید تغییرش دهم.)
ادامه نگه داشتن فیل های سفید، نه تنها هزینه های قبلی را جبران نمی کند، بلکه هزینه های جدیدی نیز به ما تحمیل می کند: شرکتی که اول مطلب بدان اشاره کردیم ناچار است از منابع دیگرش بکاهد و صرف فیل سفیدش کند و آن زوج ناموفق، باید همچنان تنش ها و دعواهای جدیدی را تحمل کنند.
فیل های سفید می توانند افکار و باورهایی باشند که در طول زمان به دست شان آورده و عمری با آنها زندگی کرده ایم، یا روابطی ناسالم باشند که سال هایی را وقف شان کرده ایم، رشته تحصیلی یا شغلی باشد که دوست اش نداریم یا یک شیء بدون استفاده که از این خانه به آن خانه در اسباب کشی منتقل می کنیم یا یک پروژه اقتصادی که چاه ویلی شده است که بی هیچ خروجی خاصی مدام منابع مالی مان را می بلعد.
کلمه کلیدی درباره فیل های سفید "حیف" است و فکر کانونی، "امید واهی" به آینده فیل.
باید "حیف" و "امید واهی" را از اطراف فیل های سفید زندگی مان دور کنیم و با باز کردن این دو بند از پای فیل، او را از خود برانیم.
بعد از راندن فیل سفید نیز هرگز حسرتش را نخوریم. به زودی درخواهیم یافت چه بار بزرگی از روی فکر، روح، زندگی یا کار و کسب مان برداشته شده است و چه انرژی بزرگی آزاد شده که می توانیم به امور مهم تر زندگی مان اختصاص دهیم.
شناسایی فیل های سفید و اخراج آنها از زندگی، باید روندی مستمر در زندگی مان باشد و الّا زیر بار انواع فیل های سفید، کمرمان خواهد شکست.
سواد زندگی؛ توسعه توانمندی های فردی/ جعفر محمدی - این دو مثال را ببینید:
1 - شرکت "الف" از سه سال پیش پروژه ای را دنبال می کند که هیچ دورنمایی برای موفقیت آن وجود ندارد. با این حال اعضای هیأت مدیره با این استدلال که تا کنون یک میلیارد تومان برای آن هزینه شده و حیف است که پروژه متوقف شود، همواره ادامه آن را تصویب می کنند.
2 - آقای "الف" چهار سال است که با خانم "ب" زندگی مشترک دارد. زندگی آنها پر از تنش است و هر سال بدتر از سال قبل.
آقا و خانم چند بار با یکدیگر درباره جدایی و رهایی از این وضعیت نامناسب صحبت کرده اند ولی هر بار توافق کرده اند به زندگی مشترک ادامه دهند، تنها به یک دلیل: این همه سال زندگی را نادیده بگیریم؟
آن شرکت و این زوج، درگیر پدیده ای هستند به نام"فیل سفید" که قصه اش بر می گردد به روزگاران قدیم در سرزمین تایلند.
در آن سرزمین، فیل های سفید که کمیاب هم بوده اند، نماد تقدس محسوب می شدند و البته چون تغذیه خاصی داشتند، نگهداری شان گران تمام می شد.
🐘
یک بار پادشاه تایلند که از یکی از درباریان رنجیده بود، فیل سفیدی به او هدیه داد. آن فرد از این که چنین هدیه ارزشمندی را از شخص پادشاه گرفته است، بسیار خوشحال و مفتخر بود ولی نمی دانست پادشاه او را وارد چه دردسری کرده است؟
القصه، آن درباری هر چه در می آورد خرج فیل سفید می کرد و هر گاه به فکرش می رسید که از خیر داشتن فیل بگذرد، یادش می آمد که اولاً این هدیه پادشاه است و ثانیاً حالا که کلی برایش خرج کرده، حیف است آن را نگه ندارد. بدین ترتیب، او روز به روز فقیرتر و فرتوت تر می شد.
ممکن است هر کدام از ما در زندگی فیل های سفیدی داشته باشیم که باید از شرشان خلاص شویم ولی چون قبلاً برایش هزینه کرده ایم فکر می کنیم باید بازی را ادامه دهیم.
هزینه هایی که باعث می شود فیل های سفید را همچنان به عنوان وبال گردن مان حفظ کنیم می تواندمادی باشد (مثلاً برای راه اندازی یک اپلیکیشن ناموفق، فلان مقدار هزینه کرده ایم و به امید این که روزی به بازدهی برسد، همچنان آن را سرپا نگه می داریم) یامعنوی (مثل دانشجویی که از ترم دو به بعد متوجه شده که از رشته تحصیلی اش متنفر است ولی می گوید یک سال از عمرم را برای این رشته صرف کرده ام و نباید تغییرش دهم.)
ادامه نگه داشتن فیل های سفید، نه تنها هزینه های قبلی را جبران نمی کند، بلکه هزینه های جدیدی نیز به ما تحمیل می کند: شرکتی که اول مطلب بدان اشاره کردیم ناچار است از منابع دیگرش بکاهد و صرف فیل سفیدش کند و آن زوج ناموفق، باید همچنان تنش ها و دعواهای جدیدی را تحمل کنند.
فیل های سفید می توانند افکار و باورهایی باشند که در طول زمان به دست شان آورده و عمری با آنها زندگی کرده ایم، یا روابطی ناسالم باشند که سال هایی را وقف شان کرده ایم، رشته تحصیلی یا شغلی باشد که دوست اش نداریم یا یک شیء بدون استفاده که از این خانه به آن خانه در اسباب کشی منتقل می کنیم یا یک پروژه اقتصادی که چاه ویلی شده است که بی هیچ خروجی خاصی مدام منابع مالی مان را می بلعد.
کلمه کلیدی درباره فیل های سفید "حیف" است و فکر کانونی، "امید واهی" به آینده فیل.
باید "حیف" و "امید واهی" را از اطراف فیل های سفید زندگی مان دور کنیم و با باز کردن این دو بند از پای فیل، او را از خود برانیم.
بعد از راندن فیل سفید نیز هرگز حسرتش را نخوریم. به زودی درخواهیم یافت چه بار بزرگی از روی فکر، روح، زندگی یا کار و کسب مان برداشته شده است و چه انرژی بزرگی آزاد شده که می توانیم به امور مهم تر زندگی مان اختصاص دهیم.
شناسایی فیل های سفید و اخراج آنها از زندگی، باید روندی مستمر در زندگی مان باشد و الّا زیر بار انواع فیل های سفید، کمرمان خواهد شکست.
Forwarded from مجله | خلاقیت، بدون مرز
به آدمهای دور و برمان نگاه کنیم، به خانواده، دوستان و به خودمان! چند نفر از ما مصداق این طرح پرمعنای هنرمند لهستانی؛ جوستیکا ماخیکا هستیم؟
در دنیای مجازی در میان جمعیم و در درونمان تنهاییم!
پروفایلمان پر از عکس سفر و جشن و شادمانی و بزن و بکوبه، اما در درونمان غمگینیم!
مدام از موفقیت و امیدواری میگیم، اما در درونمان شکست خورده و افسرده ایم!
هر روز جملات حکیمانه ای از کتابهای مختلف منتشر می کنیم اما خودمان سالهاست لای کتاب را باز نکردیم؟
تا حالا فکر کردین که ما چقدر شبیه آن چیزی هستیم که در فضای مجازی نشون میدیم؟
به قول جکسون براون:
شخصیت واقعی ما همان کارهایی هست که دور از چشم دیگران انجام می دهیم!
#کارتون #شعرومتن
@AR_NOSRATI
در دنیای مجازی در میان جمعیم و در درونمان تنهاییم!
پروفایلمان پر از عکس سفر و جشن و شادمانی و بزن و بکوبه، اما در درونمان غمگینیم!
مدام از موفقیت و امیدواری میگیم، اما در درونمان شکست خورده و افسرده ایم!
هر روز جملات حکیمانه ای از کتابهای مختلف منتشر می کنیم اما خودمان سالهاست لای کتاب را باز نکردیم؟
تا حالا فکر کردین که ما چقدر شبیه آن چیزی هستیم که در فضای مجازی نشون میدیم؟
به قول جکسون براون:
شخصیت واقعی ما همان کارهایی هست که دور از چشم دیگران انجام می دهیم!
#کارتون #شعرومتن
@AR_NOSRATI
Forwarded from مثبت➕فڪرڪنید
همیشه یه دلیلی برای خندیدن پیدا کنید.
ممکنه خندیدن باعث نشه تو زندگی بیشتر عمر کنید، اما حتما باعث میشه تو عمرتون بیشتر زندگی کنید...!
『 @mosbatfekrkonid 』
ممکنه خندیدن باعث نشه تو زندگی بیشتر عمر کنید، اما حتما باعث میشه تو عمرتون بیشتر زندگی کنید...!
『 @mosbatfekrkonid 』
Forwarded from فرنگ نوشت
🔹عکسهایی از پله برقی در کشورهای مختلف
🔸سمت راست برای ایستادن
سمت چپ آزاد برای کسانی که میخواهند راه بروند.
@Farang_nevesht
🔸سمت راست برای ایستادن
سمت چپ آزاد برای کسانی که میخواهند راه بروند.
@Farang_nevesht
Forwarded from " زبان زندگی" ارتباطی بدون خشونت
🔴 پسر این مرد هندی سال ۲۰۰۵ با موتور داخل یک چاله توی خیابون میفته و میمیره
از همون روز به بعد پدرش شروع به تعمیر و پر کردن چالههای خیابون با هزینهی شخصی خودش میکنه
این پدر یک سبزی فروش ساده ست و درآمد چندانی نداره ولی تا امروز ۶۰۰ چاله رو تنهایی پر کرده...
•••••••••••••••••••
@nvcir
با دیدن خبر بالا(علیالخصوص در هند) یکباره یاد جملهی معروف گاندی افتادم:
بیایید خودمان تغییری شویم
که در دنیا جستجویش میکنیم
#گاندی
#زبانزندگی
از همون روز به بعد پدرش شروع به تعمیر و پر کردن چالههای خیابون با هزینهی شخصی خودش میکنه
این پدر یک سبزی فروش ساده ست و درآمد چندانی نداره ولی تا امروز ۶۰۰ چاله رو تنهایی پر کرده...
•••••••••••••••••••
@nvcir
با دیدن خبر بالا(علیالخصوص در هند) یکباره یاد جملهی معروف گاندی افتادم:
بیایید خودمان تغییری شویم
که در دنیا جستجویش میکنیم
#گاندی
#زبانزندگی
Forwarded from مجله | خلاقیت، بدون مرز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺📺📺
📌 ما انسانها وقتی با هم هستیم، خوشحالتر، موفقتر و قدرتمندتریم. در واقع در کنار هم بودن، زندگی را زیباتر میسازد و شرکت هواپیمایی «KLM»، در این تبلیغ فوقالعاده مشتریانش را به این کار تشویق میکند، این ویدیو را باید بارها و بارها دید!
📌 شهروندان یک جامعه و مخاطبان یک برند، عامل بقای و تثبیت برندها هستند، بنابراین برندهای بزرگ در قبال جامعه مسئولیت اجتماعی دارند و باید برای بهتر شدن فرهنگ جامعه و ارتقای آگاهی مخاطبانشان، استراتژی و برنامهریزی داشته باشند و هزینه کنند.
#تبلیغات
@AR_NOSRATI
📌 ما انسانها وقتی با هم هستیم، خوشحالتر، موفقتر و قدرتمندتریم. در واقع در کنار هم بودن، زندگی را زیباتر میسازد و شرکت هواپیمایی «KLM»، در این تبلیغ فوقالعاده مشتریانش را به این کار تشویق میکند، این ویدیو را باید بارها و بارها دید!
📌 شهروندان یک جامعه و مخاطبان یک برند، عامل بقای و تثبیت برندها هستند، بنابراین برندهای بزرگ در قبال جامعه مسئولیت اجتماعی دارند و باید برای بهتر شدن فرهنگ جامعه و ارتقای آگاهی مخاطبانشان، استراتژی و برنامهریزی داشته باشند و هزینه کنند.
#تبلیغات
@AR_NOSRATI
💥 معنای زندگی
فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد :
آیا كسی سؤالی دارد؟
یکی از شاگردانش به نام "رابرت فولگام" نویسندۀ مشهور در بین حضار بود.
پرسید : جناب آقای دكتر پاپادروس ، معنی زندگی چیست؟
بعضی از دانشجویان خندیدند!
اما پاپادروس، دانشجویان خود را به سکوت دعوت كرد، سپس كیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینۀ گرد و كوچکی را بیرون آورد و گفت :
موقعی كه بچه بودم جنگ بود ، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی میكردیم ، روزی در كنار جاده چند تکه آینۀ شکسته ، از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا كردم.
بزرگترین تکۀ آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ ، گِردش كردم.
همین آینهای كه حالا در دست من است و ملاحظه میكنید.
سپس بهعنوان یک اسباببازی شروع كردم به بازی با آن و بازتاباندنِ نور خورشید به هر سوراخ و سُنبه و دَرز و شکافِ كمد و صندوق خانه و تاریک ترین جاهایی كه نور خورشید به آنها نمیرسید.
از این كه با كمک این آینه میتوانستم ظلمانیترین نقاط در اجسام و مکانهای مختلف را نورانی كنم به قدری شیفته و مجذوب شده بودم كه وصفش مشکل است.
در واقع، بازتاباندن نور به تاریک ترین نقاط اطرافم، بازی روزانۀ من شده بود.
آینه را نگه داشتم و در دوران بعدیِ زندگی نیز هر وقت كه بیکار میشدم آن را از جیبم در میآوردم و به بازی همیشگی خود ادامه میدادم.
بزرگ كه شدم دریافتم این كار یک بازی كودكانه نبود ، بلکه استعارهای بر كارهایی بود كه احتمال داشت بتوانم در زندگی خود انجام دهم.
بعدها دریافتم كه من ، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است.
تنها در صورتی تاریک ترین نقاط عالم را نورانی خواهد كرد كه من بازتابش دهم.
من تکهای از آینهای هستم كه از طرح و شکل واقعی آن اطلاع چندان درستی ندارم.
با وجود این ، هرچه كه هستم ، میتوانم نور را به تاریک ترین نقاط عالم ، به سیاه ترین نقاط ذهن انسانها منعکس كنم.
سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسانها گردم.
شاید دیگران نیز متوجه این كار شوند و همین كار را انجام دهند.
به طور دقیق این همان چیزی است كه من به دنبال آن هستم.
این معنی زندگی من است.
دکتر بعد از پایان درس ، آینه را به دقت دوباره در دست گرفت و به كمک ستونی از نور آفتاب كه از پنجره به داخل سالن میتابید، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم كه روی صندلی به هم گره خورده بودند، تاباند و گفت :
به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم.
به جایی که امید نیست ، امید ببریم.
به جایی که دروغ هست ، راستی ببریم.
به جایی که ظلم هست ، عدالت ببریم.
به جایی که کدورت هست ، مهر ببریم.
به جایی که جنگ هست ، صلح ببریم.
به جایی که پر از هیاهو و داد و بیداد است ، آرام و قرار ببریم.
به جایی که سستی و تنبلی است، شور و شوق و نشاط ببریم.
به جایی که پر رویی و بی ادبی حاکم است، مرام و معرفت و ادب ببریم.
به جایی که بیسوادی و بی هنری سیاهی ایجاد کرده، سواد و مهارت ببریم.
به جایی که یادگیری مرده است، دانایی و کارایی و زیستن و باهم زیستن را به ارمغان ببریم.
و ....
این معنای زندگی است....
فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد :
آیا كسی سؤالی دارد؟
یکی از شاگردانش به نام "رابرت فولگام" نویسندۀ مشهور در بین حضار بود.
پرسید : جناب آقای دكتر پاپادروس ، معنی زندگی چیست؟
بعضی از دانشجویان خندیدند!
اما پاپادروس، دانشجویان خود را به سکوت دعوت كرد، سپس كیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینۀ گرد و كوچکی را بیرون آورد و گفت :
موقعی كه بچه بودم جنگ بود ، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی میكردیم ، روزی در كنار جاده چند تکه آینۀ شکسته ، از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا كردم.
بزرگترین تکۀ آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ ، گِردش كردم.
همین آینهای كه حالا در دست من است و ملاحظه میكنید.
سپس بهعنوان یک اسباببازی شروع كردم به بازی با آن و بازتاباندنِ نور خورشید به هر سوراخ و سُنبه و دَرز و شکافِ كمد و صندوق خانه و تاریک ترین جاهایی كه نور خورشید به آنها نمیرسید.
از این كه با كمک این آینه میتوانستم ظلمانیترین نقاط در اجسام و مکانهای مختلف را نورانی كنم به قدری شیفته و مجذوب شده بودم كه وصفش مشکل است.
در واقع، بازتاباندن نور به تاریک ترین نقاط اطرافم، بازی روزانۀ من شده بود.
آینه را نگه داشتم و در دوران بعدیِ زندگی نیز هر وقت كه بیکار میشدم آن را از جیبم در میآوردم و به بازی همیشگی خود ادامه میدادم.
بزرگ كه شدم دریافتم این كار یک بازی كودكانه نبود ، بلکه استعارهای بر كارهایی بود كه احتمال داشت بتوانم در زندگی خود انجام دهم.
بعدها دریافتم كه من ، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است.
تنها در صورتی تاریک ترین نقاط عالم را نورانی خواهد كرد كه من بازتابش دهم.
من تکهای از آینهای هستم كه از طرح و شکل واقعی آن اطلاع چندان درستی ندارم.
با وجود این ، هرچه كه هستم ، میتوانم نور را به تاریک ترین نقاط عالم ، به سیاه ترین نقاط ذهن انسانها منعکس كنم.
سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسانها گردم.
شاید دیگران نیز متوجه این كار شوند و همین كار را انجام دهند.
به طور دقیق این همان چیزی است كه من به دنبال آن هستم.
این معنی زندگی من است.
دکتر بعد از پایان درس ، آینه را به دقت دوباره در دست گرفت و به كمک ستونی از نور آفتاب كه از پنجره به داخل سالن میتابید، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم كه روی صندلی به هم گره خورده بودند، تاباند و گفت :
به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم.
به جایی که امید نیست ، امید ببریم.
به جایی که دروغ هست ، راستی ببریم.
به جایی که ظلم هست ، عدالت ببریم.
به جایی که کدورت هست ، مهر ببریم.
به جایی که جنگ هست ، صلح ببریم.
به جایی که پر از هیاهو و داد و بیداد است ، آرام و قرار ببریم.
به جایی که سستی و تنبلی است، شور و شوق و نشاط ببریم.
به جایی که پر رویی و بی ادبی حاکم است، مرام و معرفت و ادب ببریم.
به جایی که بیسوادی و بی هنری سیاهی ایجاد کرده، سواد و مهارت ببریم.
به جایی که یادگیری مرده است، دانایی و کارایی و زیستن و باهم زیستن را به ارمغان ببریم.
و ....
این معنای زندگی است....